سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

سوراخ دعا گم کرده‌ای!

چکیده : یا با مردم باشید و به رای آنها احترام بگذارید و یا در سلک آقای جنتی و علم الهدی، از جایی و در دستگاهی تا کمر خم می شوید و بوسه بر دست می زنید و خطبه وحدت می خوانید!؟ تاریخ بسیار از اینها گزارش داده است اما این یکی که از شما صادر شده است واقعاً نوبرانه است، لااقل توجیه فریبکارانه نکنید که روشن است از کجا می آیی ای اقبال پی! ...


علیرضا کفایی:

به نام خدا

دست بوسی و پا بوسی و کرنش و از این قبیل رفتارها؛ آن هم در پیشگاه قدرت، هیچ تعبیری جز حقارت و التماس ندارد و هر توجیه و تفسیری بر آن زده شود وضع را بدتر می کند.

متاسفانه در بسیاری از لایه های اجتماعی این نوع رفتار و خلق و خو ریشه دوانده و تاسف بارتر آنکه صاحب منصبان و برخی از سیاسیون بدون توجه به اینکه در معرض دید عموم هستند مبادرت به آن می کنند.

آقای آشنا در جایگاه مشاور رئیس جمهور نشسته و در اجتماعی که بیشتر آنها افرادی با سابقه ضدیت با آرای مردم هستند و در انتخاباتی که مدت کمی از آن می گذرد و هنوز ریاست جمهوری آقای روحانی تنفیذ نشده و مراسم تحلیف هم صورت نگرفته بر دست کسی بوسه می زند که احوال سیاسی وی بر ملت پوشیده نیست و ید طولایی در رد صلاحیتهای گسترده و صدور احکام عجیب و غریب از حصر گرفته تا اعدام دارد و همین چند سال پیش بود که استوانه انقلاب و شناسنامه نظام مرحوم آیت الله هاشمی را رد صلاحیت کرد و حمایت تام و تمام او از محمود احمدی نژاد که عامل اصلی تحقیر ایران و وهن اسلام و ایجاد فاجعه و افتضاحات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی و وحدت شکن و فتنه انگیز بود زبانزد عام و خاص است.

آقای آشنا هر چند با ترفندهای نزدیک کردن خود به قدرت آشناست اما نا آشنای با اوضاع سیاسی ایران خاصه از ۸۸ به این سو هم نیست و در مواردی هم موضع‌گیری‌های خاصی داشته از جمله آنکه در افشانی! چندی پیش ایشان مشخص است و خود در مرعا و منظر عموم قرار دادند که “فتنه ها دیگر تکرار نمی شود اگر چه دبیر شورای نگهبان آیت الله جنتی است؛ اما نه حسن روحانی، محمود احمدی نژاد و نه سید ابراهیم رئیسی میرحسین موسوی است” و از همان موقع آشکارا چراغ سبزی به قدرت نشان دادند و زیرکانه می خواستند هم از آخور بخورند و هم از توبره! و البته تا کنون همینگونه خورده اند و عرض خود می‌برند و زحمت ما می‌دارند.!

آقای ابطحی تعریضی کوتاه نوشتند که “دستبوسی پر سر و صدای دوستم اقای آشنا از ایه الله جنتی البته یک امر شخصی است و جزو حقوق فردی، ممکن است خوشمان بیاید یا نیاید ولی هر فردی در این امور حق دارد تصمیم خودش را بگیرد.” اما اینگونه نیست جناب ابطحی، آقای آشنا اگر در مقام و منصب خاصی نبود می شد این امر را شخصی دانست ولی وقتی در جایگاه خاصی نزدیک به رئیس جمهور قرار دارد و مردم رفتار و برنامه ها و نوع تعامل ریاست جمهوری را برگزیدند و اعتماد کرده و رای دادند. دیگر خطاست افراد نزدیک به او با رفتاری نفرت انگیز مانند بوسه بر دست فردی مانند آقای جنتی موجب بدگمانی و انزجار عمومی گردند و این نه تنها امر شخصی نیست بلکه باید با برخورد جدی روبرو شود و حتی بازخواست.

البته آقای ابطحی در قسمت دوم اشاره کرده “…توضیح بعدی ایشان(آشنا) که تلویحا نوشته اند به خاطر حل مشکلات مردم دست بوسیده اند قابل نقد است. تجربه نشان داده دستبوسی و پا بوسی مشکلی از مردم حل نمی کند. خود اقای اشنا هم می دانند دست بوسی ایه الله جنتی را با منت گذاشتن بر مردم نباید توجیه کرد….”

آقای آشنا، بوسه بر دستان آقای جنتی را توچیه می کنند که برای حل مشکلات مردم و وحدت در جامعه است، دروغ است و شکی هم در آن نیست، همین مردم در همین انتخابات اخیر و از ۸۸ تا کنون در هر فرصت و مناسبت و اجتماعی با فریاد رسا این مطالبه عمومی را فریاد کرده اند که “حصر باید بشکنه” آقای آشنا از وحدت کدام مردم می گویند و یا کدام مشکل را با حقیر کردن خود و دست بوسی می خواهند حل کنند، نکند ایشان هم آرای مردم را به حلال و حرام تقسیم می کنند و رای ۲۴ میلیونی ملت به دکتر روحانی را حرام و آن ۱۶ میلیون به رئیسی را حلال می دانند و توجیه وحدت از دست بوسیدن را به آرای رئیسی و وحدت میان آنها اختصاص می دهند که اگر همه مردم را در نظر دارند اتفاقاً اکثریت نظر دیگری داشته اند و پیش از اینها جناب سید محمد خاتمی نظر بر “آشتی ملی” و وحدت و همبستگی داده بودند که با اعتراضهای پی در پی همین کسانی که آشنا بر دستشان بوسه می زند روبرو شد و معتقد بودند که مگر مردم با هم قهرند!

حکایت آقای آشنا حکایت همان سوراخ دعاست، آقای آشنا سوراخ دعا را گم کرده ای!
گویند: ” در وقت استنجا در تشناب باید این دعا را خواند: “اللهم اجعلنی من التوابین واجعلنی من المتطهرین” خدایا به من توفیق توبه بده و مرا از همه‌ی ناپاکی‌ها پاک کن. اما در وقت گرفتن وضو دیگر نباید این دعا را خواند بلکه باید گفت: ” اللهم ارحنی رائحه الجنه” خدایا بوی جنت را به مشام من برسان.

یک نفر در تشناب نشسته بود و خودش را تخلیه می‌کرد و این دعا را می خواند: خدایا بوی جنت را به مشام من برسان. ظریفی از آن‌جا می‌گذشت، صدا کرد: دعایت خوب؛ اما سوراخ این دعا آن‌ جایی نیست که تو دعا می‌کنی. تو سوراخ دعا را گم کرده‌ای.

مولانا این طنز زیبا را به شعر آورده است:

آن یکی در وقت استنجا بگفت
که مرا با بوی جنت دار جفت
گفت شخصی: خوب ورد آورده‌ای
لیک سوراخ دعا گم کرده‌ای
…..
کی از این جا بوی خُلد آید ترا
بو ز موضع جو اگر باید ترا

آقای آشنا از این هم فراتر می رود و گذشته خود را هم افشا می کند که بر دست کسان دیگری که اتفاقاً از سنخ همین آقای جنتی است بوسه زده اند مانند مرحوم مهدوی کنی و مرحوم خزعلی و آقای علم الهدی، البته در مراسم درگذشت همسر جناب علم الهدی عکس و یا فیلمی از بوسه زدن آشنا بر دست علم الهدی بیرون نیامد و ظاهراً لزومی ندیده چون پیش از این به اقرار خودش به فیض عظمی رسیده بودند.

این بوسه ها را نباید توجیه کرد که بدتر می شود بلکه درست آن است که با آن شدیداً برخورد و چنین افرادی را طرد نمود، ملت به وحدت نیاز دارد اما نه از طریق چاپلوسی و تحقیر شخصیت که با این روش وحدتی هم حاصل نمی شود و نفرتها بیشتر می گردد.

آقای آشنا بفرمایند با این دست بوسی از ایشان چه باقی مانده که محلی برای اعتماد مردم و اطمینان سیاسیون از هر دو جناح و یقینی بر خدمتگزاری وی در دولت باشد.

سید مظلوم در حصر؛ مهندس میرحسین موسوی تسلیم هیچ صحنه آرایی خطرناکی نشد و به بند و حصر در افتاد چون نفس خود را خوار کرد تا رهایی و آزادی و آزادگی را به دیگران آموزش دهد و می بینیم که چگونه نام او با وارستگی و مقاومت و راست قامتی عجین شده است و حصر او وحدت بخش و از همین روست که رفع حصر همایشی هر روزه میان مردم است.

آقای آشنا، کنایه بر میرحسین را مردم فراموش نکردند که اتفاقاً در موقعی زبان نیش دار باز کردید که شور و شعور مردم در اوج، رفع حصر را مطالبه می کرد و از وعده های چند باره رئیس جمهور بود، آن بوسه شما بر دست قدرت هم برای وحدت ملت نیست، هوای نفس است و نمی توان امر مذمومی را که از اشخاص بت می سازد و در جامعه انحراف ایجاد می کند را برای خدا دانست.

هر چه بینی جز هوا آن دین بود در جان نشان
هر چه بینی جز خدا آن بت بود در هم شکن

آقای آشنا از همان ابتدا معلوم بود که با مردم غریبه ای و لیکن امروز خوب نشان دادی، و نشان دادی که با چه کسانت آشنا تری، یکرنک باشید، یا زنگی زنگ و یا رومی روم، بر میرحسین و بر آرای مردم و مطالبه مردم می تازید و شعار وحدت می دهید؟

یا با مردم باشید و به رای آنها احترام بگذارید و یا در سلک آقای جنتی و علم الهدی، از جایی و در دستگاهی تا کمر خم می شوید و بوسه بر دست می زنید و خطبه وحدت می خوانید!؟ تاریخ بسیار از اینها گزارش داده است اما این یکی که از شما صادر شده است واقعاً نوبرانه است، لااقل توجیه فریبکارانه نکنید که روشن است از کجا می آیی ای اقبال پی!

آن یکی پرسید اشتر را که هی
از کجا می‌آیی ای اقبال پی
گفت از حمام گرم کوی تو
گفت خود پیداست از زانوی تو
هر که کاه و جو خورد قربان شود
هر که نور حق خورد قرآن شود
نیم تو مشکست و نیمی پشک هین
هین میفزا پشک افزا مشک چین


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.