سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » حجت‌الاسلام صادق‌نیا: حاکمیت اگر در پی تحقق آموزه‌های اخلاقی نباشد مقبولیت و مشر...

حجت‌الاسلام صادق‌نیا: حاکمیت اگر در پی تحقق آموزه‌های اخلاقی نباشد مقبولیت و مشروعیتی ندارد

چکیده :در بخش هایی از جامعه ما بیش از دو دهه است که بعد حماسی و تعلق اخلاقی به نظام تشیع کم‌رنگ شده و بیشتر به بعد عاطفی توجه شده و پیوند بسیاری از ما با امام حسین (ع) تبدیل شده به پیوند صرفا عاطفی؛ پشت شیشه ماشینمان می‌نویسیم فدای لب تشنه‌ات یا حسین (ع)، ولی با همین ماشین از چراغ قرمز رد می‌شویم و احیانا برخی ممکن است همین پشت نوشته را داشته باشند و مزاحم نوامیس مردم هم شوند....


مهراب صادق‌نیا تأکید می‌کند که قیام امام حسین یک ایدئولوژی سیاسی است که به دنبال تحقق یک مرامنامه اخلاقی می‌باشد و اینها نباید از هم تفکیک شوند.

حجت‌الاسلام و المسلمین مهراب صادق‌نیا می‌گوید: در جامعه ای که دین کالاست، حاکمیت بیشتر بر روی نمادهای دینی تمرکز می‌کند و معیاری برای ارزیابی معنویت درونی ندارد. در این جامعه با دین یک داد و ستدی صورت می‌گیرد. شهروندان با تن دادن به شعائر دینی به نوعی از حاکمیت وجاهت و مشروعیت می خرند و سعی در حفظ جان و مال خود می کنند؛ برای مثال در مناسک دینی شرکت می‌کند برای این‌که بتواند منصبی در حاکمیت بگیرد یا اینکه دست‌کم از نظر این حاکمیت مشروعیت پیدا کند. یا به بیان شما احساس امنیت روانی و آرامش داشته باشد. در این میان بیشترین رنج را حاکمیت می‌برد. نمی‌داند این کنش‌های دینی که مردم انجام می‌دهند از سراخلاص درونی است یا از سر معامله‌ای است که با او می کنند!

این دانش پژوه عرصه دین معتقد است: در بخش هایی از جامعه ما بیش از دو دهه است که بعد حماسی و تعلق اخلاقی به نظام تشیع کم‌رنگ شده و بیشتر به بعد عاطفی توجه شده و پیوند بسیاری از ما با امام حسین (ع) تبدیل شده به پیوند صرفا عاطفی؛ پشت شیشه ماشینمان می‌نویسیم فدای لب تشنه‌ات یا حسین (ع)، ولی با همین ماشین از چراغ قرمز رد می‌شویم و احیانا برخی ممکن است همین پشت نوشته را داشته باشند و مزاحم نوامیس مردم هم شوند.

متن گفت وگوی شفقنا با حجت‌الاسلام و المسلمین صادق ‌نیا را می خوانید:

* امام حسین(ع) می‌فرماید دین را لقلقه زبان خود قرار ندهید. از دیدگاه جامعه‌شناسانه در جامعه اسلامی چه اتفاقاتی رخ می‌دهد که دین لقلقه زبان قرار می‌گیرد؟

برای پاسخ به این سوال باید بحث را در دو سطح مطرح کنم: یکی سطح کنش‌گران؛ یعنی انسان‌ها و دیگری هم در سطح ساختار جامعه، درسطح فردی کنش‌های فردی؛ شما تصور کنید انسانی هست که به نمادهای دینی یا به جنبه مادی اعمال دینی می‌پردازد، یعنی جنبه‌ای که می‌شود آن‌ را دید مثلا جنبه مادی و صوری نماز خواندن یا روزه گرفتن؛ اما جنبه معنوی این اعمال را فراموش می‌کند. در چنین موقعیتی می‌توانیم بگوییم این فرد دین را لقلقه زبانش قرار داده است. در برخی روایت‌های دیگر توصیف این‌گونه افراد آمده است. امام علی(ع) می‌فرماید چه بسا افرادی‌که از روزه گرفتن به جزء گرسنگی و تشنگی چیزی عایدشان آنها نمی‌شود و صرفا صورت مادی عمل نتیجه کار آن‌هاست. صورت معنوی عمل چیست؟ می‌گوید اقم الصلوه لذکری. این‌که نماز بخوانید تا به‌یاد من باشید یا روزه بگیرید تاپرهیزکاری شما بیشتر شود؛ لعلکم تتقون. اگر ما فرض کنیم کنش‌گرانی هستند که صورت مادی اعمال را انجام می‌دهند ولی صورت معنوی اعمال دینی از آن‌ها مغفول است، ما می‌توانیم بگوییم این‌ها دین لقلقه زبان‌شان است و صرفا با واژه‌های دینی بازی می‌کنند و دین در جان و تن آنها رسوخ نکرده است؛ به همین دلیل امام می فرماید هنگامی‌که زمان آزمایش برسد شما خواهید دید که دین‌دارن کم‌اند. صورت‌های مادی عمل به هنگام ابتلا و آزمایش خاصیت خودشان را از دست می‌دهند.

اما درسطح جامعه؛ برای تبیین این‌که در چه نوع جامعه‌ای دین لقلقه زبان است و دین داری واقعی در آن دیده نمی‌شود، باید گفت اگر درجامعه‌ای نمادهای دینی را زیاد می‌بینیم، مسجد و گنبد و گل‌دسته و روزهای دینی در آن زیاد است، مناسبت‌های دینی در تقویم آن هست، مکان‌های دینی و مسجد و امام زاده و تشریعات دینی هم در آن زیاد است اما در آن روح دین حاکم نیست و یک نفر اگر بخواهد صادق و امانت‌دار زندگی کند و ساختار جامعه به او اجازه ندهد، در چنین وضعیتی می‌توانیم بگوییم این جامعه ظاهری دینی دارد اما در باطن دینی نیست. جامعه‌ای دینی است که امکان تعهد دینی در آن جامعه وجود داشته باشد. اگر در جامعه‌ای امکان تعهد دینی وجود نداشته باشد می‌گوییم در این جامعه دین، فقط لقلقه زبان است. مثلا در جامعه ما اگر من امروز تصمیم می‌گیرم غیبت نکنم، رشوه ندهم آیا ساختار جامعه به من این اجازه را می‌دهد؟ آیا ساختار جامعه این امکان را به من می‌دهد که بدون دروغ و تهمت و رشوه کارم پیش برود؟ اگر امکان و شانس عمل دینی در جامعه ای به لحاظ ساختار اجتماعی زیاد باشد ما به آن جامعه دینی می‌گوییم اما اگر این شانس پایین بیاید و ضریب افت کند، آن جامعه از دینی بودن فاصله می‌گیرد؛ حتی اگر روزهای دینی و مکان‌های دینی و شعائر دینی‌ آن زیاد باشد.

* به لحاظ جامعه‌ شناختی حاکمیت چنین جامعه‌ای که دین برای او لقلقه شده است، چه ویژگی هایی دارد؟

حاکمیت در چنین جامعه‌ای بیشتر بر روی نمادهای دینی تمرکز می‌کند و معیاری برای ارزیابی معنویت درونی ندارد. در این جامعه دین به یک کالا تبدیل می‌شود یعنی یک داد و ستدی صورت می‌گیرد. شهروندان با تن دادن به شعائر دینی به نوعی از حاکمیت وجاهت و مشروعیت می خرند و سعی در حفظ جان و مال خود می کنند؛ برای مثال در مناسک دینی شرکت می‌کند برای این‌که بتواند منصبی در حاکمیت بگیرد یا اینکه دست‌کم از نظر این حاکمیت مشروعیت پیدا کند. یا به بیان شما احساس امنیت روانی و آرامش داشته باشد. در این میان بیشترین رنج را حاکمیت می‌برد. نمی‌داند این کنش‌های دینی که مردم انجام می‌دهند از سراخلاص درونی است یا از سر معامله‌ای است که با او می کنند.

* آیا در چنین جامعه‌ای مردم از دین و نمادهای آن به ‌عنوان سپر استفاده می‌کنند تا از آسیب‌های احتمالی به ‌دور باشند؟

شهروندان چنین جامعه‌ای از نمادهای دینی مانند کالا برای دادوستدی با حاکمیت استفاده می‌کنند مثلا ظاهر دینی به خودشان می‌گیرند. شما حجاب از نگاه دینی را در نظر بگیرید. چیزی که اصل است، عفاف است لذا می‌گوییم چادر یک الزام است. در این‌جا مرادمان طریقیت چادر است چون چادر عفاف درونی آدم‌ها را نشان می‌دهد. می توان این‌طور فرض کرد که کسی با پوشیدن چادر با حاکمیت معامله ‌کند. یعنی چادرمی پوشد تا به حاکمیت بگوید من نظام ارزشی تو را قبول دارم اما به لحاظ ارزشی، وجودی و شخصیتی هیچ التزامی به عفاف و معنای درونی چادر ندارم. یا کسی نماز می‌خواند صرفا به این دلیل که بگوید من به گروه دین‌دارن تعلق دارم تا بتواند از مزایای پیوستن به این گروه استفاده کند ولی از روحی که باید یک نماز داشته باشد که تنهی عن الفحشا و المنکر است، فاصله دارد. دین در اینجا نقش کالا را دارد. منظورم از دین، نمادهای دینی است که امام می‌فرماید لقلقه زبان است. این لقلقه‌های زبان و این تظاهرهای دینی نوعی معامله هستند و حکم نوعی کالا را دارند که ما به هم‌دیگر می‌دهیم تا مشروعیت بخریم و امنیت داشته باشیم.

* در جامعه‌ای که دین لقلقه است، لزوما ابزار هم خواهد بود؟

بله ابزار است. چون کارکرد دارد. اگر لقلقه بودن آن کارکرد نداشت که لقلقه بودن آن هم از بین می‌رفت. چرا معنا رفته ولی نمادها مانده‌اند چون این نمادها کارکرد دارند و ابزارند. اگر کارکرد نداشتند نمادها هم می رفتند.

* کارکرد قیام امام حسین برای جامعه اسلامی چیست؟

من مقاله‌ای در این زمینه دارم به نام (کارکردهای سوگواری در جامعه ایران پس از انقلاب) که در مجله شیعه پژوهی چاپ شده است. کارکردهای قیام امام را از زوایای مختلف می‌توانیم در جامعه خودمان بررسی کنیم. حتا از همین زوایا می‌توانیم به برخی آسیب‌های آن اشاره کنیم. چند کارکرد را در سه سطح کلان، میانی و خرد تیتر وار ذکر می‌کنم:

اول: افزایش روحیه انقلابی‌گری و اعتراض نسبت به اوضاع نابسامان؛ قیام امام برای شیعیان همیشه نماد اعتراض است. آیین‌های عزاداری شیعی درون خودشان اعتراض را منعکس می‌کردند؛ سوگ دینی شیعی در عاشورا، سوگ دینی سرشار از مویه صرف نبوده، بلکه همراه با تظاهر بوده است؛ چون جنبه اعتراض در آن وجود داشته لذا شیعه در خیابان عزاداری می‌کند. این تظاهر و نشان دادن عزاداری در سوگ دینی شیعیان، یک کارکرد اعتراضی قیام امام حسین است.

دوم: ایجاد بردباری اجتماعی؛ قیام امام حسین همیشه یک نمونه آیده‌ال و آرمانی از صبوری در برابر تعهدی است که ما داریم. برای همین است که مادران شهدا، خود را با حضرت زینب می‌کنند.

سوم: تخلیه رنج‌ها؛ هر مصیبتی که به ما برسد، می‌گوییم لایوم کیومک یا اباعبدالله. با همین مشابه‌سازی و توجه به مصیبت‌های کربلا خود را آرام می‌کنیم.

چهارم: افزایش انسجام اجتماعی؛ قیام امام حسین خودش یک نظام ارزشی است. مراسمی هم که برای قیام امام برگزار می‌شود همه باورمندان به این نظام ارزشی را دور هم جمع می‌کند. عاشورا مانند چسب اجتماعی عمل می‌کند. آدم‌ها هرجا باشند دورهم جمع می‌شوند. از ایرانی های مقیم خارج پرسیدند چه چیزی شما را دور هم جمع می‌کند؟ پاسخ دادند: دو چیز باعث می‌شود ما ایرانی‌ها از سرتاسر یک کشور دورهم جمع شویم. اول عاشورا؛ دوم عیدنوروز. یعنی تمام شیعی ها و ایرانی های داخل کشوری به مناسبت عاشورا دورهم جمع می شوند و گروه شیعی دوباره بازسازی می شود.

پنجم: ایجاد پیوند میان-نسلی؛ عاشورا باعث می‌شود ارزش‌های شیعی سال به سال بازگو شود و از نسلی به نسل دیگر منتقل گردد.

ششم: افزایش کنترل اجتماعی؛ یعنی عزاداری و عاشورا باعث کنترل اجتماعی بیشتر می شود.

هفتم: رویت پذیری اجتماعی شیعه؛ عاشورا شیعه را مرئی‌تر می‌کند و پیش چشم جهانیان قرار می‌دهد و توانمندی فرهنگی و هنری شیعه را به جهانیان بازنمایی می‌کند.

این ۶ مورد کارکردهایی است که سوگ دینی یا سوگ شیعی یا قیام امام حسین برای شیعه در طول تاریخ داشته است البته از همه مهم‌تر کارکرد اخلاقی عاشوراست؛ قیام امام حسین شیعیان را به امور قدسی و حوزه اخلاق نزدیک‌تر می‌کند. افراد وقتی در مجلس عزاداری شرکت می‌کنند و برای امام حسین سینه می‌زنند، احساس فرح‌بخش نزدیک شدن به خدا و به خوبی‌ها می‌کنند.

* با وجود این‌که عاشورا در جامعه ما خیلی پاس داشته می‌شود، چرا آسیب‌ها و جرائم اجتماعی به‌میزانی که مورد انتظار است، کم نمی‌شود و انتظاری که از جامعه اسلامی و دینی می‌رود، برآورده نمی شود؟

در دهه‌های اخیر دو اتفاق در حال وقوع است که ما می‌توانیم آنها را آسیب‌های عاشورا بنامیم. یک آسیب منسک‌گرایی بیش از اندازه، فربهی مناسک یا اصالت پیداکردن مناسک است که در جامعه ما متاسفانه خیلی به چشم می‌آید. تابلوی راهنمایی و رانندگی نمادی است که معنایی را به من منتقل کند. حال اگر من چنان شیدای این تابلو شوم که از پیامی که این تابلو به من منتقل می‌کند، غافل می‌شوم و ممکن است درخطری بیفتم که این تابلو نیز آنجا هست؛ به این مسئله نمادگرایی می‌گویند. البته همه ادیان منسک دارند، اما همه ادیان به مناسک به عنوان زبان نگاه می‌کنند؛ زبانی‌که به‌وسیله آن نظام ارزشی و نظام اخلاقی خود را از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کنند. اگر این مناسک خودشان اصل شوند و اصالت پیدا کنند، آن‌وقت معنایی که باید به‌وسیله آنها از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد فراموش می‌شود. باکمال تاسف باید بگویم که منسک گرایی درکشور ما در حال افزایش است و گویی صرف شرکت در هیئت و صرف زدن بیرق سیاه، مهم است؛ البته اینها مهم هستند ولی اهمیت‌شان در این است که ابزاری برای انتقال یک معنا هستند؛ ما نباید خودمان را از معنایی که آنها منتقل می‌کنند فارغ بدانیم. اینکه می‌فرمایید در بخش های بزرگی از جامعه ما سوگ دینی عاشورا پرشور شده ولی کنترل اخلاقی افزایش پیدا نکرده، دلیلش دقیقا همین است. برای همین است افرادی می‌بینیم که در عزاداری شرکت می‌کنند، اما از نظام اخلاقی‌ای که امام می گوید فاصله دارند. آسیب دوم این است که با کمال تاسف پیوند بسیاری از ما با ائمه در حال تبدیل به یک پیوند عاطفی صرف است. سوگ دینی در شیعه همیشه سه عنصر داشته است: حماسه؛ تعلق و پیوستگی به نظام ارزشی و اخلاقی شیعی؛ سه عواطف و احساسات. این سه مورد دریک عقلانیتی جمع شده‌اند. چه بسیار در جامعه امروز ما بیش از دو دهه است که به دو عنصر اولی کمتر توجه می‌شود؛ یعنی بُعد حماسی و تعلق و اخلاقی به نظام تشیع کم‌رنگ شده و تا دلتان بخواهد به بُعد عاطفی توجه شده، همین باعث شده پیوند بسیاری از ما با امام حسین و امام علی تبدیل شده به پیوند عاطفی. ما پشت شیشه ماشینمان می‌نویسیم فدای لب تشنه‌ات یا حسین، ولی با همین ماشین از چراغ قرمز رد می‌شویم، قانون را مراعات نمی‌کنیم، بوق‌های نامربوط می‌زنیم، عابرپیاده را می‌ترسانیم و احیانا برخی ممکن است با همین پشت نوشته مزاحم نوامیس مردم هم شوند. این نشان می‌دهد که پیوند عاطفی قوی شده ولی حواسمان نیست که پیوند عاطفی، اگر من را شبیه امام حسین نکند هیچ ارزشی ندارد. عشق وقتی خاصیت دارد که مماثلت بیاورد. من وقتی براساس پیوند عاطفی شبیه امام نشوم، این عشق کم بهاست. برای همین ما به‌جای توجه به امامان به عنوان یک کانون اخلاق، به آنها توجه می‌کنیم به‌عنوان یک کانون عشق و محبت که صرفا هم لقلقه زبان است؛ چون اگر عشق واقعی باشد مشابهت هم می‌آورد.

* ایستادگی امام در برابر بدعت ‌های حکّامی که به ‌نام دین بر ممالک اسلامی حکومت می‌کردند چه نکاتی را در بردارد و می‌تواند به ما منتقل کند؟

امام حسین در مسیری که از مدینه تا مکه و ازمکه تا کربلا می‌آید، مجموعه سخنانی دارد. من زمانی که این سخنان را تحلیل محتوا می‌کردم، متوجه شدم بیشترین تاکیدی که امام در این سخنرانی‌ها دارد مسئله بدعت است. بدعت به این معنا که اصالت دین به دلیل حاکمیت نادرست و به دلیل جریان‌ها و تغییرات اجتماعی دارد به حاشیه رانده می‌شود. برای همین می‌گوید من قیام کردم تا بدعت ها را از میان بردارم و در روایت معروفش هم هست که اگر شخصی سلطان جائری می‌بیند که با گناه و جور حاکمیت می‌کند اگر چیزی به سلطان نگوید خدا او و آن سلطان را در دوزخ یک‌جا قرار می‌دهد. امام وقتی می‌گوید من برای از بین بردن بدعت‌ها آمده‌ام، کمترین پیام آن برای من در جامعه دینی این است که من خودم آغازگر یک بدعت در نظام دینی نباشم. درجه بالاتر آن این است که اجازه ندهم بدعتی شکل بگیرد. فراموشی از این هدف امام حسین (ع)، راه را باز می کند برای این بدعت ها و متاسفم بگویم که به دلیل قوی شدن بعد عاطفی عاشورا، پیوند سوگواری با نهاد دین در حال کاهش است تا حد زیادی مدیریت سوگ دینی شیعی از فیضیه به حسینیه منتقل شد و اکنون در حال انتقال از حسینیه به خیابان است؛ فاصله بین فیضیه و خیابان بسیار است! هر سال اول محرم که می رسد علما می گویند بدعت نکنید و اینگونه عزاداری نکنید ولی خیابان راه خودش را می رود. چون عمیقا عاطفی شده و سوگی که باید به استناد خاستگاهش که قیام امام و شورشی علیه بدعت باشد، زمینه بسیاری از بدعت ها را فراهم می آورد.

* در کشور ما دو نگاه مسلط نسبت به واقعه کربلا وجود دارد؛ یکی علمایی که از زاویه سنتی صرف به این ماجرا نگاه می کنند و دیگری، اسلام سیاسی است. تفاوت و خروجی این دو نگاه چیست؟

این دونگاه در مقابل هم نیست. سال قبل، شب عاشورا خطیبی که تلویزیون هم سخنرانی او را پخش می کرد گفت: (در این چند روز خیلی قیام امام حسین (ع) از نگاه اخلاقی کاویده شده و من فکر می کنم که به قیام امام ظلم شده و ما باید از لحاظ سیاسی به این قیام نگاه کنیم). یعنی این سخنران داشت سیاست را در مقابل اخلاق قرار می داد در حالی که حتی اگر ما بخواهیم خوانشی سیاسی از قیام امام داشته باشیم، اگر آن خوانش سیاسی معطوف به اخلاق نشود، فایده ندارد. برای مثال امام علی (ع) وقتی با اصرار پذیرش حاکمیت روبه رو شد، نظر خود را رسما اینطور اعلام کرد که حکومت به اندازه این لنگه کفش کهنه برای من ارزش ندارد. این را از حضرت امیر (ع) داشته باشید؛ همین امام علی در چهارسال ونیم حکومتش سه جنگ بزرگ را رقم زد. در نگاه اول، این دو سکانس با هم نمی سازد. اگر ارزش حکومت به اندازه یک لنگه کفش کهنه است چرا برای بودن در این حکومت سه جنگ بزرگ می کنی؟! امام علی (ع) خودش جواب این سوال را می دهد و می گوید برای اینکه بتوانم عدالت را حاکم کنم. برای احیای اخلاق در این جامعه سه جنگ هم می کنم و خودم هم در راه آن به شهادت می رسم. سیاست حاکمیت ها اگر در پی تحقق آموزه های اخلاقی نباشند فی حد نفسه هیچ مقبولیت و مشروعیتی در اسلام ندارند. چرا ما به برخی حاکمیت ها می گوییم حاکمیت جور؟ برای اینکه آنها در پی تحقق اخلاق نیستند. چرا می گوییم حکومت دینی چون معتقدیم حکومت دینی در پی تحقق اخلاق است. به نظر من اگر کسی از قیام امام حسین (ع) صرفا یک مرامنامه اخلاقی دربیاورد، همان قدری خطا کرده که صرفا از آن یک ایدئولوژی سیاسی دربیاورد. قیام امام حسین یک ایدئولوژی سیاسی (ع) است که به دنبال تحقق یک مرامنامه اخلاقی است و اینها نباید از هم تفکیک شوند.

* گاهی میبینیم که در عزاداری ها، عزاداری صرفا برای عزاداری است و برای تعظیم شعائر نیست. آسیب این رفتار درجامعه چیست؟

اگر صرف سوگواری هدف شود، آن وقت کمترین نتیجه آن این است که قدسیّت بخش و هنجار آفرین نیست؛ یعنی اخلاق و تقوا را باز تولید نمی کند. اینطور می شود که ما می توانیم توقع داشته باشیم کسی در عزاداری امام حسین (ع) شرکت کند بعد خدایی نکرده دست به برخی امور غیراخلاقی هم بزند. چون در نزد او، خود همین مشارکت در مجلس عزاداری اصالت پیداکرده نه اینکه مشارکت برای بهسازی اخلاقی باشد.

* امام حسین (ع) در جنگ به یارانش گفتند که اگر می خواهید، می توانید بروید و معرکه را ترک کنید، درس هایی که این رفتار اما برای جامعه ما می تواند داشته باشد، چیست؟

مهمترین درسی که این نکته به ما می دهد این است که تا ارزش ها درونی و نهانی نشود، مشارکت کنندگان در حاکمیت، قدرت و جریان اجتماعی از عمق جانشان برای تحقق آن ارزش ها تلاش نمی کنند. در واقع امام با این حرف می خواهد بگوید اگرکسی مرامنامه اخلاقی من را قبول ندارد فردا اگر بماند هم مثل این است که نمانده و ماندنش خاصیتی ندارد. ما اگر در حاکمیتی مثل جمهوری اسلامی، مردم را به یک نوع اطاعت درونی از این نظام ارزشی دعوت نکنیم و آنها را با مرامنامه دینی و ارزشی خودمان همراه نکنیم، موفق نخواهیم بود. هیچ کس با گشت ارشاد و امثال آن، با حاکمیت همراه نخواهد شد؛ ممکن است ظاهرا همراه باشد ولی فکر و ذکرش با ما نیست. چرا ما باید برای حجاب و مسائل دیگر این همه هزینه کنیم؟ چون این هنجارها اگر از لحاظ ذهنی مورد توافق شهروندان نباشد، برای تکلیف کردن مردم به رعایت آنها باید هزینه های زیادی دهیم.

* امام حسین (ع) در آخرین لحظات خطاب به سپاه دشمن فرمود اگر دین ندارید آزاده باشید. این فرمایش امام چگونه می تواند برای دنیای امروز ما قابل استفاده باشد؟

آیه ای داریم که غالبا ساده از کنارش عبور می کنیم. (ذالک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین). این کتاب هدایتگر متقین است. بعد ما فکر می کنیم تقوا یعنی یک رنج ایمانی؛ یعنی اول اسلام بعد ایمان بعد تقوا. در حالی که این آیه می گوید تقوا شرط قبول کردن این کتاب است و اگر کسی تقوا نداشته باشد یعنی کمترین نصاب انسانی را نداشته باشد، اصلا قرآن کریم را قبول نمی کند. علامه طباطبایی ذیل تفسیر المیزان این نکته را دارند که انسانیتی که امام حسین (ع) به آن اشاره می کند، کف قبول آن نظام ارزشی است که امام دنبال آن است. به همین دلیل است که این فرمایش می تواند مبنایی باشد برای گفتگو با ادیان دیگر؛ وقتی شما می خواهید با مخالفتان صحبت کنید اولین گام برای آغاز گفتگو این است که او را دعوت کنید به اصول اولیه انسانی. این اصل است که شما حرف من را گوش کنید من هم حرف شما را گوش دهم. تا این اصول انسانی نباشد ادامه گفتگو میسر نیست. وجه دیگری هم درباره جمله امام حسین (ع) قابل تصور است و آن اینکه کسانی که در لشکر مقابل بودند نه با دین امام حسین (ع) و نه با نسب امام حسین (ع) مشکل داشتند. مشکلشان این بود که آنها به کمترین اصول انسانی هم ملتزم نبودند. برای همین امام حسین (ع) آنها را دعوت می کنند که شما کاری به موقعیت دینی من و نسب من نداشته باشید و انسان باشید.

* امام کسی مثل حُر را به سوی خود جذب می کند. آیا جذب شدن او به امام می تواند نشانگر توانایی امام در جذب حداکثری، حتی از بین کسانی که از حیث فکری و عقیدتی مطابقت کامل با ما ندارند، باشد؟

بله! نشان می دهد که امام حسین (ع) و نظام دینی تشیع به دنبال این نیست که مرز بکشد و دیگران را دنبال خودش بکشاند. بلکه می خواهد تا حد ممکن دیگران را به این نظام ارزشی فرا بخواند و این نشان دهنده جذب حداکثری است که ائمه دنبال آن بودند. این را مقایسه کنیم با دعوایی که ما سر هیئت خودمان و هیئت دیگری داریم و آنها را میرانیم به دلیل اینکه او عضو هیئت ما هست یا نیست و این نشان می دهد که منطق اخلاقی امام حسین (ع) دلسوزی برای مردم و نگاه طبیب گونه داشتن به خطا کار است. انسانی که از نظر ما خطاکارند را بیمار بدانیم و تلاش کنیم برای درمانشان.

* آیا سایه افکندن نگاه های خاص سیاسی بر واقعه کربلا و شعائر دینی می تواند یک آسیب قلمداد شود؟

نظام سوگواری و مشارکت در عزاداری برای امام حسین (ع) در تاریخ تشیع به معنای مشارکت در یک امر مقدس بوده است. در حالیکه منازعات سیاسی و جناحی محصولات انسانی و امور نامقدسی هستند که اگر وارد سوگ امام حسین (ع) شود، شک نکنید که سوگ ما برای امام حسین (ع) را از طهارت می اندازند و نامقدس می کنند.

* چطور باید عزاداری کنیم که این عزاداری ها مخدوش نشود؟

به نظرم سوگ دینی، یک کنش دینی است معنای این خیلی روشن و مانند نماز است؛ برای اینکه نماز به انحراف کشیده نشود، همه جزئیات احکام نماز را صرفا از مرجعیت دینی سوال می کنیم و هیچ کس مجاز نیست نماز خود را به هر صورت که علاقه دارد، اقامه کند؛ چون نماز یک کنش دینی است. سوگواری امام حسین (ع) هم همینطور است و باید توسط نهاد دین مدیریت شود نه خیابان. مردم برای اینکه بدانند کدام سبک عزاداری درست است باید تابع علمایشان شوند و اگر فاصله ای بین مردم و علما وجود داشته باشد، آن زمان آغاز بدعت و انحراف است. برای عزاداری مشخصاتی داریم، در سیره ائمه علیهم السلام هم هست که چطور عزاداری می کردند و مراجع و علما هم حضور دارند؛ آنها اگر مراقب کنند بدعتی در عزاداری امام حسین (ع) اتفاق نخواهد افتاد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.