سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

پایان گزارش را اعلام کنید لطفا!

چکیده : آن روز دبیر شورای عالی امنیت ملی گفت: «نمی‌توانیم درباره موضوع حصر صحبت کنیم و گزارش آن را بدهیم» چون گزارشِ ناگفتنی این بود که: حصر، تاوانِ ایستادنِ تمام‌قد در برابر آن «صحنه‌آرایی خطرناک» است. شش‌سال تاوان برای گفتنِ «چرا» به جای «چَشم» کافی نیست؟ پایانِ گزارش را اعلام کنید لطفا!...


محمدجواد اکبرین

کمتر از هشت‌ماه پیش در راهپیمایی روز قدس، خبرنگاری به سراغ علی شمخانی (دبیر شورای عالی امنیت ملی) رفت تا از او درباره‌ی سرنوشتِ موسوی، رهنورد و کروبی بپرسد؛ شمخانی پاسخ داد: «نمی‌توانیم درباره موضوع حصر صحبت کنیم و گزارش آن را بدهیم». (خبرگزاری ایلنا) چرا شمخانی (که به صراحتِ لهجه معروف است) توانِ هیچ صحبت یا گزارشی را از حصر نداشت؟

همزمان با آغاز اعتراضات هشتادوهشت، دو منطق رو به روی هم قرار گرفت؛ یکی منطق آیت‌الله خامنه‌ای که همان سال از کسانی نالید که «هتک آبروی نظام در مقابل ملت‌ها را نادیده می‌گیرند و مسئله کهریزک یا کوی دانشگاه را قضیه‌ی اصلی قلمداد می‌کنند.» (چهارم شهریورماه) بعدها هم به زبان‌های مختلف بر این منطق تاکید کرد: «البته در حاشیه و گوشه و کنار یک حادثه‌ی بزرگ، ممکن است مسائلی روی داده باشد که گاه یک نفر مظلوم یا ظالم واقع شود اما در هر حال نباید مسئله‌ی اصلی بخاطر این مسائل گم شود». (هفتم مردادماه نودودو)

درست در مقابل این منطق، کسانی بودند که جنایت و ظلم را به هیچ‌وجه «حاشیه و گوشه و کنار» نمی‌خواندند بلکه خواست و جانِ مردم را متن ماجرا می‌دانستند و ساده کردن صورت مسئله را برای کاستن از حجم عظیم آن فاجعه‌ی اخلاقى، حقوق بشرى، سیاسى و دینى تحمل نمی‌کردند. با همین منطق بود که میرحسین موسوى در آن بیانیه نوشت: «به یاد دارید که در عاشورای سال گذشته با عزاداران معترض چه کردند؟ آنها را از پل‌ها به پایین انداختند، با ماشین از روی پیکر بی‌دفاع آنان گذشتند، سینه‌ی مالامال از عشقشان را هدف گلوله قرار دادند و آنگاه بی‌شرمانه عکس‌العمل مردم خشمگین را با نمایش ناقص و گزینشی در رسانه‌هایشان، شورش دست‌نشانده‌های استکبار نامیدند و فریاد وا اسلاما سر دادند!»

اکنون شش‌سال است که صاحبان منطقِ «مردم ترازوی نظام‌اند نه برعکس» در حصرند.

آن روز دبیر شورای عالی امنیت ملی گفت: «نمی‌توانیم درباره موضوع حصر صحبت کنیم و گزارش آن را بدهیم» چون گزارشِ ناگفتنی این بود که: حصر، تاوانِ ایستادنِ تمام‌قد در برابر آن «صحنه‌آرایی خطرناک» است. شش‌سال تاوان برای گفتنِ «چرا» به جای «چَشم» کافی نیست؟ پایانِ گزارش را اعلام کنید لطفا!


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.