شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» یک بام و دوهوای حاکمیت

» یکی در حرم فریاد می‌زند و آن دیگری از خانه نمی‌تواند خارج شود

شنبه, ۲۷ آبان, ۱۳۹۶

چکیده : آنچه اعتراض به همراه می آورد رفتارهای دوگانه حاکمیت است. سید محمد خاتمی نمی‌تواند به عزاداری برود، همان او که با وجود تمام محدودیت‌ها مردم را دعوت به حضور در پای صندوق های رای کرد ویا محصورین که از حصر هفت ساله مردم را به مشارکت در انتخابات دعوت می کنند و در مقابل مردی است که در برگه رای نام خود را می‌نویسد و هرکار که می خواهد انجام می دهد و به هرکجا می‌خواهد می‌رود.


کلمه – نرگس موستوفی: سید محمد خاتمی اجاز حضور در منزل غلام حسین کرباسچی به منظور عزاداری را پیدا نمی‌کند. اما در عوض محمود احمدی نژاد هم کرمانشاه رفت و هم باز به دیدار یاران بست نشینش در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی شتافت.

محمود احمدی نژاد به عنوان یک شهروند و رییس جمهور اسبق حق دارد به کرمانشاه برود، حق دارد به ظلم صورت گرفته در دستگاه قضا اعتراض کند، بست بنشیند و فریاد بزند، نه او که بقایی و مشایی و جوانفکر و بقیه‌شان نیز چنین حقی دارند.

انقلاب شد تا حق اعتراض در انفرادی‌های ساواک خفه نشود. انقلاب شد تا شهروندان در مقابل حکومت و عدالت برابر باشند. اما چهل سال پس از انقلاب حق اعتراض باز در انفرادی‌ها خفه می‌شود و شهروندان در برابر قانون برابر نیستند.

سید محمد خاتمی، میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، مهدی کروبی و بسیاری دیگر از شهروندان طی سال‌های گذشته از حقوق شهروندی خود به دلیل اعتراض به این نابرابری‌ها محروم شدند. سه نفر بدون دادگاه و محاکمه در حالیکه فقط خواستار اصلاح امور و بازگشت به آرمان های انقلاب بودند در خانه حبس شدند و سید محمد خاتمی موردی اجازه حضور در مراسم‌ها را ندارند.

محمود احمدی نژاد براساس ادعای دستگاه‌های حسابرسی رسمی دچار تخلفات مالی بسیار شده، از سوی دیگر بعضی نمایندگان مجلس و مسوولان کشور را به همراهی با انگلستان و برنامه ریزی برای اعمال تحریم‌ها علیه کشور متهم کرده است، به صراحت در سخنرانی هایش می‌گوید شما رفتنی هستید و بزرگتراز شما را مردم سرنگون کردند، می‌گوید عده‌ای آن بالا نشسته‌اند و برای مردم برنامه ریزی می‌کنند و …. حرف‌هایی که احمدی نژاد می‌زند از جنسی است که تا کنون هیچ کدام از منتقدین و اصلاح طلبان بر زبان نیاورده‌ و برای بیان بسیار کمتر از آن حکم‌های سنگین گرفته‌اند و از حقوق شهروندی خود محروم شده‌اند.

میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد هفت سال است که روزگار را در حصر سپری می کنند، چون دلسوزانه مسوولان نظام را نصیحت کردند و می‌خواستند که انقلاب از اهداف اولیه خود دور نشود، نگران آینده کشور بودند و به سیاست‌های احمدی نژاد نقد داشتند و حضور اورا برای چهارسال دیگر به عنوان رییس جمهور به ضرر کشور و زیان بار می‌دیدند و  این روزها را پیش بینی کرده بودند.

کسی انتظار ندارد احمدی نژاد و همراهانش به خاطر بیان اعتراضات سیاسی دستگیر و یا محاکمه شوند هرچند که انتظار می رود تکلیف مسائل مالی که در رابطه با این افراد مطرح است مشخص شود، اما از آن طرف انتظار می‌رود که یک نفر در مجمع تشخیص مصلحت نظام جا خوش نکند و دیگران در خانه و زندان محبوس باقی بمانند.

آنچه اعتراض به همراه می آورد رفتارهای دوگانه حاکمیت است. سید محمد خاتمی نمی‌تواند به عزاداری برود، همان او که با وجود تمام محدودیت‌ها مردم را دعوت به حضور در پای صندوق های رای کرد ویا محصورین که از حصر هفت ساله مردم را به مشارکت در انتخابات دعوت می کنند و در مقابل مردی است که در برگه رای نام خود را می‌نویسد و هرکار که می خواهد انجام می دهد و به هرکجا می‌خواهد می‌رود.

ای کاش این آزادی عمل، حق بیان اعتراض، فریاد زدن، محکوم کردن و … برای همه یکسان بود و مردم آزادانه خود انتخاب می‌کردند به حرف چه کسی گوش دهند و چه کسی را انتخاب کنند. آن وقت دیگر کسی نمی توانست بر موج مطالبات مردمی و استفاده از نارضایتی آنان سوار شود و با وعده‌های دروغین و شعارهای توخالی هشت سال خرابی به بار آورد. آن وقت دیگر کسی نمی گفت چرا محمود احمدی نژاد آزاد است تا هرچه می‌خواهد بگوید و عده‌ای در حصر و زندان؟ آن وقت این آزادی بی حد محمود احمدی نژاد سوال بر انگیز نمی شد و کسی به آن اعتراض نمی کرد.