سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بی اطلاعی از وضعیت قائم مقام بنیاد باران و ابراز نگرانی از سلامت وی...

بی اطلاعی از وضعیت قائم مقام بنیاد باران و ابراز نگرانی از سلامت وی

چکیده :علیرغم مراجعات و پیگیری هایی که انجام داده ایم، به درخواست ملاقاتمان پاسخی نداده اند و اعلام می کنند که دستگیر شدگان عاشورا ممنوع الملاقات هستند. این در حالی است که آقای رسولی از مدیران سی ساله انقلاب است که در سمت های مختلف و در استان های مختلف خدمت کرده و در منزل دستگیر شده...


کلمه: خانواده حسن رسولی، قائم مقام دربند بنیاد باران، که مبتلا به بیماری قلبی و کلیوی است و احتیاج به درمان مستمر تحت نظر پزشکان متخصص دارد، نسبت به وضعیت وی در زندان ابراز نگرانی کردند.

به گزارش ندای سبز آزادی، خانواده و وکیل این فعال سیاسی علیرغم درخواست های مکرر هنوز موفق به ملاقات با وی نشده اند. وکیل وی نیز چندین بار برای گرفتن امضای وکالتنامه از موکلش به زندان مراجعه کرده که موفق به این امر نشده است.

حسن رسولی روز هفتم دیماه در منزل خود دستگیر شد و تاکنون چند تماس تلفنی کوتاه با خانواده خود داشته است.

خانواده استاندار خراسان رضوی در دوران اصلاحات، از برخوردهای اولیه در دادگاه انقلاب که بسیار زشت و زننده و با استفاده از الفاظ توهین آمیز بوده به شدت گله دارند و نسبت به بی توجهی دادستانی به مشکلات خانواده ها معترضند و می گویند: علیرغم مراجعات و پیگیری هایی که انجام داده ایم، به درخواست ملاقاتمان پاسخی نداده اند و اعلام می کنند که دستگیر شدگان عاشورا ممنوع الملاقات هستند. این در حالی است که آقای رسولی از مدیران سی ساله انقلاب است که در سمت های مختلف و در استان های مختلف خدمت کرده و در منزل دستگیر شده است.

لازم به ذکر است این مدیر با سابقه دولتی را به اتهام انجام فعالیت های تبلیغاتی علیه نظام و همکاری در تنظیم “بیانیه های ساختارشکنانه”، بازداشت کرده اند.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

7 پاسخ به “بی اطلاعی از وضعیت قائم مقام بنیاد باران و ابراز نگرانی از سلامت وی”

  1. ناشناس گفت:

    اگر ملت از حق خود دفاع نکند ذلیل خواهد شد

  2. کرد سبز گفت:

    اعدام های سیاسی در کردستان و تهران و قصه دو کاج

    کودک تر که بودیم کلاس دوم ،سوم دبستان شعری داشتیم در کتاب فارسی مان که سالها بود از یادم رفته بود! امروز بعد از شنیدن خبر اعدام دو سرباز سبز ایران ناخودآگاه به یادم آمد…دو کاج

    بالاخره آنچه نمیبایست شود شد تا شاید مگر اینگونه بیدار شوند چشمهایی که درد را به همسایه روا میدارند و خود در خواب عافیت غرق اند! اعدام های قرون وسطایی و هدفدار جمهوری اسلامی با کشتن فله ای جوانای بزهکار و با برچسب ” برخورد قاطع با اراذل و اوباش” شروع شد. آن زمان عده ای از ما حتی برای این اقدام تحسین برانگیز(!) قوه قضا سوت و کف زدیم .اندکی نیز گفتند که این اقدامها دست گرمی حکومت برای گسترش جو پلیسی در جامعه و سنجش میزان عکس العمل مردم است، اما گوشی بدهکار نبود!

    سپس اعدامهایی در سیستان و بلوچستان صورت گرفت با نام برخورد با قاچاقچیان مواد مخدر و سوداگران مرگ ! باز سوت و کف کشیدیم و اندکی گفتند که این اقدام حکومت است در راستای ایجاد تفرقه بین اقوام و ایجاد جو رعب و وحشت بر مردم مظلوم بلوچستان! اما گوشی بدهکار نبود کماکان

    سپس اعدامهای زنجیره ای در کردستان شروع شد ! اعدام جوانان کرد با اعدام احسان فتاحیان شروع شد!کردستان در شوک بود و داغ از دست دادن یکی از شجاع ترین فرزندانش را در دل داشت و ما دست کم سکوت کردیم! دریغ از بیانیه ای که جانب موسوی کروبی خاتمی و … در محکومیت این اعدام صادر شود! دریغ از اعتراضی که در گوشه ای از اعتراضات سبز مردم تهران و اصفهان و … دیده شود! حتی به یاد دارم که آن روزها چه به به و چه چه هایی از بابت اعدام ” یک تجزیه طلب” نصیب جمهوری اسلامی شد! لیست بلندبالای اعدام های سیاسی کردستان به 22 نفر رسید و چند جوان دیگر نیز سر به دار سپردند و ما سکوت کردیم و آنانی را نیز که دم بر آوردند تجزیه طلب و تروریست نامیدیم

    و امروز! دو جوان سبز آخرین نفسها را بر سر دار کشیدند و بر داری آویخته شدند که روزی اراذل و اوباش و قاچاقچیان بلوچ و تجزیه طلبهای کرد به دار آویخته شده بودند! شاید اگر اعتراض میکردیم امروز این دو جوانوصدها جوان دیگر را که در صف سیاه اعدام قرار دارند را در کنار خود داشتیم

    دوکاج

    در كنار خطوط سيم پيام

    خارج از ده،دو كاج روييدند

    ساليان دراز،رهگذران

    آن دو را چون دو دوست مي ديدند

    ***

    روزي از روز هاي پاييزي

    زير رگبار و تازيانه ي باد

    يكي از كاج ها به خود لرزيد

    خم شد و روي ديگري افتاد

    ***

    گفت:«اي آشنا،ببخش مرا

    خوب در حال من تأمّل كن

    ريشه هايم ز خاك بيرون است

    چند روزي مرا تحمّل كن»

    ***

    كاج همسايه گفت با تندي:

    «مردم آزار،از تو بيزارم

    دور شو،دست از سرم بردار

    من كجا طاقت تو را دارم؟»

    ***

    بينوا را سپس تكاني داد

    يار بي رحم و بي محبّت او

    سيم ها پاره گشت و كاج افتاد

    بر زمين نقش بست قامت او

    ***

    مركز ارتباط ديد آن روز

    انتقال پيام ممكن نيست

    گشت عازم گروه پي جويي

    تا ببيند كه عيب كار از چيست؟

    ***

    سيمبانان پس از مرمّت سيم

    راه تكرار بر خطر بستند

    يعني آن كاج سنگ دل را نيز

    با تبر تكّه تكّه بشكستند

    کردستان شهادت این دو جوان سبز را به همه ملت ایران تسلیت میگوید….به امید روزی که ایرانیان همه با هم و در کنار هم در غم و شادی و درد و خوشی زندگی را به سر برند و طعم میوه شیرین آزادی را در سایه درخت اتحاد همه ایرانیان از ترک و لر و کرد و بلوچ و عرب و فارس بچشند! چنین بادا
    کرد سبز

    اخبار ایران سبز

  3. hamed گفت:

    درود بر موسوی ـبسیجی زمان دفاع مقدس وجانباز

  4. حقیقت طلب گفت:

    اعتراف : این آزمایش رو شما هم انجام دهید . آقا من یك آجر رو به مدت 2 ماه انداختم توی صندوق خونه تاریك خونمون و حبسش كردم . بعد از دو ماه كه رفتم سراغش اعتراف كرد كه اون به موسوی القا كرده تقلب شده و همچنین ارتباط با سفارتهای انگلیس و آلمان را هم قبول كرد و اعتراف كرد كه روز 13 آبان هم بین اختشاشگرها شركت داشته و اعلام كرد اگر من رو از حبس در بیاورید حاضره مسائل دیگری رو هم افشا كنه .

  5. sepehr گفت:

    فقط یک راه مونده و اون حضور بیشمارمون در 22 بهمن هست باید با احترام و با نهایت ادب و تاکید دارم بدون اینکه به احدی از مسئولین کوچکترین توهینی بشه اعتراض خودمون رو به این شیوه رفتار با مردم اعلام کنیم ما بیشماریم و باید مسئوبین کشور رو به شیوه ای که احساس نکنن بهشون توهین شده متوجه اشتباهاتشون کنیم فقط و فقط باید حضور داشته باشیم مثل روز انتخابات.

  6. bizar az dolate ahmadi nejad گفت:

    khodavand hameye amelane zolm o jafa ro nabud kone

  7. رحمان گفت:

    جناب «حقیقت طلب» خیلی باحال نوشتین. درود بر شما.