سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » خاطره‌ای از سفر نخست وزیر دوران دفاع مقدس به ترکیه...

خاطره‌ای از سفر نخست وزیر دوران دفاع مقدس به ترکیه

چکیده :خبرنگاران ترک دلیل نرفتن آقای موسوی به آرامگاه آتاترک را از او پرسیدند و او با تمام خلوص و صداقت پاسخی به این مضمون داد: "من اگر به آرامگاه آتاترک می رفتم مرتکب نفاق می‌شدم." منظور او این بود که چگونه می شود کسی را و افکار و اندیشه‌هایش را قبول نداشت و به آرامگاه او رفت و به او ادای احترام...


کلمه – گروه خبر: یک دیپلمات پیشین کشورمان، در یادداشتی به ذکر خاطره‌ای از دوران نخست وزیری میرحسین موسوی پرداخته است. نویسنده این خاطره که نامش مشخص نیست در یادداشت خود با اشاره به سیاست خارجی جمهوری اسلامی در قبال مسلمانان در سال‌ها نخست پیروزی انقلاب و سفر میرحسین موسوی به عنوان نخست وزیر ایران به کشور ترکیه، یکی از معضلات این سفر را حضور بر سر آرامگاه کمال آتاتورک ذکر کرده است.

به گزارش کلمه در بخشی از این خاطره آمده است: “یادم می‌آید در آن زمان رفتن یا نرفتن به آرامگاه آتاترک، برای ترک‌های معتقد و مسلمان تبدیل به بحثی ارزشی شده بود و قبل از سفر نخست وزیر ایران اسلامی به ترکیه، مطبوعات این کشور که همواره در مخالفت با انقلاب اسلامی و رهبرانش می‌نوشتند، روی همان مسئله، یعنی لزوم حضور میرحسین موسوی نخست وزیر ایران در آرامگاه آتاترک مطالب فراوانی منتشر کرده و همه نظرها را به سوی این موضوع جلب نمودند.”

متن این نامه به شرح زیر است:

فاصله سال های ۶۳ تا ۶۵ را برای ماموریتی دولتی در ترکیه بودم. در ایران، جنگ ادامه داشت و مردم به رغم مشکلات اقتصادی، همچنان در پی ایجاد جامعه‌ای آرمانی بودند.

سال ۵۷ انقلاب شده بود و با گذشت چند سال، هنوز حال و هوای انقلاب را می‌شد در همه جا مشاهده کرد. بسیاری از دوستان عزیزم شهید یا مجروح شده بودند و کسانی چون من که به ضرورت در خارج بسر می‌بردند با انبوهی از علاقمندان انقلاب اسلامی و امام خمینی مواجه بودند و خود را موظف به تبیین مسایل انقلاب برای آن‌ها می دیدند.

میرحسین موسوی در آن زمان نخست وزیر ایران بود. یادم می‌آید طبق پروتکل‌های موجود، قرار شد ایشان سفری به ترکیه داشته باشند و با مقامات ترک که اکثرشان از لائیک‌های دوآتشه آن کشور بودند دیدار کند.

در شرایطی که چند سالی بیش از پیروزی انقلاب اسلامی و وقوع کودتای نظامی در ترکیه نمی‌گذشت، ترک‌ها عملا به دو گروه “لائیک” طرفدار اندیشه‌های مصطفی کمال آتاترک و “اسلام گرایان” متاثر از جریانات اسلامی و به ویژه انقلاب اسلامی، تقسیم می‌شدند. در آن زمان ارتباط با دولت لائیک برای ما ایرانی‌ها مهم بود اما توجه به اوضاع و شرایط اسلام گرایان برای‌مان اهمیت بیشتری داشت.

یادم می‌آید در آن زمان رفتن یا نرفتن به آرامگاه آتاترک، برای ترک‌های معتقد و مسلمان تبدیل به بحثی ارزشی شده بود و قبل از سفر نخست وزیر ایران اسلامی به ترکیه، مطبوعات این کشور که همواره در مخالفت با انقلاب اسلامی و رهبرانش می‌نوشتند، روی همان مسئله، یعنی لزوم حضور میرحسین موسوی نخست وزیر ایران در آرامگاه آتاترک مطالب فراوانی منتشر کرده و همه نظرها را به سوی این موضوع جلب نمودند.

حالا دیگر ترک‌های مسلمان و لائیک منتظر بودند ببینند نخست وزیر انقلابی کشور بزرگ ایران با موضوع دیدار از آرامگاه آتاترک چه خواهد کرد.

بالاخره میرحسین موسوی در سوم دیماه سال ۱۳۶۳ به آنکارا پایتخت ترکیه سفر کرد، دیدارها و مذاکراتش را با مقامات ترک از جمله تورگوت اوزال، نخست‌ وزیر وقت ترکیه به انجام رساند و به آرامگاه آتاترک هم نرفت. خبر نرفتن او به آرامگاه آتاترک سوژه مناسبی بود که به دست روزنامه‌های لائیک افتاد. البته گروه‌های کوچک و بزرگ اسلامگرا و احزاب ملی و اسلامی و عموم ملت مسلمان ترک از این واقعه خرسند شدند.

نخست وزیر ایران در این سفر به همراه همتای ترک خود که صفت لائیک بودن را یدک می‌کشید، به مسجد سلطان احمد استانبول رفت و نماز جماعت را در این محل تاریخی اقامه کرد. او پس از بازدیدش از این مسجد مهم کشور ترکیه در دفتر یادبود آن چنین نوشت:« به امید نماز جماعت همه مسلمانان و ملت‌های اسلامی در این مسجد عظیم. »

چندی پیش در یکی از روزنامه های داخلی دیدم یکی از طرفداران آقای موسوی گفته بود اگر ایشان رییس جمهور شود در کشور “اخلاق” حاکم خواهد شد. یاد سفر آقای موسوی به ترکیه افتادم و نرفتنش به آرامگاه آتاترک و پاسخی که به روزنامه نگاران آن روز ترکیه داد.

خبرنگاران ترک دلیل نرفتن آقای موسوی به آرامگاه آتاترک را از او پرسیدند و او با تمام خلوص و صداقت پاسخی به این مضمون داد: “من اگر به آرامگاه آتاترک می رفتم مرتکب نفاق می‌شدم.”

منظور او این بود که چگونه می شود کسی را و افکار و اندیشه‌هایش را قبول نداشت و به آرامگاه او رفت و به او ادای احترام کرد.

این حرکتی به غایت اخلاقی بود و من با این که هنوز مطمئن نیستم آیا اخلاق می‌تواند در سیاست جایی داشته باشد یا نه، حرکت او را منطبق بر راستی و درستی و جوانمردی یافتم.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.