سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

این دو نخست وزیر

چکیده :عجیب است در انقلاب اسلامی ایران مردم دو نخست وزیر را تجربه کردند که هر دو سیاست را بر پایه اخلاق و مبتنی بر اسلام ناب مشی می‌کردند و هر دو پیشرفت و توسعه و امنیت و آسایش و رفاه را برای مردم می‌خواستند و هر دو از سوی انحصار طلبان و اصحاب قدرت مورد طعن و کین قرار گرفتند و عجیب تر آنکه تذکرات و تفکرات و هشدارهای آنان را امروز شاهد هستیم و مردم علیرغم همه شانتاژها و تهمت‌هایی که به آنها زده شد همچنان آنان را به صداقت و دلسوزی و پاکدستی می‌شناسند و خواهان و خواستار...


علیرضا کفایی

مهندس بازرگان اولین نخست وزیر ایران پس از انقلاب بود و از همان ابتدای پیروزی انقلاب در نوع و شیوه حکومت اختلافاتی پدید آمد و اولین آن شاید به همه پرسی بر می‌گردد که دولت موقت معتقد به جمهوری دموکراتیک بود و چون مخالفتها شدت یافت مرحوم بازرگان “جمهوری دموکراتیک اسلامی” را مطرح کرد و این هم با مخالفت روبرو شد و در نهایت “جمهوری اسلامی” نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد به رفراندوم گذاشته شد. موارد اختلافی دیگر مانند اشغال سفارت آمریکا و ولایت فقیه و خاتمه جنگ و برخورد با مخالفین و دخالتهای بی مورد در امور و نحوه فعالیت و عملکرد حزب جمهوری اسلامی و …. نیز در تصمیم مهندس بازرگان بر استعفا که برای سومین بار پس از ۹ ماه نخست وزیری ارائه شد تاثیر داشت.

او در کتاب “انقلاب ایران در دو حرکت” دلیل اصلی استعفای خود را دخالت های روحانیون در امور مملکت داری و سیاسی عنوان می کند.

مرحوم بازرگان تا آخر عمر در همه دوره های انتخابات ریاست جمهوری و مجلس ثبت نام کرد اما پس از اولین دوره مجلس همیشه از سوی حاکمیت رد صلاحیت شد.
دومین نخست وزیر انقلاب مهندس میرحسین موسوی نیز وضعیتی تقریباً مشابه دارد، او هم در دوران نخست وزیری با دخالتهای بی مورد برخی و تصمیماتی که دولت از آن بی‌خبر بود و انحصار طلبی به شدت مخالف بود و عکس العمل نشان می‌داد و استعفا هم داد که پذیرفته نشد. مهندس موسوی هم توطئه‌ها و پرونده سازی‌ها برای افراد را قبول نداشت و بر محور صداقت و اخلاق در میدان سیاست و اجتماع ورود می کرد، او نیز از دشمنی کین توزان در امان نبود و آنگاه که برای جامعه احساس خطر کرد تلاش نمود تا کشور را از بن بست های بزرگ سیاسی و اقتصادی و بحران های اخلاقی و اجتماعی نجات دهد و راه اصلاح در پیش گرفت ولی به هر شکل او را نیز مورد تهاجم قرار دادند و افرادی سکاندار شدند که انحراف و کج دستی و حرامخواری و دروغ و دغل کارنامه آنها بود و مهندس موسوی را فتنه گر! خواندند و در حصر کردند.

عجیب است در انقلاب اسلامی ایران مردم دو نخست وزیر را تجربه کردند که هر دو سیاست را بر پایه اخلاق و مبتنی بر اسلام ناب مشی می‌کردند و هر دو پیشرفت و توسعه و امنیت و آسایش و رفاه را برای مردم می‌خواستند و هر دو از سوی انحصار طلبان و اصحاب قدرت مورد طعن و کین قرار گرفتند و عجیب تر آنکه تذکرات و تفکرات و هشدارهای آنان را امروز شاهد هستیم و مردم علیرغم همه شانتاژها و تهمت‌هایی که به آنها زده شد همچنان آنان را به صداقت و دلسوزی و پاکدستی می‌شناسند و خواهان و خواستار آنانند.

اولین نخست وزیر انقلاب در ۳۰ دی ۷۳ در گذشت و دومین نخست وزیر انقلاب ۷ سال است که در حصر قرار دارد و با آن فقدان و این محدودیت و حصر، آنچه امروز در جامعه ایران رخ می دهد همان است که آن فقید می گفت و این محصور می گوید. زهی انصاف “وَمَا یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ” جز خردمندان، متذکر نمی‌گردند.

منبع: کانال شخصی نویسنده


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.