سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

عبرتها و انتخابات در ایران

چکیده : هر چند در دوران سازندگی و اصلاحات و به اصطلاح عدالت محور و اکنون دوران تدبیر، تفاوتهای بنیادی مشاهده می شود اما بجز در یک دوره ۸ ساله شباهتهایی می توان یافت که اصل و محور آن هم پیشرفت و عزت و اقتدار نظام و جامعه و حرکت رو به جلو بوده ولی در آن ۸ سال تباهی و عقب گرد و غارت و جنجال و ضعف و حتی باج گیری دول ضعیف از این ملت بزرگ را شاهد بودیم. از اینروست که می گوئیم باید با جدیت وارد انتخابات شد و فردی را برگزید که آینده را تضمین نموده و امید به بهبودی بیافریند...


کلمه – علیرضا کفایی:

انتخابات در ایران فرآیندی پیچیده و مبهم دارد زیرا با پارامترهای شفاف و روشن تعریف نمی شود و عوامل ناشناخته و یا بی ربط بر آن تاثیر می گذارد؛ ضمن اینکه نیروهای دخالت کننده در آن همیشه بی طرفی ندارند و برخی هم اساساً قائل به رای مردم نیستند و مجریان و ناظران خود را بر آن تحمیل می کنند. علت اصلی هم این است که کار تشکیلاتی و حزبی به رسمیت شناخته نشده است و سر در گمی و ابهام همیشه وجود دارد حتی پس از انتخابات و تا سالهای بعد از آن ممکن است بعضی از مسائل به تدریج مشخص شود و معلوم گردد که آرای واقعی مردم به نفع قدرت و حاکمیت هدایت می شده و جامعه، زمان را از دست داده که برگشت به جای اول هم اگر نگوئیم ناممکن ولی پر هزینه خواهد بود. نمونه آشکار همان ۸ سال احمدی نژادی را می توان مثال زد که امروز آنانی که او را علم کردند و سینه چاکش بودند از وی تبری می جویند و نکاتی را مطرح می کنند که واقعاً مصیبت بار است، هر جند به آنان توصیه ها و تذکر داده شده بود اما نخوت و ترس از دست قدرت اجازه نداد که همان زمان به خطای خود معترف شوند و اکنون آیا عمری که از جوانان ستانده شده است و یا جبران آن همه خسارت ممکن است؟ و چه کسی باید پاسخگوی آن خطاهای به عمد باشد؟ آیا می توان داد ستاند؟ و دادگر چه کسی خواهد بود؟ و با مذهبی که دستمایه و ابزار و هزینه آن خطاها کردند چه باید گفت؟ و…. سوال بسیار است اما هیچ پاسخی نخواهند داشت که اگر هم توجیهی بجای پاسخ دهند سودی نخواهد داشت.! شد آنچه که نباید شد و متاسفانه صم بکم عمی بودند ولی از بصیرت بسیار شعارها دادند.

تاثیر انتخابات ریاست جمهوری بر زندگی فردی و اجتماعی و پیشرفت جامعه غیر قابل انکار است، نمی توان باری به هر جهت و بی تفاوت و بی خیال ماجرا شد. فردی که در قامت رئیس جمهور برگزیده می شود به حکم اندیشه و تفکری که دارد و نیز نوع شخصیت و اهتمامی که در حل و فصل مشکلات می نماید و راههایی که برای تعامل با دیگر ملل می گشاید و عزتی که پدید می آورد بسیار مهم و حیاتی است و تضمینی برای آیندگان و بر عکس اگر کسی در مسند قرار گیرد که دلخوش به روزمرگی و بر باد دادن ذخائر کشور و موجب ذلت و به قهقرا رفتن شود، آینده را از ملت گرفته است. نیم نگاهی به دوران مرحوم هاشمی و آقای خاتمی و محمود احمدی نژاد و این چهار سال گذشته دکتر روحانی می تواند تصویری از زندگی مردم و پیشرفت نظام و جامعه و رسیدگی و اهتمام کارشناسانه به امور اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و عزتمندی ارائه دهد.

هر چند در دوران سازندگی و اصلاحات و به اصطلاح عدالت محور و اکنون دوران تدبیر، تفاوتهای بنیادی مشاهده می شود اما بجز در یک دوره ۸ ساله شباهتهایی می توان یافت که اصل و محور آن هم پیشرفت و عزت و اقتدار نظام و جامعه و حرکت رو به جلو بوده ولی در آن ۸ سال تباهی و عقب گرد و غارت و جنجال و ضعف و حتی باج گیری دول ضعیف از این ملت بزرگ را شاهد بودیم. از اینروست که می گوئیم باید با جدیت وارد انتخابات شد و فردی را برگزید که آینده را تضمین نموده و امید به بهبودی بیافریند.

آینده بهتر و امید دادن به مردم و تعالی جامعه و عزت نظام و منافع ملی از دغدغه های اصلی و اساسی است که باید به آن پرداخته شود و هر شعاری که در این رابطه داده شود فقط شعار است و بس مگر اینکه به توسعه سیاسی و دغدغه دموکراسی در خلال آنها توجه جدی شود.

بدون از آزادی و برداشتن فضای امنیتی و محدودیتها و بدون از دموکراسی و توسعه سیاسی نمی توان در دیگر زمینه ها اعم از اقتصادی و اجتماعی و حتی اخلاقی و فرهنگی موفقیتی بدست آورد. دغدغه اصلی باید همین باشد که فضا باز شود و به توهمات و هراس افکنی های کاذب و بی اساس “می خواهند فتنه کنند” ” نفوذی هستند” و خودی و غیر خودی کردن بی توجه بود فلذا همین دغدغه آزادی و اختیار داشتن؛ اجباری را هم تحمیل می کند که مجبور به انتخاب یکی از میان دیگران برای ریاست جمهوری هستیم که آن دغدغه اصلی را مرتفع سازد.

و چه کسی را برگزینیم مقتضای عقل است و به خرد جمعی سپرده می شود. نباید در این برگزیدن “یکی از میان دیگران” برای ریاست جمهوری بسوی احساس و عاطفه میل کرد. خطری که متاسفانه در جامعه ما به حکم ایرانی بودن و شرقی بودن و مذهبی بودن پر رنگ است که در جای خود امتیازی ویژه برای ملت ماست اما در گزینش و آنهم جایگاه حساسی مانند ریاست جمهوری عواطف می توانند سهم مهلکی باشند و برخی که می دانند با رجوع به عقل و مسائل عقلایی میدان را واگذار می کنند، از این احساسات و عواطف مخصوصاً مذهبی سود می برند تا مردم را در انحراف انداخته و غباری ایجاد کنند تا تصمیم گیری و انتخاب از دایره عقل خارج شود. از مذهب مایه می گذارند و آنرا برای مقاصد دنیوی خود هزینه می کنند و عواطف و احساسات مردم را به شکلی نامعقول بر می انگیزانند. خوابهایی که از برخی در مورد ریاست جمهوری احمدی نژاد و ربط دادن این هیچِ جدای از مذهب بافتند و او را دولت امام زمان! معرفی می کردند و یا پوپولیست پر رنگ امروز که از امام هشتم علیه السلام که در میان جامعه مذهبی ما جایگاه ویژه ای دارد خرج کردن همان بازی با عواطف مذهبی و خطرناک است. اولین خطر به وهن دین و مذهب بر می گردد و سپس به نظام و مردم. جفایی که در طول تاریخ بر مذهب رفته است بر همین منوال بوده که صفویه نمونه بارز آن است. مذهبی تهی از شناخت. پنهان شدن پشت مذهب و امامان معصوم را دستمایه رسیدن به قدرت کردن عملی شیطانی و مذموم است و حرکت بر مدار عواطف مذهبی سرانجامی جز انحراف نخواهد داشت و ملت هزینه انحراف را یکبار داده است.

اکنون باید به خرد باز گردند و به خود متکی باشند و برنامه داشته باشند و دروغ هم نگویند و بر اساس ظرفیتهای سیاسی و بیشتر اقتصادی کشور برنامه ارائه دهند نه با عوامگرایی و یا بهتر بگوئیم فریب عوام از ایجاد اشتغال های نجومی و یارانه های نجومی تر و کارانه هایی در حد اقتصاد آمریکا و کانادا و ژاپن و چین و ….. سخن بگویند. کسی نیست بازخواست کند که بر چه اساس این توهمات را می گوئید که توهینی به ملت است اما می گوئیم مگر مذهب ندارید که این جنین دروغ می بافید و همچنان در کار فریب مردم هستید. مگر عبرت از سلف خود نگرفته اید؟

علاوه بر استفاده های سوء از عواطف مردم، امید آنها را هم نشانه گرفته اند. امید بزرگترین سرمایه اجتماعی برای حفظ یکپارچگی ملت است. می خواهند این امید را بستانند و جامعه را در حالت انفعال و نا امیدی قرار دهند که در آن صورت می توانند دنیا را داشته باشند هر چند آخرت سوزی کرده اند؛ و برای اینها همین دنیا مهم است و قدرتی که تصاحب می کنند!.

آنسوی ماجرا اما طور دیگری است، آنچه در خرداد ۹۲ بدست آمد نه یک رئیس جمهور که بازگشت عقلانیت و عزت بود. سر آغاز تغییری بود که در گفتار و کردار سیاسیون خود را نشان داد و دستگاه فرو افتاده دیپلماسی کشور توانست قامت راست کرده و خرد و عقلانیت خود را به رخ جهانیان کشد و این مرهون اندیشه منسجم اصلاح طلبی و ایستادگی اصلاح طلبان و در راس آن سید محمد خاتمی و ناگفته پیداست که پایمردی محصورین مهندس میرحسین موسوی و جناب کروبی و خانم رهنورد و هزینه ای که زندانیان سیاسی اصلاح طلب دادند فضایی را پدید آورد تا آرام آرام امروز شکل گیرد و از میان طوفانهای سهمگین و غبارهای خفه کننده تندروهای تکفیری و بی اندیشه، دکتر روحانی برگزیده شود و سره از ناسره مشخص گردد و اقتصاد در هم شکسته و متلاشی ایران که حاصل آن هشت سال محنت و رنج و ماجراجویی بود رو به بهبودی رود و شاخص های امیدوار کننده خود را نشان دهند. هر چند تا رونق اقتصادی فاصله داریم اما افق آینده امیدوار کننده است.

منصفانه باید گفت که دکتر روحانی این قفل فرو بسته را گشوده است و یاری مجدد مردم را می طلبد. نمی توان و خارج از عقلانیت است که در نیمه راه تنها بماند و برای اینکه به عقب بر نگردیم وظیفه حکم می کند که راه را ادامه داده و برای عزت و سربلندی دوباره ایران تلاش مضاعف کنیم. حق نداریم سکوت کرده و ملت را بخود واگذاریم و منافع عمومی را در خطر و در بحران قرار دهیم.

نیازی نیست حریف تخریب شود، همین که واقعیتها را برای مردم روشن کرده و امید را بر پایه تدبیر بنشانیم و عبرتهای گذشته را یادآور شویم اکتفا می کند که مردم خود بهتر می دانند کدامین خیر خواه است و کدامین بسوی سقوط می خواند.

حریف قدر نیست اما امکانات و مناسباتی دارد و نشان داده است که در دروغ و ریاکاری از هیچ چیز دریغ نمی کند و می بایست این هیمنه پوشالی را در هم شکست و آن روی چهره آن را نشان داد.

آنانکه مقابل دکتر روحانی ایستاده اند زخم خورده و در فکر انتقام هستند، آنان می دانند و می بینند که پایگاه اجتماعی و سیاسی خود را از دست داده و از هم گسسته اند، اصولگرایی را متلاشی و در حال فروپاشی می بینند که امکان ترمیم و یا جمع دوباره آن وجود ندارد و جمنا هم منهایش بیشتر شده است و در انتخابات ریاست جمهوری اهدافی را دنبال می کنند که در عالم سیاست غیر متعارف و غیر حرفه ای است. گرچه انتظار عمل سیاسی بخردانه از این گروه نباید داشت اما حتماً در میان اصولگرایان انسانهای منصف هستند و لازم است هشدار دهند.

رقیبان دکتر روحانی همان مسئولین احمدی نژادی را در ستادهای خود به صف کرده اند و همان شکل و شیوه عملکرد را از خود نشان می دهند. ظاهراً برای اینان مشکل فقط احمدی نژاد بود که به حرف رهبری گوش نداد و به این خاطر طرد شده است اما سیاستهای وی را قبول دارند و به نوعی اعلام می کنند و به آن روش عمل می کنند.

ما به اصولگرایان هشدار می دهیم که به جبهه خود هشدار لازم را دهند تا کشور با بحران مجدد و با خطر روبرو نگردد ولی خود هم باید به روشنگری برای آحاد جامعه بپردازیم.

محور فعالیت رقیب بر مسائل اقتصادی است و با ارائه آمارها و اخبار دروغ تلاش می کنند مردم را قانع کنند که وضعیت اقتصادی از ۸ سال پیش از روحانی بدتر شده است، از این بابت نگرانی خاصی نیست و دست این جماعت رو شده است و مردم تغییرات ملموس را مشاهده می کنند ولی تریبونهایی که در اختیار دارند و مخصوصاً صدا و سیما را باید افشا کرد و جانبداری اشان را به جامعه نشان داد.

فرقی نمی کند که رقیب رئیسی باشد یا قالیباف، همه در این گروه آزادی و امید مردم را هدف گرفته اند و متاسفانه اخلاق مداری در سیاست را رها کرده و همه چیز را قربانی رسیدن به قدرت می خواهند. البته حق دارند در میدان رقابت باشند و از قضای روزگار خیلی خوب شد که با همه توان و با افرادی به میدان آمدند که خلاصه و نتیجه اصولگرایی به شمار می روند ولی ملتزم به این باشند، که بعید است! هر چه مردم رای دادند بپذیرند.

آنچه مشخص است اصولگرایی خود را هزینه احمدی نژاد کرد و امروز هم با همان معیار به میدان آمده و همچنان بر آن روش عمل می کند، مردم از ۹۲ به این سو چند بار به این گروه پاسخ منفی داده اند و با اطمینان می توان گفت که این بار هم با طرد روبرو خواهند شد و امیدواریم هوچی گری در سیاست و ریشخندگری و تندروی برای همیشه از میان برداشته شود و امیدواریم همه کسانی که سخن راست گفتند و بر حق مداومت کردند و مظلوم واقع شدند و در حصر قرار گرفتند و در محدودیت بسر می برند و ممنوع از تصویر و بیان شده اند در حالی که این روزها را پیش بینی و گوشزد کرده بودند رفع حصر و محدودیت صورت پذیرد.

انتخاب مجدد دکتر روحانی به صلاح کشور است و تضمین کننده منافع ملی و بالندگی و عزت و سربلندی مردم و نظام و برداشت و قرائتی درست از دین است که دروغگویی را سبب تباهی می داند. آقای روحانی در مراسم تنفیذ در سال ۹۲ اشاراتی داشتند که همان را باید امروز از نو بخوانیم:

“مردم در انتخابات شگفتی‌آفریدند. بعد از این نوبت تکلیف ما مسئولان است که در همه سطوح نظام حقوق و تکالیف مردم را محترم بشماریم. حداقل انتظار مردم از دولت جدید، ایجاد ثبات در همه زمینه‌ها و رفع دغدغه‌ها و تنگناهایی است که کشور با آن مواجه است… توانمندی دولت در تقویت پایگاه اجتماعی آن و وفاداری به عهد و پیمان خود به مردم است… لازمه این پایبندی، صداقت و راستگویی است. ما اساس دینداری، ادای امانت و پایبندی به عهد و پیمان می‌دانیم. امیر مومنان علی(ع) گفته است؛ اصل دینداری امانت و وفا به عهد است…در آیین ما اساس دینداری ادای امانت و پایبندی به عهد و پیمان است؛ راستگویی سبب اصلاح امور و دروغگویی سبب تباهی کارهاست”.

“من دست میلیون‌ها ایرانی را به گرمی می‌فشارم و از تمام کسانی که به صندوق‌های رای آری گفتند، تشکر می‌کنم و امیدوارم که استحقاق اعتماد آن‌ها را داشته باشم. من سنگینی بار رای و تنفیذ را حس می‌کنم و تنها و تنها به خدا پناه می‌برم و از او خالصانه درخواست می‌کنم که این بنده حقیر خود از کبر و غرور و بخل و حسد رها و دور کند؛ از استبداد رای، عجله در تصمیم‌گیری و تقدم منافع شخصی بر منافع ملی و بستن دهان رقیبان به خداوند پناه می‌برم. از خداوند متعال می‌خواهم که فراموش نکنم آنچه را که بر پیشینیان رفته است”.

“بگذاریم که فضا و فرصت خدمت برای همه ایرانیانی که دل در گرو این مرز و بوم دارند، باز شود. بگذاریم که شایستگان به ملت خدمت کنند، بگذاریم سینه‌ها از کینه‌ها پاک شود، بگذاریم آشتی جای قهر و دوستی جای دشمنی بنشیند و بگذاریم که اسلام با چهره رحمانی ایران با چهره عقلانی‌اش، انقلاب با چهره انسانی‌اش و نظام با چهره عاطفی‌اش همچنان حماسه بیافریند”.

شب غارت تتاران همه سو فکنده سایه

تو به آذرخشی این سایه ی دیوسار بشکن


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.