سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » محمدعلی معلم دامغانی، مصداق کامل انتصاب‌های فاجعه بار در کشور...

محمدعلی معلم دامغانی، مصداق کامل انتصاب‌های فاجعه بار در کشور

چکیده : این روزها علی معلم دامغانی با انتشار بیانیه ای مبهم و نامنسجم و به غایت مضحک، عمق فاجعه را در انتصاب افراد ناتوان و بی تجربه و ناآگاه و ناسالم به نمایش گذاشت. مدیری که شهرتش در توهین به فرهیختگان و مدیران و زیردستان و عادت مألوفش دادن نسبتهای کذب و ناروا به افراد و به سخره گرفتن آنهاست ...


سالهاست در یکی از بزرگترین گالری های موسسه فرهنگی هنری صبا (وابسته به فرهنگستان هنر) مجموعه ای بی نظیر از آثار تجسمی معاصر ایران به نمایش درآمده است که به تدریج مورد توجه و استقبال هنرمندان و هنرپژوهان داخلی و خارجی و عموم مردم قرار گرفت. همه هنرمندان، هنرپژوهان و کارشناسان هنری، از روند خرید آثار هنری توسط شرکت پارس آریان (وابسته به بانک پاسارگاد) و ایجاد گنجینه ای بی نظیر از آثار هنرمندان شاخص ایرانی آگاهند. گنجینه ای که با دقت و زحمت فراوان شناسایی، کارشناسی و خریداری شد و با اجاره بخشی از گالری های مؤسسه صبا با سخاوت تمام، به طور دائمی برای علاقمندان فرهنگ و هنر به نمایش گذاشته شد. بی شک برپایی این نمایشگاه دائمی اقدامی فرهنگی و در خور تقدیر است.

اما این روزها علی معلم دامغانی با انتشار بیانیه ای مبهم و نامنسجم و به غایت مضحک، عمق فاجعه را در انتصاب افراد ناتوان و بی تجربه و ناآگاه و ناسالم به نمایش گذاشت. مدیری که شهرتش در توهین به فرهیختگان و مدیران و زیردستان و عادت مألوفش دادن نسبتهای کذب و ناروا به افراد و به سخره گرفتن آنهاست.

شخصی که به صورت کاملا اتفاقی و نادرست به ریاست فرهنگستان هنر منصوب شد در حالی که کوچکترین آشنایی با مبانی مدیریت فرهنگی و هنری و قواعد و قوانین اداره مؤسسات هنری نداشت و لذا در عمل یک سازمان دولتی فعال و پویا و کارآمد را به سازمانی بی سامان و راکد و ناکارآمد تبدیل کرد.

در ماجرای اخیر معلم دامغانی به دلیل سوء ظن دائمی به مدیران و کارکنان خود و لجبازی با میران شرکت پارس آریان و از سر ناآگاهی از ماهیت فعالیت های شرکت مذکور و نا آشنایی با مقررات موجر و مستأجر، به یکباره ادعاهای بی اساس و متناقضی را مطرح می کند و همه را از فروشندگان و خالقان آثار هنری، تا مدیران شرکت پارس آریان و کارشناسان و ارزیابان هنری و مدیران و همکاران خود را به گونه ای توهمی و بدون هیچ اسناد و مدارکی، به تبانی و تخلّف و تقلب و دزدی و ارتشاء و خیانت در امانت متهم می کند و اموال یک شرکت را اموال عمومی و مال الله می نامد و در تخیّلات و اوهامش، خود را منجی هنر و آثار هنری ملی معرفی می کند. بی شک شرکت پارس آریان باستناد اسناد قانونی خرید و مالکیت آثار و قرارداد اجاره پیروز این دعوای حقوقی خواهد بود و برای معلم دامغانی چیزی جز روسیاهی و محرومیت از میزبانی این آثار بی نظیر و عواید مالی حاصل از قرارداد اجاره نخواهد ماند.

اما نکته مهم این بیانیه و حرکت غیرموجه و خارج از عرف معلم دامغانی، آشکار شدن گوشه ای از شخصیت و شیوه مدیریتی و تصمیمات اوست. این تنها گوشه بسیار ناچیزی از شیرین کاری ها و دسته گلهای این پیرمرد شاعرپیشه در ریاست هفت ساله اش بر فرهنگستان هنر است. به برکت رسانه ای شدن این دعوای حقوقی جامعه فرهنگی و هنری خواهد فهمید که چه شخصیت منطقی!، مدیر!، فرهیخته! و دلسوز و میهن پرستی! بر فرهنگستان هنر ریاست می کند. مردی که عمده کارش توهین، تحقیر، افترا و تعلیق و اخراج و بی مهری است. او پای صدها هنرمند، عضو پیوسته و وابسته، مدیر، عضو هیأت علمی، پژوهشگر، مدیر، کارشناس، کارمند، گروه پژوهشی، موسسه، مرکز، و شرکت همکار را از فرهنگستان هنر قطع کرده است تا فرهنگستان هنر را به ساختمانهایی خالی و راکد تبدیل کند و این بار نوبت بی مهری و تهمت و افترا به مدیران شرکت پارس آریان رسیده است.

تمام هنر معلم دامغانی در هفت سال مدیریتش بر فرهنگستان هنر طرد و اخراج و فراری دادن هنرمندان و مدیران و پژوهشگران از آنجا بوده است. فرهنگستانی که با در اختیار داشتن ۷ ساختمان بزرگ، اعتبار سالانه ۱۵۰ میلیارد ریالی و امکانات و تجهیزات بی نظیر پژوهشی و هنری، امروزه به یکی از ضعیف ترین و ناکارآمدترین سازمانهای هنری کشور تبدیل شده است.

اما فاجعه بارتر از این حقیقت تلخ آن است که همه مدیران ارشد نظام، از رئیس جمهور و شورای عالی انقلاب فرهنگی و نیز نمایندگان مجلس و دستگاه های نظارتی نظیر سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، سازمان بازرسی و دیوان محاسبات سالهاست از ناتوانی و بی لیاقتی و اختلال رفتاری و اخلاقی این چهره ماندگار کشور! آگاهند، اما ترجیح می دهند تا سرمایه های ملی کشور بازیچه این شاعر شود، چرا که دغدغه، حوصله و فرصت برکناری و تعیین جایگزینش را ندارند. زیرا بین منازعات سیاسی و جناحی برکناری او هیچ نفع سیاسی یا اقتصادی برای آنان ندارد. آن گونه که یکی از این بزرگان! گفته بود شاعر است دیگر! چه کارش می توان کرد؟ بگذارید همانجا مشغول باشد… .

این است قصه تلخ شایسته سالاری! در کشور ما …


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.