بن بست اختر و منگنه انتخابات
چکیده :رئیس جمهور آینده، رئیس شورای عالی امنیت ملی، باید در این باره موضع بگیرد و در چارچوب اختیارات اش حرفی بزند. گذشته در امروز زنده است: کسی که موضع اش را با رای در حبس ما مشخص نکند، برگ رای جدید را نیز به حبسی دیگر می برد....
کلمه – سینا حقجو:
دیگر کسی به موسوی حمله نمیکند. با این که چهار سال بر طبل فتنه و فتنه گری و فتنه آفرینان و فتنه زده ها و عاملین فتنه و ساکتین فتنه و … کوفتند، حالا که نوبت تبلیغات رسمی انتخابات شده، گویا دیگر حنای فتنه رنگی ندارد.
همه از موضوعات به نسبت ثابتی -هر چند با زبان ها و به بیان ها مختلف- حرف میزنند: تنش زدایی در روابط خارجی، بهبود وضع معیشت، ایجاد مسکن و اشتغال، بازگرداندن اخلاق به جامعه، از بین بردن فضای نظامی و امنیتی، … محمدرضا عارف در برنامه تلویزیونی اخیرش تا آنجا پیش رفت که بسیاری شیوه او را تقلیدی از موسوی خواندند. از مضامین برنامه ها و تاکید بر اخلاق گرایی و ثبات مدیریت و … گرفته تا استفاده از الگویی مشابه در بیان برنامه ها: همه نطق معروف موسوی را به یاد آوردند وقتی میخواند «آمده ام تا …».
انتخابات، هر چند بسته و مهندسی شده، زمینه مناسبی برای «رو شدن» است. رو شدن تفاوت واقعیت های جامعه با آنچه که حاکمان میکوشند به جامعه نشان دهند. نامزدهای انتخاباتی، حتی حکومتی ترین شان، با وضعیت بغرنجی مواجه هستند: از یک سو باید رای بیاورند. این یعنی رقابتی شکل میگیرد میان مانور دادن بر سر «مسائل اصلی» جامعه؛ مسائلی که از قضا همه کاندیداها خوب تشخیص میدهند. از سوی دیگر اما این مسائل با تبلیغات رسمی حکومت یکسان نیست. نتیجه میشود وضعیت پیچیده ای که کاندیدا نمیداند چه قدر و چه طور میتواند مسائل اصلی را مطرح کند، بی آن که به خط قرمزهای نظام بربخورد و جواز حذف رسمی یا غیررسمی اش فراهم شود.
اگر یک مخاطب این وضعیت پیچیدهي کاندیداها «نظام» است، روی دیگر به سوی مردم است. به سوی رای دهندگان بالقوه. همان قدر که حکومت نامزدها را با قدرت عریان اش در منگنه میگذارد، جانب دیگر منگنه قدرت مخفی مردم است. این قدرت را از دست میدهیم اگر چک سفید امضاء برای کسی بکشیم. در عوض میتوانیم از قدرت مان استفاده کنیم. باید بایستیم و از کاندیداها مطالبه کنیم؛ در غیر این صورت، کاندیداها را به سوی حکومت هل داده ایم.
باید از کاندیداها مطالبه کنیم که صریح تر جانب مردم را بگیرند. نام بردن از موسوی و خاتمی و هاشمی در صدا و سیمایی که چهار سال در هتک و حذف نام «فتنه گران» کوشیده اتفاقی مبارک است اما این پایان داستان نیست. ما آنچه را در این چهار سال بر ما گذشته است از یاد نبرده ایم و نمیخواهیم هم دچار سرخوشی و فراموشی موقت انتخاباتی شویم. رای ما هنوز در حصر و شیران ما هنوز در حبس اند. رئیس جمهور آینده، رئیس شورای عالی امنیت ملی، باید در این باره موضع بگیرد و در چارچوب اختیارات اش حرفی بزند. گذشته در امروز زنده است: کسی که موضع اش را با رای در حبس ما مشخص نکند، برگ رای جدید را نیز به حبسی دیگر می برد.














من رای نمی دهم اما اگر کسی از این کاندیداها بگوید یکی از برنامه هایم آزاد کردن موسوی رهنورد و کروبی است با تمام وجود خودم و اطرافیانم به او رای خواهیم داد
به باور من در صورت به اجماع رسيدن آقايان خاتمي و هاشمي بر سر يكي از دو كانديداي ميانه رو(عارف روحاني )بهتره براي استمرار اصلاحات در انتخابات شركت كنيم.قهر كردن با صندوق راي ميدان را براي تندروها باز مي كنه.حتي فكر رييس جمهور شدن جليلي عذاب آوره
کی تضمین عدم تقلبی را میدهد؟
شرکت در این انتخابات مفتضح ،تایید
رهبری دیکتاتور است و نه تایید نظام یا انتخاب بین بد و بدتر،تایید
انتخابات نمایشی”تعزیه گردانی” یعنی با ما هرچه میخواهید انجام دهید!
یعنی تایید حصر و تعیید جرم برای زندانیان سیاسی!
یعنی با پای خود به جهنم رفتن !
من هم با رضا موافقم فقط با انتخابت می تونیم وضعیت رو اصلاح کنیم اگر آقای هاشمی و آقای خاتمی از مردم دعوت کنند و مثل 88 از یکی از دو کاندیدا ( عارف یا روحانی می تونیم پیروز بشیم و با دیدن شرکت پرشور مث 88 این بار جرئت روبرو شدن با مردم و عده کثیر دیگری از مسئولان رو ندارن و نمی تونن دوباره هزینه بدن ضمنا این دفعه محمود هم با اونا نیست و دنبال بهانه میگرده عقده هاش رو خالی کنه .
به نظر شما اگه سال 88مشاركت بالايي صورت نميگرفت به دنبال اون جنبش سبز با اين عظمت شكل مي گرفت؟وقتي افراد زيادي راي بدن مطمينا” در صورت تقلب واكنش به اون گسترده تر خواهد بود البته همه چي بستگي به اجماع چند روز آينده داره
به باور من خواسته ي رهبري مشاركت بالا نيست دليلش هم رد صلاحيت آقاي هاشمي ست.آراي شاگردان مصباح براي انتخاب جليلي كافيه!ااين آرزو رو به دل تندروها بذاريم با راي دادن به آقاي عارف يا روحاني
همزمان شدن انتخابات شوراها و ریاست جمهوری درصد مشارکت را بالا می برد شرکت گسترده و حمایت از ریاست دکترروحانی و معاونت دکتر عارف می تواند روح جدیدی به جنبش سبز بدهد و خارج کردن قوه مجریه از چنگال افرادی مثل جلیلی پیروزی اصلاحات است حیف است این فرصت طلایی رو از دست بدهیم
آزادی رهبران جنبش و عقب نشینی خامنه ای با حضور فعالانه ما صورت می پذیرد و نه با قهر و دوری از انتخابات.
مگر دوم خرداد و یا جنبش سبز از مسیر انتخابات به دست نیامده
بخدا کافیست که آقایان خاتمی و هاشمی با قدرت پشت سر ترکیب روحانی – عارف قرار گیرند و ما یکبار دیگر انزوا و عصبانیت طیف کیهان و نقدی و احمد جنتی و احمد خاتمی و رسایی و … را جشن بگیریم
هنوز هم وقت فکر کردن است.
در هر حال شرط دمکراسی ایجاب میکند که به نظر دیگران احترام گذاشت.
در این بازی به هر شکلی میبایست ما ببریم و نه رهبری.
ایدهٔ جالبی است و دارد صورت میگیرد.