سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چرا رهبری افراد مسئله دار را عزل نمی کند؟...

چرا رهبری افراد مسئله دار را عزل نمی کند؟

چکیده : اختلاسهایی که در زمان احمدی نژاد واقع شد و هنوز هم جامعه درگیر آن است، معاونین و کارگزاران احمدی نژاد که زمانی رئیس جمهور بود یا در زندانند یا در راه دادگاه و یا خطابه هایی می کنند که حتی از دستگاههای قضایی و امنیتی کمتر می بینیم متعرض آنها شوند و خود احمدی نژاد که علیرغم انحرافی که پدید آورد و خسارتهایی که وارد نمود و حتی علناً در مخالفت با رهبری و با وجود آنکه از ورود به ریاست جمهوری نهی شده بود ولی ثبت نام کرد ...


علیرضا کفایی:

مدتهاست که مردم شاهد افشای اسنادی از جاسوسی و تخلفات و فسادهای گسترده و بعضاً سازماندهی شده هستند و متاسفانه عاملین؛ در دستگاه حکومتی مسئولیتهایی بعهده دارند، در این میان منصوبین رهبری و یا افرادی که با ایشان نزدیک النظر هستند هم در مظان اتهامند و سوال برای اذهان عمومی ایجاد شده است که چرا و چه عواملی باعث می شود که رهبری اینگونه افراد را عزل نمی کنند و یا در جایگاهی برتر می نشانند؟

در هر حال در هر حکومتی مردم حق دارند سوال و بازخواست نمایند و در حکومت اسلامی این حق سوال بنا بر وظیفه دینی در حد تکلیف خود را نشان می دهد، ضمن اینکه گروههای سیاسی و نخبگان جامعه مسئولیت دارند در برابر سوالی که ذهن جامعه را درگیر می کند و چالش ایجاد می نماید پاسخگو باشند و پیش از آنکه داستانها و ماجراهای دیگر و مهار نشدنی حادث شود از بروز بحران و یا انتشار شایعات جلوگیری کرده و بدبینی ها و احساس ناامنی را کنترل نمایند.

خبرها و فضای مجازی مسائلی را پیش کشیده اند که در نوع خود کم سابقه است، ماجرای دختر آقای آملی لاریجانی؛ بعید به نظر می رسد که صحت داشته باشد و یا لااقل در این حد که بطور وسیع انتشار می یابد شاید نباشد، الله اعلم

اختلاسهایی که در زمان احمدی نژاد واقع شد و هنوز هم جامعه درگیر آن است، معاونین و کارگزاران احمدی نژاد که زمانی رئیس جمهور بود یا در زندانند یا در راه دادگاه و یا خطابه هایی می کنند که حتی از دستگاههای قضایی و امنیتی کمتر می بینیم متعرض آنها شوند و خود احمدی نژاد که علیرغم انحرافی که پدید آورد و خسارتهایی که وارد نمود و حتی علناً در مخالفت با رهبری و با وجود آنکه از ورود به ریاست جمهوری نهی شده بود ولی ثبت نام کرد و می بینیم با این همه فتنه ها که به پا کرد و بسیاری از حامیان و دوستان دیروزش هم او را رها کردند و شورای نگهبان او را صالح نمی داند اما برای تشخیص مصلحت از سوی رهبری مجدداً منصوب می شود. ماجرای سعید طوسی، ماجرای مداحان جاسوس و از این قبیل موارد که الا ماشاءالله از بس گفته آمده است گاهی حالت عادی می یابد.

واقعاً چرا برخورد قاطعی نمی شود؟

ظاهراً موضوع به اطرافیان رهبری هم سرایت کرده و اهل مثلاً بصیرت هم شاکی هستند و چون پاسخی نمی یابند و از سویی به خود اجازه نمی دهند وارد حریم رهبری شده و اعتراضی کنند تلاش نافرجامی را آغاز کرده تا با توجیهاتی و مثال آوردن از صدر اسلام و سیره پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام به نحوی مسئله را وصله پینه کرده و خود را از زیر بار فشار افکار عمومی رها نمایند.

به تازگی برخی موارد چنان گسترده مورد اعتراض واقع شده که رفو کنندگان با بصیرت، مجبور شده اند آن را به صدا و سیما بکشانند و آقای یامین پور در برنامه جهان آرای شبکه بصیرتیان! «افق» ناچار از طرح موضوع شده و سوال مطرح می کند که «چرا رهبری چنین آدمی را عزل نمی کند؟»

البته کاملاً مشخص است که از قبل برنامه ریزی کرده اند تا شاید با توجیهی پاسخی دهند و دل دوستان خود را چند صباحی خوش کنند اما حقیقت آن است که حق مطلب را درست ادا نمی کنند و با بیراهه رفتن و انحراف ذهنی و عقیدتی نه تنها عده ای از جوانان و یاران خود را گمراه می کنند که در مرتبه اول به اسلام عزیز جفا می کنند.

در جواب اینکه چرا رهبری عزل نمی کند می گویند «جایی که حتی پیامبر(ص) به تشییع جنازه منافقین می رود و امیرالمومنین(ع) امثال ابوموسی را عزل نمی کند……»

دگرگون کردن تاریخ اسلام و تحریف تاریخ خیانتی است که این آقایان ابایی از آن ندارند و وصل کردن امروز با صدر اسلام و پیامبر و امام علی ناجوانمردانه و دور از انصاف است که حضرات حاضرند برای دفاع بلا وجه از موارد منشره فسادی و جاسوسی و اختلاسی و …… به آن تن دهند و افکار و اذهان عمومی را از اسلام منزجر نمایند تا فقط حمایتی از فلان و بهمان کرده باشند. این چه نوع بصیرت و اسلامی است که اینان دارند و آیا می شود به آن نام دین نهاد یا خیر که برای اسلام؛ اسلام را نعوذبالله ذبح می کنند. این هم نوعی مذهب علیه مذهب است البته نه آنگونه که دکتر شریعتی فرمودند و شاید بهتر است بگوئیم لامذهبی نوین!

اما مختصری از ورود پیامبر به تشییع جنازه منافقین که منظورشان عبدالله ابن ابی است؛

  • زمانی بود که اسلام نوپا و در حال تشکیل و تکوین بود
  • فرزند عبدالله ابن ابی از مسلمان با ایمان و معتقد و از ملازمان پیامبر بود و درخواست کرد که پیامبر بر او نماز بخواند.
  • عبدالله ابن ابی صاحب نفوذ در مدینه بود و قبیله خزرج هنوز مسلمان نشده بودند و خطر بالقوه ای برای اسلام در حال تشکیل بودند،پیامبر صلّی الله علیه و آله فرمود: «به خدا قسم؛ من امیدوارم که به این سبب، بیش از هزار نفر از مردم خزرج مسلمان شوند… این روایت اشاره دارد که تا آن روز، همه خزرج مسلمان نشده بودند و هدف پیامبر صلّی الله علیه و آله از نماز بر جنازه عبدالله آن بود که اینان مسلمان شوند.»
  • از کجا معلوم که پیامبر دعاگوی منافق شده باشند چنانکه در وسائل الشیعه؛ جامع احادیث الشیعه؛ جواهر الکلام؛ الکافی؛ تهذیب الاحکام و …. «به سند صحیح از حلبی، از امام جعفر صادق علیه السّلام روایت است که فرمود: پیامبر صلّی الله علیه و آله او را نفرین کرد و دعا نفرمود.»
  • پیامبر معصوم از هر گونه خطا و اشتباه و نسیان و ….. بود و چه ربطی دارد که ساحت مقدس خاتم النبیین را تنزل داده تا حد غیر معصوم.

در مورد اینکه امیرالمومنین(ع) امثال ابوموسی را عزل نمی کند……هم به اختصار عرض می شود که کاملاً برعکس و منحرفانه و رذیلانه گفته اید؛ چه بد مردمانی که بر امام جفا می کنند!!!! زیرا امام علی(ع) با وجود برکناری کارگزاران عثمان و واگذاری مناصب به افراد شایسته و پرهیزکار، ابوموسی اشعری را بر خلاف میل باطنی خود به پیشنهاد مالک اشتر بر سمت خود باقی گذاشته بود. در نبرد جمل هنگامی که امام علی(ع)، در توقفگاه ذی قار در نزدیکی کوفه، محمّد بن جعفر و محمّد بن ابی­ بکر را برای جمع ­آوری نیرو به کوفه فرستاده بود، ابوموسی با این سخن که جنگ دنیا طلبی و راه آخرت در گرو خانه‌نشینی است و هنوز بیعت عثمان در گردن ماست و تا کشندگان عثمان مجازات نشده‌اند، با کسی نخواهیم جنگید از تجهیز سپاه جلوگیری و حتی پیک امام را به زندان و قتل تهدید کرد. امام علی(ع) برای دومین بار عبدالله بن عباس و مالک اشتر را به کوفه فرستاد. امّا ابوموسى نه تنها حمایتی نکرد، بلکه از فرمان امام سرپیچی کرد و اهل کوفه را به این بهانه که این کار فتنه‌انگیزی است،از یاری رساندن به امام برحذر داشت و کوفیان را به عدم همراهی امام تشویق کرد.

حضرت علی این بار فرمان عزل او را به فرزندش حسن(ع) داد و او را همراه با عمار یاسر به کوفه فرستاد. دیگر بار ابوموسی با ایراد خطبه‌ای کوفیان را از مداخله در آن چه وی آن را نزاعی بین قریش نامید که می‌بایست خود به اصلاح آن بپردازند، برحذر داشت، با ابلاغ فرمان عزل او توسط حسن بن علی(ع)، مالک اشتر او را از قصر حکومتی بیرون راند و مانع غارت اموال او به وسیله‌ی مردم شد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.