سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

منابع آگاهی های فقیه عالیقدر

چکیده : مرحوم آیت الله منتظری در طول زندگی سیاسی و علمی خود با مخالفان و منتقدانی مواجه بود که برای نقد او یا مخالفت با او در پی دلیل و سند نمی گشتند، بلکه تصوراتی را در ذهن خود شکل می دادند و به عنوان نظراتی که برآمده از اسناد و مدارک متقن است، به ذهن و فکر دیگران، به ویژه افراد ساده نگر و زود باور منتقل می کردند، در صورتی که می توانستند او را مانند همه اندیشمندان و بزرگان علم، از روی افکار و اندیشه هایش که پشتوانه رفتار و کردار او هم بود، نقد کنند...


کلمه – مصطفی ایزدی:

شش سال پیش در چنین روزهائی، مردم بسیاری، پیکر بزرگمردی از اولیاء الله را در حرم حضرت معصومه (س) به خاک سپردند که در عالم سیاست و در حوزه دانش و اندیشه، از استثناهای روزگار خویش بود. مردی از خانه اش تا حرم کریمه خاندان رسالت، بر دوش صدها هزار از مومنین و مومنات، تشییع شد که در وصفش هزاران گفته پیش می آید و اگر فضای گفتن ها بازتر از امروز شود، از هزاران بیشتر، به نقد و نظر پیرامون افکار و اعمال او خواهند پرداخت.

کشاورز زاده ای که یکسره از پنج سالگی تا هشتاد و هفت سالگی درس خواند و مبارزه کرد و به دیگران هر دو را آموخت، دنیا ذره ای او را فریب نداد و هیچ گامی برای علم آموزی و ستم ستیزی برنداشت که از رنج خویش گنجی مادی به دست آورد. او بی ریا و پرتلاش، هزینه پرداخت کرد که به مردمی که دوستشان می داشت و نیز به کل انسان های ذی حق زندگی شرافتمندانه، خدمت کند. وی در این راه، نه چشم از کتاب برداشت و نه دست از حق طلبی. شش سال پیش در چنین روزهائی، حسینعلی منتظری فرزند علی، از جهان فانی رهید و به دنیای باقی رسید. رحمه الله علیه.

***
مرحوم آیت الله منتظری در طول زندگی سیاسی و علمی خود با مخالفان و منتقدانی مواجه بود که برای نقد او یا مخالفت با او در پی دلیل و سند نمی گشتند، بلکه تصوراتی را در ذهن خود شکل می دادند و به عنوان نظراتی که برآمده از اسناد و مدارک متقن است، به ذهن و فکر دیگران، به ویژه افراد ساده نگر و زود باور منتقل می کردند، در صورتی که می توانستند او را مانند همه اندیشمندان و بزرگان علم، از روی افکار و اندیشه هایش که پشتوانه رفتار و کردار او هم بود، نقد کنند. بالاخره این مرد شریف و عزتمند، شاگردان بسیاری پرورش داد که امروزه از اکابر علمای حوزه و از رجال سیاسی جامعه محسوب می شوند. این ها هر کدام چه بسا در ادامه مطالعات خود و در گردش روزگار به دیدگاه ها و اندیشه های جدید رسیده باشند که با آموزه های استادشان نه تنها در یک راستا نباشد که در تقابل هم باشد، همین ها می توانستند دست مایه فراوانی برای نقد کردن و مخالفت ورزیدن با آن مرحوم باشد. اما وقتی این گونه چهره ها و شخصیت ها، به سکوت درباره او می گذرانند، کسانی که نه او را می شناختند و نه حتی یکبار او را دیده اند، قلم به دست می گیرند و علیه او قلمفرسائی می کنند که جز نارواگوئی و دشنام دادن، نام دیگری نمی توان بر آن گذاشت.

آیت الله منتظری روزگاری طولانی – در حدود ۲۰ سال – خانه نشین بود که منتقدان و مخالفان او، قرار نانوشته ای داشتند که هرگز پیش او نروند، اما همچنان یک طرفه به او و اطرافیانش بد بگویند و علیه او بد بنویسند. در بدگوئی و بدنویسی هم، شرط ادب، شرط فراموش شده ای بود. پس می توان همه چیز گفت و همه چیز نوشت هرچند که از اساس دروغ و کذب باشد. معلوم نیست در کدام صحیفه شایسته یا بر کدام لوح پاکی نوشته اند که اگر درباره رفتار و گفتار کسی، سخن مغایر داری، اول نزد او برو، از رفتار و گفتارش بپرس، اگر قانع نشدی، آن را به رسانه ها بده تا به افکار عمومی بسپارند. و نیز معلوم نیست در کدام صحیفه شایسته و یا بر کدام لوح پاکی نوشته اند که هرکس می تواند انسان مسلمان و به خصوص اگر دانشمند و مبارز با جهل و جفا باشد، را به هر قیمتی بکوبد و شخصیت او را ملکوک کند و بر عزت و عزتمندی او بتازد؟

و نیز معلوم نیست، چرا برای از میدان به در کردن یک منتقد مصلح و یک اندیشه ورز صالح، کسانی وارد میدان می شوند که حاضر نیستند، گوشه ای از دفاعیات وی را در کنار افتراهای خود بنویسند و بگویند و علیه او فضاسازی کنند؟

بعید است که روش و رفتار مخالفان مرحوم آیت الله منتظری که در ۲۰ سال مذکور، باب روز بود و مدیست های سیاسی نان به نرخ روز خور، از آن پیروی می کردند در قاموس انقلاب اسلامی، حتی سطری در تعریف آن وجود داشته باشد. شاید این دلاوران عرصه ناسزاگوئی در فصلی از یک نوع انقلاب اسلامی که از اوائل سال ۴۲ تا اوائل سال ۵۸، هیچ کس در پی آن نبود، سراغ داشته باشند که مجتهدی بزرگوار و فقیهی عالیقدر را می توان برای رضای خدا و البته رسیدن به بهشت دنیا، هتک کرد و نگذاشت کسی از این بی راهه ها انتقاد نماید. به یقین در مانیفست انقلاب اسلامی سال ۵۷ که مردم برایش خون دادند و رنج کشیدند، چیزی به نام جواز بدزبانی علیه هیچ انسان و هیچ عالم دینی و هیچ مرجع تقلید و هیچ ستم ستیزی وجود ندارد.

***
روزها گذشت و هر روز نسبتی ناروا به کسی که او را برای جانشینی بعد از رهبر فقید انقلاب انتخاب کرده بودند، دادند. روزی گفتند از منزلش چندین وانت نوار مبتذل و مستهجن به دست آمده است. روزی گفتند او آگاهانه از قاتلان و توطئه گران حمایت کرده است. روزی گفتند او فراموشکار شده و به حواس پرتی دچار گشته است. روزی گفتند که او طبق دستورات دشمنان اسلام حرکت می کند، روزی گفتند او علیه مردم و ارزش های مردم سخن می گوید و … روزی گفتند که او اطلاعات و آگاهی هایش را از کسانی می گیرد که فرزندش را به شهادت رسانده اند. مخالفان فقیه عالیقدر و مجاهد بزرگوار، آنقدر این گفته های ناروا و اظهارات بی اساس را تکرار کردند تا به مخاطبان خود بقبولانند که راست می گویند. اما چه سود که مردم فهمیده و آگاهان به مسائل روز چنین اکاذیب را قبول نکردند و امروزه در فقدانش به یاد او و نام او احترام می گذارد تا جائی که بسیاری از مخالفان و منتقدان او به این توجه و آگاهی رسیده اند که از گذشته خویش فاصله بگیرند و بر مزارش فاتحه ای بخوانند و یادش را گرامی بدارند.

باری، یکی از سخنان و ادعاهای بی اساسی که در سال های خانه نشینی حضرت آیت الله منتظری، فراوان و بی وقفه، برای تخریب چهره و شخصیت والای وی در جراید و رسانه های مجازی متعلق به مدعیان اصولگرائی می نوشتند، این بود که افراد ضد انقلاب و منحرف و توطئه گر، برای این که آن بزرگمرد را رو در روی نظام و امام قرار دهند، به او خط می دادند و آگاهی هایش را به انحراف می کشاندند.

مخالفان مرحوم آیت الله، برای این ادعای خود هیچگونه سند و مدرکی ارائه نکرده اند. من در این نوشته می خواهم کذب بودن ادعای آن ها را برملا کنم و برای تاریخ و نیز برای آگاهی نسل جوان بنویسم که آیت الله العظمی منتظری به دلیل کثرت ملاقات کنندگانی که از اقشار گوناگون مردم و نیز از مقامات ریز و درشت مملکت داشت و تا پایان سال ۶۷ به طور مرتب به دیدارش می شتافتند و برای سخن گفتن با آن مجتهد و آزاده بزرگ از یکدیگر سبقت می گرفتند، به موضع گیری منتقدانه علیه آنچه در جامعه می گذشت، دست یافت. او سنگ صبوری بود که هر کس در هر مسولیتی که بود، با وی درددل می کرد و مشکلات و مصائب جاری جامعه و گرفتاری های درون حاکمیت را با آن مرد دلسوز در میان می گذاشت. آیت الله منتظری با حوصله و صبر کم نظیری که داشت هر روز، عده ای از مقامات و دسته جات مردم را به حضور می پذیرفت و پای گزارشات مهم و اهم آنان می نشست و دلسوزانه و مدبرانه، آنان را در رفع مشکلاتشان کمک می کرد.

فقیه عالیقدر، چه در مدتی که او را قائم مقام رهبری می شناختند و چه سال های پیش تر از آن، دیدارکنندگان فراوانی داشت که از هر دسته و قشری بودند. حتی او منتقدان وضع موجود و اعضای احزاب و گروه های منزوی را نیز می پذیرفت و حرف هایشان را می شنید و راهنمائی شان می نمود.

پس از آن که ایشان از عنوان قائم مقام رهبری فاصله گرفت و در منزل به مطالعه و درس و بحث مشغول بود، روزی خدمتشان رسیدم و از وی سوال کردم : آیا کسانی که مدت هاست به شما بد و بیراه می گویند و در رسانه هایشان به شما دشنام می دهند، خواستند به دیدارتان بیایند، آنان را می پذیرید؟ ایشان در پاسخ من فرمودند: من از آمدن هیچکس، حتی مخالفان و دشمنان خودم در این جا ممانعت نمی کنم. هرکس با هر تفکر و منشی که خواست پیش من بیاید، حرف هایش را بزند و حرف های من را بشنوند، می تواند بیاید در این اتاق بنشیند و با من حرف بزند. ایشان در توضیح سخن خود فرمودند من در مطالعه زندگی و سیره معصومین (ع)، از پیامبر (ص) تا کل ائمه (ع) هرگز به نمونه ای برخورد نکردم که از ورود فردی، هرچند کافر و بی دین، به دیدن شان جلوگیری نمایند. ما هم پیرو آن بزرگواران هستیم و بهترین راه برای ایجاد الفت و محبت بین خود و دیگران همان است که در سیره معصومین(ع) وجود دارد (نقل به مضمون). با این روش و منش، از فقیه عالیقدر، شخصیتی ساخته می شود که انسان های فهمیده و پاکدل از او تمجید می کنند.

***
نگارنده، در راستای بررسی زندگی مرحوم آیت الله العظمی حسینعلی منتظری که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ایران آغاز شد، به جمع آوری و یادداشت کردن نکاتی پرداخت که به نظر می رسید روزی برای مستند کردن رفتار و کردار آن مرد بزرگ، سودمند خواهد بود.

هرچند بسیاری از نوشته ها و یادداشت هایم، به دلائلی که فعلا جای گفتن آن نیست، در شرایط خاص پس از خرداد ۸۸ به دست مخالفان او افتاد و من از بهره مندی آن ها محرومم، اما با مراجعه به جراید آن روزها – یعنی سال های بین ۵۷ تا ۶۷، نگاهی اجمالی به ملاقات های ایشان انداختم و بعضی از گزارشات دیدارهای آن حضرت را یادداشت کردم. از آنجا که پس از کناره گیری ایشان از رهبری آینده نظام، مخالفان او، اظهارنظرهای وی را ناشی از دیدار با اغیار اعلام می کردند، من در این نوشته، کسانی را که با او ملاقات داشته اند – در یک برهه بسیار کوتاه چندین ماهه – معرفی می کنم. اگر این ها اغیار هستند و به او خط داده اند، معلوم می شود بیگانگان و مخالفان نظام تا زوایای حاکمیت نفوذ داشته اند و ما نمی دانستیم. اگر افراد و دسته جات که نام می برم، از دلسوزان و مقامات خدمتگزار مردم و انقلاب بوده اند، مخالفان ایشان، توبه کنند و به جبران اظهارات نادرست خویش برآیند.

اینک فهرست کسانی را که در مدتی کوتاه به دیدار فقیه عالیقدر پیش از دوران قائم مقامی آمده بودند، و – به تعبیر مخالفان – به ایشان خط می دادند، تقدیم می کنم. با این یادآوری که این اسامی را از روزنامه های کیهان و اطلاعات آن زمان استخراج کرده ام:

رئیس سازمان بازرسی کشور، مدیران مراکز صدا و سیما، سید محمد باقر حکیم، رئیس بنیاد شهید، سفیر جمهوری اسلامی ایران در لبنان، جمعی از پزشکان متخصص ایرانی خارج از کشور، سرپرست اوقاف و امور خیریه، دکتر عباس شیبانی نماینده تهران، نماینده امام در کردستان، جمعی از ائمه جمعه شهرستان ها، سید رضا زواره ای، سفرای ایران در بنگلادش و امارات، معاون اداری و مالی وزارت خارجه، محسن رفیقدوست، معاون نخست وزیر، امام جمعه رشت، فرمانده پایگاه حضرت سید الشهدا، سفیر ایران در ترکیه، عده ای از قضات و اعضای دادسرای دادگاه مبارزه با منکرات، دانشجویان ایرانی آزاد شده از زندان آلمان، آیت الله محمدی گیلانی، رئیس شهربانی کل کشور، وزیر مشاور، سرپرست سازمان برنامه و بودجه، وزیر علوم، رئیس بانک مرکزی، نماینده امام در هلال احمر، عده ای از اعضای اتاق بازرگانی، نماینده آیت الله منتظری در هند، اعضای ستاد تبلیغات بازگشائی دانشگاه ها، نماینده امام در ستاد انقلاب فرهنگی، امام جمعه بوشهر، آیت الله مجدالدین محلاتی، مدیر و اعضای واحد سیاسی ایدئولوژیک نیروی دریائی ارتش، جمعی از طلاب حوزه علمیه قم، فرمانده سپاه و فرماندهان قرارگاه های عملیاتی، وزیر کار، وزیر سپاه، رئیس دیوان عدالت اداری، استاندار کرمان، ائمه جمعه گنبد کاووس و کرمان و ابهر، شورای مرکزی ائمه جمعه (آیات الله: مشکینی، ملکوتی، طاهری اصفهانی، خاتمی). فرمانده کل و چندتن از فرماندهان ژاندارمری، نماینده تبریز، سرپرست سازمان حج و زیارت، نمایندگان امام در سپاه، نماینده مردم طبس و گون آباد، فرمانده سپاه منطقه ۳ و امام جمعه خور و بیابانک، ائمه جمعه خراسان، وزرای آموزش و پرورش و کار و پست و تلگراف و تلفن و مشاور، سرپرست بهزیستی، فرمانده سپاه، شورای مرکزی جهاد سازندگی، سفرا و کارداران ایران در پاکستان و سوریه و رومانی و بلژیک و سوئیس و مجارستان و شوروی، امام جمعه کاشان، نماینده امام در سپاه، دادستان کل انقلاب و دادستان های مرکز دهگانه سپاه سراسر کشور، حاکم شرع دادگاه های انقلاب اسلامی مرکز، نماینده ایشان در اتحادیه دانشجویان ایرانی مقیم اروپا، ائمه جمعه ساری و فیروزآباد و قیر و کازرون و اسفیدواجان و قرچک و ورامین و قوچان، گروهی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، وزیر خارجه لیبی و سفیر لیبی در تهران، نماینده امام در حج، نماینده تبریز در مجلس ، وزیر و معاونین آموزش عالی، نماینده امام در جهاد، مسوولین بازسازی مناطق جنگ زده، سفیر ایران در سوریه، امام جمعه رفسنجان، عضو مجلس خبرگان، قائم مقام وزارت خارجه، ائمه جمعه بروجن و پیربکران، نمایندگان بابلسر و بندپی و اردستان و درود و سلسله و دلفان و ارومیه و خلخال، رئیس دادگاه ویژه دانشگاه، اعضای ستاد برگزاری سمینار اسلام و مستضعفین، پرسنل شهربانی کل کشور، اعضای انجمن اسلامی صنف بارفروش و میادین تهران، نایب رئیس مجلس عالی شیعه لبنان، نماینده امام در کشورهای خلیج فارس، رئیس دادگاه انتظامی قضات، مشاور عالی رئیس جمهور، ائمه جمعه زنجان و رشت و بوشهر و رامهرمز و کرج و بابلسر و مبارکه و خرامه و قهدریجان و داران و ساوه، فرزندان مرحوم شیخ عباسعلی اسلامی، گروهی از معلمین امور تربیتی تهران و یزد و میبد و گیلانغرب، جمعی از بسیج عشایر تاکستان و گیلانغرب، کارکنان کارخانه قدس اصفهان، تعدادی از اهالی طبس، تعدادی از دانشجویان دانشگاه مازندران، عضو فقهای شورای نگهبان، نمایندگان ایشان در دانشگاه های تهران و الزهرا (س)، استاندارد اصفهان، شورای سپاه منطقه قم، جنتی عضو فقهای شورای نگهبان، وزیر صنایع سنگین، وزیر و معاون وزیر کار، اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، امام جمعه آبادان، ظهیرنژاد نماینده امام در شورای عالی دفاع، نمایندگان استان همدان و قائم شهر و سوادکوه و سراوان در مجلس شورای اسلامی، فرمانده نیروی دریائی، سفرا و کارداران ایران در کشورهای اطریش و فرانسه و کانادا، ائمه جمعه قائمشهر و ساوه و بهبهان و دهبید و شیراز و دولت آباد اصفهان و زرقان فارس و اسلام آباد غرب، جمعی از پرسنل ارتش و سپاه پاسداران و بسیج و شهربانی و ژاندارمری. گروه های زیادی از کارگران و معلمین شهرستان ها، دانشجویان چند دانشگاه، محمد یزدی و حسن روحانی و دکتر هادی نجف آبادی (نمایندگان مجلس)، دادستان فارس، فرمانده عملیات نیروی هوائی، ائمه جمعه و جماعات آذربایجان شرقی و غربی و روحانیون اهل سنت، دانشجویان دانشکده افسری، امام جمعه مشهد و تبریز و زاهدان و خلخال و بوشهر و ایرانشهر، رئیس مجلس انقلاب اسلامی عراق (هاشمی شاهرودی)، اعضای هیات پزشکی حج، ائمه جمعه قزوین و ایلام و رودسر و چابکسر و دامغان و داراب و شیروان و دماوند و محمودآباد و برازجان، نمایندگان مشهد و ملکان و بناب و داراب و برازجان، اعضای هیات استفتای امام، جمعی از علمای حوزه نجف اشرف، وزیر امور خارجه و معاونین او، حجت الاسلام و مسلمین محمد تقی فلسفی، ائمه جمعه آبادان و سمنان و اقلید فارس و هشتپر طوالش و گناوه و الیگودرز، و ……

امیدوارم از خواندن این همه اسم و سمت اداری و حکومتی خسته نشده باشید. تصور کنید که یک نفر مجتهد صبور و رنجدیده در قم نشسته و قرار خودش این بوده که همه وقت خود را صرف مطالعه و تدریس علوم اسلامی، به ویژه دروس سخت و فنی فقه و اصول بنماید.

حال به دلیل این که همگان علاقه مند و نیازمند دیدن این بزرگمرد باشند، چقدر از وقت ایشان گرفته می شود. در مورد اسامی و سمت هائی که بر شمردم، چند نکته یادآوری می کنم:

۱- آنچه نامبرده شد، مربوط دیدارهای چند ماه آیت الله منتظری است، فکر کنید در ده سالی که آن مرحوم، هر روزه ملاقات کننده داشت، چه حجم بزرگی از مردم و مقامات از سراسر کشور به قم می رفتند تا حرف های خودشان را با ایشان در میان بگذارند و نصایح ایشان را بشنوند.

۲- اسامی افرادی که سمت های فوق الذکر را داشته اند، در جراید ذکر شده بود، اما بنده برای کوتاه شدن این نوشته، از آوردن نام ها خودداری کردم، مگر چند نفر که ضرورت داشت.

۳- این دیدارها، همه مربوط به قبل از آغاز سال ۶۸ بوده است و اگر کسانی بوده اند که به عنوان ضد انقلاب از آن ها یاد می شود که به دیدار ایشان می رفته اند و خط می داده اند، حتما از طریق مطبوعات به آگاهی مردم می رسید. البته مرحوم آیت الله منتظری، هرگز اعضای گروه های سیاسی با تفکرات گوناگون تحت عنوان لیبرال و غرب زده و … را ضد انقلاب نمی دانستند و چنانچه به دیدار ایشان می رفتند، آنان را می پذیرفت و حرف های آنان را می شنید و آنان را نیز موعظه می کرد و اگرچنین افرادی در بیت ایشان رفت و آمد داشتند که این دیدارها از چشم کسی پنهان نمی ماند.

۴- حضرت آیت الله منتظری یک سری دیدارهای خصوصی با روسای قوا در منزل شان داشتند و مسائل گوناگون مملکت را بررسی می کردند. بعضی از این دیدارها به منظور جلوگیری از حرف و حدیث های حاشیه و شایعه گونه، در جراید منعکس نمی شد.

۵- همه افراد، گروه ها، مقامات، ائمه جمعه، نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی، فرماندهان و دسته جات مردمی برای بیان دیدگاه ها و مسائل و مشکلات بخش های مربوطه و نیز مناطق تحت مسوولیت شان به دیدار فقیه عالیقدر می رفتند، لذا ایشان اولا آگاهی هایشان را از طریق همین دیدارکنندگان به دست می آوردند و ثانیا اطلاعاتشان به روز بود. مثلا به دلیل کثرت دیدار فرماندهان جبهه و جنگ و حوادث جبهه ها، آگاهی فراوانی در این زمینه داشتند که نظراتشان برگرفته از همین اطلاعات بود.

***
پس از این که آیت الله العظمی منتظری، از ورود به قله حاکمیت منع شدند و دیدارهای مقامات رسمی و سایر علاقه مندان به ایشان قطع شد، مخالفان وی که از سال های گذشته با تفکرات و رفتارهای او مخالف بودند (مثلا انجمن حجتیه ای ها، افراد مخالف وحدت بین شیعه و سنی، آن هائی که قبل از انقلاب وی را از همراهی با امام منع می کردند و ایشان توجهی به حرف آن ها نمی کرد و …)، در رسانه ها رخنه کردند و بنای بدگوئی و ناسازگوئی علیه ایشان را گذاشتند، از جمله این که، حرف هائی که ایشان می زده و نظراتی را که در دوران قائم مقام رهبری ارائه می کرده، از منابع مخالفان نظام اخذ می شده است. در واقع این آقایان، به هیچ یک از سخنان و درد دل هائی که دیدارکنندگان متعلق به نظام اسلامی از همه بخش ها و از سراسر ایران در حضور آن عالم بزرگوار عرصه می شده، ارزش و اعتبار قائل نیستند و ایشان را متهم می کردند که حرف های اغیار را به زبان جاری می کند.

نکته در خور توجه این که ایشان وقت زیادی را هم برای مطالعه بولتن های ارگان های نظامی و انتظامی و فرهنگی و نیز مطالعه مطبوعات گوناگون و تلکس های خبری داخلی و خارجی تعیین کرده بود که بر آگاهی های وی از گرفتاری ها و مصائب مردم و دولت افزوده می شد.

دقت نظر و تیزبینی و صبوری ایشان در مسائل متفرقه از وی دانشمندی با اطلاعات وسیع اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، نظامی، اقتصادی و امنیتی ساخته بود که کمتر کسی از رجال بلندپایه نظام اسلامی از این جامعیت برخوردار بود. اضافه کنید بر این ها، نامه هائی که از سراسر کشور به ایشان نوشته می شد با انبوهی از درد دل ها و بیان مشکلات و گرفتاری ها و شکایت ها و نیز نامه هائی که مردم به دستگاه های دولتی و اجرائی جهت رفع مشکلشان یا ارائه پیشنهادات گوناگون می نوشتند و رونوشتی از آن را به دفتر فقیه عالیقدر جهت مساعدت آنان می فرستادند. بسیار دیده شده که تعدادی از نامه های ارسالی خطاب به آیت الله منتظری، در نقد رفتار و گفتار ایشان بوده است. اطرافیان مرحوم آیت الله نقل می کردند که ایشان اصرار داشت نامه های حاوی نقد و انتقاد و حتی بدزیانی های روزمره را، تماما به خودش بدهند تا دیدگاه های افراد در مورد خویش را بداند که چیست؟

در این باره سخن ها بسیار است، اما باید دانست که فقیه عالیقدر یکی از چهره های واقعا ممتاز و متمایز از دیگر شخصیت هائی است که تا پله مرجعیت بالا رفته بودند و جالب این که مخالفان او نیز از جنس مخالفان سایر مراجع تقلید نبوده و نیستند و بعضی از مخالفان این مرجع بزرگ، در برخورد با وی حتی احترام سن و سال و مقام علمی و سابقه مبارزاتی و رنج های فراوان او را پاس نمی داشتند و انواع و اقسام نسبت های ناروا با ادبیاتی سخیف را علیه آن مقام ارجمند روا می داشتند. در مقابل، ایشان با خونسردی و صبوری ویژه و مثال زدنی، کوچکترین کلمه یا عبارتی که بار ادب نداشته باشد، برای مخالفان و دشمنانش به کار نمی برد. همه بدگوئی ها را می خواند و می شنید و صلوات می فرستاد. او به خوبی می دانست که احکم الحاکمین از او در مقابل این همه افترا و اهانت، دفاع می کند.

البته همه این آگاهی ها و اطلاعات گوناگون و فراوانی که از صدها منبع مردمی و دولتی در اختیار فقیه عالیقدر قرار می گرفت، با تجربه و تحلیلی که ایشان از آموزه های اسلامی داشت در می آمیخت و موضع گیری های خویش را به افکار عمومی منتقل می نمود یا در نامه های محرمانه که به مقامات ذیربط، از جمله حضرت امام خمینی (ره) می نوشت عرضه می نمود تا آنان نیز در جریان جزئیات آنچه در جامعه یا در میان دستگاه های گوناگون قضائی و اجرائی و بنیادها و ارگان ها می گذرد، مطلع گردند.

کاملا روشن است که مرحوم ایت الله العظمی منتظری، با توجه به دانش وسیعی که در مورد اسلام و قرآن و سیره معصومین (ع) داشت، تلاش می نمود که هر آنچه را به مردم و مقامات می گوید، منطبق بر آموزه های اسلامی و احکام قرآن باشد. در واقع، او که یک مجتهد شناخته شده و یک مرجع تقلید شیعه بود، نمی توانست و بنا نداشت که موضع گیری هائی غیر از آنچه در قرآن و حدیث فراگرفته بود، داشته باشد.

این یادداشت را با این جمله پایان می دهم که اگر فردی از آحاد جامعه، سخنی یا موضع گیری خاصی از مرحوم آیت الله منتظری دارد که با آموزه های قرآن و اسلام مغایرت داشته باشد، اعلام نماید تا دوستداران ایشان از آن آگاه باشند. بدیهی است تفسیر آن حضرت از قرآن و برداشت های ایشان از روایات و سیره ائمه که احتمالا با برداشت های دیگر دانشمندان اسلامی تفاوت داشته باشد، نمی تواند، دست مایه مخالفان ایشان برای متهم کردن وی به سخن گفتن یا موضعگیری بر خلاف آموزه های قرآن و اسلام باشد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.