سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تاجزاده برای همسرش اعتراف کرد؛آگاهی ملت جبران کننده بی مرامی ها است...

تاجزاده برای همسرش اعتراف کرد؛آگاهی ملت جبران کننده بی مرامی ها است

چکیده :برایم سخت است که بدون انجام کوچکترین اقدام خلاف قانون، در زندان نظامی باشم که در تأسیس و تثبیت آن عمرم را سپری کرده ام و کیفرخواستی برای من، همچون سایر دوستانم، تهیه شده که طبق آن « آشوبگر » خوانده می شوم حال آن که شعار و عمل ما فعالیت قانونی، مدنی و مسالمت آمیز بوده...


کلمه:فخرالسادات محتشمی پور در وبلاگ روزنه نوشته است: بالاخره دل نوشته های ما پس از نزدیک هشت ماه به یک جواب شیرین رسید (که طعم تلخ تحمل ستم در آن موج می زند) آن هم به مناسبت بیست و نهمین سالگرد پیمان مقدسی که در ششمین روز از بهمن ماه خاطره انگیز با یکدیگر بستیم.

همسرم به دخترمان گفته بود که این سالگرد باید کاملا متفاوت از سال های قبل و باشکوه گرفته شود. گفته بود مرا خبر نکنند تا هیجانش برایم بیشتر باشد. گفته بود ابتکار عمل باشد به دست خودت و دخترک از دوستان همیشه همراه کمک گرفت تا شب ششم بهمن ١٣٨٨ با وجود غیبت پدر، برای همه ما بشود یک شب خاطره انگیز! وقتی که وارد خانه دوست شدم ناگهان همه با نقابی از تصویر مصطفی به استقبالم آمدند و من فکر نمی کنم هرگز قادر به ثبت حس و حال واقعی خود در آن لحظه باشم.

لحظه ای که با تمام وجود او را در بطن و متن زندگی خود و عزیزان همراه مشاهده کردم. مصطفی نزدیک ٨ ماه است که دارد تکثیر می شود و ابلهانی که جسم او را به بند کشیده اند از این مسئله غافلند.

از آن جا که ثبت همه حس و حال و اندیشه و گفتار و اعمال این روزها را به عنوان بخشی از تاریخ انقلاب اسلامی و تاریخ معاصر کشورمان و نیز جنبش زنان ایران، ضروری می دانم متن نامه ای را که همسر عزیز دربندم به این مناسبت نگاشته عینا ‌در این روزن منتشر می کنم و درآینده اگر مجالی دست داد به تحلیل آن خواهم پرداخت:

فخری عزیز و فداکارم!

از ششم بهمن 1359 که امام خطبه عقد ما را در جماران جاری کرد، بیست و نه سال پرفراز و نشیب می گذرد.

اعتراف می کنم که در سه دهه گذشته آن چنان که شایسته و درشأن تو بود، زندگی را سامان نداده ام و تو همواره با بزرگواری نه تنها سختی ها را تحمل کردی، بلکه برایم قوت قلب بودی. درود و سلام گرم من از اوین بر تو باد!

برایم سخت است که بدون انجام کوچکترین اقدام خلاف قانون، در زندان نظامی باشم که در تأسیس و تثبیت آن عمرم را سپری کرده ام و کیفرخواستی برای من، همچون سایر دوستانم، تهیه شده که طبق آن « آشوبگر » خوانده می شوم حال آن که شعار و عمل ما فعالیت قانونی، مدنی و مسالمت آمیز بوده است. در صداو سیما نیز افرادی یکطرفه آنچه در شأن خودشان است، متوجه من می کنند بدون آن که امکان پاسخگویی داشته باشم. لطف خداوند و آگاهی ملت جبران کننده این بی مرامی ها و نامردمی هاست.

به رغم این سختی ها، می دانم که فشار بیشتر و اصلی را تو تحمل کردی و عارفه دلبندم که خداوند وقتی در عرفه بودم او را به ما داد و نیز فاطمه عزیزتر از جانم که نامش را به یاد جده ام و جده ات، زهرا، فاطمه گذاشتیم.

فخری جان!

به وجود تو افتخار می کنم که حق همسری را درباره من رعایت و ادا کردی، بیش از آن چه لایق بودم. در این بیش از هفت ماه اسارت نیز مرا شرمنده کردی بویژه با قلم زیبایت که همواره به آن غبطه می خورده ام. متأسفم که از خیل نامه هایت، تنها سه نامه را به طور کامل و چندباره خوانده ام و نیز مصاحبه ات با مجله ایران دخت، کاش می توانستم همه نامه هایت را در زندان داشته باشم و از خواندن آن ها لذت ببرم و به دیگر عزیزان دربند فخر بفروشم که فخری من این است!

از جمله دلخوشی های من در زندان، علاوه بر فرصت خودسازی و مطالعه و مصاحبت نیکان روزگار، ملاقات های سه شنبه با تو و فاطمه و گاهی پدر و مادر بزرگوارم و خواهران و برادر داغدیده ام است. سه شنبه ها برای زنده یاد قیصر امین پور یادآور مرگ بود و برای من تجدید حیات است. کاش می توانستم همچون آن شاعر بزرگ اصلاح طلب، برای سه شنبه ها شعری بسرایم. نقص خود را با پناه بردن به خواجه شیراز جبران کردم. این غزل آمد:

در خرابات مغان گر گذر افتد بازم حاصل خرقه و سجاده روان دربازم

حلقه توبه گر امروز چو زهاد زنم خازن میکده فردا نکند در بازم

ور چو پروانه دهد دست فراغ بالی جز بدان عارض شمعی نبود پروازم

صحبت حور نخواهم که بود عین قصور با خیال تو اگر با دگری پردازم

سر سودای تو در سینه بماندی پنهان چشم تردامن اگر فاش نگردی رازم

مرغ سان از قفس خاک هوایی گشتم به هوایی که مگر صید کند شهبازم

همچو چنگ ار به کناری ندهی کام دلم از لب خویش چو نی یک نفسی بنوازم

ماجرای دل خون گشته نگویم با کس زان که جز تیغ غمت نیست کسی دمسازم

گر به هر موی سری بر تن حافظ باشد همچو زلفت همه را در قدمت اندازم

از تمام محبت ها و فداکاری هایت سپاسگزارم . از همه سختی ها و نامرادی هایی که به خاطر من تحمل کرده ای، شرمنده ام و از تمام قصورها و تقصیرهای کوچک و بزرگ درباره تو پوزش می خواهم.

روی زیبایت را می بوسم و برایت سلامت و سعادت آرزومندم.

دوستدار همیشگی ات

مصطفای تو

6/11/88



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

13 پاسخ به “تاجزاده برای همسرش اعتراف کرد؛آگاهی ملت جبران کننده بی مرامی ها است”

  1. کنتورچی گفت:

    تاج زاده عزیز و خانم محتشمی پور؛
    اجازه میخواهم منهم با تمام وجود و قطرات اشک غلتان بر گونه که سرشار از ذوق و حس دوست داشتن است سالگرد پیوند مبارک و میمونتان را تبریک عرض نمایم و از خداوند تقاضا نمایم همیشه و همه حال رشته های این پیوند مستحکم و پابرجا باقی ماند حتی اگر حصارهائی مانند زندان و دربند بودن مصطفی سعی نماید باعث از هم گسیختگی کانون گرم خانوادگیتان گردد که صداقت و پایداری و مهر و محبتتان به یکدیگر در مقابل این همه رذالت و دنائت کینه توزان همیشه پیروز خواهد بود.
    در همه حال پاینده و شاد و برقرار باشید.

    دوستدارتان. بنی آدم

  2. سبز سبز گفت:

    زنده باد عاشقان سبز که نه تنها عشق این واژه انسانی و خدایی را کتمان نمیکنند بلکه به دیگران هم می آموزند که عشق به همدیگر پیش نیاز عشق به خالق هستی است.
    اندکی صبر سحر نزدیک است …

  3. عشق سبز گفت:

    خانم محتشمی پور می دانم جه سخت است که همسرتان در کنارشماو خانوادتان ان هم در سالگرد ازدواجتان نباشد ولی اینرا بدانید که ما همیشه با شما هستیم.

  4. امیر گفت:

    فقط می تون بگم خیلی زیبا بود

    الهم فک کل اسیر

    به امید پیروزی

    یا حسین میر حسین

  5. ناشناس گفت:

    بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر / باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید

  6. یاشیل(در ترکی یعنی سبز) گفت:

    تا وقتی که جنتی و امثال جنتی محاکمه نشوندتن به هیچ ذلتی نخواهیم داد.
    یاشاسین تاج زاده ها

  7. عاشق گفت:

    خانم محتشمی پور با سلام میخواستم یاد اور شوم خیلی ها قبطه همچی عشقی را در زندگی خود می خورند.اگرچه به ظاهر از هم دورید ولی در اصل بیش از هر وقتی به هم نزدیکید.خیلی ها به ظاهر کنار هم اند ولی …….

  8. کورش گفت:

    تقدیم به آقامصطفی و خانواده محترمش:

    هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
    ثبت است بر جریده عالم ،دوام ما

  9. ناشناس گفت:

    الان که اين نامه را ميخواندم بعنوان يک زن حس کردم که چه دوران سخت و زجرآوري براي شما است. از صميم قلبم از خداوند صبر و پايداري برايتان آرزومندم هميشه والا بمانيد و سالگردتان مبارک.

  10. خط سبز گفت:

    سالگرد ازدواج این زوج سبز عاشق را تبریک می گویم
    انشالله هدیه ی این سالگرد برای خانم محتشمی پور ازادی تاج زاده ی عزیز و آزاده باشه

    نامه ی عاشقانه و زیبایی بود…لذت برم

  11. درود گفت:

    خیلی گریه کردم

  12. درود گفت:

    گریه کردم

  13. آزادی گفت:

    سلام
    ایان و ایرانی به شما استوره های آزادی و مقاومت افتخار می کند.