سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

آقای روحانی الوعده وفا

چکیده : آنان که مسیری بر خلاف راه ملت می پیماند بدانند که امروز پس از انتخابات ریاست جمهوری و تاثیر گذاری اندیشه و گفتمان دوم خرداد و سید محمد خاتمی، فرصت مناسبی است تا با مردم همراه شده و فصل اساسی و نقطه عطف تاریخ انقلاب اسلامی یعنی دوم خرداد را بپذیرند و به ممنوعیتها و حصر خانگی پایان دهند ...


علیرضا کفایی:

از ابتدای انقلاب اسلامی صف بندی‌های سیاسی بر اساس دیدگاههای متفاوت و در شکلهای مختلف میان گروهها و احزاب سیاسی بروز یافت و هر گروهی سهمی از قدرت را مطالبه میکرد و در همین گیرو دار جنگ هم به کشور و انقلاب تحمیل شد . عده ایی از همان ابتدا حساب خود را از اسلام و جمهوری اسلامی جدا کردند و با سوءاستفاده از شرایط تحمیل شده جنگ تلاش نمودند ، انقلاب را از پشتوانه اصلی خود یعنی مردم جدا کنند و بعضی از گروهها با برداشتی غلط از دین و تفکر التقاطی ، خود را در دامن بزرگترین دشمنان انقلاب رها نمودند و با دستور گرفتن از آنها به تروریسم روی آوردند و مبارزه مسلحانه علیه انقلاب را آغاز نمودند.

مشی مسلحانه و تروریسم بی‌رحم منافقین مصداق کامل جنایت و خیانت بود که تنفر عمومی را در پی داشت و علاوه بر آن عملکرد بنی صدر و مواجهه او با جنگ و رزمندگان و همسویی‌اش با منافقین در کارشکنی علیه جمهوری اسلامی از یکسو و حمایت بخشی از انقلابیون که در دام فریب بنی صدر گرفتار آمده بودند و با حمایت آنها بنی صدر به ریاست جمهوری رسیده بود و برخی از آنان حتی پس از افشای خیانتهای بنی صدر همچنان به دفاع از او می پرداختند باعث شده بود که نوعی تردید و دودلی میان مردم بوجود آید و شاید یکی از شگردهای معاندین همین ایجاد تردید و تشویش میان مردم بود که با اهتمام انقلابیون راستین و دوراندیشی امام توطئه‌های خطرناک آن دوران از میان غبارهای فراوان ، سرانجام حقیقت و واقعیت را نمایان ساخت و بنی صدر با رای عدم کفایت روبرو و عزل گردید .

تروریسم کور آن دوران گرچه با هوشیاری مردم و درایت رهبر کبیر انقلاب و در دورانی بسیار سخت فروکش کرد و آرامش نسبی بر جامعه حاکم شد اما رویه منافقانه ادامه یافت و در هر مقطعی و در بزنگاههای مختلف این رویه خود را نشان می داد تا اینکه انتخابات دوم خرداد به معاندین و قدرتهای جهانی و اپوزیسیون خارج از کشور و مخالفین داخلی که بر ادعای غیر دموکراتیک بودن جمهوری اسلامی تاکید داشتند و تبلیغات وسیعی به راه انداخته بودند اثبات نمود که جمهوری اسلامی به مردمسالاری و رای مردم پایبند است .

مخالفین داخل و خارج از سلطنت طلبان و مارکسیستها گرفته تا مجاهدین منافق در قبال هفتمین انتخابات ریاست جمهوری سیاست تحریم انتخابات را در پیش گرفته بودند و منافقین ادعا نمودند که بر اساس اطلاعات دقیق از طرف ستادهای مقاومت در دو هزار و پانصد حوزه رای گیری و در صد شهر حداکثر پنج تا شش میلیون نفر شرکت کردند . اما وقتی با آرای سی میلیونی مردم در دوم خرداد هفتاد و شش و بیست میلیون رای قاطع به آقای خاتمی مواجه شدند ساز دیگری کوک کردند .

تحلیلهای از پیش ساخته و عموماً همسو با نظرات کاخ سفید از هفتاد و شش به بعد همان خط نفاق و ایجاد تنش و تفرقه را دنبال میکرد و منافقین معتقد بودند که ” نظام سیاسی ایران به بن بست رسیده و به هر شکل ممکن باید تغییر اساسی و زیر بنایی داشته باشد و آمدن خاتمی در حقیقت نجات نظام فعلی است ” زیرا نظام جمهوری اسلامی را دارای پشتوانه ایی بسیار قوی و مردمی می دیدند که حاصل سیاستهای دولت اصلاحات به رهبری سید محمد خاتمی بود . لذا وقتی منافقین و مخالفین نظام از نظر فکری و سیاسی خود را خلع سلاح دیدند و در مقابل بینش و نگرش اصلاح طلبانه و گرایش مردمسالارانه و اخلاق مدارانه آقای خاتمی خود را بازنده عرصه سیاسی دیدند فاز جدید تخریب و ترور را آغاز نمودند و تنها ده روز پس از دوم خرداد ۷۶ سازمان منافقین

یکسری عملیات تخریبی جدید از طریق بمب گذاری و خمپاره اندازی را در سه نقطه تهران با عنوان ” سرآغاز مقاومت مسلحانه انقلابی ” صورت داد .

این رویه و روش منافقانه که همان ایجاد تفرقه و نفاق ، تشویش و تردید ، انکار حق و تبیعیت از باطل ، دروغ و تزویر ، انحراف از دین و سرانجام روی آوردن به ترور و ایجاد وحشت و کشتار مردم که ذاتی سفیهان منافق است از سوی کسانی صورت میگیرد که ” شر الدواب ” هستند و قرآن کریم تصریح دارد که ” ان شر الدواب عندالله الصم البکم الذین لا یعقلون ” ( بدرستی بدترین جنبندگان در نزد خدا ، کرها و لالهایی هستند که تفکر نمی کنند ) . ” اینها بدترین موجودات در نزد خدا می باشند ، چون به مانند کرها سخن حق را نمی شنوند و مانند لالها آن را تصدیق نمی کنند و هیچ تفکری هم نمی نمایند و لذا راهی به سوی پذیرش حق ندارند و هیچ خیری در آنها نیست . ” المیزان

در واقع منافقین همان “شر الدواب” هستند که از ابتدای انقلاب تا هفتاد و شش و از آن پس تا کنون بسان بدترین جنبندگان نزد خداوند هستند که عقل خود را به کار نمی گیرند . انسانهای حق نا شنوا و خاموش از بیان معارف حق و فاقدان فهم حقایق دینی که ارزش و کرامت آدمی را به سخره می گیرند و به فرموده قرآن مجید ” میخواهند خدا و مومنان را فریب دهند ولی جز خودشان را فریب نمی دهند ” و ” بدانید اینها همان سفیهانند ولی نمی دانند ” و ” آگاه باشید که اینها همان مفسدانند ولی نمی فهمند ” .

این نوع عملکرد و رویه فقط مختص به منافقین شناسنامه دار که هویت آنها برای مردم هویدا شده نیست که هر کس به این شیوه عمل کند در اطلاق کلی کلام الهی در زمره ” شر الدواب ” قرار می گیرد .

دار و دسته ایی هم که امروز با حمله و هجمه به آقای سید محمد خاتمی خواهان نوعی از حصر خانگی وی شده اند و بر ممنوع التصویری و ممنوع الخروجی و ممنوع البیانی رهبر اصلاحات تاکید دارند در حقیقت بیشتر مصداق ” شر الدواب ” هستند .

منافقین امروز که از همان ابتدا هم همداستان منافقین رسمی و با آنها هم آواز و هماهنگی داشتند اکنون کیان خود را بواسطه محبوبیت خاتمی و حضورش در دل و جان و فکر مردم ( علیرغم عدم حضورش در قدرت ) در خطر می بینند و قدرت سازی و رئیس جمهور سازی و محبوبیت خاتمی را بر نمی تابند فلذا به مانند همان منافقین رسمی از آنرو که خود را در تقابل با اندیشه اصلاح طلبانه خاتمی و مشی مردمسالارانه و اخلاق مدارانه وی بازنده مفتضح عرصه سیاسی میدانند به ناچار و با توجه به خوی و منش منافقانه خود ، سعی در تخریب و منزوی کردن رهبر اصلاحات دارند .

شرالدواب و سفیهان منافق که هنوز از کابوس دوم خرداد ۷۶ خلاصی نیافته اند و گسترش اندیشه دوم خرداد را در اعماق جامعه و فضای سیاسی مشاهده می کنند و اثر گذاری خاتمی بر افکار عمومی و رئیس جمهور ساز بودن او را در بیست و چهار خردادنود و دو و در انتخابات مجلس در سال نود و چهار و انتخابات ریاست جمهوری نود و شش و لیست امید شوراها به عینه شاهد بوده اند همان راهی را دنبال می کنند که نزدیک به چهل سال است منافقین رسمی و اسمی پیموده اند و مشخصاً از ۷۶ به این سو ، انزوای بین المللی خود و قرار گرفتنشان در لیست تروریستها در مجامع بین المللی را حضور آقای خاتمی و گفتمان دوم خرداد و اصلاح طلبان می دانند .

در بیست سالگی دوم خرداد؛ اندیشه اصلاح طلبانه و عملکرد خاتمی در ترسیم چهره عقلانی، رحمانی و انسانی از اسلام و نظام، صداقت و اخلاق مداری و توجه جدی او به کرامت انسانی و حق حاکمیت و محترم شمردن حقوق مردم و تاکید بر توسعه همه جانبه و پایدار، آزادی بیان، جامعه مدنی و اعتقاد به ” زنده باد مخالف من “، در نگاه عمومی از خاتمی شخصیتی محبوب و سیاستمداری دلسوز و انسانی آزاد اندیش و رهبری خیر خواه ساخته است که تخریب و به حاشیه راندن او امکان پذیر نیست کما اینکه در طول این سالها همه تلاش خود را کردند و جز محبوبیت بیشتر برای خاتمی و مشی اصلاح طلبان و نفرت عمومی از خود بر جای نگذاشتند و اکنون که تندروهای ناپایدار بر دین و اصول، خاتمی را کابوسی برای خود می بنند که هر روز و شام در خواب و بیداری آرامش را از آنها گرفته است، چون بدترین جنبندگان حق ناشنوا و خاموش از بیان معارف حق و فاقدان فهم حقایق دینی یعنی همان ” شر الدواب ” به خصومت ذاتی خود با حق و حق گویان، به مکر و نیرنگ و نفاق روی آورده اند و برحکم ” ممنوع ” اصرار دارند، همانطور که در صدر اسلام هم کفار و منافقین برای پیامبر و یارانش حکم ” ممنوع ” صادر کردند. اما نمی دانند ” چراغی را که ایزد بر فروزد / هر آنکه پف کند ریشش بسوزد ” و اینان ریشه اشان هم خواهد سوخت که از ” کابوس خاتمی ” رهایی نخواهند داشت.

آنان که مسیری بر خلاف راه ملت می پیماند بدانند که امروز پس از انتخابات ریاست جمهوری و تاثیر گذاری اندیشه و گفتمان دوم خرداد و سید محمد خاتمی، فرصت مناسبی است تا با مردم همراه شده و فصل اساسی و نقطه عطف تاریخ انقلاب اسلامی یعنی دوم خرداد را بپذیرند و به ممنوعیتها و حصر خانگی پایان دهند.

امروز که دوم خرداد بیست ساله می شود، باید این جوان رعنا را که در این مدت بیست سال به درستی ره پیموده و برنا شده و از میان ناملایمات و طوفانهای سهمگین و تیرهای زهر آگین و عربده خشونت گرایان کباده کش و گرازان گریزان از مردم و هتاکان و فحاشان و قداره بندان اقتدارگرا و خشک دماغان انحصار طلب بی سپر و بی پناه تا به امروز آمده است، ستود.

دوم خرداد طلیعه رهایی و آزدگی و فریاد بلند مظلومیتها در اعماق تاریخ سیاه ظالمان است و گرچه زخمی و رنجور، اما هست و تا همیشه خواهد بود و تاثیرش بر جامعه و ملت روز به روز بیشتر است.

از همه امور سیاسی و نیاز دیروز و امروز و فردای سیاسی و مدنی به دوم خرداد که جاودانگی اش را می رساند، امر دیگری هم در نشو و نمای اش و بالندگی اش موثر است و آن عشق است. این وجه دوم خرداد شاید به نظر آید مبالغه است و شاید بگویند عالم سیاست را با عشق چه کار؟ اما نمی توان آن را نادیده انگاشت،
سخن از شوری دیگر در میان است که با شناخت جمعی و مطالبه عمومی همراه شده است. شوق است و عشق است و هم معرفت، جامعه امروز ما نشان داد که همه این عشق و معرفت را دارند، در نجواهایشان و در دیدارهایشان و در فریادهایشان در این چند روزه دیدیم که عشق موج می زد و شناخت و معرفت را همراه بود.

عشق، شوری در نهاد ما نهاد*جان ما در بوتهٔ سودا نهاد

گفتگویی در زبان ما فکند*جستجویی در درون ما نهاد

داستان دلبران آغاز کرد*آرزویی در دل شیدا نهاد

رمزی از اسرار باده کشف کرد*راز مستان جمله بر صحرا نهاد

قصهٔ خوبان به نوعی باز گفت*کاتشی در پیر و در برنا نهاد

از خمستان جرعه‌ای بر خاک ریخت*جنبشی در آدم و حوا نهاد

عقل مجنون در کف لیلی سپرد*جان وامق در لب عذرا نهاد

دم به دم در هر لباسی رخ نمود*لحظه لحظه جای دیگر پا نهاد

چون نبود او را معین خانه‌ای*هر کجا جا دید، رخت آنجا نهاد

آقای روحانی می بایست بر اساس وعده از گذشته تا امروز خود، به این محدودیتها با توجه به پشتوانه مردمی که وامدار اصلاح طلبان است و نیز خواست عمومی عمل نماید و فصلی از تاریخ ایران را که غیر قابل انکار است و با ممنوعیتهای ایجاد شده برای آقای خاتمی و همچنین حصر یاران انقلاب، انگار که آن تاریخ مشعشع و رهایی بخش در حصر قرار گرفته است پایان دهد.

آقای روحانی الوعده وفا


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.