سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » انتخاب کدامیک؛ تولید ثروت یا توزیع درآمد؟...

انتخاب کدامیک؛ تولید ثروت یا توزیع درآمد؟

چکیده : باید پرسید چرا برخی نامزدهای انتخاباتی در گذشته و حال این چنین شعار « توزیع درآمد » داده و می دهند؟ علتش درآمد نفتی است که در اختیار دولت است، در حالیکه در کشورهای دیگری که بسیار ثروتمنداند هیچگاه در رقابت های انتخاباتی شاهد اعلام چنین وعده هایی از سوی نامزدها نبوده ایم، و حتی اگر دولتی مثل دولت سوئیس بخواهد با اتکا به درآمد بالایی که دراختیار دارد اجرای چنین سیاستی، یعنی پرداخت یارانه نقدی ماهانه به میزان ٢٠٠٠ یورو را به رای عمومی گذارد، همچنانکه سال گذشته اینرا انجام داد، با رای منفی بیش از ٧٠ درصد شهروندانش پاسخ دریافت میکند چرا که اکثریت غالب مردم سوئیس دریافته اند راز ثروتمندی کشورشان در کار و تلاش و سرمایه گذاری و بهره گیری از دسترنج کارشان است، و از عمق وجود به این سخن سعدی باور دارند که نابرده رنج گنج میسر نمی شود – مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد!...


علی مزروعی

هر یک از ما ایرانیان چه تصویر و برداشتی از وضعیت کنونی ایران داریم؟ و چه آینده ای را برای آن متصوریم؟ طبعا با پاسخ های بسیار متنوع و از نگاههای مختلفی در این باره مواجه خواهیم شد اما با توجه به اینکه در میدان تبلیغات انتخاباتی پیش رو مباحث اقتصادی به کانون اصلی رقابت نامزدهای حاضر تبدیل شده است در این مقال می خواهم بطور اختصار وارد این بحث شوم که چه راهبرد اقتصادی می تواند پیشبرنده اقتصاد ایران در چهار سال آتی باشد؟

بدون آنکه بخواهم به بررسی جزئیات عملکردهای دولت های پس از انقلاب بپردازم و باصرف نظر از اشاره به دولت های دهه اول انقلاب که مواجه با شرایط پس از انقلاب و جنگ تحمیلی بوده و ناچار از اتخاذ برخی سیاست های اقتصادی خاص بوده اند، می توان جهت گیری و قالب بندی اقتصادی دولت های پس از پابان جنگ و سال ۶٨ را بردوگونه تقسیم بندی کرد : دولت های هاشمی، خاتمی و روحانی که راهبرد « تولید ثروت » را پیگیری کردند، و دولت احمد نژاد که« توزیع درآمد » و بردن درآمد نفت به سر سفره های مردم را راهبرد مختار خود قرار داده بود.بررسی سخنان اینروزهای نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری پیش رو نیز به وضوح نشاندهنده جهت گیری و تاکیدشان بر روی اجرای یکی از ایندو راهبرد است که طبعاً ما را در مظان یک انتخاب سرنوشت ساز اقتصادی میان ایندو قرارداده و رای به هریک می تواند سرنوشت و آینده متفاوتی را برای ایران، ما و نسل های آینده رقم زند.

حال سئوال می‌تواند این باشد که آیا ایران کشور ثروتمندی است؟ برداشتم این است که پاسخ غالب ایرانیان به این سوال مثبت است چرا که استدلال می کنند با توجه به ویژگی های جغرافیایی و جمعیتی و برخورداری از منابع غنی نفت و گاز و معادن مس و… و نیروی انسانی آموزش دیده و متخصص، ایران کشور ثروتمندی است اما سوگمندانه باید گفت هرچند ذهنیت غالب ما اینگونه برداشت و تصور می کند اما در واقعیت این مدعایی بیش نیست. دلیلش هم بسیار روشن است و آن اینکه در عالم بسیاری کشورها وجود دارند که هیچ یک یا برخی از این ویژگی ها و امتیازات ایران را ندارند اما بسیار ثروتمندتر وتوسعه یافته تر از ایرانند و درآمد سرانه شهروندانشان چند و چندین برابر شهروندان ایرانی است ( امثال ژاپن، سنگاپور، مالزی، کره جنوبی،…). واقعیت اینکه در دوران رقابت نفس گیر جهانی برای رشد و توسعه و رفاه بیشتر شهروندان تنها کشورهایی می توانند در قافله توسعه و رفاه جای گیرند که محور همه تصمیمات و سیاستگذاری ها و فعالیت هایشان « تولید ثروت » باشد و همه امکانات بالقوه و بالفعل خود را در جهت زایش هرچه بیشتر سرمایه گذاری و ارزش افزوده اقتصادی سازمان و سامان دهند. منابع طبیعی غنی و نیروی انسانی اگر به سرمایه ای برای « تولید ثروت » تبدیل نشود خود می تواند مایه مصیبت و راحت طلبی و بیماری های بسیار دیگر شود.

نیروی انسانی آموزش دیده و متخصص اگر نتواند جایگاه شایسته و بایسته خود را در نظام سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و تولیدی جامعه یابد یا دچار یاس و دلمردگی و هرزروی و… می شود یا راه خود را به خارج از کشور می جوید تا جایگاه شایسته خود را در بازار جهانی اقتصاد بیابد، و از اینرو جمعیت جوان که خود می تواند عامل رشد و توسعه باشد در غیاب جریان « تولید ثروت » با ابتلای به فقر و بیکاری و… خود مصیبت و لشکر ذخیره آشوب و نیروی مصرف کننده و ضد رشد می شود. تجربه های بشری و جهانی که پیش روی ما است به خوبی اثباتگر این موضوع است که اگر از امکانات و فرصت ها در جهت « تولید ثروت » استفاده نشود همه این امکانات و فرصت ها می تواند به ضد تولید تبدیل شده و به دور باطل فقر و عقب ماندگی در کشور دامن زند، و راهبرد « توزیع درآمد » هرگز قادر به مقابله با این وضعیت نخواهد بود.

حال سئوال دیگر این است که با توجه به آنچه آمد چرا برخی نامزدهای انتخابات در گذشته ( احمدی نژاد ) و حال ( رئیسی و قالیباف ) با اینکه تصویری سیاه از وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور ارائه می کنند همزمان وعده « توزیع درآمد » با افزایش یارانه نقدی به سه برابر برای سه دهک درآمدی پائین (رئیسی) یا پرداخت نقدی ماهانه ٢۵٠ هزار تومان به بیکاران ثبت نام شده ( قالیباف ) می دهند؟ هرچند می توان دریافت که هدف اصلی ایندو جلب رای اقشار فقیر و آسیب پذیر و حاشینه نشینان و بیکاران است و احتمال اینکه این وعده ها بتواند برای گروه های هدف جذاب باشد و جلب رای کند، همانگونه که برای احمدی نژاد در سال ٨۴ کرد، اما آیا اجرای این راهبرد وضعیت اقتصادی کشور و به ویژه معیشت اقشار فقیر و آسیب پذیر و حاشیه نشینان و بیکاران را بهبود خواهد بخشید؟ در این باره کارنامه اجرایی چهار دولت گذشته با دو راهبرد « تولید ثروت » و « توزیع درآمد » پیش روی ماست و به اندازه کافی می تواند عبرت انگیز و راهگشا باشد.

از آنجا که دلیل اصلی وعده های توزیعی در گذشته و حال درآمد نفت و برگرفته از شعار بردن درآمد نفت به سر سفره های مردم است طبعا کارنامه دولتهای پس از انقلاب را با توجه درآمد نفتی که داشته اند می توان مورد ارزیابی قرار داد. جدول ذیل برپایه آمارهای رسمی منتشره بانک مرکزی تهیه شده است. برپایه این آمارها جمع درآمد نفتی سه دولت هاشمی، خاتمی و روحانی در بیست سال بالغ بر ۴٨٠ میلیارد دلار، و درآمد نفتی دولت احمدی نژاد در هشت سال بالغ بر ۶٣٨ میلیارد دلار بوده است اما نتیجه حاصل از عملکرد این دولت برغم درآمد افسانه ای نفت که دراختیار داشته است عملکرد بهتری را به لحاظ نرخ متوسط سالانه رشد اقتصادی و سرمایه گذاری برجای نگذاشته است چرا که صرف « توزیع درآمد » و نه « تولید ثروت » شده است، و این درحالی که برپایه شاخص های « توزیع درآمد » همچون نسبت هزینه دهک ثروتمند به فقیر و ضریب جینی فقط اندکی بهبود در « توزیع درآمد » جامعه نسبت به دو دولت هاشمی و خاتمی حاصل شده است، و باید منتظر بود آمار مرتبط با دولت روحانی در این باره انتشار یابد تا این مقایسه انجام شود و دریافت که عملکرد این دولت در چهار سال اخیر چه بوده است. این تصویر بخوبی برتری راهبرد « تولید ثروت » بر « توزیع درآمد » را نشان می دهد.

آخر اینکه باید پرسید چرا برخی نامزدهای انتخاباتی در گذشته و حال این چنین شعار « توزیع درآمد » داده و می دهند؟ علتش درآمد نفتی است که در اختیار دولت است، در حالیکه در کشورهای دیگری که بسیار ثروتمنداند هیچگاه در رقابت های انتخاباتی شاهد اعلام چنین وعده هایی از سوی نامزدها نبوده ایم، و حتی اگر دولتی مثل دولت سوئیس بخواهد با اتکا به درآمد بالایی که دراختیار دارد اجرای چنین سیاستی، یعنی پرداخت یارانه نقدی ماهانه به میزان ٢٠٠٠ یورو را به رای عمومی گذارد، همچنانکه سال گذشته اینرا انجام داد، با رای منفی بیش از ٧٠ درصد شهروندانش پاسخ دریافت میکند چرا که اکثریت غالب مردم سوئیس دریافته اند راز ثروتمندی کشورشان در کار و تلاش و سرمایه گذاری و بهره گیری از دسترنج کارشان است، و از عمق وجود به این سخن سعدی باور دارند که نابرده رنج گنج میسر نمی شود – مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد!

کارنامه دولتهای پس از انقلاب و تجربه های جهانی اثباتگر این واقعیت است که پاسخگویی به نیاز اشتغال و رفع فقر و بیکاری و بهبود معیشت و رفاه همگانی در پیگیری راهبرد « تولید ثروت » است و در غیبت « تولید ثروت » اجرای راهبرد « توزیع درآمد » در بهترین صورت به توزیع عادلانه فقر و کاهش رفاه عمومی می انجامد و فاجعه آنجا رخ می دهد سیاست تولید جمعیت نیزهمپای آن تشویق و اجرا شود! در حالیکه راهبرد « تولید ثروت » با اافزایش ثروت و درآمد در جامعه امکان رفاه عمومی را ارتقا بخشیده و دولت می تواند با برنامه تکمیلی تامین اجتماعی برای اقشار آسیب پذیر زندگی آنانرا بهبود بخشد.

البته اجرای راهبرد « تولید ثروت » از سوی دولت تلاش اصلاحی فراوان می طلبد چرا باید فضای محیطی و محاطی کشور را برای سرمایه گذاری و تولید و کسب و کار به گونه اى مساعد و مناسب بسازد که ذوق و شوق تلاش و کار و تولید و پس انداز و سرمایه گذاری در آحاد شهروندان برانکیزد و همه تشویق و ترغیب شوند که نان از عمل خویش خورند و منت دولت نبرند، و دولت نیز به عنوان کارگزار و خادم ملت درآمد نفت را صرف سرمایه گذاری در زیربناهای تولیدی و توسعه ای کشور نماید. عرصه کنونی رقابت نامزدهای ریاست جمهوری در بحث های اقتصادی در دو گفتمان « تولید ثروت » یا « توزیع درآمد » قالب بندی شده است، و در انتخابات پیش رو هرایرانی رای دهنده باید میان ایندو راهبرد یکی را انتخاب کند. اگر از من به عنوان یک دانش آموخته اقتصاد و فعال سیاسی پرسیده شود: « انتخاب کدامیک؛ تولید ثروت یا توزیع درآمد؟» قطعا ترجیح و رای من راهبرد «تولید ثروت» و پیگیر اجرای آن یعنی روحانی خواهم داد.

جدول شاخص های کلان اقتصادی دولت های پس از انقلاب

منبع: نوروز


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.