سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مرثیه ای برای اقتصاد، علم اقتصاد...

مرثیه ای برای اقتصاد، علم اقتصاد

چکیده :سردبیر فصلنامه «اقتصادسیاسی تحول همه جانبه» زندانی ست. معلمی که ثمره علمی همان نظامی ست که در بیست سالگی پیروزی اش را جشن گرفته. دانشجویی که هم پای نظام رشد کرده و به مدارج بالاتر رسیده است. استادی که همه دغدغه اش توسعه ایران است. در این شرایط سخن گفتن از علم ایرانی به شوخی بیشتر شبیه...


کلمه: علی نیلی- نه تورم بیست و چند درصدی این روزها و انتظار افزایش 40 درصدی آن در سال آینده، نه نقدینگی لجام گسیخته، نه بحران صنعت، نه فرصت بر باد رفته افزایش بی سابقه قیمت نفت و نه دیگر مسائل و مشکلات ریز و درشت اقتصادی، آن قدر دردآور و گریه دار نیست که صدای چکمه سیاست، رویای تولید علم در ایران را به کابوس تبدیل کرده است.

در شرایطی که بومی شدن علم و درون زا شدن تولید دانش به عنوان دغدغه اصلی حاکمان مطرح است، دکتر علی عرب مازار، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، رخت زندان بر تن می کند تا همه بدانیم بحران سیاست زدگی چه قدر جدی ست و چه قدر زود است برای ما که بخواهیم از ابداع نظریه های علمی سخن بگوییم.

سابقه انقلابی، عضویت در حزب جمهوری اسلامی، سابقه رزمندگی و جانبازی و… هیچ کدام دلیل نمی شود که از بازداشت استاد نظام های اقتصادی شکایت کنیم. آن چه باعث نگرانی ست این است که او به جرم مشاورت یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری گذشته گرفتار شده. انتخاباتی که همه اصرار دارند آن را پرشورترین و شاداب ترین تجلی دموکراسی در سی سال پس از انقلاب بدانند.

طرفه حکایت این که علی عرب مازار یزدی جز نهادگرایان است. کسانی که معتقدند راه برون رفت از مشکلات اقتصادی، هماهنگی و همکاری نهادهای مختلف دخیل در آموزش، اقتصاد، سیاست، فرهنگ، قانون و قضاست. کسانی که معتقدند نه بازار ودست نامرئی اش و نه دولت و قدرت فائقه اش به تنهایی نمی توانند گره از اقتصاد ایران باز کنند.

از آن سو، همه نارسایی های اقتصادی در دوره عدالت خواهی و مهرورزی، ابعاد عجیب و غریبی می یابد تا آنجا که دولت مجبور می شود برای رهایی از کسر بودجه، یارانه ها را نشانه بگیرد.

آن خاستگاه فکری و این نگرانی ست که جمعی از اساتید علم اقتصاد را مجبور به نوشتن نامه های هشدارآمیز می کند و اکثر آنان را مجاب به فعالیت در ستادهای انتخاباتی.

جرم دکتر عرب مازار هنوز اعلام نشده، اما وقتی نخست وزیر 8 سال سخت جزو سران فتنه خوانده شود، حتما جرم او هم ریاست کمیته برنامه ریزی ستاد اوست. و این را بخوانید نقد تند و تیز برنامه های اقتصادی دولت نهم و تدوین برنامه اقتصادی دولت امید…

سردبیر فصلنامه «اقتصادسیاسی تحول همه جانبه» زندانی ست. معلمی که ثمره علمی همان نظامی ست که در بیست سالگی پیروزی اش را جشن گرفته. دانشجویی که هم پای نظام رشد کرده و به مدارج بالاتر رسیده است. استادی که همه دغدغه اش توسعه ایران است. در این شرایط سخن گفتن از علم ایرانی به شوخی بیشتر شبیه است.

ما در شرایطی به سر می بریم که جمعی از استادان اقتصاد دانشگاه های کشور می نویسند: مي دانيم بزرگترين جرم يك استاد دانشگاه اين است كه از سر دلسوزي و آگاهي براي پيشرفت برنامه هاي اقتصادي كشور نظريه هاي اقتصادي خود را بيان نمايد و در عصر آگاهي و دانش چگونه مي توان بيان عقايد را جرم تلقي كرد، زيرا بحران هاي اقتصادي منشاء ديگري دارد و به وجود آوردن بحران، كار استادان متخصص دانشگاه نيست.

منبع: مجله نسیم بیداری



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

7 پاسخ به “مرثیه ای برای اقتصاد، علم اقتصاد”

  1. amir گفت:

    واقعا که عنوان این مقاله چه به جاست: مرثیه‌ای برای اقتصاد

  2. محمد گفت:

    ما ميدانيم امروز عده اي به نام دين ونظام در حال تخريب همه دست آوردهاي نظام و انقلاب و حركت چندين ساله آزادي خواهي در ايران هستند . امروز استاد، دانشجو ،طلبه ،مرجعيت ، رزمنده ،جانباز ،آزاده ، خانواده شهيد و … همه نگران افتادن انقلاب بدست نا اهلان هستند و متاسفانه چشم بصيرت عده اي را هم برق قدرت كور كرده است. دارند بدست خود ريشه به تيشه نظام ميزنند. اقاي موسوي ما با عهدي كه با تو و امام مان (ره) بسته ايم پايداريم .هم ضد انقلاب خارج نشين و هم نا اهلان بقدرت رسيده بدانند ما هستيم و وانقلاب و فرزند راستين آن را تنها نمي گذاريم.

  3. ناشناس گفت:

    مناظره دیشب اصلا مناسب نبود همش می خواست جنبش اصلاحات را محکوم کند

  4. بنده خدا گفت:

    سلام بر استاد گرامی جناب آقای دکتر عرب مازار و درود بر استقامت او ؛

    واقعا مایه تاسف است که شما و دیگر همسنگران راه آزادی و توسعه ایران زمین را در بند جهل پیشگان و خرافه پرستان می بینم و زبان قاصر از بازگویی این همه ظلم، فساد، تحجر، بیرحمی، ناجوان مردی و ددمنشی که بر مردم ایران زمین بویژه نخبگان این مرز و بوم توسط کارگزاران استبداد روا می دارند.
    اولین بار که خبر بازداشت شما را شنیدم به یاد یکی از جلسات درس تاریخ عقاید اقتصادی در دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی افتادم که بنده در خدمت شما و بقیه دوستان نظرات هایک رو پیرامون بنیانهای آزادی، قانون مداری، نظام اقتصاد بازار و … بیان کردم و شما و دیگر دوستان ازون استقبال کردید و به من اجازه دادید تا بتونم یک جلسه دیگه مطلب تکمیلی و پرسش و پاسخ پیرامون مطالب ارایه شده داشته باشیم.
    گر چه بنده و شما عقاید یکسان نداشتیم ولی در محیط علمی زیبای دانشگاه، کلاس درس، اتاق استاد، سمینارهای مختلف و سلف سرویس به گفتگو پیرامون مسائل گوناگون می پرداختیم و همدیگر را تحمل می کردیم و در صدد قانع کردن یکدیگر در یک محیط آکادمیک و آرام و دوستانه بودیم.

    ولی متاسفانه امروز به جای اینکه همه ایرانیان با هر گرایش، سلیقه و نظری بتونن در کشوری آزاد و قانونمند در صلح و صفا کنار هم زندگی کنند و در آبادانی و توسعه اون کوشا باشند، بسیاری از دوستان ما در کنار ما نیستند !!!…؟؟؟…!!!

    امیدوارم در آستانه عید باستانی نوروز همه دربندان از بند رها گردند، چه آنان که در بند جهل خود و در بردگی و گماشتگی ناکسان اسیرند و چه آن آزادگان که در بند جاهلان وفاسقان و ظالمان.

    به امید اون روز،

    بنده آزاد

  5. عابد گفت:

    واقعا انسان وارسته ای هست آقای دکتر
    به نظرم بزرگترین جرمش برای زندانی شدن فهم زیادش بوده
    در ستاد مهندس با اون همه ادم فرهیخته، دکتر در بخش برنامه ریزی واقعا ویژه بود

  6. محمد صلاحی گفت:

    کاش اسم این نوشته را می گداشتید مرثیه برای سرنوشت کشور

  7. یحیی گفت:

    برای من که شاگرد استاد بودم،ایشان استاد مشاورم بودند و تمام خاطرات خوب دانشجو یی ام در سر کلاس ایشان رقم خورد زندانی بودن ایشان بسیار دردناک است.ای ن روز ها اتاق استاد در قسمت قطب علمی اقتصاد کشور خالی و متروک است اما چه باک که او در ذهن و قلب ماست.هرگز فراموش نمی کنم روز های سختی که در حال اخراج شدن از دانشگاه بودم و اگر صراحت کلام ایشان نبود قطعا امروز دانشجوی دکترای اقتصاد نبودم.هرگز فراموش نمی کنم لبخند هایت را و آن آیه ی آرامش دهنده را که مومن نه میترسد نه نا امید میشود.