تغییر ریاست دانشگاه آزاد؛ تندروها و اعتراضات گندم نمایان جو فروش
چکیده : من اگر بجای جناب آقای روحانی ریاست محترم جمهوری بودم تنم از بیم آشی که برای این مملکت پخته اند به لرزه درمیآمد. آزادی و دین و ناموس و مال ما نه فقط از جانب امریکا بلکه از سوی دوستان تندرو خود عمارپندارمان تحت شدیدترین تحریمهاست، آیا نباید به حال خود تأسف بخوریم؟ ...
کلمه- گروه فرهنگی: بیست و هفتم شهریور گزارش شد که هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی با تشکیل جلسه ای به ریاست آیت الله هاشمی رفسنجانی رای به برکناری فرهاد دانشجو، داد.
در این جلسه شش نفر از اعضای هیئت امنای دانشگاه با برکناری دانشجو موافقت کردند و در این رابطه بحث هایی پیرامون نامه ای که بازرسی ویژه ریاست جمهوری در روزهای پایانی دولت دهم به دانشگاه آزاد ارسال کرده بود، شکل گرفت. در این نامه زارع رییس بازرسی ریاست جمهوری در دولت دهم از فرهاد دانشجو در خواست کرده بود که توضیحاتی درباره عملکرد خود در مسائل مالی، عزل و نصب های خانوادگی و عملکرد انتخاباتی دانشگاه ارائه کند.
برکناری ای که با واکنش هایی از سوی فرهاد دانشجو و افراد دیگری از تیم وی و محمود احمدی نژاد همراه بود.
پس از آنکه امام جمعه مشهد نسبت به تغییر رییس دانشگاه گلایه کرد، حداد عادل نیز با انتقاد شدیداز برکناری رییس دانشگاه آزاد اسلامی مدعی شد که این اقدام شتابزده که در کام طراحان آن شیرین است، در آینده برای آنان تلخ و پشیمانکننده خواهد بود.
عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در پاسخ به این سؤال که آیا این تغییرات را در راستای تأثیرگذاری در انتخابات آینده مجلس میدانید یا خیر، گفت: «این موضوع محتمل است ولی چون سندی ندارم اظهارنظر نمیکنم اما شک ندارم که خیلیها برای تصرف بهارستان و مجلس آینده برنامه دارند.»
فرهاد دانشجو ۲۷ دی ماه سال ۱۳۹۰ پس از کش و قوس ها فراوان از سوی هیئت امنای دانشگاه آزاد که در آن زمان تغییر ترکیب داده بود و با رای شورای عالی انقلاب فرهنگی قدرت نفوذ دولت وقت در آن افزایش یافته بود، برخلاف نظر هیئت موسس فرهاد دانشجو، برادر وزیر وقت علوم را به ریاست دانشگاه انتخاب کرد.
در جلسه انتخاب فرهاد دانشجو به عنوان ریاست دانشگاه، هاشمی رفسنجانی خواستار ارائه برنامه از سوی کاندیداهای ریاست و سپس رای گیری بود اما طیف مقابل لزومی به ارائه برنامه ندیده و اعلام کردندکه به ریاست فرهاد دانشجو رای مثبت میدهند.
پس از پایان جلسه فرهاد دانشجو و هوادارن وی ریاست او بر دانشگاه آزاد را اعلام کردند و در مقابل دبیرخانه هیأت امنای دانشگاه با صدور بیانیهای انتخاب وی را رد کرد و گفت که ریاست جلسه با هاشمی رفسنجانی بوده و از سوی وی رای گیری انجام نشدهاست. اما کامران دانشجو، وزیر علوم ایران مدعی بود که ریاست جلسه با وی بودهاست.
تا این که نهایتا ۲۷ دی ماه شورای عالی انقلاب فرهنگی ریاست فرهاد دانشجو را تایید کرد.
اما پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و پیروزی حسن روحانی ترکیب هیئت امنای دانشگاه آزاد نیز تغییر کرد و با حضور جعفر توفیقی به عنوان سرپرست وزارت علوم و حسین هاشمی وزیر بهداشت و در مان در ترکیب تازه، شرایط به سود آیت الله هاشمی رفسنجانی و هیئت موسس دانشگاه تغییر پیدا کرد و در جلسه اضطراری هیئت امنای جدید
تصمیم به برکناری دانشجو گرفت و به جای وی حمید میرزاده را به عنوان سرپرست دانشگاه انتخاب کرد.
در همین حال یکی از یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران با ارسال نامه ای به کلمه در اینباره به نکات و ابعاد جدیدی در اینباره اشاره کرده است .
این استاد دانشگاه نوشته است:
اخیراً هیئت امنای دانشگاه آزاد در جلسهای رئیس پیشین را برکنار کرده و شخص دیگری را جایگزین نمودند. از سوی به اصطلاح اصولگرایان بیاصول صدای مخالفتها برخاسته و هنوز نیز فروکش نکرده است. مرا با هیئت امناء یا خود دانشگاه آزاد نسبتی نیست که بخواهم در دفاع از عملکرد آنها سخنی بگویم، اما از دست این کسان که خود را داعیه دار دینمداری میدانند، برخود واجب کردهاند که ما را به زور به بهشت ببرند، مدام از «اصول» سخن میگویند بیآنکه از محتوای آن «اصول» سخنی برانند و ایمان عملی خود را به آنها نشان بدهند، به فغانم. مرا با اینان نسبتی هست. آنها نه تنها دنیای ما و بیت المال ما را به باد فنا دادهاند و دن کیشوت وار سالها دارایی و توانایی یک ملت را صرف جنگ با بادها و بادمانهای آسیابها کردهاند، دین ما را نیز با عمل ناسالم خود از محتوا انداختهاند. به زور و تزویر کوشیدند که ما را به بهشت خیالی خود بکشانند و اینک در آتش فتنهای که برافروختهاند در برهوت جهنم رهایمان ساختهاند، در حالی که ما جز ستایش پروردگار حمید هیچ کاری نکرده بودیم. سوزانندهتر از همه چهرۀ عبوسشان است که در برابر هرگونه اعتراض یا حتی نصیحتی با قیافهای حق به جانب خود ما را مقصر این اوضاع پریشان و جهنمی میدانند. در مسجد بزرگترین گناهان و محرمات را مرتکب میشوند اما در برابر صدای اعتراض مؤمنین آنان را به کراهت بدگویی هشدار میدهند.
میخواهم بخشی از اعتراضات این گندم نمایان جو فروش را در اینجا برایتان منعکس کنم تا همگان ببینندکه این شکنندگان پشت پیامبر اکرم، متنسکهای جاهل، با اسلام عزیز چه کرده و میکنند.
بدانگونه که اعلام شده است، هیئت امنای محترم دانشگاه آزاد از اعضاء برای جلسهای در ساعت پنج بعد از ظهر روز چهارشنبه 27/6/92 دعوت کرده بودند. آقای فرهاد دانشجو، به گفتۀ خودش، از این دعوت و دستور جلسه برداشت کرده بود که میخواهند او را برکنار کنند. بر اساس همین برداشت همان روز و شاید روز قبل با کیهان که پایگاه محکم اصولگرایی برانداز اسلام ناب محمدی است، مصاحبهای انجام داده است که شاید همۀ اعضاء هیئت امنا پیش از ورود به جلسه این روزنامه را خوانده و با موضعگیری اهانتآمیز، خلاف اخلاق و حتی خلاف قانون «پروفسور» فرهاد دانشجو آگاه بودهاند. کیهان که پیشاپیش این مصاحبه را با آقای دانشجو کرده بود و طبق اظهار خودش باید در هفتۀ بعد منتشر میشد، همان روز بخشهایی را منتشر کرده و بخشهای دیگر را هنوز منتشر نکرده است. فشردهای از متن منتشره از سوی کیهان بدین قرار است:
” وی در این مصاحبه که متن کامل آن هفته آینده در صفحه دانشگاه روزنامه کیهان منتشر خواهد شد با ابراز نارضایتی از اقدام اخیر هیئت امنای دانشگاه آزاد در تشکیل جلسه فوقالعاده این اقدام را نوعی بهانهتراشی خوانده و گفت: «در همه دانشگاههای دیگر هیئت امنا پشتیبان دانشگاه هستند، اگر کسی اشکالی به دانشگاه بگیرد هیئت امنا ورود پیدا میکند و از دانشگاه حمایت میکند ولی اینجا همیشه میترسیدیم که اگر مشکلی پیش بیاید هیئت امنا بردارد و یک چیزی هم رویش بگذارد و داستان دیگری دربیاید لذا ما نمیتوانستیم [به آنها] اعتماد کنیم… البته شاید اشتباه از ما بود که نمیتوانستیم اعتماد کنیم ولی خب آنها هم کاری نکرده بودند که ما بتوانیم اعتماد کنیم.»… او با بیان اینکه با توجه به تغییر فضای اجرایی کشور انتظار تغییر مدیریت دانشگاه را داشتیم گفت: «اما آمادگی اینکه به دلایل واهی بخواهند عزل کنند را نداشتیم.» …
دانشجو در پاسخ به خبرنگار کیهان که «چه اتفاقی باید میافتاد تا مدیریت 18 ماهه شما هم مثل مدیر قبلی دانشگاه 29 سال ادامه داشته باشد؟» گفت: «بعضیها دنبال انسان نمیگردند چون ممکن است مخالفت کند؛ حتی دنبال حیوان هم نمیگردند چون اگر راهش را سد کنند از راه دیگری عبور میکند؛ دنبال آدمی میگردند که هیچ باشد تا هر چه گفتند انجام شود، فرهاد دانشجو اینطور نیست؛ البته این را به صورت کلی میگویم، ربطی به دانشگاه آزاد ندارد!»”
آقای پروفسور در پاسخ به پرسش کیهان در مورد برکناری ایشان از دانشگاه آزاد (که قرار است بعداً اتفاق بیفتد) سخنی میگوید که ضمن اهانت به هیئت امناء، آقای دکتر جاسبی را هم نشانه رفته است. هیئت امناء محترم دانشگاه اگر به صرف استناد به همین یک مصاحبه او را برکنار کرده باشد، کاری بدور از تدبیر و دفاع از دانشگاه نبوده است. ایشان نخست میگویند هیئت امنا باید در برابر اشکالتراشی دیگران ورود پیدا کند و به دانشگاه کمک نماید، اما بلافاصله از دخالت هیئت امناء در خصوص نامه و ایرادات «داش محمود» کیهانیان و تفحص آنها از چگونگی ماجرا ایراد گرفته و طعنه میزند که به شما چه ربطی دارد.
آقای دکتر حداد عادل یکی دیگر از دژبانان اصولگرایی که در طول هشت سال جولان دادنهای بی حساب و کتاب آقای احمدینژاد و به قول خودش «داش محمود» سپر بلای وی بود، نخستین سخنرانی توهین آمیز به معترضین را پس از انتخابات 88 به نفع احمدی نژاد به عمل آورد، همان سخنرانی که در آن احمدی نژاد معترضین را، یعنی ما را، خس و خاشاک نامید، با لحنی زننده و چارواداری نسبت به این تغییر عکس العمل نشان داد. آقای حداد «نا»عادل هشدار دادند که: “این اقدام شتابزده که در کام طراحان آن شیرین است، در آینده برای آنان تلخ و پشیمانکننده خواهد بود.”
با اینکه طی دو نوشتار یکی در سایت فرارو به قلم جناب آقای دکتر زیباکلام و دیگری در سایت ایسنا به نقل از سایت الف به قلم جناب آقای ناصر ایمانی پاسخ محترمانه اما قاطعی به این شخص معلوم الحال داده شده است، اما هیچکدام از آقای «نا»عادل نپرسیدهاند که آن نتیجۀ «تلخ و پشیمان کننده» چه خواهد بود؟ به نظر میرسد از آنجایی که آقای حداد محرم اسرار بسیاری از فرماندهان تندرویهاست، ناشیانه برنامۀ طراحی شده در اتاق فکر اصولگرایان غافل از خدا و کتاب را زودتر از موعد لو داده باشد، درست همانطور که کیهان اسباب رسوایی فرهاد «پروفسور» دانشجو را فراهم ساخته است. آیا باید آقایان هاشمی و سید حسن خمینی منظر اقدامات کودتاگرانه و آدمربایانه باشند؟ آیا بزودی شاهد داد و فریادهای اصولگرایان صاحب دین و دنیای مردم ایران در مجلس خواهیم بود که «چماق» بدست خانوادۀ اعضای هیئت امنا را به باد ناسزا بگیرند و «دله دزد» ها را بزنند و تار و مار نمایند تا رئیس دزدهایی مانند داش محمود بتواند دانشگاهش را با آن وجوه اندک شانزده میلیارد تومانی و مبالغی که احتمالاً از این پس تقه اش درخواهد آمد اداره نماید و دنیا را به زیر پرچم امام زمان خودش درآورد.
آیا این خبرها و این رجاله بازیها و عربده کشیها که مصون از هر تعقیبی است و هیچ عسسی را یارای اعتراض در کوچه بازار سیاست نیست برایتان جگرسوز نیست؟ من اگر بجای جناب آقای روحانی ریاست محترم جمهوری بودم تنم از بیم آشی که برای این مملکت پخته اند به لرزه درمیآمد. آزادی و دین و ناموس و مال ما نه فقط از جانب امریکا بلکه از سوی دوستان تندرو خود عمارپندارمان تحت شدیدترین تحریمهاست، آیا نباید به حال خود تأسف بخوریم؟
یکی دیگر از معترضین به اقدام هیئت امنای دانشگاه جناب آقای توکلی بودند که هرچند پاسخشان را در سایت متعلق به خودشان به نشانی داده شده در بالا توسط آقای ایمانی دریافت کردهاند، اما برایم شگفت آور است که ایشان در جلسۀ سخنرانی آن نمایندۀ لرستان حضور داشتند و شاهد فحاشی وی به خانوادۀ هاشمی بودند، لیکن هیچ اعتراضی نفرمودند. حتی زمانی که برای سرکار خانم فاطمۀ هاشمی به خاطر مصاحبهاش در مذمت این سخنان آن نماینده و دوستانش بیدرنگ از سوی دادستان بینا و شنوای شهرمان پرونده تشکیل شده و به محاکمه فراخوانده میشود، از آقای توکلی صدایی برنمیآید که فریاد بزند: آهای شحنه، آهای عسس، آهای داروغه، امنیت برای همه است و تو خدمتگزار همه هستی.
اگر کیهانیان فحاشی کنند، اگر محمود احمدی نژاد به تصریح مجلس قانون شکنی کند، اگر سعید مرتضوی دستش به خون آلوده باشد و با سینۀ ستبر در شهر راه برود و در جریان محاکمۀ شرم آورش از در مخصوص قضات وارد شود و سربالا سخن بگوید، در تأمین اجتماعی گرد و خاکی براه اندازد و مال کارگران بازنشسته را برباد دهد، شستا را به مدد انگشت شصتش لقمۀ گلوی دوستان احمدینژاد قرار دهد، صدایی از این شحنۀ بیدار شنیده نمیشود توگویی که سالهاست در خواب رفته و بیهوش است؛ اما اگر کسی در برابر هتاکیهای اصولگرایان متعهد به دین و معتقد به آخرت!! آخ بگوید باید به جرم تشویش اذهان به چارمیخ کشیده شود. زیانهای مادی سالهای اخیر شاید قابل جبران باشد، اما خسارتی که عدم وجود عدالت در دستگاه قضایی نزد مردم به بار آورده و همه را بیپناه جلوه داده است، چگونه باید جبران شود؟
هیچ یک از این واکنشها که برشمردم به اندازۀ سخنان ناروای آقای علم الهدی که کمر به نابودی دین جدش بسته است، جگرسوز نبود. ایشان که زودتر از آقای حداد دیگ غیرتش به جوش آمده بود، در اینباره سخنی به غایت خردکننده ابراز فرموده اند:
” آیتالله سید احمد علمالهدی در جمع خبرنگاران تصریح کرد: وقتی کسی را برای مدت خاصی حکم داده و رئیس منصوب میکنند تا پایان قراداد در سمت خود باقی مانده مگر اینکه موضوع حادی پیش بیاید. امام جمعه مشهد گفت: اینکه هیئت امنای دانشگاه آزاد به یکباره تصمیم بگیرند که رئیس این دانشگاه را عزل کنند و خود دانشجو اطلاعی نداشته باشد و بدون توافق با وی این کار صورت گیرد فسخ قرارداد یکطرفه محسوب شده و این صحیح نیست. علمالهدی تصریح کرد: فسخ قرارداد یک طرفه با مبانی اسلامی ما سازگاری ندارد و اینکه صرف اینکه هیئت امنا تصمیم بگیرد وسط قرارداد حکم را لغو کند فسخ قرارداد یک طرفه بوده و نادرست است.”
صرف نظر از انشای این گفتار که نه جملاتی حقوقی اند و نه فقهی، آیا عزل پروفسور دانشجو بدون آگاهی قبلی وی بوده است؟ او قبل از عزل در کیهان واکنش خود را نشان داده بود، بعید میدانم که آقای علم الهدی از آن ناآگاه بوده است. نخواندن کیهان، آنهم در بیست و چهار ساعتی که از این واقعه میگذشت برای ایشان گناه کبیره است.
براستی جناب آقای علم الهدی فقط در همین یک مورد بیاد حرمت قرارداد در اسلام شان افتاده اند. آیا ایشان به وظائفشان به عنوان عضو خبرگان بر طبق قانون اساسی عمل کردهاند که نظارت بر بخی از اصول قانون اساسی وظیفۀ ذاتی این نمایندگی است؟ ایشان خودشان تا چه اندازه حرمت این قانون و میثاق ملی را نگهداشتهاند؟ آیا اقدام ایشان برای کنار نهادن حضرت آیت الله دستغیب از مجلس خبرگان که از سوی مردم استان فارس و بموجب قانون اساسی برای مدت معینی به نمایندگی منصوب شده اند با اسلام ایشان سازگار بوده است؟ آیا از نظر ایشان تشخیص آن موارد حاد با جبهۀ اصولگرایان است؟ آیا عرض و آبروی افراد به اندازۀ قرارداد ریاست دانشگاه آزاد در اسلام شما ارجمندی ندارد که خطبه های جمعۀ شما و مصاحبه هایتان همیشه پر از این گونه تهمتهاست؟ برای نمونه شما چند بار موسوی و کروبی را رأس فتنه و سران فتنه نامیدهاید، و چند بار پس از مصاحبۀ جناب آقای عسگر اولادی و یا یادداشتهای ایشان در روزنامۀ رسالت، اذعان کردید که آن دو از سران فتنه نبودهاند و سران فتنه در خارج بودهاند.
آیا زمان آقای احمدینژاد که به زعم شما اسلام و انقلاب را زنده کرد، هیچ قرادادی یک طرفه نقض نشد؟ برای مثال در مورد آقای جاسبی چطور؟ آقای دکتر جاسبی صرف نظر از اینکه چند دهه رئیس دانشگاه آزاد بوده است، زمان برکناری در وسط دورهای بود که همین هیئت امناء دانشگاه او را بدین سمت نصب کرده بود.
آقای علم الهدی، من و بسیاری مانند من حفظ احترام لباس و سیادت شما را بویژه از آنجهت واجب میدانیم که نقض حریم اشخاص و ریختن آبروی آنان به هر بهانهای که باشد، دوام و عملکرد قرادادهای اجتماعی را دچار دشورایهای جبران ناپذیر میسازد؛ روابط اجتماعی در جامعۀ ملی را از هم میدرد؛ عده ای گستاخ و بیدین را به سوی اهانت به مقدسات سوق میدهد، همانند آنچه متأسفانه در برخی سایتها و وبلاگها نسبت به ساحت مقدس ائمۀ کرام و بویژه امام هادی شاهدش هستید. شاید در ادبیات و اشعار شعرایمان مناسب رفتار شما اشعار و سخنان نغز و طنز فراوانی باشد که به احترام و قداست همین قرادادهای اجتماعی بسیاری از ما منتقدان خودسریها و بیقانونها از تمسک به آن گفته ها اجتناب میکنیم. آیا شما هم مایلید تجدید نظر کنید و به آغوش اسلام برگردید و اخلاق حسنۀ رسول اکرم را در مدیریت اجتماعی الگوی خودتان قرار دهید و برای مثال خودتان رطب نخورید تا بتوانید منع رطب کنید، آنگونه که بدان حضرت نسبت داده میشود؟ مایلم از حضور محترمتان خواهش کنم که این شعر سعدی را در نصیحت به مستمعین جمعه هایتان با صدای رسا بخوانید که فرموده است:
ایهاالناس! جهان جای تنآسانی نیست
مرد دانا به جهان داشتن ارزانی نیست
خفتگان را چه خبر زمزمه ٔمرغ سحر؟
حَیَوان را خبر از عالم انسانی نیست
داروی تربیت از پیر طریقت بِسِتان
کآدمی را بَتَر از علت نادانی نیست
روی، اگر چند پَریچهره و زیبا باشد،
نتوان دید در آیینه که نورانی نیست
شبِ مردان خدا روزِ جهان افروزست
روشنان را به حقیقت شب ظلمانی نیست
پنجهی دیو به بازوی ریاضت بشکن!
کاین به سرپنجگی ظاهر جسمانی نیست
طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی!
صدق پیشآر! که اخلاص به پیشانی نیست
حذر از پیروی نفس که در راه خدای
مردم افکنتر ازین غول بیابانی نیست
عالم و عابد و صوفی، همه طفلان رهند
مرد اگر هست بجز عارف ربانی نیست
با تو ترسم نکند شاهد روحانی روی
کالتماس تو بجز راحت نفسانی نیست
خانه پُرگَندم و یک جو نفرستاده به گور
برگ مرگت چو غم برگ زمستانی نیست؟
ببری مال مسلمان و چو مالَت ببرند
بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست!
آخِری نیست تمنای سر و سامان را
سر و سامان بِهْ از بیسر و سامانی نیست
آن کس از دُزد بترسد که مَتاعی دارد
عارفان جمع بکردند و پریشانی نیست!
وآنکه را خیمه به صحرای فراغت زدهاند
گر جهان زلزله گیرد غم ویرانی نیست
یک نصیحت ز سر صدق جهانی ارزد؛
مشنو ار در سخنم فایده دو جهانی نیست
حاصل عمر تلف کرده و ایام به لغو
گذرانیده، بجز حیف و پشیمانی نیست
سعدیا! گرچه سخندان و مصالح گویی
به عمل کار برآید به سخندانی نیست
تا به خرمن برسد کشت امیدی که تُراست
چارهٔ کار بجز دیده ٔبارانی نیست
گر گدایی کنی از درگه او کُن باری
که گدایان درش را سر سلطانی نیست
یارب از نیست به هست آمدهٔ صُنع توایم
وآنچه هست از نظر علم تو پنهانی نیست
گر برانی و گرم بنده ٔمخلص خوانی
روی نومیدیَم از حضرت سلطانی نیست
ناامید از در لطف تو کجا شاید رفت؟
تو ببخشای که درگاه تو را ثانی نیست
دست حسرت گَزی ار یک دِرَمَت فُوْت شود
هیچت از عُمرِ تلف کرده پشیمانی نیست













