سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نوشته ای از احمد پورنجاتی؛مطبوعات به صف، صف...

نوشته ای از احمد پورنجاتی؛مطبوعات به صف، صف

چکیده :کار به جايي رسيده که حضرات وزارت ارشاد، صدور اخطاريه در پي اخطاريه، امريه در پي امريه، «به اين موضوع و آن شخص نپردازيد و وارد فلان حريم نشويد» را کافي و وافي به مقصود نديده اند و برخلاف روح و نص صريح قانون اساسي و قانون مصوب مجلس، رسماً و بي تعارف به مطبوعات رهنمود مي دهند و حتي الزام مي کنند که به چه چيز بپردازند و به چيز نپردازند و حتي خبر و تصوير مربوط به کدام مقام مسوول را در چه حد و اندازه در نشريه خود درج...


کلمه-احمد پورنجاتي:اگر وضع به همين سياق پيش برود، به سلامتي متوليان مطبوعاتي وزارت ارشاد، کار به جايي خواهد رسيد که هر روز صبح، سردبيران روزنامه ها در محوطه دفتر آقاي معاون به صف شوند و پس از استماع نطق ارشاديه ايشان، ديکته مفصلي بنويسند، متاسفانه فضاي غبارآلود و بدبينانه يي هم که در ماه هاي اخير عرصه سياسي داخل کشور را فراگرفته، انگار مجال مناسب و مغتنمي براي پختن يک غذاي مطبوع و مطلوب از اين «مرغ عزا و عروسي» يعني مطبوعات

– البته از نوع مستقل و بي پشت و پناهش- فراهم ساخته است. مساله ديروز و امروز نيست. مي دانم که هميشه کم يا بيش همين گونه بوده است. ديواري کوتاه تر از مطبوعات و رسانه هاي مستقل پيدا نمي شود که دست آخر همه کاسه کوزه ها بر سرش شکانده شود. گيرم که غرولندي هم مي کنند اما چه فايده؟، انگار هيچ پناه و مرجع و ملجايي هم نيست يا ترجيح داده مي شود که نباشد که آه و استغاثه اين جماعت روزنامه نگار را بشنود و اگر حتي کار نمي تواند کرد، دست کم غمگساري کند و سنگ صبور شود و آهنگ «بزک نمير» را براي آنها زمزمه کند، اي همه آنان که دغدغه آسيب ديدن رابطه اعتمادآميز «نظام و مردم» را داريد، اين قلم به عنوان کوچک ترين شهروند اين کشور که دل در گرو آرمان هاي اصيل انقلاب اسلامي و موفقيت نظام و حشمت و محبوبيت آن دارد، هشدار مي دهم؛ اين روند «گير سه پيچ» که به ويژه در اين چند ماه به صورت پيشرونده از سوي معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد و هيات نظارت و جاهاي ديگر در جريان است مصداق «عاقبت سرکنگبين صفرا فزود» خواهد شد.

کار به جايي رسيده که حضرات وزارت ارشاد، صدور اخطاريه در پي اخطاريه، امريه در پي امريه، «به اين موضوع و آن شخص نپردازيد و وارد فلان حريم نشويد» را کافي و وافي به مقصود نديده اند و برخلاف روح و نص صريح قانون اساسي و قانون مصوب مجلس، رسماً و بي تعارف به مطبوعات رهنمود مي دهند و حتي الزام مي کنند که به چه چيز بپردازند و به چيز نپردازند و حتي خبر و تصوير مربوط به کدام مقام مسوول را در چه حد و اندازه در نشريه خود درج کنند.

اگر شخصاً در برخي روزنامه ها نخوانده بودم باور کردنش بسيار سخت بود اما ملاحظه کنيد که آقاي معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد در جلسه توجيهي با خبرنگاران مطبوعات چه مي گويد و از کجا به کجا مي رسد؛ «اگر کسي بخواهد به هر نحوي- چه مستقيم و چه غيرمستقيم- مرتکب اين موارد (وهن و افترا) شود مصداق خلاف قانون است و با او برخورد مي شود. به عنوان مثال اينکه در رسانه يي خبر يا تصوير يک شخص حقوقي رده دوم و سوم، بالاتر و بزرگ تر از يک شخص حقوقي رديف اول قرار گيرد در واقع حاکميت مورد وهن و اهانت قرار گرفته است.

کوچک سازي بزرگان و بزرگنمايي ديگران قطعاً خلاف قانون است.» مفهوم واقعي سخن آقاي معاون اين است که مثلاً اگر روزنامه يي به طور همزمان بخواهد خبر و تصوير مربوط به تشرف يک آقاي وزير را به حرم حضرت عبدالعظيم(ع) براي زيارت و سياحت شخصي و در همان حال گزارش يا خبر مهمي از برنامه هاي آن وزارتخانه توسط مديرکل جناب وزير درج کند، لازم است تيتر و تصوير درشت را به خبر اول و عنوان و تصوير کوچک تر را به دومي اختصاص دهد، در غير اين صورت حاکميت مورد وهن و اهانت قرار گرفته است.

وقتي «زاويه ديد» يکسره بدبينانه و پيشداورانه باشد و سعه صدر و ساحت فرهنگي حکم کيميا را پيدا کند و از همه مهم تر، آنگاه که سکان برخي مسووليت ها بي توجه به معيارهاي حرفه يي و تخصصي در اختيار امثال بنده قرار گيرد، «اين هنوز از نتايج سحر» خواهد بود، هر کارآموز مبتدي و طرح کادي در عرصه فعاليت خبرنگاري و اطلاع رساني نيز مي داند که آنچه «جايگاه» خبر را در رسانه تعيين مي کند، «اهميت خبر» است. متاسفانه برخي از دوستان روزنامه يا نشريه را با «اعلاميه مجلس عروسي يا مجلس ترحيم» عوضي مي گيرند که معمولاً ترتيب درج نام ها بر اساس از بزرگ تر به کوچک تر يا حتي بر مبناي حروف الفباست. همکاران عزيز من در سازمان صدا و سيما- به ويژه پيشکسوتان حوزه خبر- به خوبي خاطرشان هست که در همان سال هاي نخست پس از استقرار نظام که حضرت امام خميني(ره) در هفته چندين بار با مردم يا مسوولان يا مقامات خارجي ديدار و سخنراني داشتند، به حرمت جايگاه والاي ايشان، خبر و گزارش آن ديدارها در صدر برنامه هاي خبري صدا و سيما پخش مي شد اما به گواهي مديران و مسوولان وقت سازمان، شخص ايشان از آن روند غيرحرفه يي و غيررسانه يي جلوگيري کردند و حتي با ذکر مثال فرمودند؛ «چه بسا خبر مربوط به فعاليت يک کشاورز در گوشه يي از کشور، مهم تر از خبر مربوط به من (يعني امام(ره)) باشد. آن را بايد ترجيح بدهيد. تصوير او را بايد نشان بدهيد.»

حال ببين، تفاوت ره از کجاست تا به کجا،

بعدها که اين حقير نيز براي مدتي در صدا و سيما مسووليت پيدا کردم، شاهد بودم همين مبنا و رويه درست مورد تاکيد مقامات نظام بود. رسانه و مطبوعات نبض هوشمند و وجدان کنجکاو جامعه است. جز حريم خصوصي اشخاص و مصالح ملي و مباني ديني خط قرمزي ندارد. بايد دست رسانه باز باشد تا با معيارهاي حرفه يي و به تشخيص خود- حتي اگر بر اساس نوع خاصي از نگرش و سليقه رسانه يي باشد- جايگاه و نوع پردازش خبر را انتخاب کند.

اگر کساني تصور کنند که مي شود به شيوه موسسه استاندارد يا کارخانه پلاستيک سازي، مطبوعات را «قالب گيري» کرد و محصول کاملاً مشابه را به خط توليد انبوه رساند، اشتباه مي فرمايند. البته حساب مطبوعات وابسته به دولت و شبه دولت و ارگان هاي رسمي جداست. گرچه آنها نيز اگر بخواهند گستره نفوذ واقعي و طبيعي داشته باشند لاجرم نيازمند رعايت اصول حرفه يي اند اما «صلاح مملکت خويش خسروان دانند». شايد آن گونه که جناب معاون مطبوعاتي فرموده اند بخواهند روزنامه يک ميليون و حتي 10 ميليون تيراژي منتشر کنند، ما که بخيل نيستيم. اما بايد پيدا کنند پرتقال فروش را. عزت زياد،

منبع :اعتماد



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

یک پاسخ به “نوشته ای از احمد پورنجاتی؛مطبوعات به صف، صف”

  1. نااميد گفت:

    احمد جان آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا با وفا اكنون كه وقت مداراست چرا