ترویج «عصمت استراتژیک» ولایت فقیه؛ تلاشی برای توجیه حمایت رهبری از احمدی نژاد
چکیده :در هفته های اخیر جزوات و مباحثی با عنوان "عصمت استراتژیک ولی فقیه" در قم و تهران مطرح شده که می خواهد برای ولی فقیه جایگاه عصمت و مصون از خطا را اثبات کند. همزمان و به طور موازی، منصوبان و منتسبان به رهبری در تلاش اند تا با اغراق و زیاده گویی، شخصیتی ماورایی از وی ارائه دهند....
کلمه – گروه معارف:
وقتی تلاش برای “امام” خواندن رهبری با شکست رو به رو شد، اینک با طرح عصمت استراتژیک ولی فقیه عده ای القا می کنند که آیت الله خامنه ای در تعییین خطوط اصلی و حیاتی و گفتمان نظام اشتباه نخواهد کرد!
به گزارش کلمه، در هفته های اخیر جزوات و مباحثی با عنوان “عصمت استراتژیک ولی فقیه” در قم و تهران مطرح شده که اشاعه دهندگان این مباحث می خواهند از باب قاعده لطف برای ولی فقیه جایگاه عصمت و مصون از خطا را اثبات کنند.
آن طور که مشرق نیوز نوشته است هرچند مطرح کنندگان این مباحث دارای سوابق انقلابی و چهره های متدینی هستند اما طرح این مباحث در رسانه ها و مجالس عمومی بر خلاف مصالح کشور است.
این رسانه نزدیک به اقتدارگرایان نامی از این افراد “انقلابی و متدین” نمی برد، اما طی سال های گذشته از سوی مصباح یزدی و شاگردانش تلاش گسترده ای برای دادن صفات و ویژگی های خارق العاده به آیت الله خامنه ای انجام شده است.
ماه گذشته نیز مصباح یزدی که طی سالهای گذشته جایگاه منحصر به فردی برای آیت الله خامنه ای بیان کرده بود، بر امام خواندن ایشان تاکید کرد.
مصباح یزدی پیش از این نیز گفته بود که «همانند مقام معظم رهبری به هیچ عنوان نمیتوان بر روی زمین و آسمانها پیدا کرد چرا که ایشان نمونه برجستهای از ائمه اطهار و اجدادشان است.»
همزمان و به طور موازی، منصوبان و منتسبان به رهبری نیز در تلاش اند تا با اغراق و زیاده گویی، شخصیتی ماورایی از وی ارائه دهند.
موج زیاده گویی ها و مبالغه ها در خصوص ویژگی های رهبری هم اولین بار توسط مصباح یزدی و شاگردانش مطرح شد که تلاش می کردند مقام ولایت فقیه را تا سطح ائمه و پیامبر و ارتباط خاص با امام زمان بالا ببرند.
پس از آن بود که سعیدی امام جمعه منصوب رهبری در قم در یک سخنرانی و به نقل از خواهر رهبری گفته بود که وی هنگام تولد وقتی میخواست از بدن مادر خارج شود «یا علی» گفته و قابله هم در پاسخ گفته است: علی نگهدارت!
محمدی گلپایگانی رییس دفتر رهبری هم اخیرا ادعا کرد “رهبر معظم انقلاب دانشمندی است که در تمام رشتههای علمی اطلاعات دارد”!
اکنون نیز به نظر می رسد که انتشار جزوه عصمت استراتژیک در ادامه همان تلاش ها باشد.
بهار سال گذشته مطلبی در وبلاگ “یار باران” منتشر شد که که با تبیین انواع عصمت تلاش داشت عصمت تازه ای را برای ولی فقیه تبیین کند.
در این مقاله، نویسنده تلاش کرده بود با ذکر آیات و روایات به این نتیجه برسد که “امام” در زمان غیبت صغری باید در تببین سیاست های کلان دارای عصمت باشد. در بخشی از این مطلب آمده بود که “تبیین عصمت استراتژیک امام و امت در عصر ظهور صغرا (جمهوری اسلامی ایران)؛ معصومیت از اشتباه یا گناه استراتژیک این است که امام/امت، در یک مساله حیاتی، مثل انتخاب ریاست جمهوری یا هر کار تعیین کننده در اعتلای حق و استفال باطل از خطای عمدی یا سهوی، معصوم باشد. از این رو، مردم مسلمان ایران و ولیّ فقیه آنان در عصر ظهور صغرا، باید دارای عصمت استراتژیک باشند. امام/مردم در مورد انتخاب بازرگان، بنی صدر، موسوی، هاشمی و خاتمی هم اشتباه نکردند، التبه تحلیل آن قدری پیچیده است.”
در این یادداشت، نویسنده بارها به جلسات درس خارج آیت الله خامنه ای ارجاع داده بود، و از ایشان به عنوان “امام” یاد کرده بود.
پس از اینکه انتشار این یادداشت حتی با واکنش سایت محافظه کار مشرق رو به رو شد، نویسنده مقاله با بیان دلیل اصلی از نگارش چنین مقاله ای به انتقادهای موجود در جامعه اشاره کرد. وی در خصوص حمایت رهبری از دولت احمدی نژاد اشاره می کند و نویسنده مدعی می شود که “اگر این فرض باطل، درست باشد، معنایش این است که رهبری شرط تدبیر و مدیریت را ندارد و لذا لازمه منطقی ادعای باطل حامیان موسوی این است که امام خامنه ای حق رهبری ندارد. قطعا این ادعا هم اشتباه است!”
وی مدعی است که خواسته فرمول بندی ای ارائه کند که کسی نتواند بگوید رهبری هم رهبر است و ما قبولش داریم و هم اینکه نمی تواند شاخص های اساسی گفتمان انقلاب را تشخیص دهد!
اینها در حالی است که چندی پیش که موج جدیدی از سخنان اغراق آمیز در مورد جایگاه ولی فقیه مطرح شد، در مطلبی در پایگاه اطلاع رسانی رهبری، از افراط و شعارزدگی در مورد رهبری به شدت انتقاد شد و آمد: برخی تعابیر موجود در مدح رهبری همچون «کشتی ولایت» و «نوح ما»، مورد اعتراض ایشان قرار گرفته است. آیت الله خامنه ای در سخنان اخیر خود در نوشهر گفته است: «من به شما عرض میکنم، به همه هم این را میگویم و گفتهام و تکرار میکنم: مبادا آن صفاتی، خصالی، مناقبی که متناسب با وجود ولیعصر ارواحنافداه هست، اینها را تنزل بدهیم در سطح انسانهای کوچک و ناقصی مثل این حقیر و امثال این حقیر.»














گندي كه به واسطه حمايت از احمدي نژاد دزد و دروغگو بالا اومده به آب هفت دريا هم پاك نميشه چه برسه به مقاله ا حمقانه عده اي كاسه ليس و چاپلوس بي ارزش.اگر از امروز تا قيامت هم از مردم عذر خواهي و به درگاه خداوند توبه كنيد بازم كمه.
اگر جنبش سبز در سال 88 به پیروزی می رسید نمی شد به این واضحی، چهره واقعی دژخیم و حاکمیتش را برملا نمود. این هم از تدبیر خداوند است که خیر این مردم مظلوم را می خواهد که او مدبر امور و محول احوال است.
مشکل اینه که این بنده خداها باور نمیکنن که جایزالخطا هستن و درحد و حدود خاک پای امامای معصوم هم نیستن. مگه اینکه خودشون دروغای خودشون رو درمورد خودشون باور کنن. شعور مردم خیلی بالاتر ازین حرفاست…
.
بمناسبت تشکیل ائتلاف ملی نیروهای سوریه
تبریک به مردم منطقه و تسلیت به مقام عظما!
نشست دوحه در قطرموفق شد ائتلافی فرا گیر از نمایندگان جریانهای سیاسی، قومی، قبیله ایی، مذهبی، برون و درون مرزی را گرد هم آورد. اگر فشار دولت های عربی، آمریکا و غرب نبود این ائتلاف شانسی برای شکل گرفتن نداشت چون دشمنی و اختلاف در درون خود جریانهای اپوزیسیون مخالف اسد بیشتر از ضدیت آنها با رژیم اسد بود. این ائتلاف «احمد موئز الخطیب»، خطیب یکی از مساجد بزرگ دمشق را باتفاق آرا بعنوان صدر ائتلاف برگزید. دو معاون؛ یک زن و دیگری یک سرمایه دار مترقی و لیبرال دموکرات که سالها زندان بوده است برای او تعین شده است. خود خطیب از طرف صاحبنظران فردی گشاده فکر و میانه رو توصیف گردیده است. خطیب در نخستین پیام خود خود به نظامیان سوری از آنان خواست که ارتش اسد را ترک و به اپوزیسیون بپیوندند او همچنین اپوزیسیون و مردم را به اتحاد برای سرنگونی رژیم اسد دعوت کرد. در بیانیه پایانی کنفرانس دوحه، هرگونه مذاکره با رژیم بشار اسد قاطعانه منتفی دانسته شده است و این بمعنای شکست کامل رویکرد روسیه و ایران است که با تمام قوا کوشیدند تا با کشاندن بخشی از اپوزیسیون سوریه به پای میز مذاکره با بشار اسد هم بین اپوزیسیون اختلافات را تشدید کنند و هم برای رژیم اسد و ماندگاری او بر قدرت، پس از برخی مشاطه گریهای صوری و سطحی مشروعیت فراهم کنند و هم اهمیت کشتار قریب 37000 نفر از مردم سوریه بدست این رژیم را بی اهمیت جلوه دهند.
برگزیدن یک خطیب مسلمان و میانه رو به رهبری ائتلاف نه تنها نقصی بر این ائتلاف نیست بلکه در راستای آن نسیم تحول بخشی است که بنام بهار عربی بساط استبداد را در چند کشور عربی جمع کرده است و با ویژگیهی سیاسی منطقه و همسویی آن با سیر تحول مترقی دنیا در تطابق کامل است. نیروهای لائیک و سکولار در منطقه در قبال همزیستی سیاسی با اسلامگریان تحول طلب و مترقی از برج لائیسم و سکولاریسم افراطی خویش و اسلامگرایان میانه رو نیز از گرایش هژمونیستی خود کوتاه می آیند و هردو درمی یابند که برای توسعه، ترقی و دموکراسی راهی جز همزیستی و همکاری دموکراتیک در چهار چوب مقوله«ملت و ملی» ندارند و باید جبهه مشترگی علیه اسلامگرایی بنیاد گرا و ابزاری از یکسو و استبداد ملبس به سکولاریسم فاشیستی و پوک تشکیل دهند.
تشکیل این ائتلاف در سوریه پایانی بر محاسبات هپروتی و سرمایه گذاری بی بازگشت رژیم اسد، تهران و روسیه روی اختلاف و تفرقه بین اپوزیسیون سوریه است.
حمایت بی درنگ آمریکا، قطر و اتحادیه عرب، ترکیه، انگلیس و فرانسه از این ائتلاف سمت و سوی حرکت این ائتلاف را نشان میدهد. تشکیل این ائتلاف نه تنها بمعنای شمارش معکوس برای سقوط قریب الوقوع رژیم اسد است بلکه باید آنرا بعنوان اتفاقی که میرود تا تآثیری فرامرزی و منطقه ایی از خود بجا گذارده و جغرافیای سیاسی منطقه را تغیر دهد تلقی کرد و بطور قطع «بهار» را به مرزهای میهن نیز بکشاند.