سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » احمد خرم: منتقدان باید به رسمیت شناخته شوند...

احمد خرم: منتقدان باید به رسمیت شناخته شوند

چکیده :اگر آستانه تحمل حکومت در برخورد با مخالفان زیاد بود از فرصت طلائی که در انتخابات پیش روی ایران قرار داد می شد بیشترین استفاده را برای تامین منافع ملی و به تبع آن امنیت ملی کشور محقق می شد بخصوص اینکه امنیت ملی فرصتی طلائی برای گام برداشتن در مسیر توسعه و استیفای منافع ملی است که فضای مورد نیاز برای تحقق این مهم فضائی آرام و بدور از تشنج است و زمانی که برخورد سرسختانه و درشت جایگزین برخورد نرم می شود فرصت های طلائی که پیش روی کشور است از دست می...


کلمه: احمد خرم وزیر راه و ترابری دولت خاتمی و عضو بنیاد باران برخورد تند را از عواملی می داند که موجب انشقاق در جامعه می شود.

وی که در گفت و گو با خبرآنلاین با تصریح بر اینکه مخالفان باید به رسمیت شناخته شوند عدم به رسمیت شناختن حق منتقدان را زمینه ایجاد آسیب به منافع ملی می داند زیرا در این صورت بیگانگان و مخالفان خارجی در مورد منافع ملی کشور به طمع می افتند و از سوی دیگر فضای گفتگو برای کشوردر عرصه بین الملل را محدود می کند.

برخی عدم تحقق وحدت را مهمترین فرصت از دست رفته در کشور قلمداد می کنند شما چه ارزیابی نسبت به این مساله دارید؟

برای پاسخ به این سوال می توان به آیه 157 سوره آل عمران اشاره داشت که حضرت حق در آن آیه خطاب به پیامبر تصریح می کند که این رحمت خدا بر تو ای پیغمبر بود که نرمی در برخورد را به تو عطا کرد که با مردم با نرمی برخورد کنی زیرا اگر تندخو و سنگین دل بودی همه از پیرامونت پراکنده می شدند. توجه به معنی عمیق این آیه ابهامات موجود را برطرف می کند زیرا مهترین عاملی که پس از حوادث به انشقاق در جامعه دامن زد برخورد تندی بود که صورت گرفت و این برخورد عاملی شد که نه تنها اصلاح طلب از اصولگر بلکه اصولگرا از اصولگر جداشد در حالیکه اگر این مساله مدنظر قرار می گرفت که باید برخورد با نرمی و بدور از تندخوئی باشد تاهمه دور یک محور جمع می شوند.

این مساله نیازمند به رسمیت شناختن مخالف است فکر می کنید این مساله از چه جایگاهی برخوردار است ؟

برخورد تند و به رسمیت نشناختن مخالف و نشنیده گرفتن صدای احزاب و تشکل های منتقد وضع موجود، عامل اصلی ایجاد این فضا است باید در برخورد نرم دلی پیشه می شد و حاکمیت در برخورد با مخالفان آستانه تحمل خود را افزایش می داد.

عدم تحمل صدای مخالف چه هزینه ای را برکشور وارد نمود؟

اگر آستانه تحمل حکومت در برخورد با مخالفان زیاد بود از فرصت طلائی که در انتخابات پیش روی ایران قرار داد می شد بیشترین استفاده را برای تامین منافع ملی و به تبع آن امنیت ملی کشور محقق می شد بخصوص اینکه امنیت ملی فرصتی طلائی برای گام برداشتن در مسیر توسعه و استیفای منافع ملی است که فضای مورد نیاز برای تحقق این مهم فضائی آرام و بدور از تشنج است و زمانی که برخورد سرسختانه و درشت جایگزین برخورد نرم می شود فرصت های طلائی که پیش روی کشور است از دست می رود.

فکر می کنید فقدان فضای مطلوب در برخورد با مخالفان چه تبعاتی دارد؟

ایجاد فضای نامناسب در برخورد با مخالفان فضای نامناسبی را برای کشور ایجاد می کند به ترتیبی که مخالفان خارجی و بیگانگان واردار به طمع می شوند و این افراد سعی می کنند تا از این فضا به نفع خود سود ببرند بنابراین از فضای متشنج نهایت بهره را می برد و فضای لازم برای ایجاد تعامل با ایران بسته تر می شود .

تعاملی که مورد اشاره شما قرار گرفت در بسیاری از موارد نادیده گرفته می شود به گونه ای که بسیاری از مسئولان عدم تعامل ایران در عرصه بین الملل را فرصتی مناسب برای کشور ارزیابی می کنند؟

من نیز مدتی پیش شنیدم که یکی از مسئولان تصریح کرد که تحریم هزینه ای را برای کشور در برنداشته است اگر قرار باشد قضاوتی صورت بگیرد این قضاوت باید واقع بیننانه باشد و با استناد با آمار و ارقام در مورد آن صحبت شود .در حال حاضر برای بسیاری از کالاهائی که LC ما را نمی پذیرند باید LC را back to back کرد که هزینه آن 7 تا 8 در صد است و هزینه در رقابت بودن حداقل 10 درصد است من فکر می کنم که 17 یا حتی 15 درصد هزینه بوجود می آید که حتی اگر بخواهیم آن را 10 درصد حساب کنیم و این رقم در کل واردات 60 تا 70 ملیارد دلار حدود 6 تا 7 ملیارد دلار بالغ می شود البته من تصور می کنم که این رقم در شرایطی که تحریم علیه کشور وجود دارد به 14 تا 15 ملیارد دلار بالغ می شود به طور مثال هزینه خرید قطعه هواپیما 5/2 برابر هزینه واقعی از بازارآزاد است .

شمااشاره داشتید که اگر شرایط در داخل کشور مساعد تر شود امکان بهبود روابط به منظور تعامل با کشورهای جهان بهتر امکان پذیر است شما برای حل این مشکلات چه توصیه هائی دارید؟

متاسفانه در سال 88 برخورد تندی با معترضان به نتایج انتخابات صوت گرفت که فضای تند موجود را غیر اخلاقی کرد و در این فضا تهمت و افترا و فحاشی بسیار رشد کرد برای حل این معضلات بایستی موارد ذیل را محقق کرد.

1)رعایت اخلاق ،متاسفانه اخلاق رعایت نشد و تهمت و افترا به فرهنگ غالب تبدیل شد بنابراین بایستی پرهیز از بی ادبی و تهمت و بی انصافی را در دستور کار قرار داد.

2)به رسمیت شناختن جریانات مخالف زیرا در جامعه امکان ندارد که تک صدائی حاکم شود.

3)توزیع قدرت.در جوامع دو دیدگاه دیدگاه تمرکز و دیدگاه توزیع قدرت وجود دارد همچنانکه بسیاری علت سقوط شاه را تمرکز قدرت می دانستند بنابراین در قانون اساسی این مساله مدنظر قرار گرفته به گونه ای که می توان گفت سر تا سر قانون اساسی کشور ما فریاد توزیع قدرت است و از هر طریقی تلاش شده تا تمرکز قدرت منتفی شود.

4 )تقویت تحزب و تشکل ها. در این زمینه تلاش برای تقویت ngo ها می تواند در بهبود فضا ما را یاریگر باشد.

5)رعایت حقوق مردم و اینکه نگاه حکومت به مردم شهروند درجه دو نباشد به گونه ای که برخورد حکومت با مردم علی السویه باشد و حقوق شهروندی مردم رعایت شود.

6)تلطیف فضا. این مساله از طریق آزادی زندانیان و دلجوئی از آسیب دیدگان محقق می شود البته این موضوع بارها از سوی دلسوزان نظام مورد تاکید قرار گرفته است همچنانکه آقای هاشمی در اولین نماز جمعه بعد از انتخابات خواستار حل این مشکلات شدند و راهکارهائی را ارائه دادند.

7)اصلاح قانون انتخابات.

8)پافشاری بر اجرای اصول تعطیل شده قانون اساسی.

و اگر این راهکارها اجرائی شود چه چشم اندازی را می توانید برای آینده ترسیم کنید؟

فضای کشور باید با شتاب تلطیف شود و از کسانی که بدون توجیهات قانونی با آنها برخورد صورت گرفته باید دلجوئی شود و اگر این توصیه ها جدی گرفته شود به طور قطع فرصت های فراوانی را در عرصه بین الملل برای کشور ایجاد می کند در غیر اینصورت هزینه های زیادی بر کشور تحمیل می شود.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

7 پاسخ به “احمد خرم: منتقدان باید به رسمیت شناخته شوند”

  1. ناشناس گفت:

    منتقدان به رسمیت شناخته شده اند ولی نیت شومی در سر دارند و آنهم براندازی نظام و رهبری .این واقعیتی است که باید آن را قبول کنید ولی مردم فهیم ایران تودهنی محکمی بر این خواسته به اصطلاح طلبان زده و خواهند زد هر کس با رهبری در بیفتد شکست خواهد خورد .

  2. ناصر گفت:

    جناب ناشناس حق با شماست منتقدان به رسمیت شناخته شده اند ولی
    1- برخی از آنان بدلیل رافت اسلامی حاکمان این مرز و بوم به دیار باقی رهنمون شدند .
    2- برخی که غنچه های نوشکفته شان از سر مهر یاران ولایی که خویش را حیدری می نامند ، به خون غوطه ور شدند ، سیه پوش و سوگوار صبح و شام به دعا گویی حاکمان خویش مشغولند .
    3- برخی از آنان از سر لطف برای پذیرایی و باز سازی عقیده و رای به کهریزک و اوین و… دعوت شدند ، که اینان یا از پرخوری به مانند روح الامینی مننژیت گرفتند ، یا چون ابطحی و عطریانفر تحت ارشادات بازجویان خادم ولایت با کمال میل و نه از زوی اکراه و اجبار از سبز بودن خویش اعلام برائت کردند و یا به حق به دلیل وابستگی به اجانب به دار مجازات آویخته شدند.
    4- برخی از آنان که خداوند بر دلشان مهر نهاده است و در مقابل خیر خواهی بازجویان محترم سر خم نکردند ،با سخاوت محلی مناسب در در اختیارشان قرار گرفت تا شاید در خلوت انفرادی با رجوع به وجدان غبار گرفته شان مورد لطف حضرت والی قرار گیرند .
    5- برخی از آنان که بی دلیل از جان خود هراسان بودند و به شایعات ناصوابی که در باره ی تجاوز و شکنجه از طریق دشمنان این حکومت علوی ساخته و پرداخته شده بود ، گوش دادند و اخمقانه ترک وطن نمودند .
    6- برخی از آنان که چند باطوم ناقابل و یا شوکری تن نواز نوش کرده بودند ، چون نمی توانستند درک کنند ، مبنای حکومت عدالت پرور جمله ی عالمانه ی تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو و خر می باشد و لذا ناآگاهانه هنوز به لجاجت سفیهانه ی خویش ادامه می دهند . هر چند در مقابل عظمت قوه قهریه حکومت ولایی جرات ابراز وجود ندادند .
    7- برخی که قلم به مزد بودند و مانند رادمردان کیهان و ایران و … نه توان رو کردن دست اجانب و اذناب داخلیش را داشتند و نه دین و دیانت که هیچ از دنیای سیاست نیز بهره ای نداشتند ، به ناچار و از سر خیرخواهی قلمشان شکسته شد تا دیگر برای خود در این جهان و سرای باقی طلب عذاب نتوانند کرد .
    8- برخی که در روز عاشورا به سبب هتک حرمت این روز عزیز به سزای عملشان نرسیدند ، چهره های منحوسشان تکثیر و از مردم متدین تقاضا شد که نه در آدم فروشی بلکه از سر تکلیف آنها را شناسایی کنند ، که صد البته پس از دستگیری به سزای عمل مجرمانه شان یا رسیده اند و یا منتظر عقوبتند .
    9- برخی که از فضای آزاد موجود که در جهان بی نظیر است ، سوء استفاده کرده و در خفا و علن به گفنن اراجیف ( از جمله تعطیلی بزخی از اصول قانون اساسی ، سوء مدیریت ، اختناق و خفقان ، تورم لجام گسیخته ، نهادینه شدن دروغگویی ، دین گریزی نسل جوان به دلیل استفاده ابزاری از دین ، انحراف از اصول انقلاب و خط امام ، دشمن تراشی و توهم توطئه حاکمان ، تضعیف استقلال ملی و سر سپردگی به روس و چین برای گرفتن ژست ضد امپریالیستی ، پرداختن به امنیت سایرین بدون در نظر گرفتن منافع ملی و … ) می پرداختند ، با اتخاذ تدابیر دقیق و پلیسی و ایجاد رعب و وحشت ، چنان به سوراخ خزیدند که اطلاعات و ساواک همایونی به اینان دست مریزاد گفته و در مقابلشان لنگ انداختند.
    10- برخی که سر فتنه بودند و پشتشان به موساد و سیا و … گرم است ، به دلیل عدم هراس مسئولین امر از استکبار جهانی ، همچنان آزاد و یله می چرخند و به دید و بازدید میروند و به سمپاشی می پردازند .
    جناب ناشناس این حقیر سالها زیر پرچم اینان به سینه زنی پرداخته ام ، به سرنوشت نوریزاد بنگر ، عاقبت کوچکترین انتقاد ، دگر اندیشی در این سرزمین جز بند و دار نیست .
    صبزو استقامت تا صبح ظفر

  3. khodam گفت:

    جناب ناشناس مردم در ۲۵ خرداد تو دهان کی زدند؟

  4. سيد حامد سبز گفت:

    من مطمئنم اگه حتي يه منتقد تو كشور داشتيم سريعا توسط دولت به رسميت شناخته ميشدن و براي دريافت كارت منتقدي به كهريزك دعوت ميشدن
    الان ما همونطور كه فقير محتاج به نون شب نداريم منتقد هم نداريم
    تمام كشور دو دسته شده
    گروه اول وطن پرستا
    گروه دوم كه ما هم جزوشون هستيم يه عده اغتشاشگر محارب وطن فروش خائن عامل بيگانه ي بي وجدان لامذهب
    ميبينيد
    گشتيم منتقد نبود نگرديد نيست

  5. عليرضا گفت:

    حالا کار به جايی رسيده که مردم بايد از حکومت و دولت غير قانونی که دستش تا آرنج در خون جوانان بيگناه ما رفته گدايی به رسميت شناخته شدن بکنند. چرا با مردم و شعورشان چنين ميکنيد. خدايا کجايی؟

  6. احسان گفت:

    آقای ناشناس تازه مسلمان واقعيت اين است که در کوتاه مدت زور اسلحه و شکنجه و باتوم و تهديد و ارعاب از سکوت و منش و خون های به نا حق ريخته شده بيشتر است، اما بشين و تماشا کن اين ظلم ها که بر مردم رفته چطور دامن ….. را خواهد گرفت.

    اين هنر نيست که مردم را وحشيانه سرکوب کنند و بعد يک گرد همايی مهندسی شده ترتيب دهند و جشن پيروزی بگيرند. به تاريخ مراجعه کنيد و ببينيد آيا شاه کم تجمع حامی خود جمع آوری ميکرد و تبليغ ميکرد و بقيه ….

    بهتر است خود را خيلی فريب ندهيد.

  7. سبز گفت:

    ببخشيد وضعيت برعکس شده.
    مردم بايد حکومت را به رسميت بشناسند يا حکومت مردم را؟