«صبر فعال» در برابر «حقّ منفعل»
چکیده :ردصلاحیتها، قطعهای از تصویر پازلیست که میخواهد «اصلاحطلبیِ منفعل و بیآینده» را به جامعه نشان دهد؛ اما «صبر فعال» این پازل ظالمانه را به هم میریزد. اگر مشارکت در انتخابات با ممکنترین فهرست و نه لزوماً مطلوبترینِ آن، بتواند راه را بر حرامیان و تحریمیان و بسترسازانِ انفعال سیاسی و اجتماعی ببندد یا در حد ممکن ناهموار کند چرا نباید با نارضایتیِ توأم با شکیبایی در انتخابات شرکت کرد؟ میمانَد این نقد که مشارکت در انتخابات، زمینهی سوءاستفادهی آیتالله خامنهای را فراهم میکند تا «حقالناس» را بیش از پیش تحریف کند و بار دیگر بگوید که مردم و حتی مخالفانش به دعوت او آمدهاند و نظامِ مطلوب او را تایید کردهاند. این نقدِ تلخ البته وارد است اما عقلانیت، عدالت و حُرمتِ ایران و ایرانی عزیزتر از آن است که به خاطر بازیگریِ این و آن با کلمات و سوءاستفادهی آنها کنار گذارده شود. از قضا تحمل کینه و کنایهی أئمّهی جور هم بخشی از همان «صبر فعال» است....
کلمه – محمدجواد اکبرین:
سرانجام شورای نگهبان با پشتیبانی تمام عیار آیتالله خامنهای، دُرست در زمانی که پایان بیش از ۳۵۰۰ روز تحریمِ محنتبار علیه مردم ایران اعلام میشود ردصلاحیت هزاران تن از همان مردم را برای نامزدی در انتخاباتِ پیش رو اعلام میکنند تا مبادا خیرخواهانِ این مرز و بوم گمان کنند که عقلانیت در سیاست خارجی، تاثیری در عدالت و سیاست داخلی دارد و امیدوار شوند که چیزی به نام حُرمت «حقالناس» واقعیت دارد و تنها یک شوخیِ تلخ نیست.
در این میان، کسانی که رفتار و مواضع رهبری و شورای نگهبان را مورد نقد حقوقی، اخلاقی، شرعی و عرفی قرار میدهند اگرچه سخنانی درست را تکرار میکنند و بر قواعد و حقایقی پافشاری میکنند که اصرارِ سازمانیافتهای بر انکار آنها وجود دارد اما به این گفتمانِ «حق»مدارانه (حق، هم به معنای حقوقیاش و هم به معنای حقیقتخواهی) نباید اکتفا کرد.
به عبارت دیگر، وقتی علیرغم اصرارِ جامعه و خیرخواهان بر ضرورتِ مراعات حقوق مردم و حقایق جاری در کشور، اتفاق دیگری میافتد و بیشرمیِ حاکمان و پارهای از مقتضیات زمان به «انفعال حق» میانجامد «کار دیگر»ی میباید تا حقگویان و حقخواهان بر انجام آن همت گمارند و آبرو بگذارند؛ غرض این یادداشت، پاسخی در حد بضاعت به این پرسش است که آن «کار دیگر» چیست؟
بار دیگر در شرایطی قرار گرفتهایم که حتی انتخاب دولتی نزدیکتر به تأمینِ عقلانیت نیز نتوانسته گِره نقض هدفمندِ حقوق بشر را باز کند و پروندههای «حبس و حصر» در دست همان کسانیست که پروندههای «حذف» در دست آنهاست و بر سرنوشت «صلاحیت نامزدهای انتخابات» همان میرود که بر سرنوشت «سلامتِ انتخابات» در سال ۸۸ رفت. این شرایط، پیشتر در دوران اصلاحات هم تجربه شد و ردصلاحیت بیش از سههزار نامزد انتخابات مجلس هفتم، دستاوردهای بزرگ دولت اصلاحات در فرهنگ، سیاست، امنیت و اقتصاد را هدف گرفت و اهدافی مشابه اهداف این روزها را دنبال کرد تا به برآوردن دولت محمود احمدینژاد انجامید؛ دولتی که مهمترین فرازهای کارنامهاش عبارتند از: فهرست اختلاسها و فساد اقتصادیِ بینظیر در تاریخ کشور، تحریمِ ۹ساله و بیاعتباری دیپلماتیک ایران و سرکوب خونینِ مطالبات مسالمتآمیز مردم در سال ۸۸ و پس از آن.
آن محنت اما عبرتی با خود داشت که در این روزهای دشوار، بسیار به کار میآید!
در تجربهی پیشین وقتی «حق» مردم، محروم و مهجور ماند و منفعل شد بسیاری از ما نیز منفعل شدیم و صحنه را به قهر رها کردیم و ناخواسته در آنچه طی این سالها بر ایران و ایرانی گذشت شریک شدیم و این اشتباهی تاریخی در برابر یک محنتِ تاریخی بود و حالا زمان مناسبیست تا با عبرتی تاریخی، آن خطا را جبران کنیم. جانِ ماجرا اینجاست که شما وقتی از چنین وضعیتی ناراضی و خشمگین هستید اما با شکیبایی، «ممکنترین و عقلانیترین» مسیر را برای مهار حکمرانیِ ظالمانه و رسیدن به حکمرانیِ عادلانه دنبال میکنید، صبورانه از انفعال و بیعملی فاصله گرفتهاید و بر جهانتان تاثیر گذاشتهاید. این همان گوهریست که آن را «صبر فعّال» میخوانم و گمان میکنم اگر «تواصوا بالصبر» در کنار «تواصوا بالحق» ننشیند خطر یأس و انفعال و بیعملی، ما و «عصر»مان را تهدید میکند.
بر این تأکید باید افزود که ردصلاحیتها، قطعهای از تصویر پازلیست که میخواهد «اصلاحطلبیِ منفعل و بیآینده» را به جامعه نشان دهد؛ اما «صبر فعال» این پازل ظالمانه را به هم میریزد. اگر مشارکت در انتخابات با ممکنترین فهرست و نه لزوماً مطلوبترینِ آن، بتواند راه را بر حرامیان و تحریمیان و بسترسازانِ انفعال سیاسی و اجتماعی ببندد یا در حد ممکن ناهموار کند چرا نباید با نارضایتیِ توأم با شکیبایی در انتخابات شرکت کرد؟
میمانَد این نقد که مشارکت در انتخابات، زمینهی سوءاستفادهی آیتالله خامنهای را فراهم میکند تا «حقالناس» را بیش از پیش تحریف کند و بار دیگر بگوید که مردم و حتی مخالفانش به دعوت او آمدهاند و نظامِ مطلوب او را تایید کردهاند. این نقدِ تلخ البته وارد است اما عقلانیت، عدالت و حُرمتِ ایران و ایرانی عزیزتر از آن است که به خاطر بازیگریِ این و آن با کلمات و سوءاستفادهی آنها کنار گذارده شود. از قضا تحمل کینه و کنایهی أئمّهی جور هم بخشی از همان «صبر فعال» است.













