سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

کشور در و پیکر ندارد

چکیده : مهدی کروبی را چون نتوانستند ساکت کنند زندانی‌اش کردند در حصری که حالا هفتادویک‌ماه از آن گذشته... صادق لاریجانی بعدها از شدت عصبانیت از برخی اعتراض‌ها و پیگیری‌ها در سخنرانی‌اش گفت که اجازه نمی‌دهد این وضع ادامه پیدا کند و پرسید: «مگر کشور در و پیکر ندارد؟» یاد پاسخ على شریعتى به سید ابراهیم میلانى افتادم؛ روحانیِ دون‌مایه‌ای که نانِ فامیلى‌اش با آیت‌الله سید هادى میلانى (مرجع تقلید) را مى‌خورد و شهرت‌اش در این بود که بر هر منبرى به شریعتى بد و بیراه بگوید تا اینکه یک روز نوار سخنرانى‌اش را به دکتر رساندند که با حمله به «اسلام‌شناسىِ» شریعتى مى‌پرسید: «مگر خر تو خر است که هر کسى درباره‌ى اسلام نظر دهد؟» دکتر هم در پایانِ جوابی مفصل به سخنان او [که در کتاب «نامه‌ها» منتشر شده] نوشت: «پرسیده‌اید مگر خر تو خر است که هر کسى… و البته خودِ شما بهتر مى‌دانید که هست!» ...


محمدجواد اکبرین

هفت سال پیش در چنین روزهایی، نامه‌ی مهدی کروبی در نقد صادق لاریجانی منتشر شد؛ او در این نامه نوشته بود: «امروز می‌بینم آقای لاریجانی قضاوت را رها کرده و در کار سیاست شده و به جای رسیدگی به امور قضایی نطق‌های سیاسی ایراد می‌کند. اینچنین بود که تصمیم گرفتم با شما مردم شریف ایران سخن بگویم…باشد که آقای لاریجانی گمان نکند که با این شاخ و شانه کشیدن‌ها مهدی کروبی به کُنجی می‌خزد و از میدان به در می‌رود… تاسف باید خورد که جایگاه و کیفیت دستگاه قضا در این مملکت به جای آنکه به مرور زمان سیری صعودی بیابد، سیری نزولی پیدا کرده تا بدانجا که امروز در رأس این قوه فردی قرار گرفته که صرفنظر از سواد علمی، نه سابقه‌ای اجرایی و قضایی در ایشان سراغ می‌توان گرفت و نه سابقه‌ای انقلابی… ای کاش آیت‌الله لاریجانی به جای چنین سخنانی سخیف و سیاسی کمی به وضعیت قضا و عدالت در کشور می‌پرداخت و پرونده‌ی کهریزک را سامان می‌داد و مرگ مشکوکِ پزشک وظیفه‌ی آنجا را پیگیری می‌کرد [که پس از ارائه‌ی گزارشی از داخل زندان کهریزک ناگهان درگذشت]…ای کاش به جای این سخنان ایشان تحقیق می‌کرد که در زندان‌های جمهوری اسلامی بازجوها از چه ادبیاتی در بازجویی‌های خود استفاده می‌کنند؛ ادبیاتی که تازه آزادشدگان از زندان، بازگو می‌کنند…»

مهدی کروبی را چون نتوانستند ساکت کنند زندانی‌اش کردند در حصری که حالا هفتادویک‌ماه از آن گذشته… صادق لاریجانی بعدها از شدت عصبانیت از برخی اعتراض‌ها و پیگیری‌ها در سخنرانی‌اش گفت که اجازه نمی‌دهد این وضع ادامه پیدا کند و پرسید: «مگر کشور در و پیکر ندارد؟» یاد پاسخ على شریعتى به سید ابراهیم میلانى افتادم؛ روحانیِ دون‌مایه‌ای که نانِ فامیلى‌اش با آیت‌الله سید هادى میلانى (مرجع تقلید) را مى‌خورد و شهرت‌اش در این بود که بر هر منبرى به شریعتى بد و بیراه بگوید تا اینکه یک روز نوار سخنرانى‌اش را به دکتر رساندند که با حمله به «اسلام‌شناسىِ» شریعتى مى‌پرسید: «مگر خر تو خر است که هر کسى درباره‌ى اسلام نظر دهد؟» دکتر هم در پایانِ جوابی مفصل به سخنان او [که در کتاب «نامه‌ها» منتشر شده] نوشت: «پرسیده‌اید مگر خر تو خر است که هر کسى… و البته خودِ شما بهتر مى‌دانید که هست!»

حالا هفت‌سال بعد از نامه‌ی مهدیِ کروبی، صادق لاریجانى باید دریافته باشد که «کشور در و پیکر ندارد» که اگر داشت سرمایه‌های سرزمینِ آبرومندى مثل ایران در حصر و حبس و ردصلاحیت و انزوا نبودند تا نوبت به امثالِ او برسد.

منبع: کانال تلگرامی نویسنده


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.