سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » جناب توکلی! آخرین رگه های قبیله گرایی را پاره کنید...

جناب توکلی! آخرین رگه های قبیله گرایی را پاره کنید

چکیده :خوب است جناب توکلی این سخن خود را اصلاح کنند و مانند بیشتر آنچه اظهار می دارند، به دور از قبیله گرایی عمل و اعتراف به اشتباه کنند. نه مانند آنچه که در توجیه ناصواب رایشان در انتخابات 88 بیان می دارند که شاید ثمر حقیقی نتیجه انتخابات 88، تکمیل دوره اجرایی اصولگرایان (همزمان با تداوم تسلط بر 2 قوه دیگر) بود تا به قطع یقین توان اجرایی آنان در اداره کشور ثابت شود و ارادت ها به پیر جماران بیش از پیش افزون گردد؛ آنجا که او برخی مخالفان نخست وزیر وقت را عاجز از اداره یک نانوایی می دانست!...


سایت آینده در یادداشتی به قلم هادی یاسمنی نوشت:

مغالطه ای که بعد از انتخابات 24 خرداد و شکست جریان اصولگرایی، علی رغم در اختیار داشتن حداکثری امکانات انجام شد، در باب تاثیر اصلاح طلبان بر پیروزی حجت الاسلام روحانی در آن انتخابات بود.

به دلیل آنکه این مغالطه عموما از سوی افراطیون، بویژه رسانه های توپخانه ای که آشکارا بعد از سیلی محکم ملت در 24 خرداد بر دهان و قلم آنان، به گیجی افتاده اند، انجام می شد، اساسا ارزش پاسخگویی نداشت؛ اما از آنجا که در جلسه بررسی وزرای کابینه یازدهم در مجلس، جناب احمد توکلی، نماینده محترم مردم تهران، به نوعی آن مطالب را از قضا در دفاع از کلیت کابینه بیان داشتند، بیان نکاتی چند ضروری به نظر می رسد.

اساس مغالطه آن است که نامزد اصلاح طلبان یعنی جناب عارف در نظرسنجی ها ی نهایی، 8 در صد رای بیشتر نداشت. بنابراین مجموعه اصلاح طلبان مجبور شدند، نامزد خود را مجاب به انصراف کنند تا با چسباندن خود به نامزد پیروز محتمل، یعنی جناب روحانی، خود را به نوعی پیروز بر اصولگرایان نشان دهند.

اما در پاسخ باید گفت:

ـ اولا جناب عارف علی رغم تعلق قطعی به جریان واقعی اصلاح طلب، به هیچ عنوان نامزد حداکثری آنان نبود و اگر نبود فیلتر تنگ نظارت استصوابی، بی شک گزینه های اولویت دار دیگری وجود داشتند. بنابراین حتی با فرض تداوم حضور جناب عارف در عرصه انتخابات و شکست احتمالی، آن را نمی توان شکست قطعی جریان اصلاحات دانست.

ـ ثانیا در آن نظرسنجی ها که درصد رای جناب عارف را 8 در صد نشان می داد، در صد رای جناب روحانی نیز تقریبا 12 درصد بود. این مغالطه در صورتی درست بود که آرای جناب روحانی در آن زمان چیزی نزدیک به درصد لازم برای پیروزی و موفقیت او محتمل بود، نه 12 درصد! بدیهی است 12 در صد آن نظرسنجی ها که اقتدارگرایان به آن استناد می کنند، ازمیان 50 درصد مخاطبانی بود که همان نظرسنجی ها نشان می داد نامزد مورد نظر خود را انتخاب کرده اند. و گرنه 12 در صد روحانی از آن 50 درصد در نظر سنجی های مذکور، در میان 73 درصد نهایی شرکت کننده در انتخابات با نسبتی ساده نزدیک به هشت درصد (3 میلیون رای) را تشکیل می دهند.

اما سوال اساسی آن است که چه رویدادی در 3 روز مانده به انتخابات اتفاق افتاد که هشت درصد روحانی را به 51 درصد و پیروزی رساند؟!

چه اتفاق و فرآیند فراگیری روی داد که این چنین روحانی را از رتبه چهارم به رتبه اول، آن هم بالاتر از حد نصاب نصف به علاوه یک رساند؟!

به عبارت دیگر چه عاملی ما به التفاوت آرای روحانی تا 51 درصد ( 15 میلیون و 600 هزار رای) را تامین کرد؟

اگر آن عامل را مانند برخی در کسوت روحانی بودن جناب روحانی در نظر بگیریم، مگر قبل از آن ایشان ملبس به آن لباس نبودند؟!

اگر آن عامل را حضور قدرتمند جناب روحانی در مناظره ها در نظر بگیریم، آن نظر سنجی ها که به آن استناد می شود، بعد از همان مناظره ها بود!

اگر آن عامل را انتقاد متقن جناب روحانی به عملکرد دول نهم و دهم و به طور خاص و مجموعه اصولگرایان به عنوان حامی اصلی آن دول به طور عام در نظر بگیریم، آن انتقاد نیز قبل از آن نظر سنجی ها بود!

و در یک کلام تمام عواملی که اصولگرایان برای ماله کشی بر شکست خود و پیروزی جناب روحانی نام می برند، تماما قبل از آن نظرسنجی های مذکور بوده است و می توان تاثیر قطعی آنها در پیروزی روحانی را همان 3 میلیون رای دانست.

پس 43 درصد بقیه از کجا آمده است؟ آن عامل معجزه آسا چه بود که به یکباره در عرض 3 روز آخر، روحانی را بر صندلی پاستور نشاند؟

جواب واضح است: به نتیجه رسیدن ساز و کار ائتلاف نیروهای تحول خواه با محوریت خاتمی، بر روی جناب روحانی و حمایت صریح و قاطع و بنابر بیانیه پیروزی روحانی که توسط خود وی در صدا و سیما قرائت شد، نقش امید آفرین آیت ا… هاشمی و حجت الاسلام خاتمی، سبب ساز آن تحول بنیادین و تاثیر شگرف آور در سبد آرای جامعه شد و روحانی را به ریاست دولت یازدهم رساند و بدون شک هیچ عامل دیگری سبب ساز آن تغییر و تحول نبود و عوامل دیگر، تاثیرشان در حد همان هشت درصد از شرکت کنندگان بود.

نگارنده علی رغم این که نه منتقد که مخالف جنبش سبز است، توضیح این نکته به جناب توکلی را لازم می داند که این ها همه در حالی است که بخش عظیمی از ملت حقیقتا ـ چه بخواهیم چه نخواهیم ـ نسبت به خوانده شدن رایشان در انتخابات مردد بودند و مجادله عظیمی بین نیروهای تحول خواه بر سر شرکت یا عدم شرکت در انتخابات وجود داشت.

آن عده هم که علی رغم تردید، راضی به شرکت در انتخابات شدند، از آنجا که عدم شرکت را ضرر قطعی و شرکت را ضرر محتمل می دانستند، بنا به قاعده عقلی با نارضایتی در انتخابات شرکت کردند که عامل اصلی آن نیز همان رویداد خاص (حمایت هاشمی و خاتمی) در آن 3 روز بود و مسلما آن بخش مردد جامعه اگر می دانستند که (از ظن آنان) این بار آرای صحیح خوانده می شود، در صد بیشتری از 72 درصد در انتخابات شرکت می کردند و یقینا شکست سنگین تری بر گفتمان اصولگرایی وارد می شد.

بنابراین خوب است جناب توکلی این سخن خود را اصلاح کنند و مانند بیشتر آنچه اظهار می دارند، به دور از قبیله گرایی عمل و اعتراف به اشتباه کنند. نه مانند آنچه که در توجیه ناصواب رایشان در انتخابات 88 بیان می دارند که شاید ثمر حقیقی نتیجه انتخابات 88، تکمیل دوره اجرایی اصولگرایان (همزمان با تداوم تسلط بر 2 قوه دیگر) بود تا به قطع یقین توان اجرایی آنان در اداره کشور ثابت شود و ارادت ها به پیر جماران بیش از پیش افزون گردد؛ آنجا که او برخی مخالفان نخست وزیر وقت را عاجز از اداره یک نانوایی می دانست!


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.