اسماعیل گرامی مقدم: برای سرپوش گذاشتن بر اقدامات غیرقانونی به موسوی و کروبی اتهامات بی اساس می زنند
چکیده :اسماعیل گرامی مقدم، مشاور مهدی کروبی، با تاکید بر اینکه عاملین ایجاد حصر هیچ پاسخ حقوقی و قضایی برای این اقدام غیر قانونی یعنی حصر آقایان موسوی و کروبی ندارند، به همین دلیل برای سرپوش گذاشتن بر این اقدام غیر قانونی اتهامات بیپایه و اساس را مطرح میکنند، می گوید: اتهامات را کسانی مطرح میکنند، که خود یکطرف دعوا هستند و معلوم نیست، اگر دادگاه صالحی تشکیل شود، جای شاکی و متهم عوض نشود و خود این آقایان ممکن است، توسط وکلای آقایان موسوی و کروبی مورد اتهام همین جرمها قرار بگیرند. ...
کلمه- پیام رهجو: اسماعیل گرامی مقدم، مشاورارشد مهدی کروبی، با تاکید بر اینکه عاملین ایجاد حصر هیچ پاسخ حقوقی و قضایی برای این اقدام غیر قانونی یعنی حصر آقایان موسوی و کروبی ندارند، به همین دلیل برای سرپوش گذاشتن بر این اقدام غیر قانونی اتهامات بیپایه و اساس را مطرح میکنند، می گوید: اتهامات را کسانی مطرح میکنند، که خود یکطرف دعوا هستند و معلوم نیست، اگر دادگاه صالحی تشکیل شود، جای شاکی و متهم عوض نشود و خود این آقایان ممکن است، توسط وکلای آقایان موسوی و کروبی مورد اتهام همین جرمها قرار بگیرند.
سخنگوی حزب اعتماد ملی در گفت و گو با کلمه با ابراز تاسف از این که اقدامات برخی مسئولان تیشه به ریشه زدن است، تاکید می کند که این بداخلاقی ها نه تنها به حامیان نظام نمیافزاید، بلکه میلیونها انسان را این بداخلاقیها دلسرد از آینده میکند.
به گفته ی وی اگر جلوی احمدینژاد در مناظرهها و بیان اتهامات دروغ گرفته و تقبیه میشد، کار بدانجا نمیرسید که در صحن علنی مجلس به تعبیر رهبری خلاف شرع و قانون اتفاق بیفتد و یک خانواده که دو برادر، رئیس دو قوه هستند، توسط رئیس دولت وقت مورد اتهامات اثبات نشده مالی قرار بگیرند، در حالی که در همان زمان، عاملین توطئه آن اتهامات، درحال غارت بیت المال بنا به گزارش تحقیق و تفحص مجلس بودند.
گرامی مقدم همچنین در باره ی پیشنهاد مناظره ی احمدی نژاد به رییس جمهور معتقد است که روحانی برای اثبات وفاداری خویش به منشور حقوق شهروندی باید از همین نقطه آغاز کند، یعنی اول از حقوق مخالف و منتقد خود دفاع کند تا پایهها و ریشههای دفاع از حقوق شهروندی حتی میان مخالفان نیز نهادینه گردد. زیرا آقای احمدینژاد با علم بر اینکه قادر به پاسخگویی نیست، راه فرار به جلو را انتخاب کرد.
متن کامل گفت و گوی کلمه با اسماعیل گرامی مقدم درباره ی احمدی نژاد، توافق ژنو و عملکرد سپاه و دخالت های این نهاد نظامی در سیاست کشور و همچنین حصر رهبران جنبش سبز به شرح زیر است:
درهفته گذشته اعلام مناظره آقای احمدینژاد با رئیس جمهور حسن روحانی واکنشهای زیادی را در کشور ایجاد کرد دیدگاه جنابعالی به کدام یک از این واکنشها نزدیک است؟
دو واکنش بیشتر نمود پیدا کرد که یکی به طور کل مناظره و حق پاسخگویی آقای احمدینژاد را منتفی میدانست و دیگری تشویق و ترغیب رئیس جمهور محترم به مناظره بود، به خوبی میدانید که از سال دوم مجلس هفتم در بعد اقتصادی سیاسی از منتقدین جدی آقای احمدینژاد بودم و آرشیو نطقهای قبل از دستور، مصاحبهها و مقالههای من از آن دوران تا پایان دوره آقا ی احمدینژاد، حاکی از موضع سیاسی روشن من، در قبال رفتارهای اقتصادی سیاسی وی است.
اما دیدگاه من درباره مناظره یا عدم مناظره در میان و وسط قرار دارد و برخی از همفکران اصلاح طلب نیز مثل آقای تاجزاده که از زندان نظر خود را ایراد کردند، قائل براین هستم آقای رئیس جمهور برای اثبات وفاداری خویش به منشور حقوق شهروندی باید از همین نقطه آغاز کند، یعنی اول از حقوق مخالف و منتقد خود دفاع کند تا پایهها و ریشههای دفاع از حقوق شهروندی حتی میان مخالفان نیز نهادینه گردد.
آقای احمدینژاد با علم بر اینکه قادر به پاسخگویی نیست، راه فرار به جلو را انتخاب کرد، بخوبی میداند جامعه و حکومت تجربه خوشایندی را از مناظرههای وی ندارد و او با دروغهای عجیب و غریب و اتهامات اثبات نشده به رقیبان، فضای جامعه را ملتهب خواهد کرد. ضمن اینکه به دلیل رعایت نکردن موازین اخلاقی در گفتمان مناظرهای آقای احمدینژاد، اساسا مناظره با وی مفید به فایده نیست و از این منظر معتقدم رئیس جمهور محترم از حقوق شهروندی آقای احمدینژاد دفاع کرده و با درخواست از صدا وسیما مقدمات پاسخگویی آقای احمدینژاد را فراهم کند.
این اقدام به خودی خود رئیس جمهور را از میدان مناظرهای که انجام نشده کامیاب و پیروز بیرون خواهد آورد، اگر آقای رئیس جمهوردر دفاع از حق آقای احمدینژاد پیش قدم شود، اقدام در دفاع از حق شهروندی، رفته رفته رویه میشود و کار رئیس جمهور در عملی شدن منشور حقوق شهروندی آسانتر میگردد.
شما در چندین مصاحبه و ارائه مقاله از خوش بینترین تحلیلگران سیاسی درباره نتایج توافق نامه اخیر هستهای میان ایران و۱+۵ بودید، آیا فکر نمیکنید بیش از حد خوش بین بودهاید و اقداماتی نظیر اعمال تحریمهای جدید از سوی آمریکا و یا اظهار نظرهایی نظیر اینکه آقا جعفری فرمانده سپاه داشتند که ما حداکثرها را دادیم و حداقلها را گرفتیم این، اجرای توافق اخیر را با موانعی جدی روبرو کند؟
ببینید خوش بینی من و امثال من صرفا معطوف به اجرا یا عدم اجرای این توافق نامه نیست، بلکه خرسندی ما از این است که تغییر اساسی و رویکرد جدیدی در دیپلماسی خارجی رخ داده است که نتیجه آن پس از هشت سال میتواند به توقف تحریمها و سپس به کاهش آنها منجر شود و مردم که هشت سال پی در پی در اثر این تحریمها در زندگی روزمره دچار شدیدترین لطمات اقتصادی شدهاند، بتوانند کمری راست کنند و نفس نسبتا راحتی را تنفس کنند.
در پاسخ به بخش دوم سوال شما باید عرض کنم آمریکاییها در اعمال تحریم های جدید به بهانه اینکه این تحریمها آثار تحریم های گذشته است خبط بزرگی کردند و بهانه به دست منتقدان و مخالفان تندروی داخل کشور میدهند. البته از نظر افکار عمومی دنیا آمریکاییها صدمه میبینند، چرا که رهبری ایران مدتهاست تکرار میکند، غربیها مورد اعتماد نیستند. به هرحال درداخل دو کشور جریانات تندرو و مخالف توافق اخیر از هر فرصتی استفاده خواهند کرد، تا در اجرای تفاهم نامه شکست بوجود آورند.
بیشتر نگرانی ما از طرف کنگره امریکا ست، چون به دلیل نظام سیاسی که آنجا حاکم است کنگره ضمن اینکه منافع ملی امریکا را در نظر دارد اما از استقلال رای و عمل برخوردار است. ولی در داخل ایران علی رغم هیاهوهایی که مخالفان توافق نامه براه انداختهاند نگرانی جدی ای وجود ندارد، چون حرف آخر را در ایران رهبری میزند و میزان تاثیر گذاری این مخالفتها تابعی از مواضع رهبری است، که تاکنون خوشبختاته از تیم مذاکره کننده حمایت کردهاند.
متاسفانه برخی از منتقدین شیوه و گفتمانی را که در مخالفت پیش گرفتهاند نه تنها به نفع منافع ملی نیست، بلکه وجه این جریانات و شخصیتها را نیز خدشه دار میکند اولین بار نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل این توافق نامه را از آن جهت بد خواند که غربیها و امریکاییها حداکثری به ایران دادهاند و حداقلی گرفتهاند. حالا اگر فرمانده سپاه در داخل همین حرف را وارونه تکرار بکند، خوب معنیاش میشود، عدم موفقیت ایران در این مذاکرات، اقتدار دیپلماسی ایران میشکند و تلقی میشود که ایران بازی را باخته و اگر سردار جعفری از اظهارات آقای ظریف ناخرسند است!
این جمله او را که امریکاییها از مردم ما میترسند، نه از توان نظامی ما و آن را به زیر سوال بردن اقتدار نظامی کشور میدانند؟! خوب آقای سردار جعفری هم با این اظهار نظرها که حداکثری دادیم و حداقلها را گرفتیم اقتدار سیاسی و دیپلماسی خارجی را متزلزل کرده و زیر سوال میبرد، گاهی بدتر از این مخالفین و منتقدین تفاهم نامه، چنان چشم را در برهمه چیز میبندند و زبان را خارج از کنترل عقل فقط برای اثبات ادعای خود ناروا میجنبانند: که مدعی شباهتهای این توافق نامه با قراردادهای ترکمن چای و گلستان میشوند، غافل از آنکه اپوزسیون برانداز نیز برای اثبات مخالفت با توافق نامه ژنو همین استدلالها را طرح میکنند وبه واقع در ابراز مخالفتهای خود بر خط اپوزسیون برانداز منطبق میشوند.
صحبت از سخنان سردار جعفری را میان آوردید و شاهد بودیم که ایشان ورود سپاه را به سیاست جزوظایف این نهاد خواندند و گفتند ما باید در سیاست دخالت کنیم و آنروزی که در سیاست دخالت نکنیم کلاهمان پس معرکه است تحلیل شما در باره این دیدگاها چیست؟
اولا: از جنبه قانونی و حقوقی این سخن درست نیست، چرا که در قانون نیروهای مسلح از ورود به دستجات سیاسی منع شدهاند و تفکیک هم نشدند، که کدام یک حق دارند، در سیاست وارد شوند و کدام یک حق ندارند، در قانون وظیفه سپاه دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی قید شده است و برای یک چنین وظایفی، نظامیگری و مسلح شدن تعریف شده است، میدان سیاست، میدان خردورزی است نه میدان جنگ، محیط سیاست، محیط رقابت سیاسی است نه محیط رقابت مسلحانه! آقای سردار جعفری تا اینجا که وظیفه سپاه دفاع از دستاوردهای انقلاب است حرف درست و قانونی را زده است، اما برای دفاع از این دستاوردها هرگز قانون به سپاه وظیفه دخالت در امورسیاسی را نداده است، و خیلی هم گنگ نیست.
این بدان مفهوم است: دستاوردهای انقلاب ۵۷ عبارتند از: استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی و سپاه وظیفه دارد، در صورتی که گروهی مسلحانه در داخل و یا از خارج این دستاوردها را مورد تهدید و تهاجم نظامی قرار دهند، وارد عمل شده و برای حفظ این دستاوردها مداخله نظامی کند و همه دست سپاه را هم میبوسیم که در مقابل برهم زنندگان امنیت کشورو حفظ دستاوردهای انقلاب ایستادگی کند، دقیقا همان اقدامی که در اوایل انقلاب سپاه برای حفاظت از دستاوردهای انقلاب با گروهای مسلح ایستادگی کرد.
اگر گروهی در داخل و یا در خارج دستاوردهای انقلاب را مسالمت آمیز و سیاسی مورد تهدید قرار داد، احزاب سیاسی وفادار به انقلاب با خردورزی در میدان سیاست با کمترین هزینه به مقابله با این تهدیدات میپردازند و اگر به تعبیر آقای سردار جعفری امروز دستاوردهای انقلاب مورد تهدید سیاسی است این وظیفه احزاب و گروهای سیاسی است که از دستاوردهای انقلاب حفاظت کنند و در عرصه خارجی هم وظیفه دفاع از دستاوردهای انقلاب و اقتدار سیاسی کشور، وظیفه مسئولان سیاست خارجه و در راس آن یعنی آقای دکتر ظریف است، نه وظیفه مسئولان نظامی! فرماندهان نظامی باید تهدیدات نظامی را که تاکنون به درستی انجام دادهاند پاسخگو باشند.
ثانیا: حضرت امام (ره) بعنوان بنیانگذار انقلاب اسلامی بیشتر از هر کسی بر حفظ دستاوردهای انقلاب تاکید داشتند و در وصیت نامه سیاسی خود با علم به آن، صراحتا ورود نیروهای مسلح و سپاه پاسداران را از دخالت در امورسیاسی منع کردهاند. چرا که فی نفسه به محض ورود و دخالت سپاه در سیاست، دو رکن اساسی دستاوردهای انقلاب یعنی آزادی و جمهوریت آسیب پذیر میگردد، پس سپاه که خود را وفادار به خط امام میداند، روا نیست که از خط امام فاصله بگیرد. در هشت سال گذشته تجربه نشان داد، که حمایتهای سیاسی سپاه از یک جریان خواص و بویژه رئیس دولت نهم و دهم که مورد حمایتهای این گروهها بودند، عاقبت بخیر نشد و سرانجام اتهامات آقای احمدینژاد دامن سپاه را هم گرفت و در یک سال آخر دولت آقای احمدینژاد، انرژی و توان سپاه صرف این بود، که حمایتهای گذشته خود را توجیه کند و از آقای احمدینژاد فاصله بگیرد، سپاه اگر بخواهد در سیاست دخالت کندشان و منزلتش از جایگاه تکریم و تقدس به جایگاه یک حزب سیاسی تنزل پیدا خواهد کرد و این نه به نفع منافع ملی و کشور است و نه به نفع جایگاه سپاه.
این روزها جریانات تند محافظه کار اتهاماتی نظیر مفسد فی الارض به آقایان موسوی و کروبی وارد میکنند و آنها را بدون محاکمه مجرم میخوانند، به نظر شما این تند شدن فضا از سوی تندروها به چه دلیل است؟
بله چندین نشانه و حکایت دارد: یک نکته آنست که عاملین ایجاد حصر هیچ پاسخ حقوقی و قضایی برای این اقدام غیر قانونی یعنی حصر آقایان موسوی و کروبی ندارند، به همین دلیل برای سرپوش گذاشتن بر این اقدام غیر قانونی اتهامات بیپایه و اساس را مطرح میکنند، تازه جای شگفتی است، این اتهامات را کسانی مطرح میکنند، که خود یکطرف دعوا هستند و معلوم نیست، اگر دادگاه صالحی تشکیل شود، جای شاکی و متهم عوض نشود و خود این آقایان ممکن است، توسط وکلای آقایان موسوی و کروبی مورد اتهام همین جرمها قرار بگیرند. بنابراین به صلاح فضای سیاسی کشور نیست که بدون تشکیل دادگاه و اثبات جرم یک طرف دعوا از تریبونهای ملی سوء استفاده کنند.
نکته دوم: اینکه در گفتمان این دسته از روحانیون تند رو اخلاق پایمال میشود و حفظ حرمتها و گذشته افراد و حامیان آنها رنگ میبازد، واقعا جای تاسف است، آقایان توجه ندارند، این اقدام آنها تیشه به ریشه زدن است، ابهام و تشکیکی که در میان نسلهای قدیم و جدید با این اتهامات به وجود میآید نه تنها به حامیان نظام نمیافزاید، بلکه میلیونها انسان را این بداخلاقیها دلسرد از آینده میکند، آخر این آقای موسوی نخست وزیر هشت سال از سختترین دوران انقلاب که توامان با جنگ نظامی و اقتصادی مواجه بودهایم، با کمترین درآمدهای نفتی، سربلند کشور را اداره کرده، شهرت به نخست وزیر امام داشته، آقای مهدی کروبی که از قبل سال ۴۲ همراه امام مبارزه کرده و زندان رفته، شجاعت کروبی دربرابر هجوم ساواک به فیضیه قم را، که نهایتا منجربه عقب نشینی ساواک شد، مگر ازاذهان طلبههای آن روز و پیشکسوتان امروز حوزه علمیه و تاریخ انقلاب میتوان پاک کرد؟!.
بعد از انقلاب ازبالاترین سطح اعتماد امام به آقای کروبی که بگذریم، آیا تاریخ انقلاب میتواند، فراموش کند، که در چندین سخنرانی در جمع خانواده معظم شهدا امام از آقای کروبی بعنوان مجاهد فی سبیل الله یاد کردند، آیا این سوابق درخشان ۵۰ ساله سزاوار بداخلاقیهای سیاسی است؟ وقتی که نخست وزیر دهه اول انقلاب دو دور رئیس مجلس کشور بدون طی مسیر قانونی حصر میشوند و یک سویه ۴ سال تمام از تریبونهای رسمی و غیر رسمی و صدا وسیما علیه آنها اتهامات اثبات نشده مطرح میشود، پایبندی ارکان حاکمیت به قانون در کجا باید هویدا شود.
اتهام، اتهام را میآورد مگر از این اتهام زنیها کم کشور آسیب خورده، اگر جلوی آقای احمدینژاد در مناظرهها و بیان اتهامات دروغ گرفته و تقبیه میشد، کار بدانجا نمیرسید که در صحن علنی مجلس به تعبیر رهبری خلاف شرع و قانون اتفاق بیفتد و یک خانواده که دو برادر، رئیس دو قوه هستند، توسط رئیس دولت وقت مورد اتهامات اثبات نشده مالی قرار بگیرند، در حالی که در همان زمان، عاملین توطئه آن اتهامات، درحال غارت بیت المال بنا به گزارش تحقیق و تفحص مجلس بودند.
امنیت کشور را با اتهام زنی و بداخلاقی و حبس و حصر نمیشود برقرار کرد، امنیت واقعی کشور با التزام به قانون، با رافت و بخشش که سیره پیامبر گرامی اسلام است، که در فتح مکه تجلی یافته، میسر میگردد، عقدگشایی حذف رقیبان جزء ایجاد التهاب در جامعه چیزی دیگری عاید کشور نخواهد کرد.













