سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

وحدت یا تفاهم

چکیده :حوزویان خصوصاً تندروهای آن لازم است برتری جویی و زیاده خواهی و دخالت بیمورد در امور دانشگاه را رها کنند و اگر می خواهند این تفاهم ادامه داشته باشد و محکمتر شود حقوق دانشجو و دانشگاه را رعایت نمایند و بدون شک داشگاه هم همینطور. وحدت دانشگاه و حوزه یک وحدت حقیقی و واقعی نیست و تنها تفاهم و ائتلافی از روی اضطرار است و هر دو می بایست بر تقویت این تفاهم همت گمارند. جای بحث در وحدت دانشگاه و حوزه بسیار است و جزئیاتی وجود دارد که هر یک در جای خود می تواند عامل گسست و یا تقویت باشد ولی این مقال فقط کلیت موضوع را در نظر داشته و از ورود به جزئیات خودداری شد. ...


کلمه – علیرضا کفایی:

به نام خدا

یکی از خطاهای فاحش در فهم وحدت؛ تفسیر و تاویل های ناقص از آن است. معمولا در بحث وحدت بطور عام (در هر موضوعی که منظور باشد) با برداشتی سطحی و تا اندازه ای منافی با مقصود اصلی توجه میشود و از عمق مطلب و موضوع خارج و عوام پسندانه طرح می گردد و به همین خاطر بیشتر مقصود اصلی حاصل نمی‌شود و گاه نتیجه عکس بدست می آید.

بحث از وحدت را باید در موضوع خاصی که مورد نظر است کاملاً تبیین و هدف و مقصد نهایی آن را مشخص نمود، ضمن اینکه می بایست توجه داشت که نوع وحدت در مسایل مختلف مانند امور اجتماعی، اقتصادی، علمی، مذهبی و ….. با یکدیگر متفاوت است.

وحدت در اموری که به نحوی به مسائل اجتماعی و حقوقی بر می‌گردد وحدتی حقیقی و واقعی نیست بلکه نوعی قرارداد و یا مفاهمه‌ای برای دفع خطر و زیان احتمالی و حصول پاداش و منفعت مقطعی است مخصوصاً وقتی اهداف و خاستگاه سیاسی در بین باشد.

در اینگونه موارد شاید بهتر باشد تفاهم را بکار بریم و از همان اصطلاح ائتلاف استفاده کنیم. بدین صورت وحدت در اینگونه مسائل که رنگ و بوی اجتماعی دارند خاصه آنکه ممزوج به امور سیاسی و برای اغراض حزبی باشند گرچه ممکن است در ظاهر از واژه وحدت سود برده شود ولی در واقع به شکلی از ائتلاف و با دستورات و قراردادهای مشخص تکیه شده است که با تخطی هر یک از طرفین، تفاهم و ائتلاف صورت گرفته خود به خود کن لم یکن تلقی می گردد.

بطور کلی وحدت در مسائل اجتماعی و امور مستحدثه از روی اجبار و نیاز و اضطرار است و چنین وحدتی نمی تواند حقیقی باشد زیرا هرگاه آن جبر و یا نیاز و اضطرار از میان برداشته شد آن وحدت هم از میان می رود.

نباید خلط مبحث کرد و وحدت در چنین اموری را با وحدت حقیقی اشتباه گرفت بعنوان مثال در وحدت ارگانیک، بدن انسان مجموعه واحدی را تشکیل می دهد و در عین آنکه مداوم در حال تحول و تبدل و اجزای آن چندین و چند بار عوض می شود اما همواره کلیت این مجموعه ثابت است و می توان این مجموعه باز و در حال نوسان را موجود واحدی شمرد و این وحدتی حقیقی و واقعی است.

وقتی از وحدت شیعه و سنی سخن به میان می آید همان خطای فاحش در فهم وحدت و تفسیر ناقص از آن رخ داده است، چگونه می توان قائل به وحدت شد در حالی که در مواردی یکدیگر را لعن و نفرین می کنند و یا کینه توزانه در کمین یکدیگر نشسته اند. فی الواقع وحدت ایجاد نمی شود بلکه از روی جبر و نیازی که اضطراراً حادث می شود در برابر دشمن بیرونی لازم است که به تفاهم و ائتلافی برسند و نا گفته پیداست که هر یک از طرفین می بایست از برخی نظرات خود عقب نشینی کنند و این وسط قراردادی منعقد است (هر چند نانوشته) ولی متعهد به آن هستند و اگر جز این باشد زیان بیشتر خواهند دید.

اصطلاح وحدت حوزه و دانشگاه به همین منوال است البته از نظر شکلی تفاوت دارد اما در هر حال اضطرار و جبر و نیاز در این وسط حاکم است و همان تفاهم و یا ائتلاف و با مسامحه می توان گفت وحدت صوری نامیدن آن وافی به مقصود است و واضح است که باید برای دفع خطر احتمالی این مفاهمه ایجاد و تاکید شود زیرا سودی که از آن برده می شود قابل اعتنا است.

با این تعبیر می توان به این حقیقت رسد که وحدت میان حوزویان و دانشگاهیان شکلی از تفاهم و قراردادی است و بدلیل نیازی که وجود دارد و از روی اجبار و اضطرار است و باید به لوازم و مفاد قراردادی چنین مفاهمه هایی (هر چند نانوشته) پایبند بود و به مقصد و هدف نهایی آن اندیشید.

بدیهی است در صورتی که هر یک از طرفین زیاده خواهی و یا برتری جویی داشته باشد و به لوازم و ملحقات مفاهمه پایبند نباشد و یا از برخی اصول و فروع تفاهم عدول نماید و یا حقوق یکدیگر نادیده انگاشته شود چه بخواهیم و چه نخواهیم اصل موضوع تخطئه شده و در مقابل یکدیگر قرار خواهند گرفت.

در سالهای اخیر هر دو طرف خطاهایی داشته اند و از یک منظر برخی از تندروهای حوزوی خطای بیشتری مرتکب شده اند بطوری که دانشگاه را مطابق میل و خواست خود خواسته اند و خواسته اند از بالا و با دید سروری در دانشگاه نظر بیندازند و دلیل اصلی هم این است که چون حکومت را مذهبی می دانند و حاکمیت بدست حوزویان است خود را صاحب می دانند و دانشجو و دانشگاه بدلیل ماهیت تخصصی در علوم و خدماتی که به جامعه ارائه می دهد و نقشی که ایفا می کند زیر بار نمی رود، و این به معنای این نیست که دانشگاهیان تصمیم خاصی گرفته اند که بدین شکل عمل کنند بلکه از آنجا که پاره ای از مفاد مفاهمه نقض شده است لذا نتیجه قهری آن مفارقه است.

حوزویان خصوصاً تندروهای آن لازم است برتری جویی و زیاده خواهی و دخالت بیمورد در امور دانشگاه را رها کنند و اگر می خواهند این تفاهم ادامه داشته باشد و محکمتر شود حقوق دانشجو و دانشگاه را رعایت نمایند و بدون شک داشگاه هم همینطور.

در پایان یک بار دیگر یادآور میشود که وحدت دانشگاه و حوزه یک وحدت حقیقی و واقعی نیست و تنها تفاهم و ائتلافی از روی اضطرار است و هر دو می بایست بر تقویت این تفاهم همت گمارند.

جای بحث در وحدت دانشگاه و حوزه بسیار است و جزئیاتی وجود دارد که هر یک در جای خود می تواند عامل گسست و یا تقویت باشد ولی این مقال فقط کلیت موضوع را در نظر داشته و از ورود به جزئیات خودداری شد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.