سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

مسئولیت حفظ جان زندانی

چکیده :در بیرون از زندان، انسان‌ها خود بیشترین سهم را در حفظ حیات خود دارند. در حالت آزادی، هر انسانی قدرت و اختیار آن را دارد که از جان خود مراقبت کند. اگر بیمار شد، به‌موقع خود را درمان کند؛ اگر خانه‌اش امن نیست، خانه را امن کند؛ مرتکب رفتارهای پرخطر نشود و... . انسان‌ها در حالت آزادی، جز در مواردی که قربانی متجاوزان یا سوءاستفاده‌کنندگان یا سوءمدیریت‌های ساختارهای عمومی قرار می‌گیرند، خود مسئول حیات و جان خویش‌ هستند. اما یک زندانی در دیوارهای زندان و مقررات حاکم بر زندان و وظایف زندانبان محصور...


کامبیز نوروزی

کسی که محکوم به زندان است، زندانی است، نه محکوم به مرگ. کسی هم که هنوز محکوم نشده و به دلیل قرار بازداشت در زندان است، از نظر حقوقی و فقهی اصلا بی‌گناه است. او فقط متهم است. اصل بر برائت است. تا وقتی جرم کسی با رأی قطعی دادگاه ثابت نشود، اصل برائت بر او حاکم است؛ یعنی او بی‌گناه است. استاد فقه ما مرحوم دکتر سیدابوالقاسم گرجی(ره) که مرتبتی بس بالا در فقاهت و اصول و قواعد داشت، پا فراتر می‌گذاشت و می‌فرمود متهم از ریشه «وهم» است. کسی که متهم می‌شود، یعنی ما به گنهکاری او فقط وهم داریم. با زندانی محکوم یا متهم، باید متناسب با شأن و شئون یک انسان برخورد شود. سهل است که حتی یک محکوم به مرگ نیز باید تا زمان اجرای حکم اعدام، در زندان از همه حقوق انسانی برخوردار است.

یک زندانی، فقط از یک چیز محروم است که عبارت است از «آزادی». فقط آزادی او و آنچه نتیجه مستقیم سلب آزادی است، از او سلب می‌شود، نه بیشتر.

این است که یک زندانی در زندان باید از همه حقوق انسانی برخوردار باشد. مهم‌ترین حق انسان، حق حیات است.

در بیرون از زندان، انسان‌ها خود بیشترین سهم را در حفظ حیات خود دارند. در حالت آزادی، هر انسانی قدرت و اختیار آن را دارد که از جان خود مراقبت کند. اگر بیمار شد، به‌موقع خود را درمان کند؛ اگر خانه‌اش امن نیست، خانه را امن کند؛ مرتکب رفتارهای پرخطر نشود و… . انسان‌ها در حالت آزادی، جز در مواردی که قربانی متجاوزان یا سوءاستفاده‌کنندگان یا سوءمدیریت‌های ساختارهای عمومی قرار می‌گیرند، خود مسئول حیات و جان خویش‌ هستند. اما یک زندانی در دیوارهای زندان و مقررات حاکم بر زندان و وظایف زندانبان محصور است. او نمی‌تواند هر وقت تب کرد، به اختیار خود به درمانگاه و نزد طبیب برود. او نمی‌تواند اگر محیطش در سلول یا بند ناامن است، آن را به‌تنهایی امنیت دهد. زندانی قادر نیست در محیط زندان، خود را به‌تنهایی از هجوم انواع اندوه‌های جانکاه و مشکلات روحی و روانی خلاصی بخشد. شرایط و محدودیت‌های زندان، تا حد زیادی توان و اختیار زندانی را در مراقبت از حیات خود سلب می‌کند. زندانی اراده چندانی به مراقبت از جان و حیات خود ندارد زیرا او به اراده قانون و قضا از حق آزادی بدن محروم شده است.

به همین دلیل است که در حقوق جدید مسئولیت جان و حیات زندانی برعهده زندانبان گذاشته شده است. حقوق ایران هم به همین دلیل وظایف متعددی را برای سازمان‌های مسئول مانند سازمان زندان‌ها و سلسله مراتب آن مقرر کرده است تا از طریق آن، زندانی، ضمن گذراندن دوران محکومیت خود، یا دوره قرار بازداشت، از حقوق انسانی خود، از جمله حق حیات برخوردار باشد. اگر زندانی در سلول یا بندی است که از سوی زندانیان دیگر تمامیت جسمی او در خطر است، باید محل او تغییر کند. اگر زندانی بیمار است، باید به بهداری اعزام شود. اگر زندانی دچار حوادث خطرناک می‌شود، باید به فوریت به او کمک شود. اگر زندانی به دلیل سابقه بیماری یا کهولت سن مستعد عارضه‌هایی مثل بیماری‌های حاد است، باید در نحوه زندان‌کردن و نگهداری از او اقدامات ویژه پیش‌بینی شود. اگر زندانی دچار مشکلات یا اختلالات روحی و روانی است، باید برای او تمهیدات ویژه تدارک دیده شود و تحت مراقبت قرار گیرد. زندانی باید منظما تحت نظارت‌های بهداشتی، پزشکی و روان‌شناسی باشد. اینها حرف‌های تازه و زیادی نیست. کافی است نگاهی به آیین‌نامه زندان‌ها انداخته شود تا معلوم شود که همه این موارد و بیش از اینها در آیین‌نامه زندان‌ها آمده است.

مثلا مواد ٢۴،۴٠،۴١،٧٠،١٠٣،١١١،١١٣،١١۴،١١۵،١١۶ و… از آیین‌نامه زندان‌ها.

فرقی نمی‌کند زندانی به چه دلیل در زندان است. هر زندانی از این حقوق اولیه برخوردار است. دزدی قالپاق یا سرقت بانک. قتل یا جاسوسی. جرم سیاسی یا جرم مطبوعاتی. نزدیک به یک قرن از منسوخ‌شدن آن نظریه کهنه گذشته است که کیفرشناسان می‌گفتند زندانی باید در زندان متحمل بیشترین رنج‌ها شود تا وجود او از گناه و فکر خطا پاک شود و دیگر فیلش یاد هندوستان نکند. حتما «پاپیون» یا «بینوایان» را دیده‌‌اید. آن تفکرها به موزه تاریخ کیفرشناسی رفته‌‌اند. حقوق جزا و کیفرشناسی و نظام زندان‌های ایران هم پیرو نظریه‌های جدیدتر است که طبق آن زندان فقط جای سلب آزادی است اما دیگر حقوق زندانی، ازجمله «حق حیات» و «حق سلامت و تمامیت جسمی» زندانی محفوظ است و مراقبت از آن وظیفه سازمان‌های مسئول است.

مرگ واقعه‌ای است که هرزمان ممکن است گریبان هر آدمی را بگیرد. اما از مرگ در زندان به دلیل موقعیت خاص زندان و مسئولیتی که بر عهده مقامات رسمی است، نمی‌شود به سادگی، با یک گواهی فوت عبور کرد. علت مرگ چه بوده؟ شرایط نگهداری زندانی چگونه بود و آیا شرایط زندانی در زندان با شرایط مندرج در آیین‌نامه زندان‌ها از حیث سن و وضعیت جسمی و تفکیک زندانی متوفا از زندانیان نامتجانس، وضعیت غذایی و دارویی، رسیدگی پزشکی و دارویی به زندانی بعد از وقوع عارضه و… مطابقت داشته است یا نه؟ اگر زندانی خودکشی کرده است، آیا روان‌شناسان زندان او را تحت مراقبت داشته‌‌اند که امکان رفتارهای پرخطر او را دریافته باشند و براساس آن اقدامات پیشگیرانه انجام دهند؟

وقتی کسی خارج از بیمارستان فوت می‌کند، بدون کالبدشکافی گواهی دفن صادر نمی‌شود. بعد از فوت زندانی اعزام متوفی به پزشکی قانونی و انجام کالبدشکافی طبق ماده ١٢١ آیین‌نامه زندان‌ها الزامی است.

منبع: شرق


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.