سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پیش بینی خط فقر برای سال آینده؛ 1/5 میلیون تومان برای خانوار 5 نفره تهراني...

پیش بینی خط فقر برای سال آینده؛ 1/5 میلیون تومان برای خانوار 5 نفره تهراني

چکیده :ميانگين درآمد سرانه براي سه دهک دوم از سوي رئيس مرکز آمار ايران، 135 هزار تومان اعلام شد که ميانگين آن با احتساب پرداخت 20 هزار تومان جبراني،به 155 هزار تومان خواهد رسيد، به نحوي که با تورم 45 درصدي قدرت خريد اين افراد 67 هزار تومان کاهش مي يابد. به عبارت ديگر دريافت کننده يارانه هاي مستقيم در مقابل هر20 هزار توماني که در اين دهک ها دريافت مي کند، 67 هزار تومان از قدرت خريدش کاسته مي...


کلمه: نرخ تورم سال 87 رسماً 25/4 درصد اعلام شده بود. با اضافه کردن رقم تورم سال 88 و نيز تورم انتظاري در سال 89 مي توان پيش بيني کرد خط فقر در شهر تهران براي خانوار 5 نفره در حالت خوشبينانه پس از آزادسازي قيمت ها و در صورتي که دولت موافق رقم 20 هزار ميليارد تومان منابع حاصل از اجراي هدفمندي باشد حداقل به بالاتر از رقم يک ميليون و 500 هزار تومان افزايش خواهد يافت.

به اعتقاد صاحبنظران اين افزايش خط فقر به گروه هاي کم درآمد و فقير بيشترين آسيب را خواهد رساند.

با اجراي طرح هدفمند کردن يارانه ها قيمت هاي نسبي تغيير مي کند، اما فقرا نمي توانند در دستمزدهاي خود تغيير اساسي ايجاد کنند در نتيجه ضربه اساسي به آنان وارد مي شود اما اقشار طبقات بالا قادرند ميزان دستمزد و قيمت کالاهايشان را افزايش دهند تا شيب نسبي قيمت را حفظ کنند. در عين حال نتايج آمارگيري از هزينه و درآمد خانوارهاي شهري (در اين آمارگيري هر خانوار 8/3 نفر در نظر گرفته شده است) در سال گذشته نشان مي دهد تهران پرهزينه ترين و سيستان و بلوچستان کم هزينه ترين استان هاي کشور بوده اند. بررسي مرکز آمار ايران در زمينه متوسط هزينه کل سالانه يک خانوار شهري نشان مي دهد استان تهران با 121 ميليون و 564 هزار و 232 ريال و به عبارت ديگر بيش از يک ميليون تومان در ماه، بيشترين هزينه را در سال گذشته داشته است. از سوي ديگر استان سيستان و بلوچستان با 56 ميليون و 420 هزار و 259 ريال و به عبارت ديگر بيش از 460 هزار تومان در ماه، کمترين هزينه را در سال گذشته داشته است.

براساس نتايج به دست آمده، استان تهران با 99 ميليون و 799 هزار و 337 ريال و به عبارت ديگر بيش از 830 هزار تومان در ماه، بيشترين متوسط هزينه هاي غيرخوراکي سالانه يک خانوار شهري را داشته است.

حسين راغفر اقتصاددان و استاد دانشگاه در گفتگو با «بهار» اذعان کرد: در صورتي که در حالت خوشبينانه دولت با 20 هزار ميليارد تومان منابع حاصل از اجراي هدفمند کردن يارانه ها موافق باشد با 45 درصد تورم مواجه خواهيم شد و خط فقر در تهران براي خانواده پنج نفره به يک ميليون و 500 هزار تومان خواهد رسيد.

وي تاکيد کرد: اما اگر دولت بر 40 هزار ميليارد تومان اعتبار پيشنهادي خود پافشاري کند، با يک تورم لجام گسيخته و شکاف بسيار عظيم بين طبقات جامعه مواجه مي شويم.

وي با تاکيد بر اينکه افزايش نرخ خط فقر به گروه هاي کم درآمد و فقير بيشترين آسيب را خواهد رساند، به تاثير هدفمند کردن يارانه ها بر دهکهاي درآمدي و نرخ تورم در سال آينده اشاره کرد و گفت: از اين رو نابرابري به شدت ميان گروه هاي پايين و بالا افزايش خواهد يافت. وي متذکر شد: بر اساس آنچه دولت امروز سخن از جبران مي کند در خوشبينانه ترين شکل آن بر اساس آخرين آماري که از سوي رئيس مرکز آمار اعلام شد، ميانگين درآمد سرانه چهار دهک پايين درآمدي برحسب اين پرسشنامه 78 هزار تومان اعلام شد. اگر اين رقم به 80 هزار تومان گرد شود و دولت به هريک از افراد حاضر در اين چهار دهک بخواهد 20 هزار تومان بپردازد، برحسب آن در خوشبينانه ترين حالت حداقل تورم سال آينده 45 درصد خواهد بود. اين امر به آن معناست که به هر فرد 20 هزار تومان مي پردازيم و 45 هزار تومان از قدرت خريد آنها در عمل بر اثر تورم کاسته مي شود.

راغفر در ادامه به ميانگين درآمد سرانه براي سه دهک دوم اشاره کرد و توضيح داد: ميانگين درآمد سرانه براي سه دهک دوم از سوي رئيس مرکز آمار ايران، 135 هزار تومان اعلام شد که ميانگين آن با احتساب پرداخت 20 هزار تومان جبراني،به 155 هزار تومان خواهد رسيد، به نحوي که با تورم 45 درصدي قدرت خريد اين افراد 67 هزار تومان کاهش مي يابد. به عبارت ديگر دريافت کننده يارانه هاي مستقيم در مقابل هر20 هزار توماني که در اين دهک ها دريافت مي کند، 67 هزار تومان از قدرت خريدش کاسته مي شود. بنابراين ملاحظه مي شود گروه هاي پايين درآمدي بيشترين ضربه را خواهند خورد و در اين ميان 30 درصد اقشار بالاي درآمدي بيشترين استفاده را ميبرند و شکاف درآمدي و نابرابري حاصل از آن بسيار بيش از گذشته افزايش مي يابد.

راغفر در ادامه به عدم توازن چانه زني اقتصادي سه بخش نرخ بنزين، نرخ نان و نرخ دستمزد معلم اشاره کرد و گفت: نکته اساسي در اينجا اين است که دولت مي تواند قيمت بنزين را افزايش دهد، بخش خصوصي يعني مولد نان هم قيمت نان را افزايش خواهد داد، بنابراين نسبت ميان هزينه و درآمد آنان حفظ خواهد شد، در اينجا تنها اين معلم است که چون قدرت چانه زني ندارد، دستمزدش افزايش نمي يابد.

وي خاطرنشان کرد: از اين رو گروه هاي کم درآمد و با درآمد ثابت در اين ميان بازنده اصلي هستند، اما آنان که داراي اموال منقول و غيرمنقول مانند مسکن و… هستند با افزايش تورم، ثروت شان افزايش مي يابد و تا حدودي آثار تورم به دليل افزايش قيمت دارايي هاي آنان جبران مي شود، اما گروه هاي کم درآمد معمولاً فاقد دارايي هايي هستند که در اثر تورم ثروت آنان نيز تعديل و تا حدودي آثار تورم جبران مي شود، به همين دليل بيشترين فشار تورم متوجه اين گروه از شهروندان است.

اين استاد دانشگاه در ادامه به پيامدهاي عدم توازن در چانه زني اشاره کرد و گفت: در اينجا اتفاقي که مي افتد آن است که قيمت هاي نسبي تغيير مي کند، اما فقرا نمي توانند در دستمزدهاي خود تغيير اساسي ايجاد کنند در نتيجه ضربه اساسي به آنان وارد مي شود اما اقشار طبقات بالا قادرند ميزان دستمزد و قيمت کالاهايشان را افزايش دهند تا شيب نسبي قيمت را حفظ کنند. در حالي که هدف اصلي از سياست هدفمند کردن يارانه ها و توزيع آثار منفي آن در بين اقشاري است که توانايي تحمل آن آثار را بيشتر دارند که گروه هاي پردرآمد جامعه هستند، از اين رو تا جايي که امکان پذير است آثار منفي آن بايد کمتر بين گروه هاي کم درآمد توزيع شود. يکي از ابزارهاي متعارف بررسي توزيع امکانات معيشتي بين گروه هاي مختلف جامعه، بررسي سهم گروه ها از هزينه ها و درآمدها است. بدين منظور معمولاً خانوارها برحسب سطوح درآمد يا هزينه از کمترين سطح به بالاترين سطح در 10 گروه مرتب شده و سهم هر گروه از کل محاسبه مي شود. بر اساس آمارهاي رسمي، سهم دهک پايين و دو دهک پايين درآمدي در کشور از کل هزينه هاي خانوارها به ترتيب 2و 1/5 درصد است، در حالي که سهم دهک بالايي و دو دهک بالايي درآمدي به ترتيب 7/33 و9/ 49 درصد است. در اين ميان، در حالي که سهم دو دهک پايين در جامعه شهري و روستايي کشورمان طي سال هاي گذشته بهبود يافته، اما همچنان سهم دهک پاييني به خصوص در روستاها در مقايسه با ساير کشورها از وضع مطلوبي برخوردار نيست، به طوري که اين سهم در ايران 6/1 درصد و در کشورهاي در حال توسعه اي چون پاکستان 4/3، تايلند 5/2، هند 4و فيليپين 4/2 درصد است.

نسبت هزينه دهک بالا (ثروتمندترين) به دهک پايين (فقيرترين) نيز از زمره شاخص هاي نابرابري به حساب مي آيد. اين نسبت در کشورمان 2/17 درصد است که در مقايسه بين المللي از وضعيت مطلوبي برخوردار نيست. به عنوان مثال، نسبت دهک بالا به پايين درآمدي در کشورهاي در حال توسعه اي نظير پاکستان 7/6، تايلند 6/ 11 و چين 6/12 درصد و در کشورهاي پيشرفته نظير فرانسه 9، سوئيس 7/ 9 و آلمان 2/7 درصد است.

منبع: بهار



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.