سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

خشونت و عصبیت کلامی و نجس سیاسی

چکیده :غلامحسین غیب پرور، فرمانده جدید سازمان بسیج واژه جدیدی به نام «نجس سیاسی » را خلق کرده، و ظاهرا سابقه این واژه نیز به خود ایشان باز می گردد. به نظر می رسد رییس جدید همچنان اصرار به ادامه راه و اشتباهات رییس قبلی دارد و یا گمان می کند با گرفتن موضع صریح و سریع نسبت به رهبران جنبش سبز می تواند جایگاه بهتری در سطح کلان سیاسی برای خود بیاید، بدون توجه به اینکه سطوح میانی بسیج و سپاه پاسداران نسبت به بسیاری از مواضع این دو سازمان نگران و موضعی غیر همدلانه دارند. اما نکته مهم تر آن است که پشت این گفتار موجی از خشونت و عصبیت نهفته شده است، زیرا قطعا رده های نظامی کودتای ۸۸ بهتر از همه می دانند که میر حسین موسوی بر مدار حقیقت موجی آفرید که بنیان های فساد را در جامعه تکان داد مهم تر آنکه مشخص است که در دل این خشونت کلامی، خشونت فیزیکی و حذف مخالفان نیز وجود دارد....


کلمه- مرتضی طالقانی

غلامحسین غیب پرور، فرمانده جدید سازمان بسیج واژه جدیدی را به نام «نجس سیاسی » را خلق کرده است، و ظاهرا سابقه این واژه نیز به خود ایشان باز می گردد. به نظر می رسد رییس جدید همچنان اصرار به ادامه راه و اشتباهات رییس قبلی را دارد و یا گمان می کند با گرفتن موضع صریح و سریع نسبت به رهبران جنبش سبز می تواند جایگاه بهتری در سطح کلان سیاسی برای خود بیاید، بدون توجه به اینکه سطوح میانی بسیج و سپاه پاسداران نسبت به بسیاری از مواضع این دو سازمان نگران و موضعی غیر همدلانه دارند، واقعیت آن است که نگارنده نتوانست منظور دقیق «نجس سیاسی » را متوجه شود. آیا منظور فرمانده تازه ظهور کرده همان مفهوم برخورد های بایکوت وار دهه ۵۰ بین مذهبی ها و مارکسیست ها در زندان های پهلوی می باشد؟ اگر چنین است و رهبران جنبش سبز در بین عموم جامعه طرد شده و بایکوت شده هستند که دو راه حل برای اثبات این موضوع وجود دارد یکی آنکه اجازه داده شود عقاید آنها در عموم جامعه نشر یابد و آزادانه بتوانند اعلام موضع کنند تا عیار هر فردی معین گردد و یا اینکه درحداقل و منطقی ترین حالت دادگاهی برای محصورین برقرار گردد تا به سنت حکومت پهلوی حداقل بتوانند توضیح خود را از وقایع در بایگانی ها ثبت و ضبط کنند، تا تاریخ ایران قضاوت کنند که در ورای حق و باطل چه کسانی ایستاده اند.

اما نکته مهم تر در این واژه خلق شده آن است که پشت این گفتار موجی از خشونت و عصبیت نهفته شده است، زیرا قطعا رده های نظامی کودتای ۸۸ بهتر از همه می دانند که میر حسین موسوی بر مدار حقیقت موجی آفرید که بنیان های فساد را در جامعه تکان داد مهم تر آنکه مشخص است که در دل این خشونت کلامی، خشونت فیزیکی و حذف مخالفان نیز وجود دارد البته خشونت کلامی منحصر به نظامیان نیست شاید این خشونت در میان جامعه و حتی روشن فکران هم به نوعی موجود است.

مطالبات انباشته شده جامعه در دل خود موجی از خشونت و بحران های اجتماعی را حمل می کند، خشونت در حال حاضر در جامعه ایران فراگیر شده است و هر روز به نوعی خود را بروز می دهد، این خشونت کلامی می تواند در آینده اسلحه ای شود در دست تمامی جامعه تا مجاز باشند به راحتی یکدیگر را حذف کنند، جامعه ایران باید در استانه مدارا و رفع خشونت قرار بگیرد، مدیران جامعه خواسته یا ناخواسته به خشونت در میان جامعه دامن می زنند، به جامعه نگاه کنیم نمایندگان مجلس وقتی می خواهند با یکدیگر حرف بزنند انگار با یکدیگر دعوا دارند؛ راننده با مسافر، کارمند با مراجعه کننده به ادارات، سریال‌های تلویزیونی، فیلم‌های سینمایی، اخبار و… همه به نوعی اشاعه دهنده خشونت است. از کلام خشونت آمیز، خشونت عملی آفریده می‌شود. باید مراقب جامعه باشیم از دل واژه های نسنجیده مانند نجس سیاسی تنها و تنها جامعه ای پر از تعارض و دشمنی برون می آید. جوامعی که فقط گروه ها و نیروهای متعارض و جدای ازهمدیگر را در درون خود جای دهد، لزوما دارای احساس مشترک نیستند و نسبت به همدیگر دارای روابط خصمانه و دشمنانه هستند. بر حسب شرایط زمانه، یکی از این نیرو ها بر سایر نیروها غلبه پیدا کرده است. این غلبه نیز از نوع هژمونی(Hegemony) که مد نظر آنتونی گرامشی بود نیست. یعنی پذیرش فرهنگی و پذیرش درونی از طرف همه آنها صورت نگرفته است. درواقع آنچه که غلبه پیدا می کند، سیف(شمشیر) و قدرت است و دیگرانی که از قدرت برخوردار نبوده مجبور به‌سکوت اختیار کردن هستند.

جامعه ایران در حال گذار از یک «جامعه چند پاره» به یک جامعه متکثر و دارای حس مشترک است. جامعه ای که با وجود تفاوت‌ها و تضادها دارای یک وحدت در زیست عمومی هستند و یک حیات عمومی مشترک دارند. جامعه مدنی در همچنین شرایطی شکل خواهد ‌گرفت. چون صرف وجود نیروهای مختلف در جامعه نمی‌تواند جامعه مدنی را تشکیل دهد. جامعه مدنی وقتی شکل گرفت تفاوت های نسلی و جنسیتی و قومی و … را سرکوب نمی‌کند، بلکه شهر جایی برای بازنمایی تفاوت ها، تخالف ها، و تکثر آنهاست. حتی ممکن است که هر کدام از گروه‌ها خودش را به قدرت برساند، اما این قدرت دیگر قدرت سرکوبگر نیست. بلکه این قدرت حاصل نوعی از توافق مدنی بین گروه‌های مختلف اجتماعی است. و به معنای آن نیست که هویت‌های مختلف در صدد ابراز خودشان در مدینه بر نمی‌آیند. بلکه بر اساس یک پیمان مشترک است که ابراز وجود می کنند، و این نوع از ابراز وجود، همان مشروعیت است. کسانی که می خواهند با واژه سازی برای خود پرنسیپ سیاسی ایجاد کنند ناخواسته مشروعیت خود را در جامعه زیر سوال برده اند. افسوس باید خورد که یک مسئول نظامی مشاورین دقیقی در کنار خود ندارد که جای تعامل را به او نشان دهند و بیاموزانند که ستیز در جامعه پیش از آنکه خاصیت سیاسی داشته باشد حیات مشترک را زیر سوال می برد، روی صحبت با کسانی است که چنین افرادی را در چنان جایگاهی قرار می دهند و سعی در کنترل انها دارند .


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.