سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مجری خشونت از مفتی خشونت دستور گرفته است...

مجری خشونت از مفتی خشونت دستور گرفته است

چکیده : جمعه‌ی نیمه‌ی شهریورِ۷۸ بود که مصباح با هشدار به «دگراندیشان و کسانى که در مواضع و اصول خویش تجدیدنظر کرده‌اند» از اعدام و ترور آنها دفاع کرد و گفت:«خشونت در حق کسی که قصد هتک حیثیّت مقدّسات اسلامى را دارد جایز و بلکه لازم است» ...


محمدجواد اکبرین:

دهم فروردین‌ماه خبر «تاکید مصباح یزدی بر آمدن رئیسی» منتشر و تایید شد.

دو روز بعد، پژمان‌فر، نماینده مشهد در مجلس به نقل از دبیرکلّ جبهه پایداری گفت که «باید درِ خانه‌اش رفت و به زور او را مجاب به این کار کرد».(خبرگزاری ملت).

اما برای فهمِ نسبت میان این دو نفر و این‌‌همه اصرار، کمی باید به عقب برگشت. تابستانِ ۱۸سال پیش که فصل داغِ مطبوعات در دولت خاتمی بود رهبری از مصباح یزدی خواست تا هر هفته، پیش از خطبه‌های نمازجمعه تهران سخنرانی کند.

جمعه‌ی نیمه‌ی شهریورِ۷۸ بود که مصباح با هشدار به «دگراندیشان و کسانى که در مواضع و اصول خویش تجدیدنظر کرده‌اند» از اعدام و ترور آنها دفاع کرد و گفت:«خشونت در حق کسی که قصد هتک حیثیّت مقدّسات اسلامى را دارد جایز و بلکه لازم است».

روزنامه‌ها این سخنان را نظریه‌پردازی و فتواسازی برای اعدام و ترورِ دگراندیشان دانستند و سعید حجاریان مهم‌ترین نقدِ آن روزها را بر «مُفتیِ خشونت» نوشت.

اندکی بعد مصباح، روزنامه‌ها را متهم کرد که چمدان دلار از سازمان سیا دریافت کرده‌اند. ۱۸بهمن‌ماه، حجاریان همراه با مدیران ارشدِ ۲۰روزنامه، خواستار احضار مصباح به دادگاه و اثبات این اتهام شدند؛ اما کمتر از ۴۰روز بعد سعید حجاریان ترور شد… آقای خامنه‌ای مدتی بعد به مصباح جایزه داد و او را در جایگاه «نظریه‌پرداز جمهوری اسلامی» نشاند.

این قصه سر دراز دارد؛ اما اینجا نقطه‌ی تلاقیِ مصباح دیروز و رئیسیِ امروز است:

مصباح، مُفتیِ خشونت است اما رئیسی فقط مُجری خشونت بود. پیش از تابستان ۶۷ تا امروز، ابراهیم رئیسی، نیّری، پورمحمدی و پیش‌تر از آنها ری‌شهری و حتی اسدالله لاجوردی، مُجریانِ خشونت‌ها و هزاران اعدام‌ بی‌محاکمه بودند نه مُفتیان آن. اگر پشتوانه‌ی مُفتیان نباشد، مُجریان مردّد و لرزانند و با بادِ منفعت می‌چرخند، مثل پورمحمدی که وقتی نامزد انتخابات شد نقش و حضورش در فاجعه‌ی ۶۷ را «کاملا دروغ» خواند (۱۴اردیبهشت۹۲) اما سه‌سال بعد «با افتخار» مسئولیتش را پذیرفت (۸شهریور۹۵).

انتخاب دیگری در راه است و اگر پیش‌تر، از نامزد می‌پرسیدیم: چرا در «اعدام بی‌محاکمه‌ی هزاران زندانیِ ۶۷» سکوت کردی؟ الان باید بپرسیم: چرا مرتکبش شدی؟

البته این فقط ما نیستیم که از «اصلاحات تدریجی و حرکتِ گام به گام» دفاع می‌کنیم؛ از قضا در طرفِ مقابل هم داستان جز این نیست! آنها هم حرکت‌شان با حوصله و گام به گام است؛ مصباح یزدی از ابراهیم رئیسی دعوت کرده تا نامزد شود و ائتلاف مُفتی و مجری اصلا اتفاقی نیست.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.