سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

ایران، تا همیشه جزیره‌ی ثبات

چکیده : حمله‌ی تهران واجد مختصاتی بود که تنها یک گروه تروریستی دیگر در آن خبره است: استفاده از پوشش مبدل زنانه؛ استفاده از سیانور؛ استفاده از «تله‌ی نارنجک» در ساخت‌مان مجلس؛ حمله به‌آرام‌گاه بنیان‌گذار جمهوری‌اسلامی، به‌جای محلی پرجمعیت‌تر مانند بازار تهران؛ لهجه‌ی عربی کتابی حمله‌کنندگان، که نشان می‌داد این‌ها احتمالاً خارجی نیستند، و جوری عمل می‌کنند که عرب «به‌نظر برسند» ـــ همه‌ی این‌ها یادآور ترورهای کور سازمان نفاق‌آلود تروریستی‌ای‌ست که از عراق آواره شده، با مرتجع‌ترین دولت‌ها مشغول لابی‌ست، و هم‌پیاله‌ی خبائثی از نومحافظه‌کاران آمریکایی تا وزیر امور خارجه‌ی پیشین عربستان است ...


یوسف رحمانی:

اکنون که ساعاتی از سروصدای صبح دیروز تهران می‌گذرد، می‌توان کمی درنگ کرد، و عمیق‌تر به‌ماجرا اندیشید؛ این‌ها نکاتی‌ست که می‌توان بِدان‌ها اشارت کرد:

یک. فرقی نمی‌کند در کدام نقطه از عالَم حمله‌ی تروریستی به‌وقوع بپیوندد؛ از فیلیپین تا اروپا، هرجا اتفاقی بیافتد که بوی تروریستی‌بودن از آن به‌مشام برسد، داعش مسئولیت آن را به‌سادگی می‌پذیرد، و رسانه‌های ترسیده‌ی دنیا نیز این پذیرش را پوشش می‌دهند: به‌راستی چگونه می‌توان مطمئن شد هریک از حملاتی که داعش مسئولیت آن‌ها را برعهده گرفته‌است، واقعاً کار این خلافت خودخوانده بوده‌است؟ آن هم در شرایطی که با توجه به‌راه‌برد عمده‌ی داعش ـــ النصر بالرعب ـــ جای شگفتی نیست که در مورد هر حمله‌ی تروریستی‌ای داعش به‌این تصور دامن بزند که کار خودشان بوده‌است.

دو. آیا داعش می‌تواند در ایران دست به‌عملیات بزند؟ به‌نظر می‌رسد پاسخ مثبت به‌این پرسش بعید باشد؛ خصوصاً آن‌که در همه‌ی نقاطی که داعش در هم‌سایگی‌مان دست به‌انتحار زده‌است، انگیزه‌های مذهبی بخشی پرقدرت از محرک‌های ماجرا بوده‌است و، خصوصاً در مورد عراق و سوریه، اختلافاتی که از سوی حاکمان میان مذاهب گوناگون اسلامی پدید آمده، یکی از قوی‌ترین انگیزه‌های مردمان برای پیوستن به‌داعش بوده‌است؛ این در حالی‌ست که اهل‌سنت ایران، با وجود همه‌ی تبعیض‌های ناپذیرفتنی، کم‌ترین هم‌دلی‌ای با این نامسلمانان مدعی مسلمانی ندارد، و این یکی از مهم‌ترین موانعی‌ست که داعش هم‌چنان برای اجرای عملیات در ایران با آن روبه‌روست.

سه. جزئیات عملیاتی که دیروز شاهد آن بودیم، به‌روشنی با عملیات‌هایی که داعش بنا بر استراتژی ایجاد هراس عمده در دل مردمان انجام می‌دهد، متفاوت بود: واقعه‌ی تهران را با دیگر حملاتی که داعش مسئولیت‌شان را برعهده گرفته مقایسه کنید؛ همگی‌شان در ابعادی گسترده و با تلفاتی به‌غایت شدید انجام شدند، تا هراس عمومی پدید آورند و بِدان دامن بزنند: در واقع، دیگر حملاتی که داعش مسئولیت‌شان را برعهده گرفت، بر ایجاد تلفات فراوان و خون‌ریزی چشم‌گیر استوار بودند؛ در حالی که حمله‌ی تهران نه‌تنها در نقطه‌ای پرجمعیت انجام نشد، بلکه به‌هدف‌هایی صورت گرفت که نمادین بودند و، از قضا، از نظر امنیتی تحت مراقبت‌های شدید نبودند.

چهار. در مقابل، حمله‌ی تهران واجد مختصاتی بود که تنها یک گروه تروریستی دیگر در آن خبره است: استفاده از پوشش مبدل زنانه؛ استفاده از سیانور؛ استفاده از «تله‌ی نارنجک» در ساخت‌مان مجلس؛ حمله به‌آرام‌گاه بنیان‌گذار جمهوری‌اسلامی، به‌جای محلی پرجمعیت‌تر مانند بازار تهران؛ لهجه‌ی عربی کتابی حمله‌کنندگان، که نشان می‌داد این‌ها احتمالاً خارجی نیستند، و جوری عمل می‌کنند که عرب «به‌نظر برسند» ـــ همه‌ی این‌ها یادآور ترورهای کور سازمان نفاق‌آلود تروریستی‌ای‌ست که از عراق آواره شده، با مرتجع‌ترین دولت‌ها مشغول لابی‌ست، و هم‌پیاله‌ی خبائثی از نومحافظه‌کاران آمریکایی تا وزیر امور خارجه‌ی پیشین عربستان است.

پنج. اما چرا این گروه منافق باید دست به‌چنین عملیاتی بزند؟ همان‌گونه که سخن‌رانی اوباما در دانش‌گاه قاهره دالّ بر تغییر سیاستی از سوی ایالات متحد در منطقه بود که منجر به‌حرکت‌های موسوم به«بهار عربی» شد، مغازله‌ی ترامپ و حکام عقب‌مانده‌ی سعودی نیز پس‌لرزه‌هایی برای منطقه داشت، که نخستینش طرد و منزوی‌سازی قطر بود، که به‌سوی ایران گرویده‌بود، و این دومینش، حرکتی در ایران بود که به‌نوعی ضرب‌شست تعبیر شود تا، در واقع، پیام هم‌آغوشی با ترامپ در ایران دریافت شود؛ این‌که ایران فهم کند عربستان به‌دنبال سرکردگی در منطقه است، و این سرکردگی را نیز تا بِدان‌جا به‌دست آورده‌است که در ایران دست به‌عملیات بزند تا، مبادا، ایران به‌خود جرأت دهد از هم‌پیمانان خریداری‌شده‌اش یارکشی کند.

شش. در واقع، به‌نظر می‌رسد حمله‌ی تهران محصول هم‌کاری خیانت‌آمیزی میان سازمان تروریستی منافقین، عربستان، و داعش بوده‌باشد؛ در این هم‌کاری، هم عربستان ضرب‌شست خود را به‌ایران نشان داد، داعش هراس‌افکنی خود را دنبال کرد، و سازمان لطمه‌ای به‌امنیت ملی کشور زد، تا خود را با نشانه‌های موجود در حمله‌ی تروریستی تهران بار دیگر مطرح کرده‌باشد. این نشان می‌دهد شرایط فعلی منطقه آن‌چنان خطیر است، که هر حرکت‌مان باید توأم با خردورزی‌ای بیش از پیش باشد، و دلارهای نفتی سعودی همه‌ی دشمنان ایران را هم‌پیمان کرده‌است.

هفت. ایران نباید سیاست‌ورزی بین‌المللی متأملانه‌ی خود را رها کند؛ اکنون ضرورتی بیش از پیش وجود دارد که هر حرکت‌مان با ارزیابی‌های عمیق و دقیق هم‌راه باشد: تصمیم به‌هم‌کاری با قطر، یا درپیش‌گرفتن روی‌کردی مثبت به‌محکوم‌کردن حمله‌ی تهران از سوی کشورهایی چون امارات و کویت، مواردی هستند که در کنار پایش هوش‌مندانه‌ی اوضاع امنیتی کشور، می‌توانند دنبال شوند؛ تصمیماتی که قطعاً باید با دقتی فراتر از دقت نهادهای مسئول در جریان این حمله دنبال شوند، که یک وزارت‌خانه تعداد حمله‌کنندگان به‌آرام‌گاه آیت‌الله خمینی را دونفر اعلام کند، و یک نهاد نظامی این عده را سه‌نفر اعلام کند: اگر کسی زنده مانده و بناست از او اطلاعاتی استخراج شود، لازم است به‌طور شفاف اطلاع‌رسانی شود، یا اگر ملاحظاتی مانع از اطلاع‌رسانی دقیق و شفاف است، باید اقتضائات رسانه‌ای موقعیت‌های این‌چنینی را دقیقاً مراعات کرد.

هشت. ما همواره جزیره‌ی ثبات بوده‌ایم؛ در منطقه‌ای که تقدیر آن آشوب و سرگردانی‌ست، ایران کشتی مقتدری‌ست که راه‌نمای مردمان در میانه‌ی توفان‌هاست، و چونان ساحل نجات، در دل همه‌ی حوادث، چنان امن و قدرت‌مند است که می‌تواند به‌دنیا درس سیاست‌ورزی ملی بدهد: ملتی که بحث می‌کند، گفت‌وگو می‌کند، دعوا می‌کند، ولی دست به‌سلاح نمی‌برد، و این، میراث تاریخ و فرهنگ و تمدنی دیرین و سراسر روشنی‌ست که پشتی‌بان ماست. صرف‌نظر از رفتار حکومت‌ها، این ملت دیرپای ایران است که مُلک و میهن را برپا نگاه می‌دارد، و از نخستین بارقه‌های تاریخ بشر، تا روزی که این دنیا پابرجاست، ایرانِ این ملت، جزیره‌ی ثبات و ساحل آرامش خواهدماند ـــ حتا اگر همه‌ی بدخواهان‌مان پشت‌به‌پشت یک‌دیگر دهند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.