سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه ی مادر مهدی محمودیان به مقامات قضایی: دیگر نمی گویم دین ندارید از شما می پرسم آ...

نامه ی مادر مهدی محمودیان به مقامات قضایی: دیگر نمی گویم دین ندارید از شما می پرسم آیا عمروعاص را می شناسید؟

چکیده :آقایان اطلاعاتی و همه کسانی که بچه های ما اسیر زندانهای شما هستند و همه آنهایی که از تقلب و دروغ بیزارید از این دسته گل تازه تان در زندان رجایی شهر خبر دارید؟ می دانید وقتی بچه های ما حاضر به اعتراف به کار نکرده نمی شوند عوامل شما در یک فرصت مناسب یک موبایل با عکسها و فیلمهای غیراخلاقی در وسایل آنها می گذارند تا با این کار باعث بردن آبروی آنها و وادار کردن آنها به اعترافهای دروغین شوند؟ دیگر نمی گویم دین ندارید از شما می پرسم آیا عمروعاص را می...


مادر مهدی محمودیان، روزنامه نگار زندانی و از افشاگرانِ اولیۀ بازداشتگاه کهریزک، طی نامه ای سرگشاده به مقامات قضایی و امنیتی کشور، ضمن ابراز تاسف از وضع موجود و اقدامات حاکمیت فعلی، گوشه ای فشارها و تهدیداتِ وارده از سوی حکومت علیه خانواده های زندانیان سیاسی را بازگو کرد و گفت: در این مدت با من پیرزن بیسواد و فرزندم کاری کردید که بدون نیاز به درس و دانشگاه و سر درآوردن از سیاست فهمیدم که به هیچ چیز معتقد نیستید نه خدا، نه دین و نه پیغمبر و هر کاری می کنید برای فریب مردم و حفظ ریاست و حکومت خودتان است و برای حفظ این چیزها هر کاری می کنید.

به گزارش جرس، متن کامل این نامه به شرح زیر است:

با سلام خدمت آقایانی که متاسفانه امروز مسئولیت قضا و امنیت کشور را بر عهده دارند.

نمی دانم این حرفها را خطاب به چه کسی می گویم چون دیگر به هیچ کدامتان ایمان ندارم. شما ها در این مدت با من پیرزن بیسواد و فرزندم کاری کردید که بدون نیاز به درس و دانشگاه و سر درآوردن از سیاست فهمیدم که به هیچ چیز معتقد نیستید نه خدا، نه دین و نه پیغمبر و هر کاری می کنید برای فریب مردم و حفظ ریاست و حکومت خودتان است و برای حفظ این چیزها هر کاری می کنید.مثلا به مردم می گویید قران بخوانید و دور هم جمع شوید و هیئت راه بیندازید و این کارها خیلی ثواب دارد. اما وقتی من و چند مادر و همسری که عزیزشان اسیر دستهای شماست برای دلگرمی و آرامشان قلبمان دور هم جمع می شویم و قران می خوانیم ما را تهدید می کنید که این کار را نکنیم و الا ما را دستگیر می کنید.

یا وقتی قرار شد این افراد منزل ما جمع شوند و با هم قران بخوانیم دیگر احترام به مهمان و اینکه پیامبر گفته اند که مهمان حبیب خداست را فراموش کردید و با تهدید من پیرزن را وادار کردید که شرمنده این مادر و همسران دلشکسته شوم و به آنها تلفن بزنم که به خانه من نیایید و الا به جرم خواندن قران دستگیرتان می کنند. آخ کاش می فهمیدید که چقدر خجالت کشیدم. بعد هم برای ترساندن بیشتر من پیرزن را به اطلاعاتتان احضار می کنید و البته با چرب زبانی سعی می کنید مرا بترسانید که مصاحبه نکنم و الا با من و پسر زندانی ام چه که نمی کنید.

حالا فهمیدید چرا می گویم دین ندارید؟ به دلیل همین کارهایتان من بیسواد فهمیدم که اگر از قرآن و دین دم می زنید فقط برای سرگرم کردن مردم و راحتتر حکومت کردن خودتان است و اگر ذره ای شک کنید که شاید در این جلسه ها حرفی زده شود که به میل شما نباشد دیگر کاری به قرآن و چیز دیگرش ندارید و آنرا تعطیل می کنید.

حالا تازه دارم به معنای حرفهای پسر قهرمان و انسان دوستم که اسیر دستهای شماست پی می برم. حرفهایی که او هر وقت میگفت ما قبول نمی کردیم و حالا با اسارتش و شکنجه هایی که تا امروز تحمل کرده چشم و گوش همه ما را باز کرد و همه فهمیدیم که مهدی راست می گفت و او خیلی زودتر از ما این چیزها را فهمیده بود.

آقای دادستانی که وقتی از شما سئوال می کنم مگر بچه ندارید که حال مرا بفهمید؟ می گویید “بچه دارم، خوبشم دارم” و با کبر و غرور می گویی خواستی جلوی بچه ات را بگیری تا نه بچه ات به این روز بیفتد نه خودت. حالا من بدون کبر و غرور به شما می گویم که آقا این حرف را به کسی می گویند که بچه اش دزد و قاچاق چی و قاتل است نه بچه من و هزاران نفر بهتر از او که همه دکتر و مهندس و معلم و دانشجو و روزنامه نگار یا بقول ما بیسوادها همه آدم حسابی هستند. در ضمن آقای دادستان شما که خیلی اهل تربیت کردن هستید خبر دارید بعضی از زندانیان شما که دانشجو هستند و قرار شده بود طبق قانون درسشان را بخوانند و بروند امتحانشان را بدهند، جلوی این کارشان را شما یا دوستانتان گرفته اید؟ خبر دارید پسر من و بعضی دیگر از زندانیهای شما حتی کتاب و روزنامه هم ندارند؟ خب من و پدر کارگر و بیسواد مهدی و صدها پدر و مادر کارگر و بیسواد دیگر که با هر سختی که شده و بهر امید فرزندانمان را به مدرسه و دانشگاه فرستادیم بی عرضه بودیم آیا شما روش تربیتی تان این است که این بچه را از درس و مشق و کتاب و قلم جدا کنید؟ البته بعید میدانم اینطور باشد چون هر وقت به دادسرا آمدم و کاری داشتم می گفتند کارمندان تان -چه زن و چه مرد که چندان هم از من جوانتر نیستند- رفته اند دانشگاه یا امتحان دارند. خب شما که کارمندان میانسالتان را هر طور شده به دانشگاه می فرستید تا شاید حقوق بازنشستگیشان افزایش یابد، بعید است فکر تحصیل و درس و کتاب بچه های ما نباشید.مگر اینکه فکر کنید این جوانهایی که امروز در زندان شما هستند جای آنها را تنگ کرده بودند و برای رفع این مشکل فعلا جلوی درس و کتاب آنها را گرفته اید.

حالا فهمیدید چرا می گویم نه به دین اعتقاد دارید نه قران، نه پیغمبر، چون اگر اینطور بود سفارش خدا و پیغمبرش برای کسب علم و دانش را زیر پا نمی گذاشتید و با این جوانها اینطور رفتار نمی کردید.

آقایان اطلاعاتی و همه کسانی که بچه های ما اسیر زندانهای شما هستند و همه آنهایی که از تقلب و دروغ بیزارید از این دسته گل تازه تان در زندان رجایی شهر خبر دارید؟ می دانید وقتی بچه های ما حاضر به اعتراف به کار نکرده نمی شوند عوامل شما در یک فرصت مناسب یک موبایل با عکسها و فیلمهای غیراخلاقی در وسایل آنها می گذارند تا با این کار باعث بردن آبروی آنها و وادار کردن آنها به اعترافهای دروغین شوند؟ دیگر نمی گویم دین ندارید از شما می پرسم آیا عمروعاص را می شناسید؟

خیلی حرف برای گفتن دارم اما گفتم شاید با همین حرفها سر عقل بیایید و کمی رفتارهایتان را اصلاح کنید و برای فرزند من و بقیه زندانیها که مادر پیر و زن جوان و فرزند کوچک دارند شرایطی فراهم کنید که بتوانند به سر خانه و زندگی شان برگردنند اما اگر باز هم به این روشهای غیر دینی و غیر اخلاقی خود در برخورد با پسر من و دیگر زندانیها ادامه دهید من باز هم از این نامه ها برایتان می نویسم. چون غیر از این دیگر کاری از دستم برنمی آید که برای پسرم که اسیر دستهای شماست انجام دهم.

فاطمه الوندی، اول فروردین هزار و سیصد و نود



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

38 پاسخ به “نامه ی مادر مهدی محمودیان به مقامات قضایی: دیگر نمی گویم دین ندارید از شما می پرسم آیا عمروعاص را می شناسید؟”

  1. علی رضا کاوه گفت:

    مادر قربان قلمت
    به امید آزادی تمامی اسرای سبز

  2. محمد گفت:

    مادر عزیز
    فرزند شما و دیگر آزادگان و شهدای این کشور قهرمانان این کشورند و بخوبی مشخص است که لقمه حلال باعث این موضوع شده است
    بعنوان یک فرزند کوچک شما دستان شما بزرگواران را چنین قرمانانی را پروش دادید می بوسم و خاک پای شما را سرمه چشم می کنیم
    بدانید نام فرزندان شما در تاریخ پر فراز و نشیب این کشور ثبت گردیده و نام آن عمرعاص ها نیز ثبت می گردد
    ما در آینده نامهای زیادی را به فرزندانمان خواهیم گفت، نام مصدق، بازرگان، گلسرخی، خاتمی، میرحسین، کروبی، ندا، سهراب، اشکان، محمد، مهدی، احمد، عیسی و….. را خواهیم گفت و نام …را نیز می گوییم
    بنویس مادر خوبم که این نامه ها در کنار نامه های نوری زاد عزیز، فخرالسادات دلیر و دیگر نامه ها در تاریخ ثبت خواهند شد
    سال “آگاهی تا رهایی” بر شما عزیزان مبارک

  3. اشکان گفت:

    از عمرعاص بدترند

  4. ت.س گفت:

    چه قدر دعای خیر همراه آقایان مسوولین است.
    مهدی محمودی عزیز شجاعت تو را در رسوا کردن جنایت علیه فرزندان مظلوم ایران هرگز از یاد نبرده ایم. در وافع افشاگری ات سبب شد تا دیگر در مقابل ظلم کوتاه نیاییم.اگر موضوع فقط تقلب در آرا بود , من یکی بعد از 25 خرداد دیگر بیرون نمی آمدم. امااطلاع از قتل و شکنجه و تجاوز به همراهانم قابل چشمپوشی نبود. سبز میمانیم. روز های پرتلاشی در پیش خواهیم داشت.
    ای کاش کلمه ترتیبی میداد که امکان برفراری ارتباط با مادر این عزیز برفرار میشد. ما نه هیچ یک از اصلاح طلبان را میشناسیم. نه ارتباطی با خانواده زندانیان سیاسی داریم. حداقل امکان حمایت مادی از پدر و مادر پیر یا همسر جوان یک رندانی برایمان وجود دارد. حمایت معنوی خوبه ولی کافی نیست. کلمه راهی به نظرت نمیرسد؟

  5. ناشناس گفت:

    فقط و فقط اگاهي تا رهائي

  6. یه خس سبز گفت:

    اینها به عمرو عاص گفتنده اند : زکییییییییی

  7. شاهین گفت:

    شرمتان باد ای خداوند قدرت بس کنید
    بس کنید از این همه ظلم و قساوت بس کنید
    گر نه کورید و نه کر
    گر مسلسلهایتان یک لحظه ساکت میشوند
    بشنوید و بنگرید
    این آه مادرهای فرزند مرده است
    کز ستمهای شما هر گوشه زاری میکنند….!

  8. محمدجوادِسبز-فرزندجانبازوبرادرزاده ی1شهید گفت:

    مادرجان : قربون ِ کلام و آگاهیت- خدا پناهتان

  9. علی گفت:

    مادر عزیز سلام؛
    رحمت خدا بر شیری که به مهدی داده اید. مهدی و تمامی اسیران دولت کودتا نور چشمان غالب مردم ایران هستند .دست شمار را می بوسم و دعا می کنم همه اسیران در بند و خانواده آنها در صحت و سلامت باشید.
    دعا می کنم خداوند شر این ظالمین را به خودشان برگرداند.

  10. احسان گفت:

    پيروزي نزديك است

  11. امیر گفت:

    مادرم در برابر عظمت روحت سر تعظیم فرو می آورم .

  12. مهدی گفت:

    مادر عزیزم شخصا سالها است که به این نتیجه رسیده ام که حاکمان فعلی ادامه ددگان راه ال امیه و ال زیاد و ال مروان هستند و مطمئننا عمرو و عاصها را در خدمت دارند اری انها تجسم معاویه و عمرو عاص و یزید و شمر و خولی هستند انان به نام دین تعیشش میکنند اگر چه بعضی همراهان مقدس دارند

  13. فتنه هفتادمیلیونی گفت:

    این شیاطین مسخ شده سلاحشان بهتان زنی نابحق، تجسس در مسائل خصوصی مردم، اختلاف اندازی در بین اعضای خانواده وبین ملت است.متأسفم که مقدرات ملت بخواب رفته پایمال سم شیاطین شده .درود برمهدی محمودیان ومادر شجاع او. مسخ وعزا از برای کودتاچیان بزدل وآلت دست اجانب علی الخصوص آلتان دست روسیه.

  14. آرش گفت:

    مادر جان فدای تو
    فدای دردهایت که درد همه مردم ایران زمین و همه مادران فرزندان آگاه ودلیر این سرزمین است. هزار و صد هزار آفرین به تو مادر که فرزندانی به مانند مهدی در دامان پروراندی! می ستایم ترا

  15. ناشناس گفت:

    ghorbvune harchi madare pak too donya hast

  16. عامک گفت:

    انشا به این خوبی از یک زن به گفته خودش بیسواد بعید است ولی دست نویسنده اصلی دردنکند

  17. پا برهنه گفت:

    افرین بر شما ای مادر قهرمان

  18. هیچ کس گفت:

    مادری که با فروتنی خود را بیسواد می داند، هزاران هزار بار از عالمان بی عمل و عاملان بی علم حکومتی، صدیق تر و شجاع تر است. شرم باد حاکمی را که نمی داند محتوای باز خواست حاکمان در قیامت چیزی جز خود تاریخ نیست. نه تاریخی که کاتبان چاپلوس حکومتی می نگارند، بل تاریخی که ستمدیدگان با خون دل و اشک چشم هر روز و هر لحظه ی خویش می نویسند. اسلام را که نابود کرده اند، انسانیت را هم که پیشتر نابود کرده بودند این ظالمان از خدا بی خبر.

  19. مختصر گفت:

    مادر دست مبارکتان را می بوسم.
    در نیمه های شب زوال ظالمان را از خدای بزرگ بخواهید.که حتما دعای شما مورد قبول حق قرار خواهد گرفت.اینشاءالله

  20. ایرانی گفت:

    مادر جان ! قربون معرفتت و آگاهیت . قربون اشکهای شبونه و دل شکستت . دعای شما مادران و پدران دلسوخته دمار از روزگار این دولت و رهبرش در میاره . ولی مادر من ! نوکرتم ! فکر نمیکنی تشبیه این اراذل با عمروعاص جفای بزرگی در حق عمروعاص بود . عمروعاص حداقل رو بازی میکرد . اگه قرآن سر نیزه کرد در مقابل داشت با قرآن ناطق میجنگید . نه مثل اینا که قرآن و زیر بغلشون گذاشتن و هر جا کم میارن میذارنش وسط . . .

  21. سرباز میرحسین گفت:

    چرا این حرفا رو میزنید؟ اینا از یاران امام زمان هستن. مگه سی دی و کتاب ظهور نزدیک است رو ندیدین. محمود احمدی نژاد شعیب ابن صالحه ، خدا سنگتون میکنه به اینا توهین میکنید.
    مادر عزیز کجای کاری این پست فطرتا امام زمان رو به سخره گرفتن اونوقت میخوای به من و شما رحم کنن.
    فقط خدا میتونه از پس این شیطان صفتها بر بیاد

  22. ناشناس گفت:

    این زن بی سواد عجب انشایی نوشته.

  23. احسان -مشهد گفت:

    كسب آزادي و حق
    شد قيام زن و مرد
    نه مسلسل نه تفنگ چاره كار نكرد.
    به اميد خدا سرنگوني ظالمان نزديك است…

  24. علی گفت:

    عمر و عاص را خوب میشناسند اینکه دیگر سوال ندارد ، عمروعاص چند بار حیله بکار برد ولی این آقایان هر روز و سالهاست روی دست او بلند شده اند ضمن آنکه عمروعاص ادعای مسلمانی دوآتشه نداشت اینها کاری میکنند که اگر عمروعاص زنده بود می باید میآمد و در کلاسهای آنها شرکت میکرد ولی مادر محترم بدانید که امثال اینها و گنده تر از اینها در شوروی و المان شرقی و… بودند و رفتند و فقط نفرین برایشان مانده.

  25. میبد90 گفت:

    واقعا که بهشت زیر پای شماست مادر جان

  26. ناشناس گفت:

    مادر عزيز ما باشما همدريم وخداوند متعال صبر به شما بدهد ياعلي

  27. جنبش سبز گفت:

    عمر و عاص بدنام شد چون بد بود و بد زندگی کرد اما الان قطع به یقین تو حداقل تو دوستاش سربلنده آخه حضرات کودتاچی با کارایی که میکنن روسفیدش کردن در حد تیم ملی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    مادر من سواد به این نیست که بهت بگن دکتر یا مهندس سواد به اینه که بفهمی دور و برت چه خبره مطمئن باش شما و همه ی مادران و پدرانیکه آزاده ای تو اوین یا هر زندون دیگه ای دارین ازین مدعیان دروغگو باسواد تر و بقول گفتنی با کمالات ترین آخه اگه اینا می فهمیدن همچین کارایی نمیکردن مادر من!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    چاردیواری زندون واسه همیشه نمیتونه کسی و تو خودش نگر داره اینو حضرات بفهمن ( هر چن امیدی به فهمشون نیست ) اون روز پایان زمستونه و رو سیاهی به ذغال میمونه.

  28. میرحسین گفت:

    شعور شما از 1000 تا کودتاگر مثلا باسواد بیشتره مادر عزیز

  29. بنده خدا گفت:

    تو را به خدا تن عمرو عاص و معاویه را با مقایسه شون با اینها توی گور نلرزانید

  30. ناشناس گفت:

    آقايان سانديس خور: عامك و ناشناس هميشگي خودمون
    خوب ميدونين وقتي كسي مي گه “من بيسواد” به معني اينه كه با افتادگي ميخواد بگه يعني مثل مخاطب ادعاي تحصيلات دانشگاهي بالا نداره نه اينكه سواد خواندن و نوشتن نداشته باشه. اگه چشم سرتون هم مثل چشم دلتون كور نشده بود ميديدين كه مادرمون راجع به حضور در جلسه قرآن خواني صحبت كرده بود. پس بيسواد شماييد كه حتي زبان محاوره را هم بلد نيستين و براي اينكه پيام يك دلنوشته را مخدوش كنين به خيال خودتون مزه مي پرونيد. من بجاي شما از اين همه لودگي خجالت مي كشم. تو رو خدا حقوقي را كه از ارتش سايبري مي گيرين حروم نكنين و لا اقل يكي دوتا استدلال جدي بكنين كه معلوم بشه ماليات من و مهدي محموديان كه سر سفره شما آدمهاي ترحم بر انگيز رو رنگين و سنگين مي كنه حروم نشده.
    يا حق

  31. ناشناس گفت:

    باشد که قلم شما همچون پسر روزنامه نگارتان راه آزادی برای ایران راهموار کند.

  32. ناشناس گفت:

    زیاد ناراحت نشید .آخه این ساندیسی ها دکتراشون هم نمی تونندانشا بنویسن .فکر می کنن یه باسواد اونو نوشته.اصلا چه دلیلی داره آدم بیسواد قرآن بخونه (با هم قران بخوانیم ).اصلا آدم بیسواد چه حقی داره بخواد فرزندشو ببینه .اصلا فرزند یه آدم بیسواد چه حقی داره بره دانشگاه .دانشگاه جای نور چشمی های این مملکته .جای اونهاییه که تو راه اسلام شمشیر زدن .ببخشید جنگیدن .جا ی سرداران وسیف الاسلامهاست .

  33. سبز گفت:

    حکومت کفر بر جا می ماند ولی حکومت ظلم نه…

  34. ناشناس گفت:

    غارت زده مفتی و قاضی شده ایم شزمنده مستقبل و ماضی شده ایم
    دنبال عدالت علی می گشتیم اکنون به بنی امیه راضی شده ایم
    شاعر ناشناس
    به ایمید حق با آگاهی و تلاش مردم شاهد یک نظام سیاسی و اجتماعی عادلانه و مردمی باشیم

  35. dr mosadegh گفت:

    baraye azamate shoma madar mehraban gerye kardam

  36. ناشناس گفت:

    dorood bar madare fadakari chon shoma

  37. ناشناس گفت:

    میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت – میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت

  38. بچه ایران گفت:

    ای پادشه خوبان داداز غم تنهایی – دل بی تو بجان آمد وقت است که باز آیی
    وقت است که باز آیی
    وقت است که باز آیی
    وقت است که باز آیی
    به امید ظهور نور .