رحمانی فضلی، پولهای کثیف و فرمان «کش ندادن»
چکیده :بیش از هرکسی این آقای رحمانی فضلی است که میداند تا کجا نتیجهگیریاش در مورد پولهای کثیف درست بوده و دامن چه باندهایی را آلوده کرده است. تنی چند از بازیگران عصر طلایی فساد و آلودگی در میان نمایندگان مجلس هم سر و صدایی کردند و نقش خود را در این نمایش ایفا کردند. آقای دکتر فرجی دانا به بهانهی اینکه نظر به تغییر چند تن از رؤسای دانشگاهها داشت که در خدمت باند کثیف اعطای بورسیه دخالت داشتند، توسط راهیافتگانی از جمله همین بورسیههای نشسته بر صندلی نمایندگی مجلس برکنار شد، اما آقای رحمانی فضلی یک اخطار هم نگرفت، در حالی که موضوعی بس فراتر از این کارهای آلوده را بر ملا کرده بود....
کلمه – عبدالله پناه جو:
هرچند موضوع تاسفباری که وزیر کشور آقای روحانی دربارهی پولهای کثیف مطرح کردند، تازگی نداشت، اما از آنجا که مسأله از سوی یک مقام رسمی و به دنبال افشای رفتارهای کثیف دولت پاکدستان و پشتیبانان قدرتمند تردامن آن در چند سال اخیر مطرح میشد حائز اهمیت بود. بسیاری از آقای وزیر انتقاد کردند که در مجلس منفعلانه صحبت کرد و به وعدهاش عمل نکرد که هیچ، وادار به عذرخواهی هم شد. گرچه ایشان از سوی خودش عذرخواهی نکرد و با اخذ این فرض که رسانهها در حادتر کردن موضوع مقصر بودهاند، بدون داشتن هرگونه نمایندگی از سوی آنان عذرخواهی کرد.
در این میان کسی به این نکته توجه نکرد که چرا آقای وزیر که خود تقاضای حضور در مجلس کرده بود تا مسیر مستند پولهای کثیف به سوی آلوده کردن مراکز قدرت را نشان دهد، از انجام آن آشکارا طفره رفت و رفتاری کرد که همگان متوجه این طفره رفتن وی بشوند.
همگان به خاطر دارند که اقدام احمدینژاد برای تخریب چهرهی لاریجانیها در مجلس به هنگام استیضاح وزیر کارش چه جنجالی آفرید و هنوز پس لرزههای آن تمام نشده است. مجلسیها آن زمان داد و بیداد راهانداختند و بسیاری دیگر این سو و آن سو عکسالعملهای تندتری نشان دادند. اینکه کار احمدینژاد خلاف قانون بود جای شکی ندارد، اما سؤال اینجاست که چرا مخاطبان قدرتمند آقای رحمانی فضلی او را حتی تهدید به استیضاح نکردند و هر طرف کوشید که تب ناشی از آن هرچه زودتر بخوابد؟
در واقع آقای فضلی با آن نمایشی که در مجلس اجرا کرد، سند حرفهای خود را با بیان سخنان درهمریختهای به مردم عرضه کرد. او نشان داد که چگونه قطبهای قدرتمند آلوده به این پولهای کثیف پیش از رفتنش به مجلس گوشش را گرفته بودند که زیادی حرف نزند و سر و ته مطلب را به هم آورد و با یک عذرخواهی زبانی، سنگی از زیر و سنگی از رو بگذارد و درگذرد؛ و همان هم اجرا شد. اکنون بیش از هرکسی این آقای رحمانی فضلی است که میداند تا کجا نتیجهگیریاش در مورد پولهای کثیف درست بوده و دامن چه باندهایی را آلوده کرده است. تنی چند از بازیگران عصر طلایی فساد و آلودگی در میان نمایندگان مجلس هم سر و صدایی کردند و نقش خود را در این نمایش ایفا کردند. آقای دکتر فرجی دانا به بهانهی اینکه نظر به تغییر چند تن از رؤسای دانشگاهها داشت که در خدمت باند کثیف اعطای بورسیه دخالت داشتند، توسط راهیافتگانی از جمله همین بورسیههای نشسته بر صندلی نمایندگی مجلس برکنار شد، اما آقای رحمانی فضلی یک اخطار هم نگرفت، در حالی که موضوعی بس فراتر از این کارهای آلوده را بر ملا کرده بود.
آیا وزیر محترم کشور با این نمایش خواسته است اسارت خود را در زنجیر اربابان قدرت و صاحبان پول کثیف نمایش دهد، یا در سناریوی خود اینان برای جمع و جور کردن افشاگری خطرناک وی، نقش بازی کرده است؟ به نظر این دومی درستتر مینماید، گرچه مانند همیشه به حکم «و مکرو و مکر الله و الله خیر الماکرین» کار به ضرر نویسندگان سناریو تمام شد. آیا این ماجرا در تعقیب همان سناریوی پرهیز از «کش دادن» بود که مقام “معزّم” رهبری دو روز بعد از این ماجرا آن وزیر را شماتت فرمودند که: «مگر وزیر روزنامه است که دزد دزد میکند، اگر دزد را میشناسید بروید او را دستگیر کنید.» ایشان با این فرمایش “معزِّم” که نسخه بدل فتوای بهمن سال 1391 حضرتشان در خصوص حرمت افشای فساد و خلافکاری مسؤلان دولت جمهوری اسلامی بود و در تعقیب تلاش دوسالهی خود در جلوگیری از افشای مفاسد دولت برکشیدهی احمدینژاد ادا میشد، به همهی اطراف ماجرا تذکر دادند که بیش از این «کش ندهید.»
اما جای شگفتی در این است که آیا آقای رحمانی فضلی از مصونیتهای اعطا شده به احمدینژادیها و پایداریها و باند سعید جلیلی و برخی از سپاهیها آگاهی نداشت تا بداند خیلی پیش از اینها قدرت حاکم به پولهای کثیفی مانند آوردههای کردان، محصولی، رحیمی معاون اول معظم نظام، بابک زنجانی و سعید مرتضوی و … کاسبان معزز نظام و نیز شهردار فعلی و فرمانده نیروی انتظامی سابق نظام که پروندهی درخشانی در مبارزه با قاچاق مواد مخدر دارد … آلوده شده است؟
مگر آقای رحمانی از جریان بورسیههایی که برخی از این نمایندگان از دست مبارک آقای کامران دانشجو و اذنابش گرفته بودند و یا از پولهایی که عدهای از این نمایندگان از رحیمی و کردان و نیکزاد (به بهانهی کمک به مساجد روستاها) گرفته بودند، باخبر نبوده که چنین مجلسی را برای بیان واقعیت تلخ حرکت پولهای کثیف برای به زیر کشیدن اربابان قدرت مخاطب خود سازد؟ ظاهرا سرنوشت تلخ آقای پالیزدار باید مایهی عبرت هرکسی باشد تا انگشت در سوراخ زنبوران گرد آمده بر گرد شیرینی قدرت و ثروت کثیف نکنند. شاید این درد دل ادیب الممالک به گوش ایشان آشنا نبوده که می گوید:
مرغان بساتین را منقار بریدند
اوراق ریاحین را طومار دریدند
گاوان شکمخواره به گلزار چریدند
گرگان ز پی یوسف بسیار دویدند
تا عاقبت او را سوی بازار کشیدند
یاران بفرختندش و اغیار خریدند
امروز گرفتار غم و محنت و رنجیم
در داو فَرَه باخته اندر شش و پنجیم
با ناله و افسوس در این دیر سپنجیم
چون زلف عروسان همه در چین و شکنجیم
هم سوخته کاشانه و هم باخته گنجیم
ماییم که در سوگ و طرب قافیه سنجیم
ای مقصد ایجاد! سر از خاک به در کن
وز مزرع دین این خس و خاشاک به در کن
زین پاک زمین مردم ناپاک به در کن
از کشور جم لشگر ضحاک به در کن
از مغز خرد نشئه تریاک به در کن
این جوق شغالان را از تاک به در کن













