سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » شرایط زمانی خوب می شود كه حكومت از دادن مجوز اجتماع به منتقدانش نترسد...
» تحلیل جامع حمیدرضا جلایی پور از وضعیت فعلی جامعه:

شرایط زمانی خوب می شود كه حكومت از دادن مجوز اجتماع به منتقدانش نترسد

چکیده :با اعمال خشونت‌، نمايش خياباني اعتراضات مدني كم می شود، ولي حذف نمي‌شود. پيش‌بيني من اين است كه حتي اگر موج خياباني كنترل شود، موج‌هاي بعدي غيرقابل پيش‌بيني‌تر و شايد مهيب‌تر باشد// علامت خوب شدن شرايط اين است كه حكومت از دادن مجوز اجتماع به منتقدينش نترسد. تا وقتي كه مي‌ترسد يعني ريشه‌هاي تب در جامعه وجود دارد و خالي‌بندي تبليغاتي آنها مبني بر پيروزي‌شان فقط به درد روحيه دادن به هوادارانشان مي‌خورد//اگر همان پنج خواسته مهندس موسوي اجرا شود، پتانسيل اين جنبش تخليه مي‌شود. ولي بعيد است كه اين كار انجام گيرد. زيرا تندروها فعلاً در حالت مستي ناشي از دوپينگ به سر مي‌برند//بعضي فكر مي‌كنند كه وجه غالب اين جنبش، وجه خياباني است، اما اين جنبش، وجه فكري و ارزشي مهمي...


کلمه: دکتر حمیدرضا جلایی پور، جامعه شناس و استاد دانشگاه در گفتگویی به تحلیل رفتار حاکمیت و جنبش سبز در قبال یکدیگر پرداخته است.

جلایی پور در این گفتگو که زينب اسماعيلي سيويري، از روزنامه بهار با وی انجام داده، بر قوی بودن ریشه های جنبش سبز و ناتوانی حکومت از ادامه رفتارهای خشونت آمیز در درازمدت سخن می گوید:

*در چند ماه گذشته، شرايط كشور به سمت نوعي خشونت نگران‌كننده رفته است به‌ نظر شما علت راديكال شدن فضاي سياسي كشور چيست؟

اولاً آنچه كه در چند ماه گذشته در كشور شاهدش بوديم يك اعتراض مدني بود ولي عده‌اي با توسل به امكانات رسمي به صورت خشونت‌آميز با آن برخورد كردند. ثانياً راديكاليسم با خشونت يكي نيست. راديكاليسم يعني تغييرات بنيادي را پيگري كردن و خشونت يعني وسايل اجبارآميز را به ناحق عليه ديگران به كار بردن. شما اگر راديكاليسم را با خشونت يكي كنيد بعد مجبور مي‌شويد تمام انسان‌هاي فرهيخته‌اي را كه در جريان انقلاب اسلامي مبارزه كردند آنها را طرفدار خشونت بدانيد كه اين ارزيابي غلطي است.

اگر از منظر كشوري، ملي و سياسي به خشونت نگاه كنيم و كمي عميق‌تر بحث كنيم سوال اينگونه مطرح مي‌شود كه ما چه كرديم كه ميليون‌ها نفر به اعتراض به خيابان آمدند؟ اين اتفاق را نبايد ساده گرفت. الان خيلي ساده بحث مي‌كنند، مي‌گويند: «سه ميليون نفر 25 خرداد آمدند، خب بعد هم توجيه شدند، اول فكر مي‌كردند در انتخابات تقلب شده، بعد كه متوجه شدند تقلب نشده، به خانه‌هايشان برگشتند، حالا يك مشت آدم‌ خشونت‌‌طلب و منافق و سلطنت‌طلب و اسرائيلي و مزدور آمريكايي هستند و پررويي مي‌كنند و ول نمي‌كنند!». در صورتي‌كه سؤال اين است كه آيا واقعاً آن سه ميليون نفر به خانه‌هايشان رفتند؟ يا به آنها مجال اعتراض مدني داده نمي‌شود؟

اين بديهي است كه دولت بايد به اعتراض مردم جواب بدهد. وقتي جواب نمي‌دهد مردم معترض‌تر مي‌شوند. و با توجه به شرايط و فرصت‌ها اين اعتراض را اينجا و آنجا، امروز و يا در آينده به نحوي نشان مي‌دهند.

* علت اين راديكال شدن فضا را چگونه مي‌توان بررسي كرد؟

در مورد چرايي اين اتفاق دلايل گوناگوني را مي‌توان برشمرد: يكي از دلايل آن اين است كه نظام سياسي طبق قانون اساسي ما بايد برآمده از خواست مردم باشد، همه مردم. همه آدم‌هايي كه بالغ هستند و مي‌توانند راي بدهند و كانديدا شوند. نظام سياسي بايد برآمده از 70 ميليوني باشد كه در جغرافياي ايران كنوني زندگي مي‌كنند. حالا يك عده‌اي پيدا شده‌اند كه مدام اين نظام سياسي را كوچك كرده‌اند. مدام آدم‌هايي را بيرون مي‌ريزند. اتفاقي كه در انتخابات رياست‌جمهوري رخ داد، اين است كه: آنها كه بيرون ريخته شده‌اند، از باقيماندگان در داخل نظام بيشترند. و اصلاً جامعه سياسي ايران دوتيكه شده است.

اتفاق ديگر اين است كه طردشدگان در قياس با باقي ماندگان، برتري كيفي دارند و جمعيتي انتقام‌گير نيستند. يك جمعيت تحصيلكرده داراي اخلاق مدني هستند كه عزت خودشان و كشور را مي‌خواهند. واز اداره لاف‌زنانه كشور خسته شده‌اند.مي‌خواهند در سرنوشت كشورشان اثرگذار باشند.

به نظر مي‌رسد اينها كه بيرون از دايره قدرت رسمي قرار گرفته‌اند به اين نتيجه رسيده‌اند كه قدرت اجتماعي‌شان از آنها كه داخل دايره هستند، بيشتر است. ندادن مجوز راهپيمايي هم، اين فرضيه آنها را تقويت مي‌كند. خوب اگر معترضين به نتايج انتخابات تعداد كمي هستند و پنجاه ميليون نفر نتايج انتخابات را قبول دارند اين ديگر نگراني ندارد؛ به مهندس موسوي مجوز يك سخنراني بدهند تا قلّت جمعيت معترض را ايرانيان و جهانيان ببينند.

حالا من مي‌گويم قطعاً مجوز نمي‌دهند اما بايد بدانند كه مشكل چيست؟ خودشان براي خودشان موضوع را ماستمالي نكنند. مشكل اين است كه افراطيون در حال تلاش براي استقرار يك ساختار محدودِ اقتدارگرا هستند.

حالا در واكنش به اين سياست تنگ‌نظرانه وايران و اسلام‌سوز، افراد كيفي جامعه در حال انجام رفتار مدني است.

اين جنبش مدني و اعتراضي در سال‌هاي اخير در هيچ كجاي دنيا ديده نشده. ايران از اين نظر، بي‌نظير است كه در آن عده‌اي از درآمد نفت و ماليات شهروندان استفاده كنند و با مردم برخورد كنند ولي مردم باز رفتار مدني نشان دهند.

غيرطبيعي است كه يك ملت تحصيلكرده توانا كه 30 سال پيش بزرگترين انقلاب در كشورهاي منطقه را تجربه‌ كرده و مي‌خواسته ساختار سياسي دربرگيرنده‌اي بسازد، حالا از طرف تندروهاي لاف‌زن، تحت فشار است تا به سمت نظامي محدود هدايت شود و پاسخ معترضان هم از جانب آن‌ها بگير و ببند و متهم شدن به وابستگي به بيگانگان است. خب معلوم است كه با اين وضع فضا بحراني مي‌شود.

با اين همه به نظر من مردم تهران و آنها كه معترض بودند،‌ مدني‌ترين رفتار را از خودشان نشان دادند.

زيرا دولت به عنوان وسيع‌ترين و موثرترين نهاد سازمان يافته جامعه ماست. اين نهاد در ايران از لحاظ حجم، تعداد و منابع و قلمروهاي دخالت در تمام دنيا بي‌نظير است، چون بر حوزه‌هاي دين، اقتصاد، بوروكراسي، فرهنگ و … تسلط دارد. در جامعه ما سپهري نيست كه زير تسلط دولت نباشد. نهادي با چنين اهميت و تاثير چگونه اداره مي‌شود؟ يكي از روش‌هاي فعلي تندروها اين است كه تنها همان هويتي كه خودشان معرفي مي‌كنند، بايد مورد توجه مردم قرار گيرد. اينها معتقد به تكثر هويت نيستند. معتقد به القا هويتي كه خودشان تشخيص داده‌اند، هستند. در چنين وضعيتي فضا نمي‌تواند منعطف باشد، بلكه فضا همين مي‌شود كه مي‌بينيد. به لحاظ هويتي، تك ‌پايه‌اي پيش مي‌روند. به عنوان مثال جوانان تهران، خود را ايراني مي‌دانند، خود را مسلمان و شيعه هم مي‌دانند. خود را عضو جامعه ايراني و جهاني هم مي‌دانند. در عين حال برخي خودشان را متخصص يك حرفه يا فني مي‌دانند. بعضي‌ها خود را محقق مي‌دانند. برخي هم خود را يك كاسب شريف مي‌دانند. آدم‌هايي كه الان در تهران زندگي مي‌كنند هويت‌يابي‌‌‌هاي خيلي متكثري دارند و با اين هويت‌ها در حال زندگي هستند. وقتي تندروها هويت القايي خود را وحي منزل تلقي مي‌كنند طبيعي است كه افراد نسبت به آن واكنش نشان دهند.

*افق اين اتفاقات چيست؟ فضا در چند ماه گذشته مدام راديكال‌تر شده است، آيا قرار است اينگونه ادامه يابد؟

در مورد افق اين ماجرا هم نبايد سطحي برخورد كرد. يك عده فكر مي‌كنند بالاخره معترضان حرف خودشان را به كرسي مي‌نشانند. مخالفان تندرو كه در قدرتند هم مي‌گويند جمعش كرديم. اصلاً اينطور نيست. كسي نمي‌تواند ادعا كند كه حتماً افق اينگونه خواهد بود- چون افق توسط برآيند نيروهاي اصلي جامعه سياسي و شرايط جامعه ايران تعيين مي‌شود. الان حداقل سه نيرو در جامعه سياسي است. اولين نيرو همين تندروهايي هستند كه دنبال ايجاد يك نظام يك‌پارچه هستند. يعني يك دولت مقتدر چندنفره و يك جامعه مدني سازمان‌دهي شده به وسيله نهادهاي امنيتي و با مردمي مطيع، كه اين نيرو روي بيست درصد جمعيت نفوذ دارد. دو نيروي ديگر هستند كه از سوی جنبش اجتماعي مردم ايران هم حمایت مي‌شوند. يكي همين نيروهاي اصلاح‌طلب به رهبري موسوي، كروبي و خاتمي هستند كه من به آنها سبزهاي مدني مي‌گويم. نيرويي كه مطالباتش را از طريق سازوكارهاي موجود در قانون اساسي پي‌گيري مي‌كند. اين نيرو برخلاف نيروي اول كه قدرت سياسي رسمي را در دست دارد، قدرت اجتماعي دارد و روي چهل درصد جمعيت نفوذ دارد. يك نيروي ديگر هم هست كه روي بيست درصد جمعيت نفوذ دارد كه آنها دنبال تغييرات جدي‌تر هستند و معتقدند با ساختار موجود قانون اساسي نمي‌توان معضلات جامعه را حل كرد كه من به آنها سبزهاي انقلابي مي‌گويم. آينده جامعه سياسي باب ميل هيچ‌كدام از اين سه نيرو پيش نمي‌رود بلكه برآيندي از اين سه نيرو در ربط با شرايط جامعه است كه اتفاق مي‌افتد و پيش‌بيني قطعي آن كار ساده‌اي نيست. به عبارت دیگر، فقط نیت‌های آگاهانه این سه نیرو آینده را رقم نمی‌زند. نتیجه ناخواسته عمل این سه نیرو و شرایط جامعه جهت بردار تحولات سیاسی را روشن می‌کند.

پس ازانتخابات اتفاقی كه رخ داده اين است كه آن بخش مخذوف و بيرون رانده شده جامعه قدرت خود را در برابر انحصار‌طلبي تندروها ديده است يعني همان ظهور جنبش سبز. بعيد مي‌دانم پتانسيل‌هاي اين جنبش مدني و حقوق شهروندي به راحتي محو شود. مفيدترين كاري كه مي‌توان كرد، جواب دادن به خواست‌هاي آنهاست. اگر همان پنج خواسته مهندس موسوي اجرا شود، پتانسيل اين جنبش تخليه مي‌شود. ولي بعيد است كه اين كار انجام گيرد. زيرا تندروها فعلاً در حالت مستي ناشي از دوپينگ به سر مي‌برند. دوپينگ با نمايش پليس در خيابان‌ها، با تبليغات تلويزيوني.

لذا اكنون سوال اين است كه اگر تندروها به گشايش سياسي و بازگشت اصلاحات تن ندهند چه اتفاقي مي‌افتد. من حدس مي‌زنم كه در كوتاه مدت مهم‌ترين اتفاق همين است كه افتاده است: بدين معنا كه طيف تندروها به جاي اداره و توسعه كشور دائم مجبورند دست به تهديد و برخورد و كنترل بزند، هرچه اين روند افزايش و ادامه پيدا كند، شرايط بدتر و بدتر مي‌شود. حتي اگر خيابان‌ها هم آرام باشد. علامت خوب شدن شرايط اين است كه حكومت از دادن مجوز اجتماع به منتقدينش نترسد. تا وقتي كه مي‌ترسد يعني ريشه‌هاي تب در جامعه وجود دارد و خالي‌بندي تبليغاتي آنها مبني بر پيروزي‌شان فقط به درد روحيه دادن به هوادارانشان مي‌خورد و كشور را از حالت كنترل به حالت مديريت و اداره برنمي‌گرداند.

ممكن است در كوتاه‌مدت، تندروها در مقاطعي احساس كنند كه اوضاع آرام شده است ولي اين مطالبات پايان نمي‌گيرد اين آدم‌ها توي جامعه هستند. نمي‌توان كه آنها را توي دريا ريخت. توي ايران و خانه‌هايشان هستند. تلويزيون مي‌بينند، پشت كامپيوتر مي‌نشينند. در محل كار و محافل و مهماني‌هايشان با هم حرف مي‌زنند. جايي نرفته‌اند. همين‌جا هستند و هر چه هم كتك بخورند و دستگير شوند، بحران ريشه‌اي‌تر مي‌شود. تاثير خشونت‌ها اين است كه نمايش خياباني اين اعتراضات مدني كم مي‌شود، ولي حذف نمي‌شود. پيش‌بيني من اين است كه حتي اگر اين موج خياباني كنترل شود، موج‌هاي بعدي غيرقابل پيش‌بيني‌تر و شايد مهيب‌تر باشد.

ده سال پيش، تندروها، فكر كردند، يكسري دانشجو را كتك زده‌اند و به خوابگاه حمله كردند و 23 تير مردم هم آمدند و بعد تمام شد. به اصطلاح سال 78 تا 80، اصلاحات را سركوب كردند. اما كسي فكر نمي‌كرد كه سال 88، سه ميليون نفر در تهران به خيابان بيايد. به عبارت ديگر مساله آن‌ سال‌ها حل نشده بود. تندروها خيلي هنر كنند فقط در كوتاه‌مدت مي‌توانند كشور را كنترل كنند ولي اينجوري كشور اداره نمي‌شود. ببينيد براي جشن و راهپيمايي 22بهمن امسال مجبور مي‌شوند صدها هزار نيروي امنيتي را در سراسر كشور بسيج كنند. اين حاكميت بر قلب‌ها نيست. اين كنترل بدن‌هاست.

*اما برخي اصولگرايان معتقدند اگر 18 تير به خوبي سركوب مي‌شد، اين اتفاقات رخ نمي‌داد.

اشتباه همين جاست. هر چه بيشتر سركوب صورت گيرد، بحران بيشتري درست مي‌شود. اين بحران ممكن است امروز خودش را نشان ندهد اما در جامعه هست و در فرصتي خودش را نشان مي‌دهد. اين دفعه خودش را در انتخابات و در رفتار مدني مردم نشان داد. دفعه ديگر معلوم نيست كجا.

اگر در انتخابات اعتراض مردم به رسميت شناخته مي‌شد و به احترام حداقل 14 ميليون نفري كه به طور رسمي اعلام كردند به مهندس موسوي راي داده‌اند، اجازه مي‌دادند صندوق‌ها دوباره شمرده شود، ما كه از افغانستان كمتر نبوديم.اعلام نتيجه انتخابات افغانستان دوماه طول كشيد. گروه‌هاي بي‌طرف وارسي و داوري مي‌كردند، بخشي از مردم توجيه مي‌شدند. اين كار انجام نشد و سطح انتقادات را از دولت به انتقاد از نظام افزايش دادند.

به نظر من اگر همين بي‌تدبيري ادامه پيدا كند بحراني كه مي‌تواند ساده‌تر حل شود به بحراني لاينحل تبديل مي‌شود. يعني گره‌اي كه با دست باز مي‌شود بعداً با دندان هم باز نمي‌شود.

*طيف ميانه‌رو اصولگرايان تلاش مي‌كند جامعه را به سمت تعادل هدايت كند. آيا نمودهايش در سطح جامعه هم ديده مي‌شود؟

متاسفانه نه؛ فرصت‌سوزي زيادي شد. از بعد حوادث عاشورا به جاي اينكه دست به كارخانه ملحدسازي و منافق‌سازي بزنند، حداقل بايد خواست‌هاي قانوني و منطقي معترضان را جدي مي‌گرفتند. به جاي اين كار سياست تهديد و رعب از طريق بگير و ببند را ادامه دادند.

عدم تحمل جريانات سياسي و حرف‌ها هم يكي از اينهاست. مثلاً مناظره‌هاي نيم‌بند ماه پيش بعد از مناظره آقاي اطاعت تعطيل شد و ديگر تحمل نكردند. بزرگ‌ترين عاملي كه باعث شده مردم پيگير اخبار رسانه‌هاي خارجي باشند سياست‌هاي صدا‌و‌سيما است. نظرسنجي‌ها روندهای خيلي بدي را نشان مي‌دهد. حداقل در تهران دو‌سوم علاقمندان به اخبار از طريق صداوسيما اخبار را نمي‌شنوند.

هر جنبشي اجزاي متكثري دارد، يك تركيب يك دست ندارد ولي فعلاً تندروها بايد خدا را شكر كنند وجه غالب جنبش سبز، يك وجه اصلاحي و به دنبال احقاق حقوق شهروندي است. جنبش سبز، يك جنبش مدني است، يك جنبش راديكال انقلابي نيست. معتقدم كه از جنبش مارتين لوتركينگ هم مدني‌تر است.از جنبش ماندلا در آفريقاي جنوبي هم مدني‌تر است. تا به حال اين جنبش مدني بوده، حرفش را هم به صورت مدني زده و دو وجهه هم دارد. بعضي فكر مي‌كنند كه وجه غالب اين جنبش، وجه خياباني است، اما اين جنبش، وجه اخلاقي، فكري و ارزشي مهمي دارد، آنگونه كه هرجا اين آدم‌ها هستند، اين جنبش هم هست. در محافل، خانه‌ها، اتوبوس، تاكسي، با اين جنبه اعتراض‌ها نمي‌توان كاري كرد، مهم‌ترين وجه اين اعتراض‌ها هم همين است. با استقرار نيروي پليس مي‌توان با تجمع‌هاي خياباني برخورد كرد. اما وجه فرهنگي اعتراض‌ها مهم است كه نمي‌توان با آن برخورد كرد. برخورد با آن بايد اخلاقي و فرهنگي باشد نه از موضع قدرت و زور. با بسيج ده‌ها هزار نيرو، روز افتخارآميز 22بهمن را برگزار كردن كه افتخار ندارد.

من قبول ندارم كه مي‌گويند 3 ميليوني كه روز 25 خرداد به تظاهرات آمدند، بالاي شهرنشين بودند، مگر كل مناطق بالاي شهر چقدر جمعيت دارد؟ قشر متوسط همين شهر از جاهاي مختلف به تظاهرات آمده بودند. تازه كدام علائم نشان داده يا تحقيقاتي نشان داده كه طبقات ضغيف و فرودست طرفدار تندروها هستند.

* دقت در برخي موضع‌گيري‌هاي فعالان سياسي اصولگرا نشان مي‌دهد كه آنها از موضع‌هاي مختلفي سخن مي‌گويند. برخي مي‌خواهند‌ هاشمي را حذف كنند، برخي از سران فتنه حرف مي‌زنند و برخي هم كمي متعادل‌تر رفتار مي‌كنند. علت اين تفاوت ديدگاه‌ها چيست؟

يكي از ويژگي‌هاي جبهه مخالفان اصلاح‌طلب اين است كه تشتت دارند ولي در عين حال پروژه‌هاي گنده مي‌خواهند اجرا كنند. مثلا مي‌خواهند همه اصلاح‌طلبان را محو كنند، يك جنبش فراگير ملي را به چند اغتشاشگر تقليل دهند و يك نظام يك‌پارچه اقتدارگرا را كه در قوطي هيچ عطاري پيدا نمي‌شود، ايجاد كنند.

آنها يك دست نيستند. ناهماهنگي جبهه مخالفان اصلاحات را حداقل مي‌توان در دو گروه ديد. يك گروه كوچك كه هر روز آب مي‌روند و كوچك‌تر مي‌شوند، تندروها هستند. در چند ماه اخير در حال كم شدن هستند. همه سروصداها مال اين گروه است اما چون از شش تا كانال حرفشان پخش مي‌شود، بعضي فكر مي‌كنند زياد هستند. ولي طيف وسيعي هم بين اصولگرايان هستند كه تندروي‌ها را قبول ندارند. بالاخره آنها تجربه انقلاب را به ياد دارند. بعد از انقلاب، وقتي دولت پهلوي منحل شد و هنوز دولت جمهوري‌اسلامي تشكيل نشده بود، وقتي‌كه مملكت در جنگ بود، مناطق قومي پر از التهاب بود، ‌ارتش مشكل داشت، سپاه و بسيج هنوز تشكيل نشده بود، با اين وجود امام(ره) همه مردم را با يك گروه اداره نمي‌كرد. بعد از 30 سال كه همه مردم با سواد شده‌اند شهرها از 200 تا به دوهزار افزايش يافته، دنيا جهاني شده و همه چشم‌وگوش‌ها باز شده مي‌خواهند با يك گروه، آن هم با چند نفر لاف‌زن مملكت را اداره كنند. خيلي از اصولگراها هم مي‌دانند كه اين روش اداره درست مملكت نيست. اقتصاد و فرهنگي و دانشگاه و روابط بين‌المللي ایران در حال ركود است. حتي جشن مردمي 22 بهمن هم بايد با حضور دهها نيرو برگزار شود! آدمهاي عاقل اصول‌گرا و غير لاف زن هم مي‌فهند وضع از چه قرار است.

*فضاي رواني جامعه هم فضاي مناسبي نيست.

الآن يك فضاي بي‌اعتمادي بين دولت و اقشار فرهيخته جامعه است. مثلاً طرح هدفمند كردن يارانه‌ها بسیار اساسي است ولي اولين شرط اجراي آن اعتماد مردم به دولت است كه الآن ضعيف است.

*سال 84،‌ گروهي از جامعه‌شناسان در مورد انتخابات بيانيه‌اي دادند كه شما هم آن بيانيه را امضا كرده بوديد و نامزد منتخب خود را در آن بيانيه معرفي كرده بودند، آيا اتفاقات هشت ماه گذشته نيز براي جامعه‌شناسان قابل پيش‌بيني بود؟

همه اتفاقاتي كه در اين دوره رخ داده، پيش‌بيني شده بود،‌اما هيچ‌كس پيش‌بيني نمي‌كرد كه اتفاقات به اين شدت رخ دهد. در بيانيه سال 84 گفته شده بود اينها به فقرا كمك نمي‌كنند بلكه اينها فقط اقتدارگرايان فقيرنوازند. دوره آقاي خاتمي كه شعار توسعه سياسي مطرح بود، وضع اقتصادي مردم بهتر بود چون توسعه سياسي با توسعه اقتصادي ربط وثيق دارند.

اما اكنون هم توسعه فرهنگي هم توسعه سياسي و هم حتي توسعه اقتصادي درجا مي‌زند. يعني فقيرها، افسرده‌ها، حاشيه‌نشين‌ها مدام بيشتر مي‌شوند. به عبارت ديگر به جاي جلورفتن جامعه ايران درجا مي‌زند و در پاره‌ای حوزه‌ها حتی عقب می‌رود.

* حركتي كه مردم بعد از انتخابات انجام دادند و واكنش تندروهاي رقيب به اين حركت هم براي جامعه‌شناسان قابل پيش‌بيني بود؟

پيش‌بيني همه اين بود كه يك اعتراض به جامعه تحميل مي‌شود، اما كسي پيش‌بيني نمي‌كرد كه اين اعتراض اينقدر وسيع و مدني باشد. هشت ماه است كه توسط معدودي تندرو به ميليون‌ها نفر از مردم اهانت مي‌شود و گفته مي‌شود اغتشاشگر هستيد. سياستمداران محبوب آنها به ناروا وابسته به خارج و فرمان‌بگير از آمريكا، اسرائيل و … و سران فتنه معرفي مي‌شوند.جامعه‌شناسان اين بي‌حيايي‌هاي سياسي را پيش‌بيني نكرده بودند.

* يكي از تحليل‌هاي مطرح شده در اين مدت، پيشروتر بودن مردم از تحليلگران و فعالان سياسي است، به نظر شما اين تحليل قابل پذيرفتن است؟

در جامعه‌شناسي متعارف جامعه را به نخبگان و توده تقسيم مي‌كردند. اكنون اغلب مردم مثلاً در تهران به نوعي نخبه‌اند و در بخش‌هایي غيرمتخصص هستند. لذا تقسيم جامعه به نخبه و توده خيلي معنا ندارد. در جامعه فعلي ما فرديت خيلي مهم شده، افراد هم فقط يك فرد نيستند، آنقدر پيچيده و ماهر شده‌اند كه هر كدام مثل يك نهاد هستند. مي‌توان گفت «فرديت نهادينه شده» در جامعه زياد شده است. لذا يكي از دلايلي كه نمي‌توان اين اعتراض‌ها را مهار كرد، به اين خاطر است كه اغلب افراد معترض، معمولي نيستند. افرادي آگاه و مرتبط با جامعه هستند. مهار اين جنبش مشكل است اما براي آرام كردن آن بايد پاسخ مناسب به آن داد. كف مطالبات آن هم اجراي پنج خواسته مهندس موسوي است.

معترضان، بي‌گدار به آب نمي‌زنند. افراد معترض نمي‌خواهند با توسل به خشونت، بهانه به رقيب بدهند و خودشان را به كشتن بدهند، بلكه مي‌خواهند به تدريج از تعداد اقتدارگراها و تندروها كم شود، آنها به دنبال يك تحول فكري و اخلاقي در جامعه هستند، آنها به دنبال احترام به تكثر سياسي در حوزه جامعه سياسي هستند. هم اصولگراها و هم اصلاح‌طلبان و هم ديگر گروه‌هاي حذف شده بايد در حوزه رسمي سياست حضور داشته باشند. اعتراض سبزها براي ارتقا يك زندگي بهتر و با عزت‌ بيشتر براي همه مردم است. سطح بحث‌هايي كه الان در حال طرح است تا شهرستان‌ها، روستاها و همه خانه‌ها مي‌رود. آن وقت اگر وضع جامعه اصلاح نشود، دردِ تندروها ديگر بي‌درمان مي‌شود و متأسفانه جامعه مستعد مطالبات ساختاري و انقلابي مي‌شود.

*ارزيابي شما از نقش كنوني و آتي موسوي و كروبي در تحولات سياسي ايران چيست؟

آقاي موسوي و كروبي و خاتمي و هاشمي و ديگران اينها فقط يك فرد نيستند، اينها در شرايط فعلي فشرده خواسته‌هاي اقشار تأثير گذار جامعه هستند. اگر مديران كشور بخواهند كشور را از وضعيت «كنترلي» فعلي به وضعيت «اداره‌اي» و وضعيت «توسعه‌اي» ببرند مهمترين نعمتي كه در اختيار دارند همين شخصيت‌ها هستند. چون اين افراد مورد اعتماد اقشار تأثيرگذار جامعه هستند. با افرادي كه دم از كشتن و گرفتن مي‌زنند كه كشور را نمي‌توان اداره كرد. متأسفانه تندروها كشور را وارد وضعيت حاد فرسايشي كرده‌اند. همه بايد براي آينده كشور دعا كنيم.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

22 پاسخ به “شرایط زمانی خوب می شود كه حكومت از دادن مجوز اجتماع به منتقدانش نترسد”

  1. احسان گفت:

    اينها خودشان خوب ميدانند اکثريت مطلق مردم مخالف و معترض به وضع موجود هستند. و اگر به مردم اجازه اجتماع بدهند تقلب انتخاباتی و بقيه مسائل فاش تر و آقايان رسوا تر ميشوند و بايد بساط ظلم و تعديشان به ملت را بچينند. لذا ترجيح ميدهند فعلاً چند صباحی با سرکوب و خفقان وقت بخرند. من نميدانم اين قدرت و ثروت چيست که آقايان ر اچنين کور و نا شنوا کرده. ولی بدانند بزرگترين خطا را مرتکب شده اند اگر به راه مردم بر نگردند. اولين قدم هم استيضاح دولت بر آمده از … است.
    اينها باور دارند اگر دروغ را زياد تکرار کنند تبديل به واقعيت ميشود، حال آنکه بر عکس تبديل به خشم و نفرت بيشتر مردم خواهد شد، همان طور که اکنون نيز چنين شده..

  2. مرتضی گفت:

    سخنان این استاد دانشگاه خیلی قشنگ و دل نشین بود ولی باید گفت که تعداد بیشماری از مردم ایران قبل از به وجود امدن جنبش سبز از ستم این … به ستوه امده بودند ولی چون قدرت در دست این … بود اجازه این را نداشتند تا لب به اعتراض بگشایند این … به واسطه قدرت با امام زمان هم مخالفند.

  3. besyar dorost baresy namodid
    bayad parhiz kard az zir zaminy
    shodan va entegham giriha………..

  4. حامد گفت:

    آقای جلای پور .احسنت. واقعاٌ تحلیل قشنگ و درستی بود .کاش در جناح به اصطلاح اصول گرا یان هم افرادی در قد و اندازه ی شما بود.

  5. سبز سبز. گفت:

    تحلیلی کاملا” منطقی و مبتنی بر واقعیت
    جنبش سبز نیاز به اینگونه تحلیل ها دارد

    اندکی صبر سحر نزدیک است …

  6. جواد گفت:

    هیچ تحلیلی دلسوزانه تر و به این سادگی قابل فهم تر وجود ندارد.اقای جلالی درست میگویند باید برای اینده کشورمان واقعا از ته دل فقط دعا کردو بس!!!!!

  7. سکوت گفت:

    کجای این نوشته تحلیل است ؟
    کدامیک از این گفته ها تازگی دارد ؟
    کیست که در این هشت ما هشتصد بار نشنیده باشد که خشونت بد است و نباید سطحی بر خورد کرد و باید به مخالفان اجازه داد و…
    تندروها قدرت را در دست دارند و…

    به قولی از کرامات شیخ ما نه عجب / انگبین خورد و گفت شیرین است
    —————

    این جنبش نیاز به خلاقیت دارد

  8. ایرانی گفت:

    متاسفم براتون با این تحلیل های مسخره و یک مشت آدم از خدا بی خبر و رانده شده از درگاه خدا که این چرت و پرت های شما رو باور میکنه.از خدا میخوام اگه قابلید هدایتتون کنه و الا هر چه زودتر نابودتون کنه از صفحه روزگار همان طور که دارین نابود میشین

  9. دکتر شاهسوند گفت:

    درحال حاضر بهترین سیاست برای جنبش سبز حفظ ارامش است .حیات تندروهای بیریشه .فضای ناارام است.از لحاظ جامعه شناسی شرایط اماده توتالیتاریسم میباشد.تحمیل ناامنی بر جامعه شرایط را برای نظامیها اماده میکند.طبقه متوسط در حال جان کندن است.با فرسایشی شدن ناامنی جامعه دنبال رضاخانش میگردد.با شکلگیری یک طبقه سرمایه دار نظامی … در ظاهر میماند ولی درواقع ابزاری در دست انها خواهد شد.جنبش سبز باید ضمن ارام سازی فضا رهبری سیاسی کشور را در تثبیت اداره کشور یاری نماید.در شرایط فعلی کارکرد…جلوگیری از ظهور توتالیتاریسم میباشد.

  10. اميد هميشه سبز رشت گفت:

    سلام اقاي رئيس جمهور
    درود بر شما اقاي موسوي
    شما دولت محبوب اهالي شمال كشور هستيد
    سلام و درود همه گيلاني ها به ملت سبز انديش ايران
    اقاي موسوي گروه اميد هميشه سبز رشت هر روز بزرگتر مي شه همه ما واسه روزي ابراز وجود ميكنيم كه زياد دور نيست
    زمستون هنوز تموم نشده كل دنيا سبزها و تعداشون رو مي بينند
    درس خوبي ايرانيها تا چند وقت ديگه به اين لباس شخصيها مي دند يادشون بره جنايت كردن و دروغ گفتنو
    خيابان تختي تا گلسار
    پل بوسار تا پارك ملت
    و فلكه گاز

  11. مرگ افراط گفت:

    با تشکر از تحلیل جامع شما . افراد در زندگی دارای 3 برهه زمانی اند گذشته حال وآینده و می بایست در مورد افراد قضاوت را بر مبنای این 3 جایگاه قرار داد جامعه کنونی متاثراز آگاهی وشناخت وبینش به آینده است با این تفاسیر می بایست این فرض را درنظر گرفت خاصیت کنترل به ماندگاری آن است برای این منظور می بایست همه رهبران کنونی جنبش سبز چه آنها که به ظاهر با میانه روی جایگاه خود را حفظ کرده اند هم به فکر پاسخگویی به مردنم باشند و آگاه باشند که از گذشته خود نمی توانند فرار کنند….. گرچه که ممکن است همین جریان میانه رو با عث ماندگاری بزرگان این جنبش باشد اما واقعیت به گذشته افراد نیز برمی گردد.

  12. محمد گفت:

    با سلام
    تحلیل اوضاع کشور همین است که جناب آقای جلایی پور فرمودند تقریبا درصدبندی درستی هم بود که البته خوب بود مثلا بیست درصد طرفداران حکومت را هم به دو دسته ده درصدی تند و میانه روتقسیم میشدند که اکثرا حقوق بگیر دولتند و به بنوعی در معذورات و رودربایستی با این حکومت میباشند ولی خب بگذریم نکته دیگری که بسیار قابل توجه است و خوب بود ایشان به نوعی در تحلیل خود به آن اشاره میکردند نقش بی بدیل عناصر کلیدی و ویزه انقلاب اسلامی است که میباید همواره مورد احترام و الگو ی مردم خوب ایران عزیزمان باشد مورد غفلت و نوعی توهین و پرخاشگری از سوی طرفداران دولت غیر مردمی قرار گرفته است ،ا این عزیزان سیدحسن خمینی و خانواده محترمشان ،میرحسین موسوی و همسر گرامیشان ،سید محمد خاتمی،آقای مهدی کروبی و خانواده محترمشان ،خانواده شهید رجایی ،شهید بهشتی، شهید مطهری،شهید باکری،وبسیاری از خانواده های شهدا و آزادگان وبویزه زندانیان نخبه ودلسوزه انقلاب که بقول مهندس موسوی توسط حاکمینی که خود شایسته در بند بودن میباشند و ماه هاست خانواده های انان در نگرانی و اضطراب به سر میبرند نیز اشاره میشد .آیا بدون این نام ها دیگر آبرویی از انقلاب اسلامی مانده است ؟
    محمد.ت

  13. ناشناس گفت:

    تا زمانی که نوک تیز پیکان نقد ملت از کارگزاران عادی به … برنگردد امیدی به بهبود وضع کشور و انقلاب نیست. تا زمانی که … از ایجاد فضای تاریک برای رشد فساد ایمان برانداز دست بر ندارد وضع از این هم بدتر خواهد شد و دست بر نخواهد داشت مگر اینکه به صورت مستقیم مورد انتقاد قرار بگیرد. ملت به درستی ریشه مشکلات کنونی را درک کرده و آنرا در شعارهای به اصطلاح …. نمود دادند و از این لحاظ نسبت به رهبران جنبش جلوتر هستند – ضمن اینکه محدودیت های رهبران جنبش هم کاملا قابل درک است. جنبش سبز باید از خود سانسوری بیرون بیاید و اجازه فریب کاری را به … ندهد. اگر با وجود میلیاردها دلار درآمد و وجود چند نسل باهوش و پر انرژی و جوان هنوز به مقصد نرسیده ایم دلیل گمراهی مان را جز … نباید بدانیم. همه اطرافیانش شبانه روز در صدا و سیما در تلاش اند که ناکامی ها را گردن این و آن بیاندازند و مسئولیت این همه اتلاف و فرصت های سوخته را از گردن … بیاندازند. ولی ملت میدانند که مسئول کیست. هیچکس ادعا ندارد که اداره کشوری مثل ایران کار ساده ای است ولی راه کار قانونی کنار رفتن و بازنشسته شدن که قحط نیست. آیا باید حتما عذر کسی را خواست تا خودش متوجه بشود که صاحب خانه (یعنی ملت) مایل به سپردن امور به دست کس دیگری است؟ اگر از … آبی گرم میشد اختلافات تا به این حد نمیرسید یادم هست که امام روزی نبود که در باره “وحدت کلمه” صحبت نکنند. بدون اغراق روزی نبود که ایشان در باره وحدت کلمه حرفی نزنند. آنچه مد نظر … است وحدت نیروی های حامی “من” است. ریشه همه مشکلات در همین من است. من.

  14. ناشناس گفت:

    واقعا ما كه چيزي نمي خواهيم جز يك تجمع آزاد

  15. ali گفت:

    حفظ آرامش و متانت و صبر و اميد بهترين روش مبارزه جنبش سبز خواهد بود. بحث هاي آرام و روشنگرانه و تاكيد بر روي مسائل اقتصادي عموم مردم همراه با تاكيد و يادآوري اصول مردم سالارانه مطمئنا ما را به پيروزي خواهد رساند. من پيروزي را مي بينم، بسيار نزديك شديم. نيروهاي آنها تازه تازه به فكر سياه كاري هاي خود افتاده اند و از گناهان خود شرمنده.

  16. reza گفت:

    روي ديگر سكه ي مجوز ندادن همه ي مردم حتي قشر بي سواد هجتماع هم مي داند ؛ يعني ادعاي تقلب بزرگ از طرف منتقدان صحت دارد .
    و ج زاين تحليل ديگري ندارد اگر دارد آقايان به طور رسمي وشفاف مردم را روشن كنند .

  17. مهدي گفت:

    چرا خواص موضع خودشون رو در مورد کوي دانشگاه اعلام نميکنند؟
    اين اقدام با تاييد کداميک از مقامات انجام شده است؟
    خشونت عريان توسط نيروهاي امنيتي، و بسيج به دستور کداميک از مقامات رسمي صورت مي گيرد؟
    موضع صريح به همراه مشخص شدن مقصر و محاکمه عادلانه دست اندرکاران اين اقدامات نياز جامعه ماست.

  18. سبز گفت:

    مهدی جان بچه های کوی دانشگاه بصيرت نداشتند لذا نيروی های جان بر کف کمی با ايشان مهر ورزی کردند، همين..

  19. علی45 گفت:

    تحلیل زیبا ودلنشینی بود. حقیقتا نظام باید قدر شخصیتهایی مثل موسوی ،خاتمی ،کروبی،هاشمی را بداند اینها میتوانند به جامعه افسرده

    نشاط کار و تحرک را تا حدی برگردانند و مردم را امیدوار کنند که نظام جمهوری اسلامی توان ادامه حیات دارد.

  20. مهدی گفت:

    سبز عزیز!
    چرا نیروهای جان بر کف که با دانشجویان مهرورزی میکنند معرفی نمیشوند که در کنار دانشجویان مردم نیز آنها را بشناسند؟
    دستکم مهرورزان باید برای مردم شناخته شوند؟

  21. amir گفت:

    نظام حاکم بر اساس .. داره به حیات خود ادامه میده. نتیجهٔ این اقدام رو هم همه جور داره می‌بینه: کشور متلاطم هر لحظه آمادهٔ انفجار، اقتصاد شکسته، عدم مشروعیت در داخل، عدم مشروعیت در خارج و انزوا. حکومتی که همهٔ اینهارو یک جا با هم داره فکر نمیکنم بتونه طولانی‌ مدت سر پا باشه. خشومت بر علیه مردم فقط به نفرت دامن می‌زنه و این نفرت اگر جمع بشه و بالاخره سر باز کنه آتشی خواهد بود غیر قابل خاموش شدن.

  22. حامد گفت:

    تحلیل خوبی بود. هوشمندانه تمام حرفهای دل جامعه را بدون سانسور بیان کرد و بنده امیدوارم کیهان خوانان حرفه ای هم نیم نگاهی به تحلیل های منطبق بر واقعیت بیاندازند چرا که بسیاریشان از سر عدم آگاهی در صف مزدوران قرار گرفته اند.