سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

ما و ترامپ: نبرد در مجمع ملل متحد

چکیده : موضع ایران آن‌چنان مستحکم و برحق است که کسی نتواند با دادوفریاد هیچ حرفی را به‌کرسی بنشاند. همین موضع‌گیری می‌تواند به‌تمام تصمیم‌گیرندگان این پیام را مخابره کند که ترامپ دارد بلوف می‌زند و دستش خالی‌ست؛ لذا جایی برای نگرانی نیست: در مقابل، موضع‌گیری منفعل صراحتاً دالّ بر این است که ترامپ می‌تواند غیر از دادوفریاد، اقدام عملی هم صورت دهد، و همین هم بهترین واکنشی‌ست که ترامپ و لابی‌های ضدایرانی به‌دنبالش هستند، تا هم‌چنان مانع خروج ایران از انزوایی درازدامن...


کلمه-یوسف رحمانی:

دونالد ترامپ برای نخستین‌بار از زمان به‌عهده‌گرفتن ریاست‌جمهوری ایالات‌متحد در مجمع عمومی ملل متحد نطق کرد؛ نطقی با مایه‌های روشنی از هر آن‌چه تاکنون بر زبان رانده‌بود: آمریکای بزرگ، توافق بد با ایران، نابودی کُره‌ی شمالی، و با همان الفاظ همیشگی، بی آن‌که حتا بکوشد جمله‌بندی یا انتخاب واژگان متفاوتی را برگزیند ـــ البته او نمی‌تواند چنین کند؛ کسی که دهه‌هاست با همین الفاظ ساده توانسته توجه‌ها را به‌خود جلب کند، چرا باید رویّه‌اش را دگرگون کند؟ البته او ناگزیر خواهدشد در ادامه الفاظ فخیم‌تری را به‌کار بندد؛ اما عجالتاً گمان می‌کند با همین لات‌بازی‌ها می‌تواند کارش را پیش ببرد.

سخن‌رانی ترامپ چیز تازه‌ای در خود نداشت: تکرار همان لاطائلات همیشگی، منتها با لحنی خصمانه‌تر، که ناشی از برخورد او با واقعیت سیاست‌ورزی بین‌المللی از منظر رییس‌جمهور آمریکاست. او شعارهایی داده که از عمل به‌آن ناتوان است، و همین هم عصبانی‌اش می‌کند: می‌داند نمی‌تواند متعرض برجام شود؛ می‌داند نمی‌تواند متعرض کُره‌ی شمالی شود؛ می‌داند در میدان نبرد سوریه قافیه را باخته‌است؛ و حتا می‌داند نمی‌تواند مکزیک را وادار به‌پرداخت هزینه‌های برپاکردن دیوار مرزی کند؛ چنان‌که از بهبود اقتصاد آمریکا و ساختن آمریکای بزرگ ناتوان است. از این حیث، همان‌گونه که پیش‌بینی می‌شد، ترامپ واقعاً برای به‌ویژه ایران بهتر از رقیبش هیلاری کلینتون بوده و هست، که سال‌هاست با قواعد سیاست‌ورزی بین‌المللی آشناست، و می‌توانست رفتاری به‌مراتب بدتر از عربده‌کشی با ما بکند؛ چنان‌که سهم‌گین‌ترین تحریم‌ها علیه ایران در زمانی وضع شد که او وزیر امور خارجه‌ی آمریکا و عضو گروه امنیت‌ملی باراک اوباما بود.

با همه‌ی این تفاسیر، لابی‌های ضدایرانی که غالباً متشکل از خودفروختگانی ایرانی اند، در خوش‌خدمتی به‌ارباب‌شان کم نگذاشتند؛ حملات لفظی به‌حکومت و مردم ایران، تماماً برگرفته از همان اعتراضات و انتقاداتی بود که همین‌ها گاه و بی‌گاه درمی‌اندازند: این‌که ایران کشوری غنی و با تاریخی شکوه‌مند است، ولی ثروتش را صرف حمایت از تروریسم می‌کند؛ این‌که حکومت ایران از مردمش می‌هراسد؛ همه در زُمره‌ی موضع‌گیری‌هایی هستند که از گلوی مفت‌خورهای خائن به‌میهن بیرون آمده‌اند، و همان‌ها هم این مواضع را در دهان لُمپَنی چون ترامپ گذاشتند، که اگر زمانی ورق برگشت، سهمی از غنائم تعرض به‌خاک وطن داشته‌باشند.

این موضع‌گیری‌ها البته خوش‌رنگ‌ولُعاب‌اند؛ اما پوچ و میان‌تُهی‌اند، و کسی می‌تواند آن‌ها را بر زبان براند که دامنش این‌چنین آلوده نباشد: اسد خون‌ریز است، چرا باید از او حمایت کنیم؟ پرسش این است که گروه‌های مورد حمایت آمریکا در نبردشان گُل توزیع می‌کنند؟ تمام گروه‌هایی که زیر توصیف مسخره‌ی «میانه‌رو» در جنگ سوریه مشغول پیکارگری‌اند، از خون‌خوارترین اسلام‌گراهایی هستند که تفاوت معناداری با اهریمن داعش ندارند؛ بخش چشم‌گیری از ثروت مالیات‌دهندگان آمریکایی همواره صرف جنگ‌افروزی و حمایت از حاکمان عقب‌مانده و برانداختن حکم‌ران‌های مترقی شده‌است، و ایرانی‌جماعت هم‌چنان از زخم کودتا علیه دولت ملی محمد مصدق (رضوان‌الله علیه) به‌خود می‌پیچد؛ و تاریخ آمریکا که آغازش با خواسته‌ی مترقی‌ای چون آزادی‌ست، چرا باید با کسی چون ترامپ که تجلی ابتدایی‌ترین غرایز بشری‌ست به‌این‌جا برسد؟

البته صداوسیمای ایران هم در نمایشی که ترامپ برپا کرد نقشی در خور ایفا کرد: ترجمه و تحریف و سانسور هم‌زمان سخن‌رانی ترامپ، نیازمند استعداد ویژه‌ای‌ست که تنها در شبکه‌ی خبر یافت می‌شود، و الحق که از کم‌تر کسی ساخته است. درک ناقص رسانه‌ی رسمی این مملکت از واقعیات جامعه، که گمان می‌کند با ترجمه‌ی تحریف‌شده می‌تواند در برابر ترجمه‌های دقیق و صحیح رسانه‌های دیگر و، از جمله، خبررسانی پُرسرعت و لحظه‌ای تلگرام بایستد، واقعاً مایه‌ی شرم‌ساری‌ست: چه‌ایرادی دارد که صداوسیما در خبررسانی‌اش چنان دقیق عمل کند که مرجع قابل‌اطمینان اطلاع از خبرها باشد، که دُکان رسانه‌هایی که تنها به‌دنبال پی‌جویی منافع سرمایه‌گذاران‌شان هستند، بسته شود؟ درک این نکته این‌قدر سخت است که راه‌کار رقابت با رسانه‌های دیگر، نه بگیروببند و محدودیت، که ارائه‌ی محتوای رقابت‌پذیر در بازار اندیشه‌هاست؟ چرا رسانه‌ی رسمی جمهوری‌اسلامی این‌قدر ناآگاهانه و غیرحرفه‌ای رفتار می‌کند که مورد سُخره‌ی همگان قرار گیرد؟

حسن روحانی قرار است به‌زودی در همین مجمع سخن‌رانی کند؛ قابل‌انتظار است که موضعی انفعالی ـــ در راستای توییت محمدجواد ظریف در پاسخ به‌اظهارات ترامپ ـــ اتخاذ کند و، بدون درگیری با ترامپ و پاسخ مستقیم به‌او، نطقی با این هدف ایراد کند که سرمایه‌گذاران خارجی از آستانه‌ی مرزهای این کشور پا به‌فرار نگذارند؛ اما خوب است بداند اجتناب از درگیری همیشه راه‌حل خوبی نیست: همان سرمایه‌گذاران هم برای آگاهی از وضعیت دقیق برهم‌کنش نیروها بیش‌تر به‌بین‌خطوط سخن‌رانی‌ها توجه می‌کنند تا متن آن‌ها، و تحلیل می‌کنند ترامپ بنا بر همه‌ی برآوردها چیزی در چنته ندارد ولی صدایش بلند است، اما روحانی همین صدای بلند را هم دست‌بالا می‌گیرد و نمی‌تواند جلوی آن بایستد؛ لذا گویی هنوز معضلاتِ مانع سرمایه‌گذاری خاتمه نیافته، پس سرمایه‌گذاری در این بازار دست‌نخورده هم‌چنان امن نیست.

در حالی که موضع‌گیری قاطع و سنجیده‌ی روحانی، در خصوص منطقه و جنایات سعودی در یمن و سوریه، در خصوص حمایت مشروع ایران از دولت قانونی سوریه، در خصوص اجرای بدون حُسن‌نیت برجام از سوی ایالات‌متحد، در خصوص برشمردن صریح پرچم‌داری ایران در نبرد با تروریسم، در خصوص نقش‌آفرینی ایران در ناامن‌ترنشدن منطقه، در خصوص این‌که تنها مردم‌سالاری نیم‌بند دیرپا در منطقه‌ای‌ست که بیش‌ترینه‌ی حاکمانش هنوز شمشیر حمل می‌کنند، پاسخی به‌تمام اَباطیلی‌ست که برای ترامپ بافته‌اند، و این عروسک کوکی همه را از بر کرده و با صدای بلند فریاد زده‌است.

این موضع‌گیری‌ها نشان می‌دهند دست ایران خالی نیست؛ موضع ایران آن‌چنان مستحکم و برحق است که کسی نتواند با دادوفریاد هیچ حرفی را به‌کرسی بنشاند. همین موضع‌گیری می‌تواند به‌تمام تصمیم‌گیرندگان این پیام را مخابره کند که ترامپ دارد بلوف می‌زند و دستش خالی‌ست؛ لذا جایی برای نگرانی نیست: در مقابل، موضع‌گیری منفعل صراحتاً دالّ بر این است که ترامپ می‌تواند غیر از دادوفریاد، اقدام عملی هم صورت دهد، و همین هم بهترین واکنشی‌ست که ترامپ و لابی‌های ضدایرانی به‌دنبالش هستند، تا هم‌چنان مانع خروج ایران از انزوایی درازدامن شوند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.