دلنوشته مادر برای سهراب: تا زندهام نخواهم گذاشت اندیشه سبزت را به سیاهی تباه کنند
چکیده :روز ۲۵ خرداد که از منزل با شعار رای من کو به خیابان رفتیم، در میدان انقلاب به سمت میدان آزادی تو را گم کردم. شش سال از آن روز گذشته و در حال حاضر انتخاباتی دیگر برگزار می شود که تو در کنار ما نیستی تا همراهمان باشی. عقیده تو احترام به صندوق رای و انتخابات آزاد بود....
پروین فهیمی، مادر سهراب اعرابی از شهدای جنبش سبز، با انتشار یادداشتی خطاب به او در سالروز تولدش، دغدغه این شهید راه آزادی برای انتخابات آزاد و سالم را یادآوری و تاکید کرد که در این شش سال هیچ ارگانی پاسخگوی مرگ فرزندش نبوده است.
به گزارش کلمه، مادر سهراب اعرابی در بخشی از یادداشت خود آورده است: روز ۲۵ خرداد که از منزل با شعار رای من کو به خیابان رفتیم، در میدان انقلاب به سمت میدان آزادی تو را گم کردم. شش سال از آن روز گذشته و در حال حاضر انتخاباتی دیگر برگزار می شود که تو در کنار ما نیستی تا همراهمان باشی. عقیده تو احترام به صندوق رای و انتخابات آزاد بود.
پروین فهیمی دیروز در همایش انتخاباتی اصلاح طلبان شرکت کرد تا حمایت خود را از ایشان ابراز کند.
متن دلنوشته این مادر در آستانه سالروز تولد فرزند شهیدش سهراب اعرابی را در زیر بخوانید:
به نام آنکه هستی را آفرید
سهرابم پسرم تولدت را به دلیل نزدیکی به روز هفتم اسفند ( برگزاری انتخابات خبرگان و مجلس) چند روزی زودتر برگزار می کنم. چون می دانم یکی از دغدغه هایت شرکت در انتخابات آزاد و مشارکت بیشتر مردم و تضمین سلامت آرا بود.
به یاد می آورم در روز ۲۵ خرداد آخرین بار که از منزل با شعار رای من کو به خیابان رفتیم. در میدان انقلاب به سمت میدان آزادی تو را گم کردم. شش سال از آن روز گذشته و در حال حاضر انتخاباتی دیگر برگزار می شود که تو در کنار ما نیستی تا همراهمان باشی. عقیده تو احترام به صندوق رای و انتخابات آزاد بود.
سهراب عزیزم
در آستانه تولدت من همراه مردم آزادیخواه ایران همانند تو صندوق رای را محترم دانسته و آن را یک راه مسالمت آمیز مدنی می دانم و به آن احترام می گذارم.
فرزندم سهرابم
از روزی که تو را گم کردم تا روزی که پیدایت کردم ۲۶ روز گذشته بود، بعد از آن دوباره برایم متولد شدی. هر چند از روزی که تو با بلوز و سربند و مچ بند سبزت فریاد سبز آزادی برآوردی اما هنوز باید زمانی بگذرد تا سیاه دلان به حقانیت صدای تو و دیگر جوانان همانندت پی ببرند. طی این ۶ سال بودند کسانی که سبز بودنت را انکار کردند، اما قسم خورده بودی که رأیت میرحسین موسوی بوده و از آن دفاع می کردی. همچنانکه در دنیای مجازی در یاهو ۳۶۰ نوشته بودی رأی من میرحسین موسوی است و یا در تمام فیلمها و عکسهایی که در زمان تبلیغات قبل از انتخابات سال ۱۳۸۸ و همچنین بعد از آن از تو به جامانده و توسط مردم به دستم رسیده همگی نشان از سبز بودنت دارد. اما نمی دانم چه اصراری دارند که تو را سیاه و سفید نشان دهند.
عزیز دلبندم
به یاد می آورم زمانی را که هنوز پیکر نازنین کشته شده ات را نیافته بودم، به خوابم آمدی با لباس و سربند و مچ بند سبزت اما با دندانهایی شکسته که در خواب فریاد می زدم سهرابم بر تو چه شده؟ تو را شکنجه کرده اند؟ پاسخ تو دو جمله در گوشهای راست و چپم بود. مامان اشکالی ندارد. مامان میگم اشکالی ندارد. با این دو جمله چه پیامی به من دادی؟ این پیام را که خودت راهی را انتخاب کردی که همانا راه درست همه آزادیخواهان بود. آزادیخواهان راهی را انتخاب می کنند که برای رسیدن به اهدافشان به آن اعتقاد و ایمان دارند.
سهرابم
می دانستی در راهی قدم گذاشتی که احتمال دستگیری، کشته شدن و دیگر هزینه ها را خواهد داشت. اما با پذیرش این خطرها با جمعیت میلیونی مردم همراه شدی.
فرزندم سهراب عزیزم
می دانم در راهی که رفتی به دنبال منفعت های شخصی نبودی و پیگیر منافع عموم مردم بودی و از کسی حمایت می کردی که به راستی و انسانیتش ایمان داشتی و باز هم می دانم راه من را نیز تو انتخاب کردی.
جوان سرو سبزم
۶ سال گذشت اما هنوز هیچ ارگانی پاسخگوی من نبوده است. تا زمانیکه زنده ام نخواهم گذاشت سبزی اندیشه ات را به سیاهی تباه کنند. به امید برآورده شدن سه آرزوی سبزت
سلامتی همه خانواده
سلامتی مردم ایران در تمام نقاط
زندگی کردن همه با هم با صلح و دوستی و دموکراسی
اسفند ۹۴














