سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

در نکوهشِ خود حق پنداری

چکیده :با گذشت زمان و به مرور فهمیدم:‏‏۱- مطلق انگاری چه مثبت و چه منفی آن اشتباه است.۲- قضاوت نسبت به عملکرد دیگران کاری بسیار مشکل و پیچیده است و لذا امروز هم ‏ نمی توانیم نسبت به عملکرد گذشتگان به راحتی نیت خوانی کرده، حمل به صحت و ‏یا فساد کنیم.‏۳- بپذیریم که همه یکسان فکر نمی کنند؛ دیدگاه ها و برداشت ها و جمع بندی ها و ‏‏نتیجه گیری ها نسبت به مسائل میتواند متفاوت باشد.‏‏۴- لزومی ندارد هر کس با ما نیست، عقد اخوت با دشمن ما بسته باشد.‏۵- لزومی هم ندارد هر کس مانند ما نمی اندیشد و یا عملکرد متفاوتی دارد، دچار هوی و ‏‏هوس و عافیت طلبی و ده ها اتهام دیگر باشد.‏‏۶- بهتر بود پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هم از آغاز تا به امروز، با منتقدان و مخالفان، ‏چه در لباس روحانیت و چه دانشگاهی و چه سایر اقشار؛ با گذشت و سعه صدر بیشتر ‏رفتار می شد.‏‏۷- افراط در همه ی موارد انسان را از جاده اعتدال و انصاف خارج کرده، موجبات خسران را ‏‏فراهم می کند حتی در حبّ و بغض که "حُبّ ٌ الشَّیءِ یُعمی و یُصِمّ"، علاقه به چیزی، ‏‏انسان را کور و کر میکند و درک واقعیات را...


عبدالله نوری:

‏”یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ – اى کسانى که ایمان آورده‏ اید از بسیارى از گمانها بپرهیزید که پاره‏ اى از گمانها گناه است.”
سوره مبارکه حجرات آیه شریفه ۱۲

در خانواده ای متولد شدم که به لحاظ باورهای دینی، ضد رژیم پهلوی بودند. رفته رفته ‏هرچه ‏بزرگ‌تر شدم با سیاست آشنا و علاقه ام به مرحوم امام خمینی عمیق و عمیق‌تر ‏‏و به کسانی که مسیر امام را نمی پیمودند، کمتر می شد و قضاوت ‏خوبی نسبت به آن ها ‏نداشته، حساسیتم نسبت به آنها هر روز بیشتر می شد‎.‎

آنچنان ‏شیفته امام خمینی بودم که هر فکر و عمل متفاوت با حرکت امام را باطل و ناشی ‏از هوی ‏و هوس و یا ترس و بزدلی و یا رفاه طلبی و یا ارتباط با رژیم شاه می دانستم و ‏امثال من ‏هم در میان طلاب و روحانیونی که به سیاست سرک می کشیدند کم نبود. صفر و صدی ‏می ‏اندیشیدیم. همه ی خوبیها را در مرحوم امام خمینی می دیدیم و در مقابل، همه ی ‏اشتباهات و ‏تاریکی ها را در علما و مراجعی که با نظرات امام زاویه داشتند جستجو می ‏کردیم‎.

بر این باور بودیم که مگر وضعیت فساد و تباهی را در جامعه و دستگاه سلطنت نمی بینند؟ چرا سخنی نمی گویند؟ چرا مراجع نجف سکوت ‏کرده اند؟ اگر یک روحانی در مسیر امام گام بر نمی داشت، می گفتیم می ترسد نان و ‏آبش به خطر ‏بیفتد، آن کسی که از به خطر افتادن نان و آب خودش نمی ترسد، آیت الله ‏منتظری است ‏که در تبعید، در برف‌ها زمین خورده و پایش شکسته و یا در زندان تحت شکنجه ‏قرار گرفته ‏است. رفتار مرحوم آیت‌الله منتظری را با دیگران مقایسه می کردیم و معتقد بودیم ‏این آقایانی ‏که در حوزه ها نشسته اند و از امام حمایت نمی‌کنند، رفاه طلب هستند و ‏به مرور از آن ‏ها فاصله می‌گرفتیم. بنا نداشتیم که تحلیل دیگری از سخن و رفتار آنها داشته ‏باشیم. ‏زندگی شان را با زندگی امام خمینی و مرحوم آیت الله طالقانی و دیگر زندانیان سیاسی ‏‏قیاس می‌کردیم، چون اصل را بر مبارزه با رژیم پهلوی به رهبری امام می دانستیم. ‏تحلیل ما این بود که همه، به خصوص روحانیون، باید انقلابی و حامی اندیشه و روش امام ‏خمینی باشند و کسی که زندگی آرام و بدور از ناملایمات سیاسی را برای خود ‏‏جستجو می کند، نمی تواند مبارزه کند. حتی نسبت به آنها که جنبه ی استادی نسبت به ‏‏امام داشتند و لکن مشی آنها با امام متفاوت بود همچون مرحوم آیت‌الله العظمی ‏‏بروجردی -رضوان الله تعالی علیه- هم معترض بودیم. (خاطرم هست که استاد ما در مباحث علمی که هیچگونه ‏‏ارتباطی به سیاست نداشت، چنانچه میخواست نظرات فقهی امام را نقد کند ما در مقام ‏‏پاسخ بر میآمدیم و چنانچه میخواست نظرات معارضین امام را تأیید کند با او محاجه ‏‏میکردیم) و در این راستا متأسفانه چه سخنان دور از انصاف که نمی گفتیم و رفتارهای ‏نامناسبی که نسبت به این بزرگواران نداشتیم‎.

امام در ‏یکی از سخنان خود در قبل از پیروزی انقلاب، تأکید کردند که از بی احترامی به ‏مراجع دوری کنید و ما -متأسفانه- برای توجیه ‏کار خود می پنداشتیم امام باید همینگونه توصیه کند و ‏ما هم باید به کار و روش خود ‏ادامه دهیم و چه بسا در جمع مدعیان طرفداری از امام، ‏افرادی بودند که برای برخی ‏شخصیت های معارض با امام، پرونده جعل کردند.

با گذشت زمان و به مرور فهمیدم:‏
‏۱- مطلق انگاری چه مثبت و چه منفی آن اشتباه است.
۲- قضاوت نسبت به عملکرد دیگران کاری بسیار مشکل و پیچیده است و لذا امروز هم ‏ نمی توانیم نسبت به عملکرد گذشتگان به راحتی نیت خوانی کرده، حمل به صحت و ‏یا فساد کنیم.‏
۳- بپذیریم که همه یکسان فکر نمی کنند؛ دیدگاه ها و برداشت ها و جمع بندی ها و ‏‏نتیجه گیری ها نسبت به مسائل میتواند متفاوت باشد.‏
‏۴- لزومی ندارد هر کس با ما نیست، عقد اخوت با دشمن ما بسته باشد.‏
۵- لزومی هم ندارد هر کس مانند ما نمی اندیشد و یا عملکرد متفاوتی دارد، دچار هوی و ‏‏هوس و عافیت طلبی و ده ها اتهام دیگر باشد.‏
‏۶- بهتر بود پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هم از آغاز تا به امروز، با منتقدان و مخالفان، ‏چه در لباس روحانیت و چه دانشگاهی و چه سایر اقشار؛ با گذشت و سعه صدر بیشتر ‏رفتار می شد.‏
‏۷- افراط در همه ی موارد انسان را از جاده اعتدال و انصاف خارج کرده، موجبات خسران را ‏‏فراهم می کند حتی در حبّ و بغض که “حُبّ ٌ الشَّیءِ یُعمی و یُصِمّ”، علاقه به چیزی، ‏‏انسان را کور و کر میکند و درک واقعیات را از او می گیرد‎.‎

مدت ها است به فکر فرو رفته و از برخی حلالیت طلبیده ام، لکن برخی دیگر چشم از جهان فرو بسته اند و دیدار ما با آنها به ‏‏روز حساب موکول گردید.
امید که بار اخروی ما به ویژه در ارتباط با بندگان الهی سنگین ‏‏نباشد. ان شاءالله


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.