سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

گزارشی از طوفان توییتری مردم

چکیده :روز ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ شباهت زیادی به ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ داشت، سال ۸۹ مردم مطالبات خود را در خیابان فریاد زدند و امسال آنهایی که دسترس به شبکه های اجتماعی داشتند در توییتر و فیس بوک و اینستاگرام اعلام کردند که همچنان ایستاده اند. نوشتند که سرکوب و زندان از میدان به درشان نکرده و همچنان منتظرند، منتظر گشایش و پایان حصر و امیدوارند که بخش عقلانی حاکمیت صدای آنها را بشنود....


کلمه -گروه خبر: کسی نمی داند در این شش سال بر ما و آنها چه گذشت. بر ما که منتظر بودیم تا پیامی یا خبری کوچک از حال آنها بشنویم و آنهایی که شش سال تمام را در خانه شان محبوس بودند. طوفان توییتری به راه افتاد، جمله هایی که در لحظه نوشته می شدند گوشه ای بود از شرح آنچه بر ما گذشته است.

روز ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ شباهت زیادی به ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ داشت، سال ۸۹ مردم مطالبات خود را در خیابان فریاد زدند و امسال آنهایی که دسترس به شبکه های اجتماعی داشتند در توییتر و فیس بوک و اینستاگرام اعلام کردند که همچنان ایستاده اند. نوشتند که سرکوب و زندان از میدان به درشان نکرده و همچنان منتظرند، منتظر گشایش و پایان حصر و امیدوارند که بخش عقلانی حاکمیت صدای آنها را بشنود.

برخی گلایه کردند و بعضی دیگر هشدار دادند، به دولت وعده هایش را یادآوری کردند و به حاکمیت گوشزد کردند که تاریخ این ظلم را فراموش نخواهد کرد.

دختران میرحسین و رهنورد هم در این حرکت جمعی شرکت کردند و لحظه‌های آغاز حصر خانگی را روایت کردند.

زهرا و نرگس موسوی در روایت‌های خود، کوتاه و پرخبر خود نوشته‌اند:

*میرحسین: ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی. تاحال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده‌ایم ونه امید یاری آنها را داریم.

‏*زهرا رهنورد: اگر دو هزار سال هم بگذرد جز سربلندی کشور و آزادی و عدالت برای مردم آرزویی نداریم.

*جز خدا درخت توت خانه که به قول مادر خطاب به زندانبان، اگر “دار” هم میشد تاثیری در عزمشان نداشت، تنها شاهد آن تلخی‌ها بود.

*بی‌خبری‌های ٣-۴-۵-٨ ماه بطورمطلق. منع همه حقوق انسانی وشهروندی محصورین. قطع ملاقات، بازجویی، تهدید ما برای حتی خبری ساده از بی‌خبری‌ها.

*ورود به خانه. ‏بردن اسناد محرمانه – آثار هنری، عکس شخصی، کتاب و نوشته و سی دی، لپتاپ و موبایل. شام شادی مهاجمان در حضور والدین.

‏*از پشت میله‌های خانه زندان شده اختر و دو درب آهنی  هر روز تابنده‌ترید. هر لحظه دلتنگتریم. جای شما پیش ما و جای ما پیش شما سبز.

‏*مادر، خالق مجسمه مادر وارد هفتمین سال حبس خود شد. او به همراه پدرم  زندانی است.

‏*از نگاه محصورین اختر. ٢۵ بهمن ٨٩: آخرین تصویر ثبت شده  از حصر پیش از یورش ماموران امنیتی. ساعات اولیه حصر.

*‏٢۵ بهمن ٨٩ ساعت‌های اولیه حصر.. ون سفید ورودی اختر را می‌بندد. به خون غلتیدن شهیدان صانع ژاله و محمد مختاری.

*‏٢٩ بهمن٨٩، شبی بارانی، جوش دادن درهای آهنی بر سر اختر. نظاره ما و کودکانمان. حمله و توهین ماموران با صورت های ماسک‌زده.

*‏از روز ٢۵ بهمن ٨٩ تمامی راه‌های ارتباطی  و ورودی به خانه اختر بسته شد. هیچ توضیحی برای این حرکت مهاجمانه نبود.

‏*با همه جفاها امید کلید واژه اصلی محصورین و معیشت مردم و دوری از ماجراجویی‌های هزینه‌بر برای کشور و دروغ و فساد دغدغه اصلی آنهاست.

امکان انتشار تمام پیام‌های منتشر شده در فضای توییتر نیست، اما بخشی از آن‌ها را با هم می‌خوانیم:

-‏از صبح همان هجده بیانیه‌ی میرحسین موسوی خوانده شد. بارها و بارها. کدام کتاب و نوشته با آن خرج‌های میلیاردی چنین خوانده شده؟

‏-از اون روزی می‌ترسم که دیگه ندونیم چکار باید بکنیم تا جلوی پدیده‌هایی رو بگیریم که تو روی مردم یه سیاهی رو میگه سفیده.

‏-شاید توی یه چهار دیواری بین ستاره‌ها زندانی باشن. ‏اما هر دفعه که به آسمون نگاه می‌کنیم درخششون مسیر درست رو نشون‌مون میده.

-‏با هم صادق باشیم؛ بیش از همه ماییم که به رفع‌ حصر نیازمندیم؛ ادامه یا پایان غیرطبیعی حصر شکست اخلاقی کمرشکنی برای نسل ماست!

-‏شاه حداقل جرات برگزار کردن دادگاه هرچند فرمایشی و نمایشی برای مصدق داشت

‏-‏از آزادی اگر گفتی بدان امروز در حصر است …‏اما فریاد آزادی خواهی ما …‏تا ابد در عرش است .

-امید و زندگى، کلید واژه هاى جنبش سبز بودند و هستند. ‏امید هست که با رفع حصر دوباره زندگى سبز بشه..

-‏نصرالله ترابی، نماینده شهرکرد، تنها نماینده‌ای بود که پس از عاشورای ۸۸ در نطقش از میرحسین حمایت کرد و دفترش به آتش کشیده شد. او در نطق خود در مجلس این شعر را هم خواند. گرگ‌ها خوب بدانند در این ایل غریب / گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز.

-‏خواست تا هر کدام از ما یک رسانه باشیم.

-‏اصلا من ربات! ‏اما آن سه نفری که امشب وارد هفتمین سال حصر و حبس می شوند، انسانند. آزادشان کنید.

‏-‏در کتاب تاریخ مدرسه بزرگترین مشکل نظام قبلی رو سرکوب و زندانی کردن منتقدین و مخالفینش عنوان میکردید. الان اسم کار خودتون چیه؟

-‏آخرین روز اومد و در جواب خواهش ما برای ادامه‌ی انتشار روزنامه‌ی کلمه گفت: دوست ندارم قطره‌ای خون از بینی کسی بیاد

-‏این سه نفر به ما یاد دادن که حیات یک کشور مهمتر ازاصرار به درخود ماندن و پشت کردنه. همین چندماه پیش. آزادی دراین کشور حقشونه

-‏مخاطب ما فقط مسولان خودمون هستند. ‏دسترسی بهشون نداریم. ‏از این طریق می‌گیم: “لطفا حصر بشکنید”. ‏نه عنادی داریم نه تبلیغی علیه نظام

-‏همه “ایران” را تبدیل به زندان کرده‌اید. ‏حداقل به حصرهای خانگی پایان دهید

-‏شش سال پیش همچین روزی تهران بوی گازاشک‌آور و خون می‌داد. ‏شش سال همچین روزی ون سفید ابتدای کوچه اختر را بست.

-شنیدم جناب توکلی فرمودن اگر محصوران محاکمه شوند حکمشان اعدام است! به نظر میرسه همه تو این نظام قاضی هستن برای حذف رقیب

-‏بیانیه‌های میرحسین شبیه پیش‌گوییه… امروز رو پیش‌بینی می‌کرده.

-‏بعد ۲۲ خرداد سبزی انگشت‌هایمان آبی شد از بس که برگه‌های بازجویی را مهر و موم کردیم

-‏همسر شهید باکری: حصر جز هزینه برای نظام و ایجاد شکاف بین مردم نتیجه دیگری ندارد

-‏شب‌ها خواب میدید که بهش روزنامه می‌دهند، خواب درخت روزنامه

-‏بعد ۶ سال یهو اون درا باز شه میرحسین و کروبی و رهنورد بیان بیرون، قول می‌دیم شادیمون تو دلمون نگه داریم که هیچ کی ناراحت نشه.

-‏میرحسین موسوی همان کسی هست که مخالفانش توان اداره یک نانوایی را ندارند… پلاسکو ثابت کرد.

-‏همه بدانند عزیزان در حصر و آنچه گفته و کرده‌اند جزئی جدایی‌ناپذیر از هویت اصلاح‌طلبی است.

-‏خانه‌ی دوست کجاست؟ ته کوچه‌ی اختر، همون جا که پنجره‌هاش میله کشیدن همون جا که خورشید توش زندونه.

-‏هیچوقت ۱۳ آبان ۸۸ رو فراموش نمیکنم. ‏داشتن ما رو میزدن. ‏وقتی گفتن کروبی اومد.‏ملت به سمتش دویدن انگار یک پدر یک حامی اومد.

‏-‏هربار از میدون مادر که رد میشید یادتون بیاد که خالقش زندانیه.

-‏هربار از کنار ساختمون فرهنگستان هنر که رد میشید یادتون بیاد که میرحسین تو خونه ش زندانیه.

-‏هیچ کس نمیدونه این شش سال تو اون دو تا خونه واقعا چه گذشته.

-‏یه روزی میاد که داستان اون روزها میره تو کتاب ها و بچه ها می خوانند و میگن مگه میشه مگه داریم.

-‏می‌ترسم که حصر پابرجا بماند، روحانی رای نیاورد، نرسیده به سال ۱۴۰۰ دنبال کارهای مهاجرت باشیم.

-‏خبر آمدشما دو نفر ماه‌ها دور از هم در اتاقی جداگانه محبوس بودید، سال‌های بعد شاید روزی برسد که بفهمیم در سکوت ما بر شما چه گذشت.

-‏شما فریاد سکوت ما شدید تا بیست و پنج بهمن ۸۹ که بر در خانه‌تان قفلی زدند و پنجره‌ها را با میله‌های آهنین محصورتان کردند.

-‏ماده قانونى حصر چیست؟ زور و دیگر هیچ.

-‏شنیدم رهنورد موقع ازدواج به میرحسین گفته بوده من آدم یکجا نشینی نیستم… حالا شش سال است خانه نشین شده که عهد نشکند

-‏سال ۸۹ یک پسر نوزده ساله را آوردند اوین. در شهر جدید پردیس گرفته بودنش.شعارنویسی کرده بود: میرحسین جونمه/ رییس‌جمهورمه.

-‏آقاى روحانى، مهم ترین و سخت ترین سوالى که در ایام انتخابات ٩۶ پیش رو دارد، وعده تحقق نیافته و مسکوت رفع حصر است

-‏رفع حصر، رفع یک قانون شکنى و رفع یک بى اخلاقى بزرگ است.

-‏کارنامه ۳۸ ساله می‌خوای؟ همین حصر.همین ممنوع‌الفلانی. همین زندانها. همین اعدام‌ها. همین ما که هر شب باید یه دردمون و جار بزنیم.

-‏۷سال گذشت. ‏همه برگشتیم خونه. ‏یه عده‌ی خاک شد خونه‌شون؛ ندا و سهراب و… ‏یه عده ۶-۷ سال اوین شد خونه‌شون؛ تاجزاده و نبوی. ‏دو جا هم حصر شد خونه.

-منتظری از بهشت کوچه اختر رو نیگا میکنه زیر لب با لهجه اصفهانی میگه:‏همینِس آبرو، همینِس.

-‏گفتم شاید در جریان نباشید، اما شش‌سال گذشت.

-‏شیش سال گذشت و فهمیدید در قبال کشور و مردم حداقل از خودتون شفقت بیشتری دارن. آزادشون کنید.

-به موسوی حمله شد چون برخلاف خواست حاکمیت و فضای مهندسی‌شده، تاکید داشت که فردی «انقلابی» است. می‌دانستند برای کاسبی نمی‌آید.

-من بچه هایی رو دیدم شعار رفع حصر می دادن که شش سال پیش دوازده سالشون  بوده. مثل رود زنده و رونده ایم.

-ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده‌ایم ازعنوان “راه” استفاده می‌کنیم تا توفیق‌هایی که درهرمرحله به دست میآوریم پایان کار ندانیم.

-نزدیک دوسال است که روی مجسمه مادر میدان «مادر» را پوشانده اند. حال ما هنگام عبور از میدان را چه می کنید؟!

-مگه مجرم نیستن؟ مگه قوه قضاییه کمپلت متعلق به خودتون نیست؟ چرا حصر؟ محاکمه کنید. علنی. به زعم خودتون عادلانه.

-با رفع حصر اتفاق نمیوفته ولی دست کم میتونیم احتراممون رو به کسانی که پشتمون رو خالی نکردن نشون بدیم.

-بزرگ‌ترین خواسته‌ی خیلی از ما موقع شرکت کردن در انتخابات چهار سال قبل تحقق دو کلمه بوده: رفع حصر.

-وقتی کسی کار بی منطقی مثل حصر_خانگی انجام میده بعدش مرتب مجبوره متوسل به کارها و حرف‌های بی‌منطق‌تر بشه تا کارشو توجیه کنه!

-حصر کسی که خواستار اجرای بی‌تنازل قانون اساسی بود، تیر آخر بود به قلب قانون اساسی و آرمان‌های انقلاب ۵۷ و مشروطه و هرچی هست.

-رفع حصر یعنی پیروزی همه. یعنی پیروزی تمام کسانی که به فکر آینده ایران هستند. در رفع حصر کسی بازنده نیست. همه برنده اند.

-جامعه ما نیازمند وحدت ملیه و یقینا سرمایه‌هایی که می‌تونن به برقراری این وحدت کمک کنند محصورین هستند. از ظرفیت‌هامون استفاده کنیم.

-می دانید بیشتر از حصر چه چیزی ترس اقتدارگرایان از مشروعیت عمومی و حتی حقوقی محصوران را نشان می دهد؟ تن ندادن به برگزاری دادگاه.

-گفتند خط قرمز ما مردمند.

-امروز ۲۵ بهمن، ۲۱۹۲ روز از زندانی غیرقانونی و غیرانسانی که به آن حصر می‌گویند می‌گذرد.

-به روحانی رأی دادم چون وعده‌ی رفع حصر داده بود. وعده‌ای که نه محقق شده و نه توضیح شفافی دادند که تاکنون چه کردند.

-دردناک نیست که بعدازگذشت بیش از۳۰سال ازانقلاب، دوباره دغدغه مردم مواجهه با بازتولید همان مناسبات پادشاهی و اینبار به نام دین باشد؟

-اگر عدالتخانه در کار بود کسی بدون محاکمه در دادگاه عادل به حصر خانگی نمی‌افتاد.

-طوفان توئیتری ما پیام صلح است.

-امید که در این هنگامه همدلی، دلی بلرزد، قلمی بلغزد و حصر بشکند و همدلی قوام و دوام یابد. خدای بزرک این پیام بخش بزرگی از جوانان سرزمین من است.

-آقای روحانی مهمترین و سخت ترین سوالی که در ایام انتخابات ۹۶ پیش رو دارد وعده تحقق نیافته و مسکوت رفع حصر است.

-سال ها گذشته، معلم تاریخ معاصر سر کلاس مشغول درس دادنه و میگه: میرحسین موسوی رهبر جنبش سبز ایران.

-ما وجدان داریم، وجدان بیدار ما در حصر است.

-منشور حقوق شهروندی شامل ثلاثه محصوره می شود؟

-آن موقع ها هشتگ نبود، رو اسکناس ها با خودکار سبز مینوشتیم ما بیشماریم.. بی انتظار لایک.

-تداوم حصر؛ ادامه یک کینه تلخ علیه یک حق انسانی، یعنی زندگیست. هفت سال حصر یعنی تغییر یک نسل…

-و مردی که از خوب سخن میگفت در حصار بد به زنجیر بسته شد. چرا که خوب فریبی بیش نبود و بد بی حجاب به کوچه نمی شد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.