و تیمورتاش جوابی نداشت
چکیده :تصویب طرح اصلاح قانون آیین دادرسی کیفری ایران که براساس آن متهمان امنیتی وکیل خود را تنها از میان وکلایی باید انتخاب کنند که قوه قضائيه تأیید کرده باشد، دقیقا تبلور این احساس فرعونی است که این قاعده هیچگاه شامل حال من نخواهد شد و ابدا من در جایگاه متهم نیستم و به من خط امانی دادهاند که همیشه در مقام متهمکننده و اتهامزن باشم، و هیچ قدرتی حتی خدا هم نخواهد توانست مرا در جایگاه متهم بنشاند. ...
کلمه – شهروز مفتاحی:
نقلقولی از گفتوگوی یک زندانی رژیم گذشته که از بخت بد، هیکلی تنومند داشته با زندانبان خود (منظور از زندانبان یعنی بازجو یا ریس زندان نه سرباز یا پرسنل زندان) که از قضا او هم تنومند بوده مشهور است که یک تاریخ «عبرت» در آن نهفته است، اما گوش شنوایی برای شنیدن آن عبرتها و پندگرفتن از آن تاریخ، ظاهرا در بین اغلب نمایندگان مجلس طی دورههای اخیر مطلقا وجود ندارد.
نقل میکنند که زندانبان تنومند که ظاهرا روحانی و ملبس به لباس دین بوده، از زندانی خودسؤال میکند که آیا درخواستی دارد؟
زندانی با تشکر با توجه به کوچکی سلول و تنگی جا، تقاضا میکند که اگر ممکن است کمی سلول را گشادتر کنند. زندانبان بلافاصله پاسخ میدهد: این سلولهایی است که خودتان ساختهاید.
زندانی با اشاره به هیکل زندانبان میگوید: برای خودتان میگویم، والا از من گذشته است برای خودتان میگوییم که ماشاالله دستکمی از من ندارید و ما هم وقتی این بندها و سلولها را میساختیم، ابدا باور نمیکردیم زمانی خودمان در آن زندانی شویم والا کمی گشادتر میساختیم.
رفتار نمایندگان امروز مجلس شورای اسلامی، حکایت از آن میکند که این بندههای خدا گمان میکنند خط امان محکم و تضمینشدهای از دنیا گرفتهاند که ابدا در جایگاه مظلوم و محکوم و زیردست قرار نخواهند گرفت و همیشه صاحب دست بالا و در جایگاه حاکم خواهند بود.
عجیب است که این بندههای طاغی خدا، نهتنها که عنایت مختصری به تاریخ سلاطین و ظالمین و حاکمین گذشته ندارند، بلکه حافظه تاریخیشان بهقدری ضعیف است که اتفاقات افتاده در زمان حیات و همین چند سال پیش خود را هم فراموش کردهاند و یا چنان مست قدرت و لذتهای جانبی آن هستند، که داوطلبانه خودرا بهفراموشی زندهاند.
تصویب طرح اصلاح قانون آیین دادرسی کیفری ایران که براساس آن متهمان امنیتی وکیل خود را تنها از میان وکلایی باید انتخاب کنند که قوه قضائيه تأیید کرده باشد، دقیقا تبلور این احساس فرعونی است که این قاعده هیچگاه شامل حال من نخواهد شد و ابدا من در جایگاه متهم نیستم و به من خط امانی دادهاند که همیشه در مقام متهمکننده و اتهامزن باشم، و هیچ قدرتی حتی خدا هم نخواهد توانست مرا در جایگاه متهم بنشاند. پس سلولها تا آنجا که جا دارد باید تنگ باشد.
این داستان از آنجا شایسته توجه است که بیش از 90 درصد متهمین امنیتی کشور ــ چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب ــ غالبا روحانی و دانشگاهی و نویسنده و روزنامهنگاری بودهاند که مهمترین جرمشان، قبل از انقلاب مخالفت با شاه و بعد از انقلاب مخالفت با ولیفقیه یا بعضی از قرائتهای خاص از مذهب و قانون و حقوق انسانها بوده و مطلقا ــ با فرض قبول اتهام ــ آدمهای خطرناکی نبوده و نیستند.
ناگفته پیداست که همانطور که امروز عدهای حاکمند و مخالفین مظلوم خود را با برچسب «امنیتی» متهم میکنند، هیچ استبعادی ندارد که چرخ روزگار بچرخد و همین مظلومین بر صندلی حکومت بنشینند.
با جابهجا شدن جایگاه حاکم و محکوم، آنگاه قانونی که با استناد به آن متهمین امنیتی را مورد بازخواست و تنبیه قرارمیدهد، همین قانونی خواهد بود که امروز با شتاب از تصویب مجلس میگذرد، و با شتاب بیشتری شورای نگهبان آنرا تایید میکند.
تاریخ نقل میکند: بهتاریخ یکشنبه چهاردهم تیرماه ۱۳۱۲، رای محکومیت «تیمورتاش» را اینگونه خواندند:
«تیمورتاش محکوم است به پنج سال حبس مجرد، و تادیه ۹هزار لیره، دویستهزار ریال به خزانه دولت.
بهتاریخ ۱۳۱۲/۴/۱۴ لطفی، یکانی، عقیلی»
وقتی رای را اعلام کردند؛ «تیمورتاش» که تا آنوقت سرش را روی عصا با دو دست تکیه دادهبود؛ سر بلند کرد و گفت: این است رای محکمه؟ خیلی ظالمانه است!
لطفی جواب داد: این همان قانونیاست که شما و «داور» و «نصرةالدوله» بهنام قانون محاکمه وزرا، با عجلهی هرچه تمامتر از مجلس گذراندید.
دیگر تیمورتاش جوابی نداد.













