سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

ماکت بجای اصل

چکیده :و دریغا نوشته های ناپخته َ محک عیار نخورده ای که با اغراض سیاسی , در بوق و کرنا رود و چه گوش آزار است آن بوق و آن...


کلمه-*مهرداد نصرتی مهر:جشنواره شعر فجر امسال هم به پایان رسید . با یک تفاوت بزرگ.

سید محمد حسینی در مراسم اختتامیه , شعر را بالاترین هنر می خواند و گویا آنچنان هم بی خبر نیست که از سویی سبقه فرهنگی ایران بدون شعر قابل تعریف نیست و از سوی دیگر قدرت تاثیر شعر در جهت بخشی افکار عمومی به چه میزان است .

لیکن آنچه ناگفته می ماند، لطمه سوق جشنواره های شعر بسوی جذب مداحان بجای شاعران است که این اساسا دیده نمی شود و این نغض غرض که این روزها در بسیاری از امور ریشه دوانده ، در این امر نیز خودی نشان می دهد : ماکت بجای اصل.

آری ! ای کاش گوشی شنوا سراغ داشتم تا یک یک شواهدم را بر این مدعا به جایگاه فرا بخوانم تا آنها خود و با زبان خود از ماکت بودنشان رنجنامه ها بسرایند .

این مکر اگرچه امروز دیگر هیچ ساده لوحی را هم نمی فریبد لیکن برخی سرها همچنان درون برف است و نه تنها چشم ها را از دیدن ،بلکه برخی گوشها را نیز از شنیدن معاف کرده است که: ماکت بجای اصل .

و به ذکر یک تفاوت بین ماکت و اصل ،بسنده می کنم و آن برآورنده نشدن هدف از ایجاد یک شی توسط ماکت آن است .

نکته دیگر :

اگرچه نمی خواهم بحث همیشگی اختلاف نظر به مقوله شعر را از منظر دو مرکزی که شاعران امروز و دیروز را پرورده به میان بکشم ( زیرا گواهی می دهم به وجود پر ارزش شاعرانی که امروز با مردمشان هم دردند و شاید روزی برای خواندن و بررسی آثارشان از زیر پل حافظ عبور می کردند ) لیکن خود ببینید و شهادت دهید به آنکه معدود شاعرانی هم که هنوز با جشنواره ها همکاری می کنند هرگز روزهای داغ شعر را در اطاق کوچک پارک شهر بیاد نمی آورند . (آنگونه گفتم تا سخن را اهل آن دریابند . چراکه نزد من همه شاعران این مرز و بوم صاحبان میراث گرانبهای گوهری نایاب اند و همه محترم).

اما در این میان چه جایی برای کسی که در کارنامه اش دریغ است از یک بیت و تنها یک بیت شعر.

و اگر اعتراضی بر این سخن دارند نه به بنده بلکه نزد هر شاعری که خود به او باور دارند و شاعر بودن وی بر خلایق ثابت شده است مراجعه کنند و از او بخواهند تا بی هیچ ملاحظه در باب نوشته های ایشان رای دهد تا خود بدانند که آنچه نوشته اند شعر نیست و اگر چنین کنند چه بسا دُر یابند و آن دُر آن باشد که آنچه پیشتر نوشته اند را بسوزانند و در کلاس نخست شاعری بنشینند و ببینند آیا از میراث آن گوهر نایاب برای ایشان نیز سهمی هست یا خیر .

و دریغا نوشته های ناپخته َ محک عیار نخورده ای که با اغراض سیاسی , در بوق و کرنا رود و چه گوش آزار است آن بوق و آن کرنا.

خدای را شکر که برای پیشکش سروده های ناقابلمان به زخم های مردم , نه چشم به رسانه هایی داشته ایم که هیچ را همه چیز جلوه می دهند و همه چیز را هیچ . و نه به تحفه های روز پایان جشنواره ها (آنهم مفت چنگ کسانیکه پیش از این سیب زمینی های رای آور را به تحفه پذیرفتند) .زیرا سروده هایی که از زخم مردم می گوید بی نیاز از رسانه ها دهان به دهان و سینه به سینه به اهلش منتقل می گردد و بنده خود بر این رحمت الهی شهادت می دهم.

تنها می ماند بخت برگشته این بالاترین هنر که چنین در سراشیب است که می ترسم روزی تفاوت بین شعر و غیر آن , به مرور مرور زمان در برخی دلها کمرنگ گردد و آنگاه برای ایشان ماکت و اصل یک شی هم ارزش باشند و صد البته جرم چنین کرداری تا ابد برپیشانی کسانی باقی خواهد ماند که تاریخ هزاران ساله شعر ایران را به جرگه تهدید گمراه می کنند.

اگرچه دست خدا بالاتر از دست ایشان است و انشاء الله هرگز چنین نخواهد شد.

*شاعر



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.