سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » طنز ابراهیم رها/ميرحسين و خاله پيرزن...

طنز ابراهیم رها/ميرحسين و خاله پيرزن

چکیده :رحيم پورازغدي داخل شد و گفت؛ «آنچه امروز در دنيا مطرح است علوم حيواني است نه علوم انساني.» خاله پيرزن هم گفت؛ ننه شما کارشناس همين مواردي ديگه؟ جسارتاً منظورم اينه که دامپزشکي ننه، اين همسايه ما گربه داره.مدام مي...


کلمه: ابراهيم رها در طنزی که روزنامه اعتماد آن را منتشر کرد نوشت:خاله پيرزن آرام و ساکت در خانه کوچک خود نشسته بود و زل زده بود به رگبار تندي که شيشه ها را خيس مي کرد.صداي در بلند شد.

خاله پيرزن در را که باز کرد ديد ميرحسين پشت در است. آمد تو و گفت؛ ننه ملت دوست ندارد نامه هايش، پيام هايش، گفت وگوهاي تلفني اش و پيامک هايش در معرض شنود قرار گيرد. خاله پيرزن هم گفت؛ ننه جان عجيبه برام که تو بعد از هشت نه ماه هنوز متوجه نشدي ماجرا چيه، ميرحسين جان، ملت چي دوست دارد، چي دوست ندارد،چندان مهم نيست. تو مثل اينکه پيام را نگرفتي ها،

اين همه آدم را ول کرده يي دنبال اين هستي که ببيني خس و خاشاک چي دوست دارد؟ ميرحسين گفت؛ ما اثر خس و خاشاک ناميدن مردم را ديده ايم. خاله پيرزن جواب داد؛ همين ديگه، ميگن نمک نشناسين راست ميگن، بد کرد گفت؟ براي شماها بد شد؟، چقدر خدمت کرد به شما؟ الان به جاي دستت درد نکنه، به جاي تشکر کردن، به جاي تعريف و تمجيد و دست مريزاد، تازه صداتو کلفت مي کني ميگي اثر خس و خاشاک ناميدن را ديده ايم؟، اگر اون بنده خدا اون طور حرف نزنه اون وقت تو مي توني الان اين جوري بگي؟

بعد ميرحسين ساکت شد و گفت؛ ننه يه آرزو دارم.

خاله پيرزن هم گفت؛ من غول چراغ جادو که نيستم، اينجا قصه مهمان هاي ناخوانده است نه چراغ جادو، اما بگو.

ميرحسين گفت؛ آرزو دارم پوسترها، نقاشي ها، کليپ ها و ساير آثار هنري خلق شده در يک سال اخير بدون سانسور به نمايش گذاشته شود. خاله پيرزن گفت؛ جوون هم نيستي بگم آرزو بر جوانان عيب نيست. به زهرا بگو برات گل گاو زبون دم کنه بده بخوري، بهتر شي. هي بهت گفتم توي خارج گالري نرو، نمايشگاه نذار واسه اين بود که اين توقعات بيجا به وجود نياد.

ميرحسين که رفت نشست دوباره در زده شد و رحيم پورازغدي داخل شد و گفت؛ «آنچه امروز در دنيا مطرح است علوم حيواني است نه علوم انساني.» خاله پيرزن هم گفت؛ ننه شما کارشناس همين مواردي ديگه؟ جسارتاً منظورم اينه که دامپزشکي ننه، اين همسايه ما گربه داره.مدام مي نالن. يه دوادرموني ميکني، بس که صدا کردن،خواب رو از ما گرفتن،



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

8 پاسخ به “طنز ابراهیم رها/ميرحسين و خاله پيرزن”

  1. صالح گفت:

    از صالح نقره کار زندانی در انفرادی ما خبری هست دوست عزیزمون همدم درد و تنهاییمون کجاست نکشته باشندش؟؟؟؟

  2. 349 گفت:

    بالاخره این ازغدی هم یه علومی تدریس می کنه حالا با این ادعا می شه بفهمی از کدومشه

  3. خاله پیرزن جون زهرا همون سبزه بانو رو میگی‌ ،اره خاله پیرزن جون؟؟؟؟؟؟؟؟ طفلی سبزه بانو هرچی‌ گل گاو زبون دم میکنه میرحسین نمیخوره ،آخه اون نیازی به گل گاو زبون نداره ،ماشالله قلبش چنان عاشقه که از صد تا جوون هم قلبش پر انرژی تره،بهتر ریتم داره ،خاله پیرزن جون ؟؟

  4. ناشناس گفت:

    اگر یک بنده خدا حامی افکار غلط شما بود یک قهرمان می ساختید

  5. جمشيد گفت:

    از قديم گفتن هركه نقش خويشتن بر آب بيند
    اين آقاي ازغندي هم يك آينه بيني بيش نيست

  6. روح الله گفت:

    درود بر سه سيد فاطمي …. خميني و موسوي و خاتمي

  7. محمد گفت:

    با همین مطالبی که تو روزنامه می نویسید خوش باشید
    خوش بگذره آقای موسوی …
    خوش بگذره آقای کروبی ….

  8. کاش یک فیلم ساز بودم تا لااقل این یک کار را برای مهندس موسوی انجام می دادم