سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

جای خالی دو استاد سبز در دانشگاه

چکیده :امروز در دانشکده رسيدم دم يک اتاقي که درش قفل بود. روي تابلو اسم دو نفر بود: دکتر سيد عليرضا بهشتي، مهندس ميرحسين...


کلمه: یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس ، در مطلب کوتاهی نوشته است:

امروز در دانشکده رسيدم دم يک اتاقي که درش قفل بود. روي تابلو اسم دو نفر بود: دکتر سيد عليرضا بهشتي، مهندس ميرحسين موسوي.

دلم گرفت.

گفتنی است میرحسین موسوی و علیرضا بهشتی از اساتید دانشکده علوم سیاسی این دانشگاه هستند. 23 روز پیش دکتر بهشتی را سر کلاس درس در این دانشکده بازداشت کردند.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

34 پاسخ به “جای خالی دو استاد سبز در دانشگاه”

  1. ناشناس گفت:

    جایشان سبز است

  2. Silence4N گفت:

    خداوند نگهدار همه سبز اندیشان باشد. اصلاح طلبان بدانند ما تا آخر ایستاده ایم

  3. محسن گفت:

    میر حسین جایش در قلب مردم سبز ایران است . از هر جایی که او را بیرون کنند از قلب ما نمی توانند بیرون کنند .

    یا حسین میر حسین . . .

  4. فرهنگ گفت:

    مگر می توانند ازحضورشان در دلها هم جلوگیری کنند

  5. az Australia گفت:

    چقدر زیبا،دم در اتاقی‌ که قفل بود نوشته بود میرحسین موسوی و علیرضا بهشتی‌،این یک حقیقته ،درون میرحسین و علیرضا به روی … قفل شده،او با تمام کلیدهای مکر و حیله هر چقدر تلاش کرد نتوانست به درون اسرار آمیز و عاشقانه این دو راه پیدا کند ،نتوانست آن دو را بخرد،روایتیست که می‌گویند شیطان به خداوند گفت،میخواهم بتوانم به درون بندگان عزیزت راه پیدا کنم و با سرعت به درون آنها رفت تا رسید به قلب ،هرچه تلاش کرد نتوانست به درون قلب برود،با عصبانیت بیرون آمد و به خدا گفت ،آنجا کجاست که من هرچه تلاش کردم نتوانستم راه پیدا کنم درش قفل بود ،خداوند فرمود ،آنجا جایگاه من است و تو را به قلب مومن راهی‌ نیست.

  6. سیمین گفت:

    درود بر بر کسانی که فدای این بی عدالتی ها می شود.ما هم خدایی داریم

  7. برگ سبز گفت:

    ” به همت ما مردم سبز و به كمك خداوند بزرگ به زودي همه اساتيد و شاگردان سبز بر مي گردند. زمستون ميره و روسياهي به زغال مي مونه . “

  8. یار میر حسین گفت:

    این دو استاد بزرگوار و نجیب و محبوب جای شان تا دنیا دنیاست در قلب های عاشق ما سبز سبز است

  9. ناشناس گفت:

    خدایا ازت می خوام مواظب همه ی عزیزان سبزمون باشی

  10. ناشناس گفت:

    sabz beman

  11. روح الله گفت:

    >> درورد بر سه سيد فاطمي ………………………….. خميني و موسوي و خاتمي <<

    سبز سبزيم ريشه داريم ………..

  12. ناشناس گفت:

    … و جنبش سبز همچنان ادامه دارد. اندکی صبر سحر نزدیک است. یا حسین میرحسین

  13. سبز سبز گفت:

    چطور با زن و بچه هایشان اسوده خوابشان میبرد در حالی که بچه های مردم را از پدر جدا کردند.؟!! چطور دخترانشان را عروس میکنند در حالی که دختران مردم را به تیر میبندند؟! چطور ؟!!!
    پس وجدان و اسلام کجاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااسسسسستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!

  14. ناشناس گفت:

    یا حسین میرحسین

  15. نرگس گفت:

    در كلاس تو مرا جايي هست
    كه در آن نيمكت خالي و خشك
    دري از عشق و صفا به دلم بگشودي…

    يادشان سبز

  16. مدرسی گفت:

    همه دانشجویان علوم سیاسی تربیت مدرس بی صبرانه منتظر ازادی مدیر گروهشان دکتر بهشتی هستند.به یکی از دوستان گفتم اگر استاد را ازاد نکردند چه باک در های باستیل را می شکنیم.راستی این روزها روی همه دیوارهای دانشکده ادبیات این پیام نقش بسته 22 بهمن سبز…مبارزه ادامه دارد

  17. امید گفت:

    همه دانشجویان علوم سیاسی تربیت مدرس بی صبرانه منتظر ازادی مدیر گروهشان دکتر بهشتی هستند.به یکی از دوستان گفتم اگر استاد را ازاد نکردند چه باک در های باستیل را می شکنیم.راستی این روزها روی همه دیوارهای دانشکده ادبیات این پیام نقش بسته 22 بهمن سبز…مبارزه ادامه دارد

  18. میم گفت:

    22 بهمن 88 …. تدوام حماسه ی سبز 22 خرداد 88

  19. احسان از نسل زاگرس از تبار آريوبرزن گفت:

    مير سبز من سلام…
    سلام ميكنم به ان موي سپيد زيبايت…سلام ميكنم له ان آرامش گفتارت…سلام ميكنم به آن پاكي چهره ات كه چون ماه شب 14 در تاريكي شب ميدرشخد…ومير سبز ما سلام.

    مير حسين عزيزم:
    من احسان 18 ساله از شهر لر نشين ياسوج با تو سخن ميگويم…
    مير حسين عزيزم :
    مرا ببخش كه قبل از اينتخابات از تو بد گوي كردم
    ميرحسين عزيزم:
    مرا حلال كن كه در مورد تو اين گونه و كور كورانه غضاوت كردم..مرا ببخش كه فكر ميكردم تو از نسل شب هاي تاري…مرا ببخش كه فكر ميكردم تو ياور ملت نيستي
    مير حسين عزيزم مرا ببخش.
    روزي كه سيد هميشه خندان آمد گويي شوقي به زندگيم وارد شد و دليلي شد كه بار ديگر در اين ايران عزيزم بمانم و با دستاهاي ترك خورده يمان كشوري كه بيشتر به مي خانه تبديل شده بود را دوبار بسازيم ولي وقتي سيد رفت و تو امدي..
    بي رو درواسي بگويم از تو هيچ شناختي نداشتم..نميدانستم كي هستي ؟نميدانستم پيرو كدام حزب و گروهي تنها و تنها به من ياد داده بودند كه تو نخست وزير امام عزيزمان هستي كه 20 سال است از ترس!!!سكوت كرده اي وحال زماني كه ديگر به تو احتياج نبود امدي!
    مير حسين عزيز ان زمان كه امدي به دليل عدم شناخت پاك و مقدسي كه از تو نداشتم از تو خرده گرفتم..گفتم تو يك ادم ترسو هستي!گفتم تو يك ادم دو پهلويي هستي؟گفتم تو به سيد هميشه خندان ما حسادت كردي به دليل اين سيل استقبالاتي كه در سه شهر شيراز و يا سوج بوشهر از او شد…گفتم تو گماشته هستي كه تو رو وارد اين بازي كرده اند كه خاتمي را به در كند تا اصلاحاتي كه 4 سال در رياست جمهوري و 8 سال در شوراي اسلامي مرده بود را تو با امدنت به خاك بسپاري؟اينها و و و را گفتم
    اما مير حسين عزيزم:
    حال كه حقيقت چون خورشيدي بر من آشكار و پاكيت چون زلالي آب بر من مبري گشته است ميخاهم منه جواب اصلاح طلب ر ببخشي
    كه بي ان كه تو رو بشناسم قصاص قبل از جنايتت كردم..

    وقتي كه امدي گفتم آقاي مير حسين چرا بعد از 20 سال امدي؟مگر خواب بوديد ؟چرا وقتي در انتخابات 84 همه از تو خواستند نيامدي و گفتي ابزار لازم براي شركت در ان عرصه ناجوانمردانه را نداري چرا حال كه به حضورت لزومي نبود آمدي؟!

    اما وقتي صلابت و شجاعت و عزت تو طي اين 8 ما ديده ام و لمس كرده ام

    اين بار مير حسين عزيزم از تو انتقاد ميكنم…از تو گلايه ميكنم

    كه اين 20 سال كجا بودي كه به فرياد هايمان نرسيدي؟

    چرا اين عزت و قداست روحيت را 20 سال از ما منع كردي و ماندي كه بيايي وقتي كه اشك هايمان نان و نمك سفره هاي هر شبمان شد.

    امادير جاي گله نيست چرا كه اين 8 ماه اگر چه به لزطف دولت يار چون پرستوي در قفس بوديم ولي با تو بودن ان قدر شيرين و لذت اوار بود كه شيريني قفس و تنگي زندان و سياهيي شب حتي براي ما چون عسل شيرين بود..

    مير حسين عزيزم من يا ماها را ببخش كه تو رو نميشناختيم و اين گونه قضاوت كرديم..

    ولي حال براي جبران گذشته امان تا اخرين نفس تا اخرين قطره خون پشت توي عزيز و اصلاحات سبز و ايران سربلندمان خواهيم ايستاد….

    مير حسين عزيز مرا ببخش كه تو روز عاشورا يكي از شهدايي تو نبودم..مرا ببخش

  20. سبز گفت:

    یاد باد ان که مرا یاد اموخت
    استادان محترم همیشه پشتیبانتان هستیم

  21. خط سبز گفت:

    احسان از نسل زاگرس از تبار آریوبرزن، خیلی زیبا و با احساس نوشته…
    که در واقع حرف های دل مرا نیز زده است…
    درود بر این همه احساسات پاک و زیبا ، و درود بر تو ای میر سبز ما، درود بر تو و پاکی و اخلاص ات، درود بر صداقت گفتارت، بر شرف و نجابت ات ، بر استقامت و از خود گذشتگی ات، بر حسن خلق ات و بر تمامی خوبی هایت که این چنین دل های ما را عاشق کرده…

  22. شهریار گفت:

    در تنگنای سبز گیر کرده اید و دنیا را بسیار کوجک می بینید. مورجه تو یه وحب آب قکر میکنه دنیا رو آب برده.

  23. نرگس سبز گفت:

    درود بر جنبش سبز ملت ايران كه همچون اقيانوس كبير خروشان است

  24. فاطمه گفت:

    چقدر از این اوضاع دلم گرفته. خدایا یا ظهور امام زمان ر

  25. فاطمه رهجو گفت:

    چقدر از اوضاع ایران دلم گرفته. خدایا یا امام زمان رو برسون و یا اگه شرایط ظهور ایشون فراهم نیست نیرویی به ما عطاکن که بتونیم به روزایی برسیم که بهترین های ما توی بند نباشند. واقعا نمیدونم وقتی فردای قیامت چشم … توی چشم امام و شهید بهشتی بیفته چیکار میخواد کنه.
    درود بر فرزند شجاع بهشتی

  26. ساناز گفت:

    یادتان سبز به سبزی راهمان

  27. h گفت:

    ما نیز تا همیشه خاطره ی استاد سبزمان را با شمع روشن نگاه میداریم!
    استاد شهید دکتر علیمحمدی-فیزیک تهران

  28. مهدی گفت:

    درود بر معلمان و اساتید سبز اندیش …وپیرو واقعی امام خمینی

  29. بانو گفت:

    سلام

    یکی از دوستانتون پیام گذاشته که : ” ما هم خدایی داریم ” !

    راست میگه . چون : ” برخی خیال خویش را به خدایی گرفته اند “

  30. فرشید گفت:

    به امید آزادی اسرا

  31. سید حامد سبز گفت:

    میگن در زان فرعون توی مصر زن بارداری بود که مامورا برای ساخت یه مکانی مجبورش میکردن
    به کارای سنگین و اون زن بین شلوغی جمعیت خودشو از چشم مامورا پنهان میکرد
    و کارای سبکتر رو انجام میداد تا اینکه یه روز یکی از مامورا وقتی متوجه اروم کار کردن اون زن شد
    با داد و بیداد و تهدید مجبورش کرد سنگین ترین سنگ ها رو جابجا کنه و وقتی با التماس زن روبرو شد
    با شلاق او رو مجبور به کار کرد
    در حین جابجا کردن سنگ ها زن بیچاره محکم به زمین خورد و در اثر حمل بار سنگین بچه ش سقط شد.
    تو اون لحظه که زن روی زمین افتاده بود اونقدر از ظلمی که بهش کرده بودن
    در فشار روحی قرار گرفته بود که با فریاد رو به اسمون گفت: (نعوذ بالله): خدایا خوابی؟ نمیبینی چطور به ما ظلم میکنن.
    سالها بعد روزی که جنازه فرعون و مامورانش روی آب به سمت ساحت نیل نزدیک میشد
    اون زن برای قدم زدن به کنار نیل رفته ود که جنازه ها رو دید و صدایی شنید که میگفت: هان ای زن. ما در خواب نیستیم ما در کمین ستمگرانیم

    ید الله فوق ایدیهم
    زنده باد میر حسین
    زنده باد خاتمی
    زنده باد کروبی
    زنده باد علیرضا بهشتی
    زنده باد ابوالفضل قدیانی و بهزادیان پورو نبوی و سید حسن خمینی و ….
    زنده باد کواکبیان و اطاعت
    و مهمتر از همه
    زنده باد ملت شریف ایران

  32. mir sepideh mousavi گفت:

    تنگناي سبز!
    تنگنا تفكر بي چيز توست كه همچون شيطان ادم را اعورانه ديدي
    نا ديده گرفتن دليل بر عدم نيست
    ما بيشماريم
    به اميد بازگشت عدالت به ايران سبزمان

  33. درود گفت:

    ما به خدا پناه می بریم.
    تا خدا و اسلام با جنبش سبز است، هیچ شکی در پیروزی نیست.
    پس سعی کنیم که کاری کنیم که خدا همواره همراهمان باشد و با آموزه های اسلام، آزادی را بدست آوریم.

  34. تنها . . . گفت:

    روزي را خواهيم ديد كه درهايي كه امروز با زور و پايمال شدن خون جوانان سبز باز هستند، بسته مي‌شوند . . .

    به اميد آن روز براي آزادي تمامي زندانيان در بند دعا مي‌كنيم و لحظه‌اي پاي پس نخواهيم كشيد . . .