سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » انتشار اسناد کنگره دوازدهم جبهه مشارکت در پی ممانعت از برگزاری آن...

انتشار اسناد کنگره دوازدهم جبهه مشارکت در پی ممانعت از برگزاری آن

چکیده :اقدام اصلی دیگر برای بازگشت آرامش و خروج از بحران قطع مداخله نظامیان در سیاست، اقتصاد، فرهنگ، دانشگاهها، قضا و بخصوص انتخابات است. فضای مختنق امنیتی پلیسی فعلی باید به فضای شاداب سیاسی اجتماعی تبدیل شود. انسداد سیاسی فعلی چیزی نیست جزناشی از مداخله نظامیان در سیاست و خروج از انسداد جز با بازگشت نظامیان به پادگانها امکان پذیر نیست. اقدام دیگر اساسی به رسمیت شناختن تنوع سلیقه ها و برداشتها در جامعه ایران...


کلمه:بر پایه سنت جاری در کنگره های سالیانه جبهه مشارکت نطق افتتاحیه توسط شورای مرکزی و دفتر سیاسی تهیه و توسط دبیرکل قرائت می شد .

متن زیر نیز به عنوان نطق افتتاحیه کنگره دوازدهم طبق روال گذشته تهیه و قرار بود توسط یکی از اعضای شورای مرکزی به نیابت از جانب دبیرکل دربند جبهه مشارکت آقای میردامادی خوانده شود که با ممانعت از برگزاری کنگره توسط دولت از این طریق آنرا انتشار می دهیم تا همچون گذشته اعضا و هواداران و علاقمندان به جبهه مشارکت در جربان آخرین دیدگاهها و نظرات این تشکل سیاسی در ارتباط با حوادث واقعه و شرایط کنونی کشورقرار گیرند .

به گزارش نوروز نطق افتتاحیه کنگره دوازدهم به شرح زیر بوده است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

“ولتکن منکم امّة یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون”

درود بی پایان بر پیامبر آگاهی و آزادی،نبی رحمت و رسول سعادت محمد مصطفی(ص) وبر ائمه هدی (ع)وخاندان و اصحاب برگزیده او و بر انسانهایی باد که به پیروی از آن بزرگان،رستگاری ابدی وآسایش دو جهانی خلق خدا را مرام خود قرار داده اند و در راه بسط عدالت و رهایی بندگان خدا از هر آنچه بندگی جز اوست از پای نمی نشینند. و سلام ما به امام عزیز راحل که هر روز که می گذرد غم فراق او تازه تر و مظلومیت پیروان او بیشتر می شود اماتلالو اندیشه و منش والای او در دل و جان نسل جوان حقیقت طلب که حضور او را درک نکرده اند پر رنگ تر می شود و این نیست جز همت والای یاران واقعی امام که بی پروا از طعن طاعنان و سبّ ناصبان با عمل حود ابعاد وجودی امام را آشکار می سازند.

در آستانه بهاری که جان ایرانی را چون جان جهان تازگی و طراوت می بحشد،برگزاری دوازدهمین کنگره جبهه مشارکت ایران اسلامی را به فال نیک میگیریم و ار خداوندمنان می خواهیم رحمت و برکت بی پایان خود را بر این آب وخاک نازل کند .

این کنگره در شرایطی برگزار می شود که ملت ایران در سالی که واپسین روزهای آن را پشت سر می گذاریم به دستاورد بزرگی نائل آمد و توانست حاصل یک قرن مجاهدت و تلاش در عرصه های سیاسی و اجتماعی را به سرمایه ای بی پایان برای دستیابی به آرمانهایی که تا دیروز دور از دسترس و امروز دست یافتنی احساس می شوند تبدیل کند.

سالی که گذشت در تاریخ جمهوری اسلامی ایران بی نظیر و نقطه عطفی در مسیر حرکت مردم ایران به سوی آرمان دیرپای آزادی و مردمسالاری و حق تعیین سرنوشت محسوب می شود. از یک سو ملّتی به پا خاسته و مصمّم با خواسته هایی روشن در چارچوب قوانین کشور و از سوی دیگر اقلّّیّتی قدرت طلب با تمام ابزارهای تبلیغاتی و اطلاعاتی و امنیتی و نظامی و اقتصادی، قرارداشتند و آنچه اینک مانده است اراده خلل ناپذیر مردمی است که جز حق خود را نمی خواهند و علیرغم تحمل مصائب و فشارهای کم نظیر از جمله شهادت دهها تن از برومندترین جوانان این کشور توانسته اند بار دیگر خود را الگوئی بسازند برای همه کسانی که مایل هستند با مدنیت و شیوه های مسالمت آمیز و قانونی، حاکمان خود را به مسیر قانون و عدالت برگردانند و آنها را ملزم به گردن نهادن به خواست مردم نمایند و تجربیات ناکام و ناتمام یک قرن گذشته را با شیوه ای کاملاً بدیع و کم هزینه و البته طولانی به پایان برسانند.

مسیر تکاملی تجربه های مشروطیت ، ملی شدن صنعت نفت، انفلاب اسلامی واصلاحات امروز در قالب جنبش سبز ایران تجلی یافته و چنان بصیرت ،هوشیاری و آگاهی به این مردم بخشیده است که امید آن می رود در آینده ای نه چندان دور آرزوی همیشگی مردمان این مرز و بوم یعنی عدالت،آزادی،حق تعیین سرنوشت و رفاه و آبادانی را محقق کند.

مردم ما برای رسیدن به وضعیت مطلوب هزینه های زیادی پرداخته اند و سالی که گذشت از این لحاظ کم نظیر بود.خیزش عمومی مردم و مشارکت کم نظیر آنها برای پیشبرد نهضت و آمادگی طبقات مختلف برای پرداختن هزینه سبب آن شده است تا برای اولین بار شاهد دستگیریهای چند هزار نفره در یک روز، به زندان افتادن همزمان اساتید دانشگاه ،دانشجویان ، هنرمندان، روحانیون،بازاریان،کارگران،معلمان،دانش آموزان،ورزشکاران و سایر طبقات اجتماعی و پذیرایی از آنها در سلولهای انفرادی و بازجوییهایی از نوع تفتیش عقاید باشیم.این حوادث هرچند نشانه خوبی برای نظام مدعی اسلام و میراث دار انقلاب اسلامی و داعیه دار اجرای قانون اساسی نیست ولی علامت مثبتی از همه گیر شدن جنبش سبز و اراده بالای ملت برای پیشرفت در مسیر ساختن ایرانی آزاد پر از معنویت و عدالت می باشد.ملتی که بخوبی آموخته است بااتکا به آموزه های نجات بخش اسلامی و وحدت حول خواسته های عمومی و حد اقلی و بابهره گیری از همه توانمندیهای ملی و با آرامش و دوری از خشونت و حرکت در چارچوب قانون می تواند به خواسته های خود برسد.

بر این مردم درود می فرستیم و افتخار می کنیم که قطره ای از این دریای مواج باشیم که در اعماق آن درهای گرانبها و در کرانه آن چشم انداز ساحل نجات دلنوازی می کند.

به رسم همه ساله در این نطق افتتاحیه بر خود لازم می دانیم از همه کسانی که بیشترین هزینه رادر این باره پرداختند یاد کنیم. کسانی که امروز یا در زندان هستند و یا ما محروم از همراهی آنها. با کمال تاسف امسال با وضعیتی روبرو هستیم که اگر بخواهیم تنها با ذکر نام از آنها قدردانی کنیم باید تمام وقت کنگره و بیش از آن را به این امر اختصاص دهیم و به علاوه در مقایسه با هزاران انسان شریف، آزاده،غیور ولی گمنامی که هیچکس آنها را نشناخت و نام آنها در هیچ رسانه و سایتی نیامد و در غربت خود بیشترین سهم را از این حرکت به خود اختصاص دادند عزیزان ما که بیستر شناخته شده بودند در اقلیت محض هستند لذا اجازه بدهید از کسانی تشکر کنیم که نماد این حرکت و ملجا مردم در این حوادث بودند. ازجناب حجه الاسلام والمسلمین آقای خاتمی که اول بار پرچم اصلاح طلبی را بر افراشتند وبا نقش ارزنده خود در 12 سال گذشته این شعله را در دل و جان ملت افروخته نگاه داشتند .

ازجناب آقای موسوی که با درایت و تدبیر و دور اندیشی با کوله باری از تجربه و تعهد در حساس ترین زمان و در زمانی که آرمانهای امام به فزاموشی سپرده می شد مسئولیت بزرگ احیاگری راه امام را بر دوش گرفتند واز جناب جحه الاسلام والمسلمین آقای کروبی که چون همیشه در برابر انحرافات شجاعانه ایستادند تاانقلاب بزرگ اسلامی را که حاصل مجاهدت افرادی چون خود ایشان بوده است از خطرهای بزرگ برهانند و در این مسیر از پرداختن هیچ هزینه ای ابا نکردند تا نسل جدید ما بیش از پیش به نقش روحانیت آگاه و روشن ضمیر و پیشتاز حرکتهای آزادی بخش پی ببرند. به این عزیزان درود می فرستیم و برای آنها صبر و توفیق آرزومندیم و همراه و همپای آنها در این راه دشوار راه می پیماییم.

حضور پرشور مردم در انتخابات ریاست جمهوری اخیر ناشی از این احساس بود که باید از ظرفیتهای بی پایان و کم نظیری که به برکت انقلاب اسلامی و سیره امام عزیز راحل در قالب قانون اساسی فراهم شده است حداکثر استفاده را برد و خواست ملت را محقق کرد. این انتخابات آری به اصلاحات و نه به اقتدارگرائی، به ناکارآمدی، به دروغ و ریا و فریب بود و باعث تاسف فراوان است که چرا به این خواست مردم گردن ننهادند تا امروز شاهد این همه مصیبت در عرصه های گوناگون اعم از سیاست داخلی و خارجی، اقتصاد و فرهنگ، اخلاق و مدنیت و حتی باورها و دین مردم نباشیم.

جنبش سبز که مولود انقلاب اسلامی و آموزه های امام راحل است جنبش سبز نه حرکتی خلق الساعه بلکه در امتداد تاریخی حرکت ملی است که در طول قرن ماضی بارها و بارها زنده بودن و پویائی خود را نشان داده است و در شرایطی که تمام عوامل اقتدارگرایی بر آن شدند تا این پیام را القا کنند که اجازه نخواهند داد چیزی جز آنچه خود می پسندند حاکم شود این حرکت برای استیفای حقوق ملت و تامین منافع ملی و جلوگیری از انحرافاتی که درحال نهادینه شدن بود بصورت خیزش اجتماعی عظیم و جنبش مدنی بی سابقه ملت ایران بروز و ظهور پیدا کرد و امید است در سایه عقلانیت و تدبیر و دوراندیشی به اهداف خود نائل آید.

امتیاز اصلی جنبش سبز، تفوق تئوریک و حقانیت آن است از اینرو سرکوب نظامی و امنیتی و تبلیغات آنچنانی و حتی وعده های اقتصادی بی پایه به اقشار فرودست و تلاش برای ایجاد شکافهای سیاسی بین طبقات گوناگون مردم نمی تواند انرژی آن را مستهلک کند و در برابر اقتدارگرائی که سوخت موتور آن زندانیان سربلند از فرهیختگان، سیاستمداران، روزنامه نگاران و جوانان پرشور و با شعور کشور است همچنان ایستادگی می کند. شعارهای اصلی جنبش سبز یعنی ضد خشونت بودن، ضد هرج و مرج طلبی و واقعگرائی اعجاب انگیز رهبران جنبش سبز همه سبب شده است تا شیوه های سرکوب و فشار و زدن و بستن نه فقط در خاموش کردن شعله های این جنبش اثر نبخشد بلکه روز بروز بر عمق و گستره این حرکت مقدس افزوده شود.

تمسک جنبش سبز به راه امام و آرمانهای های انقلاب و در برابر استفاده اقتدارگرایان از همه شیوه های سخت افزاری و نرم افزاری که در زمان اوج گیری انقلاب اسلامی سال 57 ناکارآمدی خود را نشان داده بود از عوامل موثر بقا و تکامل جنبش سبز محسوب می شود و همین سبب شده است تا علیرغم تبلیغات اقتدارگرایان حاکم برای ایجاد و القای انحراف جنبش سبز از مسیر اصلی و وابسته نشان دادن آن به خارج از کشور، امروز این خیزش عظیم مردمی توانسته است ثابت کند حرکتی است ملی ودرونزا که با بهره گیری از آموزه های دینی و انقلاب اسلامی اصلاح نظام و تحقق اصول قانون اساسی را طلب می کند.

ملت ایران خواسته های روشنی دارد. ایران را ملک مشاع همه ایرانیان می داند و برای همه ایرانیان حق مساوی قائل است. ملت ایران نشان داده است که خواستار همزیستی داخلی و صلح جهانی است. مردم ایران علیرغم تنوع فراوان فرهنگی، قومی ، زبانی و دینی و مذهبی و در نیم قرن اخیر تفاوتهای فراوان سیاسی، بخوبی نشان داده اندکه احترام به همدیگر و تحمل دیگران را در صدر اولویتهای خود می داند و رعایت حقوق شهروندی برابر برای همه آحاد کشور چه مخالف و چه موافق را ضروری می داند.

مردم ایران ضمن اینکه از همدلی و همراهی جهانیان تقدیر می کنند اما آنجا که پای تمامیت ارضی و استقلال و منافع ملی کشور در میان است کوچکترین تعرضی رااز سوی دیگران برنخواهند تافت و از این اصول مشترک همه ایرانیان قاطعانه دفاع خواهند کرد و به همین لحاظ معتقدند حق تعیین سرنوشت امری داخلی و ملی است که جز به دست خود ایرانیان محقق نخواهد شد و حرکت مدنی و ملی و سبز خود را بدون هیچ چشمداشتی از دیگران با همت خود به سرانجام خواهند رساند.

اینک جبهه مشارکت ایران اسلامی لازم می داند به صورت مختصر ایده های خود را در مورد وضع فعلی و آینده کشور و راههای برون رفت از بحران عمیقی که گریبانگیر حاکمیت شده است بیان دارد. بر هیچکس پوشیده نیست که امروز اعتراض مردم آنقدر گسترده شده است که چاره ای جز اولاً به رسمیت شناختن این نارضایتی ها و ثانیاً به کارگرفتن عقل و تدبیر و اتخاذ شیوه های سیاسی و اجتماعی برای برون رفت از این بحران عظیم وجود ندارد. انتخابات اخیر سبب بروز اعتراض ملی به شیوه برگزاری انتخابات شد و آنگاه که پاسخ مناسب و قانونی به این اعتراضات داده نشد اوج گرفت و همه ابعاد زندگی ایرانیان را در برگرفت.

عده ای به غلط این موج مردمی را فقط اعتراض و حرکت جناحی تصور کردند و کوشیدند تا با ایجاد موج سرکوب فعالان سیاسی و اجتماعی، توهم خود را که در یک دهه گذشته تئوریزه کرده بودند واقعیت بخشند. آنها گمان می کردند آنچه در این ماجرا می گذرد فقط دعواهای جناحی بر سر قدرت است و تمام مردم یا با آنها همراه هستند و یا ساکت و نظاره گر. براساس همین تحلیل غلط کوشیدند تا با دستگیری گسترده و نمایشهای مهوع، به گمان خود این بحران را کنترل کنند. اما امروز به خوبی مشخص شده روشهائی مانند امنیتی کردن فضای سیاسی و اجتماعی و تقلیل اعتراض ملی به نارضایتی خواص ونادیده گرفتن واقعیتهای جامعه ایران، سبب گستردگی بحران و سرایت آن به همه ابعاد زندگی مردم و اداره کشور شده است .

9ماه گذشته نشان داد نظامیگری در عرصه سیاست که به درستی باید نام آن را کودتا گذاشت راه برون رفت از بحران نیست و با تبلیغات نمی توان واقعیتها را دگرگون ساخت. امروز آنچه حاصل تلاش نظامیان در عرصه سیاست است، انسداد درعرصه های مختلف و بخصوص انسداد سیاسی است و رفع این انسداد جز با رفع عوامل مولد آن امکان پذیر نیست. درست است که در این انسداد همه ملت ایران زیان می کنند اما زیانکار اصلی، اقتدارگرایانی هستند که در صورت عدم اصلاح رویه خود به زودی ناچار به ترک قدرت خواهند شد. روند 9 ماهه گذشته نشان داده است که می توان نتیجه انتخابات را مهندسی کرد اما پس از آن اداره کشور ناممکن می شود. امروز ما در عرصه داخلی بدترین وضعیت را در زمینه توزیع عادلانه منابع کمیاب نظیر قدرت، ثروت و منزلت داریم و بهمین سبب شاهد وضعیتی کم نظیر از گستردگی فقر و فساد و تبعیض هستیم.

نظامیان و نیروهای امنیتی بر همه امور کشور سایه انداخته اند و نه تنها فضای مدنی وسیاسی کشور پلیسی شده است بلکه دخالت بی سابقه نظامیان در اقتصاد نیز زمینه ساز گسترده ترین فساد ها و انحراف می شود. تردید نباید کرد که در جائی که سلاح، پول ورسانه یکجا در اختیار قدرتی قرارگیرد که خارج از نظارت مستقیم مردم است، فاسدترین و مستبد ترین حکمرانی شکل خواهد گرفت. برخورد با مطبوعات ، احزاب، نهادهای مدنی، فعالان اجتماعی، در شکلی بی سابقه ادامه دارد به نحوی که امروز ایران بیشترین تعداد زندانیان سیاسی، زندانیان مطبوعاتی ، زندانیان دانشگاهی، زندانیان فعالان مدنی و اجتماعی، زندانیان زن سیاسی، زندانیان جوان سیاسی و … دارد و همین تعداد زندانیان بخوبی نشانگر انحراف عظیمی است که از مسیر انقلاب اسلامی ایجاد شده است که شعار اصلی و اساسی آن “آزادی” بوده است.

در چند ماه گذشته ما شاهد برخوردی وهن آلود و انتقام گیرانه از اساتید مبرز دانشگاهی و دانشجویان بوده ایم که بی سابقه است و این نگرانی را تولید می کند که حاکمیت انقطاع کامل خود را از فکر و علم اعلام می دارد و تنها تکیه گاه خود را نظامیان می داند و این خطری است که بیش از همه خود اقتدارگرایان را تهدید می کند.

در عرصه اقتصاد و معیشت نیز ملت ما بدترین روزها را می گذراند. علیرغم میراث بزرگ دولتهای قبلی و درآمد افسانه ای نفت در این پنج سال به میزان بیش از 350 میلیارد دلار، سوء مدیریت و ناکارآمدی دولت نهم و پس از نهم سبب شده است بدترین کارنامه اقتصادی اجتماعی به نام آنها رقم بخورد و در شرایطی که کشور وارد رکود تورمی شده است، نگرانی از بدتر شدن شرایط روز افزون می شود. نشانه هایی چون کاهش رشد اقتصادی، افزایش نرخ تورم و بیکاری وفقر ، بی برنامگی و بلاموضوع کردن برنامه های توسعه کشور و سند چشم انداز و… بیشترین فشار را بر طبقات متوسط و محروم و فرودست جامعه وارد می کند.

کسانی که به دروغ ادعا می کردند حامی محرومان هستند و با رای مستضعفان بر سرکار آمده اند امروز دستاوردی جز ازدیاد فقر و تنگدستی و بدتر شدن وضع معیشت این انسانها ندارند، هر چند هنوز هم به شیوه مالوف با ادعاهای واهی و آمار دروغ می کوشند واقعیتها را دگرگونه جلوه دهند ولی آمارهای رسمی بانک مرکزی گویاتر از آن است که بتوان واقعیتها را انکار کرد و علاوه بر آن با احساس محرومان بیشمار که چاقوی بی رحم فقر را بر استخوان خود حس می کنند نمی توان بازی کرد.

وضعیت اجتماعی و فرهنگی کشور نیز رو به اضمحلال است. ریشه نهادهای مدنی که اساس حرکت شورایی کشور محسوب می شوند به تیغ جهل زده می شود، دانشگاهها که موتور توسعه کشور هستند به پادگانهای نظامی تبدیل می شود، سانسور و فشار بر رسانه های نیمه مستقل، جان را به لب آنها رسانده است. هنر در همه ابعاد آن به محاق تعطیل فرو می رود، برخورد پلیسی بی سابقه با اصحاب هنر، دشمنی دیرینه اقتدارگرایان را با فرهنگ و هنر بخوبی ترسیم می کند.

جای تاسف است که امروز بخش عمده ای از زندانیان سیاسی ما را زنان شریفی تشکیل می دهند که پیشاپیش جامعه ایران برای تحقق آزادی و مردمسالاری و احقاق حقوق ملی قرار دارند. البته برخورد با جنبش زنان منحصر به دستگیری زنان نیست بلکه شاهد فشارهای سخت بر همه فعالان زن هستیم بگونه ای که زمزمه خانه نشین کردن زنان و حذف آنها از محیطهای اجتماعی و فعالیتهای اقتصادی و حتی علمی به گوش می رسد.

سیاست بحران آفرینی و ماجراجویی تنها در عرصه داخلی نیست بلکه متاسفانه تداوم این سیاست در عرصه خارجی و تشدید خطر تحریمها و انزوا نگرانی همه را نسبت به تهدید و تحدید منافع ملی افزون ساخته است. تردید نباید کرد که ملت ما در برابر همه سیاستهای مداخله جویانه دیگران خواهد ایستاد و به هیچ قدرتی اجازه نخواهد داد تا با تحریم اقتصادی یا تهدید نظامی، استقلال سیاسی کشور و اراده ملی جهت تعیین سرنوشت را مخدوش کند اما نمی تواند نسبت به سیاستهای ماجراجویانه حاکمان که با سوءتدبیر خود ملت را بدون هیچ دلیلی در برابر فجایعی قرار می دهند که قابل پیشگیری است بی تفاوت باشد. مردم ما استقلال کشور را در اولویت قرار می دهند ولی در برخورد با کسانی که استقلال کشور را تهدید می کنند همان اندازه با عناصر خارجی و دولتهای جنگ طلب و سلطه جو در ستیز هستند که با عناصر داخلی که خواسته یا ناخواسته زمینه مقبولیت و مشروعیت اقدامهای ظالمانه بین المللی و اجماع جهانی علیه منافع ملی ایران را باعث می شوند.

در برابر همه این ناملایمات و سختیها که هر یک از آنها برای از پا در آوردن ملتی کافی است، ما شاهد رشدامید، جوشش و شادابی و تلاش روزافزون ملت بخصوص جوانان این مرز وبوم برای خروج از این بحرانهای عظیم هستیم. جنبش سبز علیرغم این فشارهای جانکاه و طاقت فرسا مصمم است تا با اتکا به تجربه تاریخی ملی و عبور از همه این ناملایمات انرژی لازم را برای ارتقای جامعه ایرانی و پیمودن راه توسعه ذخیره کند و فارغ از حوادث تلخ و شیرین روزمره با ترسیم افقی روشن، تمام ملت را حول این اهداف متعالی متحد کند و با شیوه هایی بدیع و با تاکید بر اصولی چون قانونگرائی، مسالمت آمیز بودن حرکت، پای بندی به اصول اساسی انقلاب اسلامی و آموزه های امام راحل در کوتاه ترین زمان ممکن این راه دشوار را بپیماید.

جبهه مشارکت ایران اسلامی به عنوان بخشی از این حرکت مردمی که در کنار آنها قرار دارد لازم می داند عهد دیرین خود را با این مردم تجدید کند. جبهه مشارکت ایران اسلامی جز برای این تاسیس نشد تا اهداف مقدس انقلاب اسلامی و راه امام عزیز را بپیماید و از انحراف در این مسیر جلوگیری کند. هدف ما تحقق تام و تمام قانون اساسی و استیفای حقوق ملت بوده است که در شعارهای جاودان ” ایران برای همه ایرانیان ” و ” معنویت، عدالت و آزادی ” تجلی کرده است. ما امروز نیز بر این عهد خود هستیم و نه به سودای قدرت که به امید اصلاح در این مسیر گام نهاده ایم.

فشارهای سخت و جانکاه بر حزب نه سبب شده است ما از این اهداف دست بکشیم و به کنج عزلت بگریزیم و نه باعث شده است نسبت به عاملان این ظلمها کینه به دل گیریم و درصدد انتقام باشیم بلکه با دوراندیشی تاریخی بر این باور بوده و هستیم که برای رسیدن به آن اهداف مقدس، این جفاها را باید تحمل کرد و گذشت. ما از حق خود گذشته ایم اما از استیفای حقوق ملت دست بر نمیداریم و بهمین سبب است که امروز بیشترین تعداد زندانیان سیاسی از مشارکت است. چراانسانهای شریف، متدین، عالم و خبره ای که وجود هر یک از آنها در هر کشوری سرمایه ای کم نظیر محسوب می شود،در نظامی که به نام اسلام و امام بر پا شده است باید در بیغوله های انفرادی به سر ببرند ؟ آیا همین امر انگیزه کافی برای هر مسلمان متعهدی ایجاد نمی کند که برای رفع این انحرافات عظیم در نظام عزیز جمهوری اسلامی تلاش خود را مضاعف کند ؟

جبهه مشارکت ایران اسلامی معتقد است برای برون رفت از بحران فعلی در کوتاه مدت جز بازگشت به قانون اساسی چاره ای وجود ندارد. همه باید ذیل قانون اساسی حرکت کنند و به تمام اصول قانون اساسی پای بند باشند. نه تنها این پای بندی باید رسماً و علناً اعلام شود بلکه در عمل هم باید شاهد تحقق اصول قانون اساسی باشیم. قانون اساسی جمهوری اسلامی منظومه ای است که هر کسی می تواند به بخشی از آن ایراد داشته باشد ولی التزام به همه آن اصول الزامی است. اگر در قانون اساسی اصل ولایت فقیه هست، اصول متعدد حقوق ملت هم هست. اگر شورای نگهبان هست، انتخابات آزاد بدون استصواب هم تضمین شده است. نمی توان یک اصل را برجسته کرد و سایر اصول را نادیده گرفت و یک قرائت را تحمیل کرد و انتظار داشت جامعه متحول، جوان و دانا با چشم و گوش بسته تمکین کند.

اقدام اصلی دیگر برای بازگشت آرامش و خروج از بحران قطع مداخله نظامیان در سیاست، اقتصاد، فرهنگ، دانشگاهها، قضا و بخصوص انتخابات است. فضای مختنق امنیتی پلیسی فعلی باید به فضای شاداب سیاسی اجتماعی تبدیل شود. انسداد سیاسی فعلی چیزی نیست جزناشی از مداخله نظامیان در سیاست و خروج از انسداد جز با بازگشت نظامیان به پادگانها امکان پذیر نیست. اقدام دیگر اساسی به رسمیت شناختن تنوع سلیقه ها و برداشتها در جامعه ایران است. در حالی که همگان اصول اساسی مانند اصل نظام جمهوری اسلامی، حرکت در چارچوب قانون اساسی، استقلال و تمامیت ارضی و وحدت حول منافع ملی را به رسمیت شناخته و به آنها پای بند هستند باید اجازه داد تا نحوه اداره کشور بر اساس خواست مردم تعیین شود. انتخابات آزاد و سالم، اساس این اقدام است ولی قبل و بعد ازآن باید اجازه بروز نظرات و دیدگاه با امنیت کامل داده شودو رسانه های مستقل نوشتاری یا صوتی و تصویری باید وجود داشته باشند و نظرات وآرای مردم را بازتاب دهند.

مصادره رای مردم با راهپیمایی مردم به نفع یک دیدگاه مشکلی را حل نمی کند. تا زمانی که به منتقدان اجازه حضور رسمی داده نشود اقتدارگرایان نمی توانند وزن خود را و منتقدان خود را بسنجند. در همین زمینه تا زمانی که اجازه اجتماع به منتقدان وضع موجود داده نشود، هیچ ادعایی مبنی بر دفاع مردم از این و آن یا تقلیل طرفداران جنبش سبز مسموع نیست. ما همچنان معتقدیم اکثریت مردم ایران طرفدار جنبش سبز هستند هر چند می توان با تهدید و ارعاب، بروز آنها را نادیده گرفت اما آنها که با هر وسیله ای مانع از تجمع آرام و قانونی مردم می شوند بخوبی می دانند که انبوه بی شمار سبزها چنانچه امکان و مجال قانونی پیدا کنند همه ادعاهای آنها را باطل می کنند و نشان خواهند داد اکثریت مردم در کدام سو هستند. راهکار بعدی آن است که به همه نهادهای مستقر و قانونی مانند مجلس و قوه قضاییه اجازه داده شود به وظایف قانونی خود مطابق با اراده خود عمل کنند.

محدود کردن آنها و دخالت در وظایف آنها و ایجاد فضای روانی برای بازداشتن آنها از امور اساسی از جمله رسیدگی به انبوه تخلفات، قانون شکنیها، سواستفاده ها و سومدیریت و ناکارآمدهای قوه مجریه این گره کور را کورتر می کند. در همین زمینه خارج شدن بخشی از قوه قضاییه از سیطره نیروهای امنیتی و نظامی و نصب قاضیانی عادل، خداترس و مستقل برای رسیدگی قانونی به تخلفات و اتهامات سیاسی امری ضروری و غیرقابل چشم پوشی است. پیشنهاد می شود به عنوان اولین گام تمام احکام ناعادلانه ای که نه با دید قضایی بلکه با نفوذ سیاسی صادر شده است بلااثر شود. امید آن داریم تا تجربه تلخ ولی امیدوار کننده حوادث پس از انتخابات سبب بصیرت و هوشیاری و افزایش درایت و تدبیر مسئولین شده و آنها را بخود آورده باشد.

آنها حتی اگر به فکر بقای قدرت خود باشند چاره ای ندارند جز اینکه به راه ملت برگردند، به خواسته های مردم گردن نهند و مطمئن باشند در این صورت با عزت و احترام از سوی مردم روبرو خواهند شد.

ما از همه دلسوزان این آب و خاک با هرایده و سلیقه ای و در هر جناح سیاسی و با هر مشرب فکری دعوت می کنیم تا همت کنند و با ایجاد فضای آرام و آزاد خواستار آن شوند تا این نظرات و سایر راههای برون رفت از بحران که توسط باورمندان به دین و آیین و معتقدان به جمهوری اسلامی و وطن دوستان داخل و خارج ارائه می شود به بحث و گفتگو گذاسته شود و آنچه صلاح کشور و مردم است برگزیده و با عزم ملی همه در کنار هم درراه عزت و سربلندی ایران عزیز بکوشیم.

و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

6 پاسخ به “انتشار اسناد کنگره دوازدهم جبهه مشارکت در پی ممانعت از برگزاری آن”

  1. م.ذ گفت:

    سلام. مي خوام يه خبر خيلي جالب ولي تلخ بهتون بدم. اگه با سيم كارت همراه اول sms اي به زبان فارسي بدين كه كلمه ي (( سبز)) توش باشه deliver مي شه ولي به طرف مقابل نميرسه.

  2. مهرداد نصرتی مهرشاعر گفت:

    یک خبر بد!
    هیات نظارت اجازه چاپ کتاب جدیدم را نداد.امروز برای دریافت نتیجه رفتم گفتند که هیات نظارت “کتاب خورشید سبز ” را “غیرقابل چاپ” اعلام کرده !!!!
    دلیلی هم ارائه نمی کنند

  3. حامد گفت:

    جبهه مشارکت تشکر..
    حکومت استبدادی دشمن تحزب و انديشه تکثرگرا است.

  4. ايرانی سبز گفت:

    امروز آخرين پنجشنبه سال روز تجديد ميثاق با شهدای جنبش است. به ديدارشان بشتابيم.

  5. مانی گفت:

    این دولت و بهتر بگویم دولت منتصبی / به راستی ادم را در فکر فرو میبرد.
    موسوی دید که دولت منتصبی دارد افکاری واقعا عجیب , در کشور پیاده میکند.
    واقعا به راستی مگر میشود که یک دولت “حالا هر جای دنیا میخواد باشه, “مگر میشود که اون دولت بخواد در دادگاه های کشورش دخالتی کاملا “بی جا بکند؟ دولت فعلی دارد به راحتی در امور قوه قضاییه و حتی شورای نگهبان و مجلس کشور , به راحتی دخالت میکند! نفوذ این دولت در اموری که به اون هیچ ربطی ندارد, واقعا یک ادم عدالت خواه را به فکر فرو میبرد؟! همه چیز این دولت مشکوک است.
    سپاه ایران به راحتی اقتصاد کشور را در دست گرفته. و حالا هم انتظار دارند که مردم شاکی نباشند. اخه کسی دم از امام و بیت امام میزند که, پیرو افکار امام و بیتش باشد. ولی خوب میبینیم که سپاه و دولت فعلی به راحتی حرمت شکنی میکنند و به قول معروف “بیت امام دیگه چیه بابا” بزار مناقع ما مهمتر هستش. دلم میسوزه برای فرزندان سپاهی که واقعا متوجه نیستند که دارند پدرانشون چه بلایی سر این ملت میارند. البته عده ای از اعضای سپاه به حق باید گفت که از این وظعیت ناراحت هستند ولی حیف;-)

    جبهه مشارکت: مردم ما استقلال کشور را در اولویت قرار می دهند ولی در برخورد با کسانی که استقلال کشور را تهدید می کنند همان اندازه با عناصر خارجی و دولتهای جنگ طلب و سلطه جو در ستیز هستند که با عناصر داخلی که خواسته یا ناخواسته زمینه مقبولیت و مشروعیت اقدامهای ظالمانه بین المللی و اجماع جهانی علیه منافع ملی ایران را باعث می شوند. واقعا به حق گقته شد. ولی باز باید بگوییم که کووووووو گوش شنوا؟
    ما میخواهیم کشورمان استقلال داشته باشد , ولی ایا با نقوذ این دولت در تمام عرصه ها و نفوذ بی معنی سپاه در اقتصاد , اجتماع و فرهنگ کشور , ایا باز هم این ارزوی استقلال کشور براورده میشود.

    امام فرمودند استقلال ازادی جمهوری اسلامی
    دقیقا این 4 کلمه “الان در کشور نیست” بخدا خیلی جالب و خنده دار است که این 4 کلمه ای که مختص ایران *سبز است , الان در کشور وجود از هر نظر ندارند. چه استقلالی؟ با نفوذ این دولت و سپاه “برای منافع خودشون” ایا استقلال وجود دارد, یا متکی شدن به کشورهایی که فقط و فقط به فکر منافع خودشون هستند مثل روسیه و چین , واقعا استقلال می اورد؟ بهتر است که حرف از ازادی نزنیم, دهنمون مو در اورد.

    با مدرک این حرف رو میزنم میتونم ارایه بدم .به راستی , چرا در دولت سید محمد خاتمی ” یک دختر ایرانی به دبی ترانزیت نمیشد؟ ولی در دولت این اقا , به راحتی دختران 14 تا 20 ساله به دبی ترانزیت میشوند؟ این یکی از شواهد حظور سپاه در تمام عرصه های کشور است. فرهنگ ایران در این 5 سال به باد فنا رفت. در دوران خاتمی بدون غنی سازی “مردم خوشبخت بودند” ولی الان در این 5 سال چی؟ انرژی هسته ای طبیعتا باید خوشبختی می اورد نه این که الان باید به خاطر غنی سازی ما طاوان پس بدیم.

    چه زیبا گفتید : ما از حق خود گذشته ایم اما از استیفای حقوق ملت دست بر نمیداریم و بهمین سبب است که امروز بیشترین تعداد زندانیان سیاسی از مشارکت است.
    ملت سبز ایران از اینکه شاهد هست و میبیند که تمام احزاب به خصوص جبهه مشارکت , شده سایه بالا سرشون , به این موضوع افتخار میکند و هیج ترس و هراسی ندارد.
    به جرات میشه گفت که , بعد از کودتای انتخابات , بدون سنگ و سلاح /ملت ایران ترس را کنار گذاشته و با ظالمان و دروغ گویان و کف بینان روزگار با شعار یا حسین , میر حسین و الله اکبر , میجنگد.

    این انتخابات آری به اصلاحات و نه به اقتدارگرائی، به ناکارآمدی، به دروغ و ریا و فریب بود و باعث تاسف فراوان است که چرا به این خواست مردم گردن ننهادند تا امروز شاهد این همه مصیبت در عرصه های گوناگون اعم از سیاست داخلی و خارجی، اقتصاد و فرهنگ، اخلاق و مدنیت و حتی باورها و دین مردم نباشیم..
    ببینید سال 84 حداکثری مردم توان ایران را داشتند تا در انتخابات شرکت بکنند, ولی نشد. به راستی چرا در سال 88 , حداکثری مردم شرکت کردند؟چرا و چی شد که , حتی مخالفان انتخابات تصمیم گرفتند برای اولین بار مهر انتخابات در شناسنامه خودشون ثبت شود؟ همه این ها به دلیل حظور ازاد مردی به نام موسوی بود. موسوی که از دل این ملت امد بیرون, موسوی که درد ملت را فهمید و میتوانست دوا بکند. موسوی که تحمل این را نداشت که حتی یک جوان نگران پول تاکسیش باشه, و خیلی دلایل دیگر وجود دارد که , اکثریت ملت ایران امد و میخواست به صداقت , شرافت , معرفت , پاکی و از همه مهم تر عدالته , اصلاحات و در راس ان پدرم میر حسین موسوی , رای بدهد و بگوید ما خواهان تغییر هستیم. ولی تاسف از اینکه عده ای امدند و کشتی نجات ساختند.

    و کلام اخر. موسوی امد و ملت ایران بعد از انقلاب , برای اولین بار متولد شد . باحظور شیر مرد و شیر زنی چون ♥ پدرم میر حسین موسوی و مادرم زهرا رهنورد♥ غم را از دل ملت سبز ایران دور میشود. خدایا خیلی نوکرتم , 2 تا از فرشته های خودت رو روی زمین فرستادی تا یک ملت را از دست اجنبی ها نجات بده. خدایا ما را دریاب

    زنده باد جبهه مشارکت و بار دیگر ازادی استاد محسن میردامادی را تبریک عرض میکنم.

    یا حق

  6. وطن سبز گفت:

    یک تحلیل منطقی از جنبش سبز و همینطور اوضاع سیاسی کشور. راهکارها نیز کاملا به جا و مناسب هستند که اگر بعضی ها با دید غیر جناحی به آن نگاه کنند، آن را واجب الاجرا خواهند یافت ولی…

    بسم الله الرحمن الرحیم

    یس، والقرآن الحکیم، انک لمن المرسلین …