سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » از سیمای علی عسگری تا شیرین عبادی؛ راهی که همگی اشتباه می‌رویم...

از سیمای علی عسگری تا شیرین عبادی؛ راهی که همگی اشتباه می‌رویم

چکیده :ایشان به عنوان برجسته‌ترین شخصیت حقوق‌ بشری ایرانی به جای ‌آنکه در وهله اول دل‌مشغول خشونت‌های اعمال شده از دو طرف ماجرا باشد و طرفین را به مدارا و پرهیز از خشونت دعوت کند، در پیامی مردم ایران را به مثابه مدافعان سرنگونی نظام خطاب قرار می‌دهد و از آنها می‌خواهد که پول برق و گاز و آب‌شان را ندهند و با بیرون کشیدن دارایی خود از بانک‌ها به زمین‌گیر شدن سیستم اقتصادی کشور و احتمالا فروپاشی حاکمیت یاری رسانند؛ راهکار شرم‌آوری که تنها نتیجه آن تلاطم و بی‌ثباتی در سیستم اقتصادی کشور و فشار مضاعف بر گرده مردمانی‌ست که اتفاقا بخش اعظم مطالبات‌شان بهتر شدن وضع معاش و زندگی روزمره‌شان است و به‌دنبال حقوق اولیه زندگی در امنیت و رفاه‌اند؛ حقوقی که قاعدتا خانم عبادی می‌بایست از آنها دفاع کند اما ظاهرا ایشان مردم ایران را فقط و فقط در قامت هواداران براندازی می‌بیند و حقوق بشر را نیز از دریچه تنگ موضع سیاسی خویش...


ضیا نبوی

رسانه ملی اظهار نظر ترامپ را که در توئیتی مردم ایران را گرسنه خوانده بود به تمسخر می‌گیرد، بی‌آنکه بداند نوع نگاهش به شهروندان ایرانی دقیقا مشابه نوع نگرش ترامپ و به همان میزان شرم‌آور است. طی روزهای اخیر گزارش‌های خبری و تحلیلی بسیاری از تلویزیون پخش شده است که همگی محتوای مشترک و یکسانی دارند؛ اینکه مردم مطالبات اقتصادی به‌حقی دارند و از گرانی و تورم و رکود اقتصادی ناراضی‌اند و به سیاست‌های اقتصادی دولت معترضند، اینکه معترضینی که شعارها و مطالبات دیگری دارند و نهادهای دیگری را خطاب قرار می‌دهند آشوبگران و اغتشاش‌گرانی‌اند که قصد موج سواری بر مطالبات اقتصادی را دارند و از عوامل بیگانه و سرویس‌های اطلاعاتی‌شان خط گرفته‌اند، کسانی که حتی ایرانی بودن آنها نیز محل سوال و تردید است!

به‌ نظر می‌رسد رسانه ملی کما فی‌السابق قصد ندارد مطالبات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مردم را به‌رسمیت بشناسد و بپذیرد که بسیاری از نهادها و ارکان حاکمیت خاصه بخش‌های غیر انتخابی آن از نظر برخی شهروندان محل انتقاد یا مخالفت‌اند. ظاهرا مردم فقط تا زمانی «مردم»اند و حق اعتراض دارند که از خواسته‌های اقتصادی‌شان حرف بزنند؛ چیزی که به قول ترامپ به نداشتن غذای کافی مربوط می‌شود! از طرفی واکنش خانم عبادی به اعتراضات اخیر نیز چندان بهتر از رسانه ملی نیست.

ایشان به عنوان برجسته‌ترین شخصیت حقوق‌ بشری ایرانی به جای ‌آنکه در وهله اول دل‌مشغول خشونت‌های اعمال شده از دو طرف ماجرا باشد و طرفین را به مدارا و پرهیز از خشونت دعوت کند، در پیامی مردم ایران را به مثابه مدافعان سرنگونی نظام خطاب قرار می‌دهد و از آنها می‌خواهد که پول برق و گاز و آب‌شان را ندهند و با بیرون کشیدن دارایی خود از بانک‌ها به زمین‌گیر شدن سیستم اقتصادی کشور و احتمالا فروپاشی حاکمیت یاری رسانند؛ راهکار شرم‌آوری که تنها نتیجه آن تلاطم و بی‌ثباتی در سیستم اقتصادی کشور و فشار مضاعف بر گرده مردمانی‌ست که اتفاقا بخش اعظم مطالبات‌شان بهتر شدن وضع معاش و زندگی روزمره‌شان است و به‌دنبال حقوق اولیه زندگی در امنیت و رفاه‌اند؛ حقوقی که قاعدتا خانم عبادی می‌بایست از آنها دفاع کند اما ظاهرا ایشان مردم ایران را فقط و فقط در قامت هواداران براندازی می‌بیند و حقوق بشر را نیز از دریچه تنگ موضع سیاسی خویش می‌نگرد.

در واقع اینگونه به نظر می‌رسد که هم رسانه ملی و هم شخصیت برجسته حقوق بشری ما که هر دو بنا به ماهیت وظیفه‌شان می‌بایست زبان همه شهروندان ایرانی باشند و کلیت جامعه‌ی ایران را بازنمایی کنند، در دایره کم‌شعاع هم‌نظران و هم‌قطاران خویش مهجور مانده‌اند؛ اینکه در رویکردی تنگ‌نظرانه شهروندان ایرانی را به طیف مورد علاقه خویش تقلیل می‌دهند و باقی مردمان را از شأن مردم بودن ساقط می‌کنند و این البته حقیقتی تلخ و دردناک است؛ اینکه دهه‌ها از آغاز سیاست‌ورزی مدرن در ایران می‌گذرد و هنوز کنشگران سیاسی ما نمی‌خواهند تکثر حاکم بر جامعه را بپذیرند و درک کنند که هر نوع سیاست‌ورزی درست و معقولی در کشور می‌بایست راهی برای هم‌زیستی مسالمت‌آمیز همه شهروندان ایرانی پیدا کند، اینکه هیچ جریان فکری و اعتقادی و سیاسی در کشور شایسته حذف نیست و ما می‌بایست فروتنانه راهی برای زیستن توام با مدارا با یکدیگر بیابیم؛ ساز و کار و مشی و مرام دموکراتیکی که اعتراضات خیابانی اخیر نشان داد تا چه حد فاقد آنیم و تا کجا بدان نیازمندیم. جان باختن و آسیب دیدن تعداد زیادی از هم‌وطنان و آسیب رسیدن به اموال عمومی و خصوصی شهروندان در این اعتراضات اگرچه مصیبت‌های بزرگی‌ست اما تنها نکات دردناک این ماجرا نیست. سویه تراژیک‌تر ماجرا در آن است که احساس می‌کنیم نه حاکمیت نشانه‌ایی از فهم روشن‌بینانه‌ مسئله از خود بروز می دهد که بتوان به واکنش خردمندانه‌ی متناسب با آن امید بست و نه در رفتار مخالفین نوعی پایبندی به مصالح ملی و اهتمام به روش‌های مدنی و مسالمت‌آمیز به چشم می‌آید که از آن خاطر جمع شویم. اتفاقات اخیر بهتر از هر زمانی نشان داد که هنوز درس‌هایمان را خوب یاد نگرفته‌ایم و این آموختنی‌ است که اگر تا دیر نشده بدان دست نیازیم آینده‌ای را برای ما رقم می‌زند که هیچ‌کدام از طرفین ماجرا تصور وخامتش را نیز به مخیله‌اش راه نداده است.

سید ضیا نبوی
زندان سمنان
۱۳ دی‌ماه ۱۳۹۶

منبع: امتداد

 


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.