سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

آسیب در عزم ملی

چکیده : مردم در بسیاری از مناسبتها و ایام خاص حضور فعال دارند اما درست پس از هر حضور مردمی در مناسبتها و انتخابات گوناگون که مردم قصدی کرده اند تا تغییری بوجود آورند چون رای آنها و قصد آنها علیه گروهی خاص و یا قدرت بوده، دچار یاس و نامیدی می شوند و این امیدی که "بذر هویت" آنهاست مورد تعرض و سرکوب قرار گرفته است. منتخبینشان یا راه دیگری رفته اند و مردم را رها نموده و یا توان و قدرتی برای حرکت در مسیر رای مردم نداشته اند، یا حاکمیت اجازه نداده است رای مردم در عمل محقق شود و این بدترین نوع انحراف و سرکوب آزادی است که اکثریت ملت به این نتیجه می رسند قدرتی مافوق وجود دارد تا نگذارد رای آنها لحاظ شود و اینگونه است که به تدریج عزم ملی خدشه و آسیب می بیند...


کلمه – علیرضا کفایی:

سالی که گذشت سال حیرانی و پریشانی و ارزیابی ناصحیح جناحهای سیاسی و تحلیل غلط مسئولین از صدر تا ذیل از اوضاع نابسامان کشور در همه زمینه ها و ابعاد بود، مشکلات و مصائبی که سالها بر هم انباشت شده بود و ملت دیگر گنجایش صبوری و تحمل بیشتر را نداشت و چند حرکت محدود که برنامه ریزی خاصی هم برای آنها وجود نداشت مهر مردودی بر کارنامه سیاسیون و کارگزاران زد.

در تحلیلهای اولیه، گروههای سیاسی بسیار شتاب زده عمل کردند و موجب رنجش بیشتر مردم از خود شده و در ادامه پس از آنکه متوجه انزجار و خشم مردم شدند هر چه تلاش کردند تا با رفو کردن و یا توجیه گری به شکلی مردم را همراه نمایند موفق نشدند، در آنچه اتفاق افتاد اصولگرایان افراطی و گروهی انحصار طلب که همیشه چشم به قدرت دوخته و در دایره قدرت بودند و با رانت های حاکمیتی در مسئولیتها و مناصب خاص قرار می گرفتند و آتش به اختیارهای بیسواد که درک درستی از اوضاع ملی و بین المللی نداشته و ندارند مقصر اصلی بودند و متاسفانه برخی از اصلاح طلب ها بجای آنکه همراه مردم شوند و مقصرین را بازخواست کنند، همراه خود مقصرین شدند و از مردم خویشنداری و مدارا طلب می کردند!

قصد بازخواست و مطالبه پاسخی از جناحهای سیاسی و یا مسئولین در کار نیست هر چند مسئولیت حقیقی و حقوق حزبی و سازمانی دارند و یا بعنوان مسئول و متولی امر موظف به پاسخ دهی هستند اما انتظار نمی رود واقعیتها را به درستی رصد کرده تا بتوانند پاسخی بر مبنای حقایق دهند، بیشتر به توجیه عملکرد خود می پردازند و علتها را نادیده می گیرند.

خشکسالی، بحران آب، زلزله و بلایای طبیعی از یکسو، ساختار غلط و مدیریت ناصحیح از سوی دیگر وضعیتی را پدید آورده است تا مشکلات و بحرانهایی در کشور رخ داده و متاسفانه آوار همه مصائب بر گرده مردم است. گرچه از بلایای طبیعی مانند زلزله گریزی نیست اما مشکل در مدیریتها و ساخت و سازهای از نوع مسکن مهری، خسارتهای جانی و مالی فراوانی در پی داشت که اگر مسئولین وقت تعهدی در خدمت رسانی داشتند و از اعمال پوپولیستی و دروغ و ریا و سالوسی حذر می کردند این خسارتها به حداقل می رسید. خشکسالی و کم آبی و از این قبیل که در مرز بحران هستند از سالها پیش هشدار داده می شد اما مدیریت درست و علمی و دلسوزانه ای وجود نداشت لذا مردم امروز با مشکلات عدیده ای روبرو هستند.

همه آنچه بر سر کشور آمده و امروز بصورت بحران خود را نشان می دهد میراث دولتهای دروغ و مزور نهم و دهم است که با حمایتهای گسترده اصولگرایان بر سر کار آمد و در مدت حضورش با آنکه واقعیتها و حقایق در مورد آنها به کرات گفته می شد اما وقعی نگذاشتند و همچنان حمایتش کردند تا سرمایه های کشور را به تاراج دهد و امروز که آبها از آسیاب افتاده است چوب به مرده می زنند که دیر شده است و تاختن امروز به احمدی نژاد و یارانش هم نه از روی دلسوزی برای مردم است، از آنروست که او در برابر آنها یعنی حامیان دیروزش ایستاده است.

بازگویی آنچه اظهر من الشمس است و برخورد با احمدی نژاد و یارانش دردی را دوا نمی کند، آنچه که آزار دهنده است آسیبی است که بر عزم ملی و اراده جمعی ملت وارد آمده است.

مردم در بسیاری از مناسبتها و ایام خاص حضور فعال دارند اما درست پس از هر حضور مردمی در مناسبتها و انتخابات گوناگون که مردم قصدی کرده اند تا تغییری بوجود آورند چون رای آنها و قصد آنها علیه گروهی خاص و یا قدرت بوده، دچار یاس و نامیدی می شوند و این امیدی که “بذر هویت” آنهاست مورد تعرض و سرکوب قرار گرفته است. منتخبینشان یا راه دیگری رفته اند و مردم را رها نموده و یا توان و قدرتی برای حرکت در مسیر رای مردم نداشته اند، یا حاکمیت اجازه نداده است رای مردم در عمل محقق شود و این بدترین نوع انحراف و سرکوب آزادی است که اکثریت ملت به این نتیجه می رسند قدرتی مافوق وجود دارد تا نگذارد رای آنها لحاظ شود و اینگونه است که به تدریج عزم ملی خدشه و آسیب می بیند.

طبیعی است وقتی عزم ملی آسیب دید امید از میان می رود، ملت ناامید و مضطرب و خانواده های پر استرس با جوانان تحصیلکرده بیکار، انگیزه ای برای ساختن فردا و حتی حل مشکلات امروز از خود نشان نمی دهند، کار سیاسی جواب نمی دهد، مسئولینی که از مردم رای گرفته اند خود را تنها می یابند زیرا نهاد قدرت با او همکاری نمی کند و همین نهاد چون می خواهد مردم را بخاطر رایی که داده اند تنبیه کند، وضعیتی پیش می آورد تا مردم از منتخبین خود جدا شوند و به آنها اعتراض نمایند. این رویه خطرناک را در همه ادوار گذشته در زمان دولت اصلاحات و در دولت اعتدال دیده ایم، به هر شکل ممکن علیه رای مردم وارد میدان شده اند و همیشه هم نتیجه معکوس گرفته اند اما هیچگاه درس و عبرتی برایشان نشده است، تنها در یک دوره که احمدی نژاد با حمایتهای بی دریغ برکشیده شد، حاکمیت یکدست شد و همه جانبه او را حمایت کرد و آبروی خود را هزینه کردند تا امروز که بوی تعفن این مردار، خود آنها را آزار می دهد و با آنکه خیانتها و خباثتهای (هشدار داده شده) مشخص و اثبات شده، حاضر نیستند عذر خواهی کنند و آنان که حقایق را بخوبی می دانستند و گفته بودند از زندان و حصر رها نمایند.! بدیهی است وقتی ضمیر جمعی ملت این اوضاع نابسامان را درک کرده است عزم ملی آسیب ببیند.

مشکلات حل نشده وجود دارد و قابل انکار نیست و می توان حل کرد اما باید ابتدا عزم ملی و اراده جمعی را شکل داد، چرا جوانان تعصب به تیمهای ورزشی مانند رئال و بارسا و استقلال و پرسپولیس دارند اما نسبت به برخی از ارزشهای اسلامی و انقلابی نه تنها تعصبی از خود نشان نمی دهند که گهگاه ایراد هم می گیرند؟ چرا وقت مسابقه و دربی ها بسیاری در استادیوم و روبروی تلویزیون حضور دارند و به دقت نگاه کرده و تحلیل می کنند اما موقع سخنرانی و توصیه و سفارش این و آن توجه چندانی ندارند، این همان آسیبی است که بر عزم ملی وارد آمده؛ این آسیب را عده ای و گروهی خاص نا آگاهانه و یا آگاهانه وارد کرده اند و باید از آنها حساب کشی شود که بدترین نوع خیانت را در حق ملت روا داشته اند اما برای این هم عزمی نیست.!

در برخی از موضوعات عزم ملی را مشاهده می کنیم از جمله ورزش، ملت به وجد می آیند، شادمانی می کنند، افتخار می کنند که تیمشان و یا تیم ملی به قهرمانی می رسد و گاهی شکست این تیمها را قضاوت بخردانه می کنند و انزجاری نمی بینیم، در بیست و دوم بهمن سالروز پیروزی انقلاب همه جانبه، چپ و راست با شور و شعور و هیجان حضور فعال دارند، زیرا اجباری نمی بینند، خود را آزاد و صاحب حق می دانند ولی برای بحران آب با این همه درخواست و تبلیغ و آموزش این عزم ساخته نمی شود.! حاکمان اندیشه کنند کجای کار اشکال دارد؟

شالوده عزم ملی انتخاب آزاد و آگاهانه، آزادی و آزادی بیان است، تا هویت جمعی بدون اجبار شکل بگیرد، که اگر خود را آزاد و صاحب حق دانستند و دورویی ندیدند، هویت هم شکل می گیرد و آگاهی و آزادی، اراده جمعی و عزم ملی را بوجود می آورد.

چطور می شود از آزادی سخن گفت و ادعای آزادی بیان داشت اما آنان که بیان حق داشتند و امروز را بدرستی تشخیص داده بودند در زندان باشند، این تناقضاتی که مردم مشاهده می کنند اجازه ساخت و یا شکل گیری عزم ملی را نمی دهد و یا به آن آسیب جدی وارد می آورد چنانکه در طول این سالها دیده و اعتماد خود را از دست داده اند.

فردای این کشور و آینده جوانان این مرز و بوم نیازمند ساخت عزم ملی و امید دادن و اصلاح امور است و این محقق نخواهد شد الا با به رسمیت شناختن حق آزادی و آزادی بیان و پس از بیان و تحمل مخالف فکری تا بستری فراهم آید برای پیشرفت و تعالی کشور.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.