سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » میرحسین موسوی: چاره ای جز صبر و استقامت در راه احقاق حق نداریم...
» بازنشر یادداشت ماه رمضان دو سال پیش همراه جنبش سبز

میرحسین موسوی: چاره ای جز صبر و استقامت در راه احقاق حق نداریم

چکیده :اعتماد به مدنیت، همچون لنگری است که این ملت را در طول بحران ها و توفان های سهمگین، پابرجا نگه داشته است و به اتکای آن، پرچم هویت دینی – ملی خویش را از گزند تندبادهای حوادث، مصون و پراهتزاز نگاه خواهد داشت. اسلام رحمانی را بجای اسلام متحجرین تشنه قدرت بنشانید، همکاری و همدلی و اتحاد مبتنی بر اجماع ملی را بر استفاده از زر و زور و تزویر ترجیح دهید، آنگاه خواهی دید که همین مردم ستم دیده از شما، آماده بخشش شما خواهد بود و با بزرگ‌منشی، که از ویژگی‌های تاریخی ایرانیان است، به شما فرصت جبران همه جفاهایی را که در حق آنها کرده اید خواهند داد. در غیر این صورت، مردم شما را تنها خواهند گذاشت و سرانجام همه حکومت‌های خودکامه ای که ملتشان آنها را تنها گذاشت، در انتظارتان خواهد بود. ...


کلمه: میرحسین موسوی بر این باور است که چاره ای جز صبر و استقامت در راه احقاق حق نداریم و باید شعله های آگاهی را در ظلمت ناپایداری که این روزها بر میهنمان سایه افکنده است زنده نگه داریم.

این همراه جنبش سبز که بیش از پانصد روز است در حبس خانگی بسر می برد در یادداشتی که به مناسبت شب های قدر نوشته بود، یادآوری کرده بود: در شرایط کنونی، بسیاری از هموطنان ما با چهره های زشت و توانفرسای فقر و تنگدستی در زندگی مواجه هستند. بسیاری از همسایگان ما شب را با دل نگرانی نسبت به فردا سپری می کنند. چه بسیار که در پرداخت هزینه های درمانی فرزندانشان درمانده اند. چه بسیار که خود فروشی و اعتیاد، خانمانشان را برباد داده است. و بی شک وظیفه همه ماست که دست درماندگان را بگیریم، در سفره هایمان با آنها شریک شویم، سنت دیرینه ایرانی در اطعام و نذورات و انفاق را زنده نگه داریم، جلوه های زیبای اسلام رحمانی را به نمایش بگذاریم و از حال و روز یکدیگر با خبر شویم.

میرحسین موسوی نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس در یادداشتی که همزمان با لیالی قدر منتشر می‌شود ماه رحمت را فرصتی برای به پرسش کشیدن وجدان های بیدار می داند که در آن همگان به مرور کارنامه ی خود فراخوانده شده اند. کارنامه ای که نه صرفا منحصر به زندگی خصوصی آدمیان، بلکه گشوده به عرصه ی حیات اجتماعی آنان است. میرحسین در این یادداشت از پرسش‌هایی می‌گوید که مردم درباره ی حیات عمومی خود می‌کنند و از راه‌های بدیلی می‌گوید که حاکمان می توانستند و می توانند در پیشگاه مردم آنها را بیازمایند.

در این یادداشت که دو سال پیش در ماه رمضان نوشته شده، آمده است: به یاد داشته باشیم که تعیین کننده سرنوشت این ملت، نه بازیگران منفعت جوی سیاست ورزی رسمی، که ظهور ملتی است که مدنیت پاینده و عزم راسخ خود را برای حق خواهی و تحول برای آینده ای بهتر در راهپیمایی عظیم مردمی ۲۵ خرداد سال گذشته، به نمایش گذاشت. اعتماد به مدنیت، همچون لنگری است که این ملت را در طول بحران ها و توفان های سهمگین، پابرجا نگه داشته است و به اتکای آن، پرچم هویت دینی – ملی خویش را از گزند تندبادهای حوادث، مصون و پراهتزاز نگاه خواهد داشت.

متن کامل یادداشت میرحسین موسوی که شهریور ماه سال 89 منتشر شد، پیش روی شماست:

این روزها مردم ما در با شکوه ترین و زیباترین میهمانی های هستی و نورانی ترین ماه سال حضور دارند. ماهی که نزول آیات و برکات آسمانی در آن صورت گرفته و می گیرد. شبهایی که انوار تجلیات شب قدر آن بر جان و دل یکایک بندگان خالق بی همتا نور افشانی می کند. شبهائی که درآن به مرور کارنامه خود فراخوانده شده ایم. هنگامه ای برای پرسش از آنچه کرده ایم. رستاخیزی کوچک و معاصر در محشر بزرگ قلبهایمان و در پیشگاه عدالت وجدان‌هایمان. دامنه این پرسشها نه تنهاگشوده به عرصه خصوصی و زندگی فردی است، که به عرصه حیات اجتماعی فرا می رود. مگر نه آنکه ما عضوی از جامعه و کنشگری در عرصه عمومی هستیم؟

امروز در جامعه ایرانی به تبع آنچه در بیش از یکسال گذشته اتفاق افتاده مردم بیشتر از هر زمانی با پرسشهای تعیین کننده و حساس درباره خود و جامعه ای که بدان تعلق دارند روبرو هستند.

در این شبهای قدر

مردم از خود می پرســـــــند قیام آنان به عنوان شهروندان، برای برپایی جامعه ای که در آن کرامت انسانی پاس داشته شود و زمینه رشد و شکوفائی استعدادهای خدادادشان فراهم آید و قدمهای روشن برای بهروزی آنان و جامعه برداشته شود، به کجا رسید. به راستی آنها تاچه اندازه به خواستهای بر حقشان یعنی استقلال، آزادی، عدالت و پیشرفت نزدیک گشته اند.

مردم ما از خود می پرســـــــند که استقلال سیاسی که ارمغان قیام و نثار خونهای بسیار بوده است تا چه اندازه به عزت و اقتدار و سرفرازی و استقلال اقتصادی کشورمان در جهان ومنطقه انجامیده است؟

می پرســـــــند آیا ما امید تحقق آنچه را که در بند یک سند چشم انداز بیست ساله آمده است به باد نداده ایم و آیا مدیریت غلط و ماجراجوئی های نابخردانه و دشمن تراشی های بیهوده در عرصه روابط خارجی، میراث گذشته پرافتخار ما را به باد نداده است؟ چه مانعی باعث شده که نظام نتواند از دستاوردهای سترگ مدیران فداکار و دانشمندان و متخصصان و مدافعان منافع ملی استفاده کند. و آیا می توان از سیاست خارجی که تنها در صدا و سیما و رسانه های مشخص دولتی پر هیبت و بااقتدار جلوه می کند و چهره ترحم انگیز آن را حتی درهای بسته گفتگوهای بی ثمر و ذلت بار نمی تواند پنهان کنند جز این انتظاری داشت؟ مردم ما به حق نگران حرکات خام دولتمردانی فاقد حمایت مردمی هستند، یعنی بی بهره از گرانبهاترین سرمایه و پشتوانه ما در تعاملات خارجی در طول دو دهه گذشته. و نگران از آنکه بی بهرگان از اعتماد ملی در پشت سر ملت چوب حراج بر منافع ملی بزنند و سرزمینی سوخته در پشت سر خود بر جای گذارند.

مردم از خود می پرســـــــند چه میزان از آزادی هائی که در پس قرنها اختناق و استبداد با نثار فداکاری ها و تحمل مشقتهای بی شمار به دست آمد و پاسداشت آنها در جای جای قانون اساسی مورد تاکید قرار گرفته باقی مانده است. و باز مردم می پرسند تا چه اندازه در جامعه ای که در آن قلم ها شکسته و دهانها بسته و روزنامه نگاران و فرهیختگان و استادان و معلمان و کارگران و زنان و مردان در پشت میله های زندان هستند و هرگونه انتقاد و اعتراض توطئه همداستانی با دشمنهای خودساخته خوانده می‌شود و هر گامی برای احقاق حق فتنه نامیده می‌شود، بحث از حقوق ملت و کرامت انسانی و آزادی ها موضوعیت دارد. با چمن کاری میدان آزادی و اینکه بگوئیم مردم ایران از بیشترین آزادی ها برخوردار هستند طعم تلخ دیکتاتوری در دهان شیرین نمی شود. مردم سوال می‌کنند که بدون ترس از زندانی شدن تا کجا می توانند از صاحبان قدرت سوال کنند.

مردم در شبهای شهادت حضرت علی علیه السلام از خود می پرســـــــند تا چه اندازه در زندگی شان از عدالت اجتماعی و اقتصادی و عدالت قضائی و حقوقی و عدالت اداری و استخدامی برخوردار شده اند؟ آیا در محاکم و دعاوی در پناه قانون هستند، یا قربانی اعمال نفوذ مراکز قدرتی می‌شوند که پایبندی به هیچ قانونی را بر نمی تابند؟ آیا بسیج و نیروهای نظامی و امنیتی و انتظامی از مال و جان و آبرو و حقوق آنان دفاع می کنند یا از مکانت و مکنت و قدرت زور مداران؟

مـــــــردم می پرســـــــند آیا سفره آنان امروز رنگین‌تر از دیروز است و یا حاصل وعده دروغین آوردن نفت بر سر سفره هاشان کوچکتر شدن این سفره ها و تحلیل رفتن لوازم رفاه در زندگی آنان بوده است؟

آنها سوگمندانه می پرســـــــند و می پرســـــــند کجا رفت آن حقوق شهروندی فارغ از هرگونه باور دینی و پیروی از هر مرام و مسلک، در حالی که چوب تکفیر و تفسیق از سوی محافل قدرت به بهانه دگراندیشی علیه همه متفکران و فرهیختگان بلندشده است؛ تا آنجا که وزیر دولت دانشگاه را به «باخاک یکسان کردن» تهدید می کند و نجوای عاشقانه ربنای یک هنرمند به علت کرنش نکردن در مقابل یال و کوپال داران از سر سفره افطار مومنان قطع می شود.

مردم ما از خود می پرســـــــند تا چه اندازه به آرزوهای دیرینه شان برای نیل به به پیشرفت ایران نزدیک شده اند. آیا سرمایه های تجدیدناپذیر در راه گسترش و تقویت زیرساختهای یک اقتصاد مولد و شکوفا هزینه شده است؟ و این پرسش مدام تکرار می شود کجا رفت بیش از چهارصد میلیارد دلار نفتی در سالیان اخیر…

آنها می پرســـــــند حاصل نظامی گری در عرصه تولید، توزیع و خدمات کشور آیا جز پدید آمدن قطب های اقتصادی انحصارگر، ناکارآمد و زیان ده و نیز نحیف شدن روزافزون بخش خصوصی و تعاونی بوده؟ آیا خصوصی سازی های نمایشی جز به اختصاصی سازی بنگاه ها و فعالیت های اقتصادی انجامیده است؟ آیا سیاست هایی که در دانشگاه‌ها، به ویژه در قبال علوم انسانی، اتخاذ شده است جز به پادگانی سازی مراکز علم آموزی منتهی شده است؟

و باز هم این مردم هستند که می پرســـــــند آیا آنچه با آموزگاران، دبیران و مدیران باتجربه ای که تنها گناهشان مخالفت با سیاست های نسنجیده دولت در حوزه تعلیم و تربیت است می شود ما را به توسعه علمی پایدار خواهد رساند؟ آیا واردات بی رویه کالا، کمر صنعت ملی را نشکسته است؟ چه کسانی و چه باندهائی از این سیاستها آن هم زیر لوای مبارزه با فساد دولتیان سود می برند؟ مگر سیاستگذاری های بی برنامه دولت در حوزه کشاورزی، باغداری، دامداری و شیلات، روستائیان ما را در دل نگرانی مستمر نسبت به آینده خود قرار نداده است؟ آیا اگر اکثریت مردم ایران مواجب بگیر کمیته امداد یا مراکز مشابه شوند، به آرمان جامعه پیشرفته دست یافته ایم؟

این پرسش ها و صدها پرسش مانند آن، دغدغه آحاد مردمان ایران عزیز شده است و تبلیغات دروغین در پائین آمدن نرخ تورم، نمایش های پرهزینه برای نشان دادن حمایت مردم از دولت، سخنرانی های پرهیاهو برای موفق نشان دادن سیاست های دولتمردان، اصرار مکرر در نشان دادن خاموشی صدای اعتراض و انتقاد مردم، آنچنان نخ نما و بی فایده شده که گویی استفاده پرتکرار از این ابزارها تنها برای تسلی دل حاکمان است که صورت می پذیرد. و باید هم همین باشد چراکه چشمهای مست از قدرت و تفرعن نمی توانند پوستر “دروغ ممنوع” را ببینند چه رسد اثرات آن را در هدف گذاری ها و سیاستها و اجرا.

در این شبها ای کاش حاکمان بیش از هر چیز به شکاف عمیق بی اعتمادی بین خود و مردم می اندیشیدند و عمق فاجعه ای که اتفاق افتاده را درک می کردند. اگر چنین بود، فرصت باقی مانده را غنیمت می شمردند و در این ماه توبه و مغفرت، از ظلمی که بر مردم روا داشته اند به درگاه پروردگار و مردم دست طلب آمرزش بلند می کردند.

کاش به جای درخواست های مکرر از بازیگران صحنه بین المللی، یکبار هم که شده از مردم خویش می خواستند که فرصت جبران تمامی ستم ها و جفاهایی را که بر مردم روا داشته اند به آنها بدهند.

کاش درهای زندان‌هایی که آزادزنان و آزادمردان دلسوز این آب و خاک را در آن به بند کشیده باز می کردند و از آنان درخواست می کردند که آنها را در نجات یافتن از وضعیت مخاطره آمیزی که در آن قرار دارند یاری دهند. مردم با زبان حال و قال می گویند اینقدر در هر مناسبتی که به بن بست بر می خورید دشمن دشمن نکنید و همه مصیبت ها را به دشمنان خود ساخته و موهوم نسبت ندهید. دشمن واقعی در درون شماست وگرنه وقتی به فریاد آزادی خواهی و مطالبه حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در دانشگاهها بر می‌خوردید، نمی گفتید که دانشگاهای مخالف تفرعن را با خاک یکسان می کنید. گیرم دانشگاهها را ویران کردید، با ملتی تشنه آزادی و فضیلت و عدالت چه می‌کنید؟

مردم می گویـــــند کاش به جای مهندسی فرهنگ و دانشگاهها بار دیگر پشتوانه عظیم مردمی را که روزگاری دولتمردان ما به هنگام نشستن پشت میز مذاکره همراه خود داشتند به دست می آوردید، تا می توانستید با عزت و اقتدار، از منافع ملی و بین المللی این سرزمین جانانه دفاع کنید.

ای کاش به جای دست و پا زدن برای توجیه مهاجرت بی سابقه سرمایه های انسانی، دست از مهندسی‌های بی فرجام نیروی علمی و کار کشور بر می داشتید و از این بزرگترین و ماندگارترین سرمایه کشور بهترین بهره ها را برای پیشرفت و توسعه این سرزمین محنت زده می گرفتید. شاید هنوز هم راه بازگشت باز باشد. انتخاباتی آزاد برگزار کنید و حق مردم در تعیین سرنوشت خود را به راستی به رسمیت بشناسید. و بدانید که حق تعیین سرنوشت تجلی کرامت انسانی است. شرکت در انتخابات یک حق است و بر گزاری انتخابات آزاد و غیر گزینشی تکلیف حکومت است.

از مردم بپرســـــــــید آنها به شما خواهند گفت زندانیان حوادث پس از انتخابات را آزاد و به جای آن، عاملان و آمران فجایع شوم را مجازات کنید و با باز کردن درهای زندان، خود را از چرخه پایان ناپذیر و مضمحل کننده به کارگیری خشونت و ستم بیشتر آزاد نمایید. راه و رسم سخن گفتنتان را با مردم دگرگون و صداقت و شفافیت را جایگزین دروغ و تزویر کنید. با مردم خود آشتی کنید و از پشتوانه آنها عزت کسب کنید، تا مجبور نشوید در مناسبات خارجی خود تن به ذلت دهید.

اسلام رحمانی را بجای اسلام متحجرین تشنه قدرت بنشانید، همکاری و همدلی و اتحاد مبتنی بر اجماع ملی را بر استفاده از زر و زور و تزویر ترجیح دهید، آنگاه خواهی دید که همین مردم ستم دیده از شما، آماده بخشش شما خواهد بود و با بزرگ‌منشی، که از ویژگی‌های تاریخی ایرانیان است، به شما فرصت جبران همه جفاهایی را که در حق آنها کرده اید خواهند داد. در غیر این صورت، مردم شما را تنها خواهند گذاشت و سرانجام همه حکومت‌های خودکامه ای که ملتشان آنها را تنها گذاشت، در انتظارتان خواهد بود.

و سخن آخر این همراه کوچک جنبش سبز، با دیگر همراهان پایدار و مقاوم در سراسر ایران عزیز است. دوستان همراه، نوجوانان، جوانان و سالمندان، زنان و مردان حق طلب، روستائیان و شهرنشینان غیور، در هر کجای این سرزمین پرعظمت که زندگی می کنیم چاره ای جز صبر و استقامت در راه احقاق حق نداریم و باید شعله های آگاهی را در ظلمت ناپایداری که این روزها بر میهنمان سایه افکنده است زنده نگه داریم و به یاد داشته باشیم که در شرایط کنونی، بسیاری از هموطنان ما با چهره های زشت و توانفرسای فقر و تنگدستی در زندگی مواجه هستند. بسیاری از همسایگان ما شب را با دل نگرانی نسبت به فردا سپری می کنند. چه بسیار که در پرداخت هزینه های درمانی فرزندانشان درمانده اند. چه بسیار که خود فروشی و اعتیاد، خانمانشان را برباد داده است. و بی شک وظیفه همه ماست که دست درماندگان را بگیریم، در سفره هایمان با آنها شریک شویم، سنت دیرینه ایرانی در اطعام و نذورات و انفاق را زنده نگه داریم، جلوه های زیبای اسلام رحمانی را به نمایش بگذاریم و از حال و روز یکدیگر با خبر شویم. مگر نه این است که پیشوای پنجم ما به جابر فرمود که شیعیان ما شناخته نمی شوند مگر به تواضع، خشوع در برابر خداوند، امانت و درستکاری، به یاد خدا بودن، روزه و نماز، نیکوکاری نسبت به پدر و مادر، رسیدگی به همسایگان فقیر و بیچاره و ورشکسته و یتیم، راستگویی، قرآن خواندن، بدگویی نکردن به مردم، و درباره مردم سخن نگفتن مگر به نیکی؟ و مگر نه این است که اینها پایه ها و مغز دینداری در همه ادیان الهی است؟ از بزرگداشت خانواده های شهدای انقلاب، جنگ و حوادث پس از انتخابات غفلت نورزیم، و به یاد داشته باشیم که تعیین کننده سرنوشت این ملت، نه بازیگران منفعت جوی سیاست ورزی رسمی، که ظهور ملتی است که مدنیت پاینده و عزم راسخ خود را برای حق خواهی و تحول برای آینده ای بهتر در راهپیمایی عظیم مردمی ۲۵ خرداد سال گذشته، به نمایش گذاشت. اعتماد به مدنیت، همچون لنگری است که این ملت را در طول بحران ها و توفان های سهمگین، پابرجا نگه داشته است و به اتکای آن، پرچم هویت دینی – ملی خویش را از گزند تندبادهای حوادث، مصون و پراهتزاز نگاه خواهد داشت.


  • یاحسین میرحسین

    تظاهرات تهرانی ها در ایام این اجلاس میتواند راهگشای مشکلات کشور شود
    برای ازادی میرحسین موسوی و کروبی و سایر زندانیان سیاسی
    برای تورم و گرانی افسار گسیخته و بیکاری و ورشکستگی تولیدات
    برای خائن بودن و مشروعیت نداشتن این رژیم و … اعتراض می کنیم

  • ناشناس

    درود بر موسوی تنها راه نجات مملکت و ملت!

  • ناشناس

    این صبر سلاح خوبی برای این دشمنان انقلاب و گشور شده اینها میخورند میچاپند میگشند خیانت و جنایت میکنند ما هم انقدر صبر کنیم تا بمیریم انوقت نمیگن …..

  • مادرسبز

    الهی به این ساعات و لحظه های عزیز قسمت می دیم که خودت نگهدار و محافظ سلامتی تمام زندانی های سیاسی باشی یا غیاث المستغیثین یا صریخ المستصرخین یا مجیب دعوت المضطرین.

  • سید سبز

    من هر شب از ماه مبارک این دعا را می کنم
    “خدایا پسر خلف موسی بن جعفر یعنی میرمان میر حسین را از چنگال ظالمان برهان”

  • ناشناس

    AGHAY MOSAVI HICH VAGHTY CHARE SOKOT NABODE, BA SOKOT VA SABR BE HICH JA NEMIRESIM.

  • ناشناس

    می ترسم که اقتدارگرایان از آن دسته باشند که خداوند بر دلهای آنان مهر نهاده. سه سال است که این حرفها را می زنیم و می گوییم که در این روش منفعتی است که شامل حال خود آنان هم می شود اما انگار گوشهایشان را بسته اند و دوست دارند با منافع یک ملت و منافع خودشان نیز لجبازی کنند.

  • محمد

    ببزرگوار تازه داریم به حرفهایت میرسیم ما لیاقت تو را نداشتیم مگر خود را اصلاح کنیم

  • ناشناس

    میر حسین عزیز و همسر شریف ایشان چیزی را در خشت خام میدیدند که ما ادمهای معمولی د راینه نمیبینیم وقتی شور احساسات حاکم بود خیلی ها گفتند چرا میر حسین نگفت بریزید در خیابانها و بگیرید گردن بزنید اما الان سوریه را میبینید که از حاکمان ایران دستور میگیرد و پول میگیرد این است مردم خود را میکشد کشور خود را ویران میکند بمباران کشور ویران سوریه برای حکمرانی که تازه پولشر ا از ایران میگیرد ول نمیکند مردم خود را به چه روزی انداخته اینها که تازه پول از خودشان است یعنی از نفت کشور خودمان نه اینکه خودشان دیگر خواهر و مادر خود را سر میبرند فرزند خود را به صلابه میبرند وقتی این جنایات در زندانها میشود وقتی این همه بی شرمی و جنایت انجام میدهند فکر میکنید میگذارند و میروند به راه خود و مردم را به حال خود وا میگذارندمیر حسین باید به فرمان شما و اقای خاتمی بود که کشور از این بحران نیز بگذرد ملت ایران هوشمندانه بعد از جنایت عاشورا دانسته به صبر روی اورد هیچ حکومتی ماندگار نیست اما این را بقول شما فراعنه دیر میفهمند ولی امید و صبر از راهها اصلی مبارزه است اندکی صبر سحر نزدیک است

  • فرزند خاک

    بسم الله
    مسیر حق!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    اصلا حق میدونی چیه؟؟؟که میگی مسیر حق…………………
    برو بابا….
    از خواب بیدار نمیشی اقای میر حسین….
    بیدار شو پسرم….
    تو الان اصلا جایی در کشور اسلامی ما نداری….

  • شرمنده میرحسین

    کجایی میرحسین – رییس جمهور به حق ایران – دلمان برایت و برای گفته ها و نوشته ها و اندیشه ها و بخصوص عملکرد بخردانه ات تنگ شده است. الهم فک کل اسیر

  • sina

    خوب بود

  • ناشناس

    سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند
    سی سال خطبه ها و سخنرانی های جنتی و خامنه ای و امثال آنان را بنگرید به اندازه یک سطر این نامه بار ندارد

  • ناشناس

    سلام به میرحسین موسوی هرجاکه هست. انشاالله می رویم تا به انتظار تو که “ظهور ملتی مدنی، پایا،با عزمی راسخ در حق طلبی و اراهبرای متحول ساختن ملت خویش در آینده ، لباس تحقق پوشیم.اما ای ستاره آسمان این مرز و بوم تو را هم به پیمان می خوانیم که صداقت و پایمردیت را در خون ما جاری سازی وما را به سبب کوتاهی وسستی درهمراهیت ، عفو فرمایی. که رسم مروت نگزاردیم . و در آیین غیرت پایدار نماندیم.خانه هامان قبله ی یکدیگر نساختیم .طاغوت توانست با مکری شگرف ما را به حاشیه براند. و ابهت انسجام در دفاع از حقوقمان را دگرگونه سازد. این همه را به مدد جهالتی استوار ساخت که تو در زدودنش بسیار فریاد کردی و کلمه را برای خروج از جهالت و فریب حرامیان دین فروش به مردم سبزت اهدا کردی. تو ای عزیز ملت و چشم نگران نسل سبزفرزندان ایران. غمگین مباش . اگر چند صباحی دجال توانست در صفوف جنبش سستی ایجاد کند ، اما آرمان های درخشان و دلپذیر تو چون جویباری هرچند باریک در خانه خانه ما نفوذ یافته و سپهراین سرزمین سرودی را می شنود که سالها زمزمه های منفرد آن را شنیده بود. امروز هیچ خانه ای نیست که با نام تو بیگانه باشد.و هیچ نجوایی نیست که در آن به تقبیح و لعن مستبدان پرگو اما دین ستیز نپردازد. آنچه را دروغ پنداشتی و کاذبین در چتری از تبلیغات رسوا خود را پنهان داشته بودند، امروز کاملا آشکار گردیده است.و چهره دوست داشتنی و معصوم تو از ورای پرده های ریا و عفن والی مکارمردم فریب بیدادگر نمایان است.و این صرافت او و جنود فرعونیش را به پیشروی هرچه بیشتر در مدل سازی های رسوا و معصوم سازی شخصیت تبهکار خود سوق داده است. تا جایی که کودکان دبستانی نیز از این نمایشهای مهوع به خنده در آمده اند. این افسون فرعونی البته به مدد عصای موسوی تو که جنبشی واقعی را نمایان ساخت ، بس بی رنگ گردیده است.تو میر محبوب ما ، این نوشتار را نخواهی خواند اما امیدواریم به زودی صدای دلنشین سرود آزادی سراسر ایران زمین به گوش تو برسد.و شرط وفا این خواهد بود که تو سرور و رهبر ما باشی.

  • ناشناس

    “تعیین کننده سرنوشت این ملت، نه بازیگران منفعت جوی سیاست ورزی رسمی، که ظهور ملتی است که مدنیت پاینده و عزم راسخ خود را برای حق خواهی و تحول برای آینده ای بهتر در راهپیمایی عظیم مردمی ۲۵ خرداد سال گذشته، به نمایش گذاشت.”

  • آرش هوشمند

    …;
    سلام پیشنهاد می کنم سایت های سبز و آقای امیر ارجمند مردم را به الله اکبر شبانه در شب های اجلاس وزیران خارجه و دو روز تظاهرات در محل اجلاس سران یک روز در حمایت از رییس جمهور موسوی و روز دیگر در حمایت از ملت های سوریه و بحرین دعوت کنند، من این پتانسیل را تا حد خوبی می بینم و به ویژه نسبت به شعار اعتراضی شبانه الله اکبر بسیارامیدوارم.

  • جواد

    خبر های شما رو که میخونیم
    فکر میکنیم الان کشور تا دو روز دیگه از پا در می آد
    کلا که به جنبش سبز نیگا کنید می بینیم فقط حرف میزنه
    این شعار ها ما رو به یاد اول انقلاب میندازه اون موقه هم قرار بود حکومت تا 2 ماه دیگه از پا در بیاد
    من نمی دونم شما همون هایی هستید که روز عاشورا به عزاداران امام حسین حمله کردن
    اگر شما ها نبود پس چرا این آقای موسوی اون موقع نگفت اینا با ما نیستن
    آقا موسوی که دست به بیانیشون خوب بود چی شد اون موقع هیچی نگفت
    خارج از این موضوع من در عجبم !!!!!
    یه راهپیمایی 9 دی راه افتاد کل کشور صدای یاحسین نشون بلند شد هیچی نگقتید
    از صحبت های استاد مهاجرانی هم کسب فیض کردیم و گفتن توی راهپیمایی از هلیکوپتر استفاده نشد
    در صورتی که اکثر صحنه از بالا بود
    حالا یک راهپیمایی 25 خرداد کردید هی مگید تازه خیلی از اون آدم ها هم از اون کاری که کردن پیشمونن فقط هم تو تهران بود
    بابا به خدا ما انقلاب کردیم انیقدر نگفتیم

  • کمال

    باسلام و صلوات بر تک ستاره نجات ایران زمین حضرت امام خامنه ای
    برای هدایت میرحسین موسوی صلوات

  • ارباب

    حزب فقط حزب علی رهبر فقط سید علی
    آخه نمیدانم این میر حسین کی قراره هدایت بشه.بابا برو توبه کن.هشت سال نخست وزیر دفاع مقدس.امام خامنه ای فرمودند:ملاک حال فعلی افراد است

  • Amir Hosain

    هيچ مجرمي نيست كه بدون دادگاه و حكم قاضي مجازات شود …
    اين متن كتاب اجتماعي سوم راهنمايي منه ! جالبه ! يك انسان مظلوم رو كه گناهي جز احقاق حق ملت ايران نكرده رو ، بدون دادگاه ، بي حكم قاضي و به راحتي مجازات مي كنند … وقتي در مجلس قانون گذاري كشوري ، قوانين زير پا گذاشته مي شود و نجوا هاي شيطاني ” مرگ بر موسوي و كروبي و خاتمي ” سر داده مي شود ، از مردم چه انتظاري هست ؟ اگر زورمردان رسمي ، مصر بر اين هستند كه مير ما ، ميرحسين موسوي عزيز به قول خودشان ” جزو سران فتنه ” (!!!) است ، چرا او را در دادگاه محاكمه نمي كنند ؟ جوابش ساده است … مير حسين گناهي نكرده كه به دادگاه برود … در دادگاه ، مجرم بايد از خود دفاع كند ، اما دولتمردان ، بيم آن دارند كه مير حسين عزيز ، آنها را رسوا كند و ديگر نتوانند از مردم سواري بگيرند … 
    و در آخر اينكه سكوت بايد كرد … شايد سپيده ي صبح چهره ي واقعي آنها را نمايان كند … 
    اندكي صبر … سحر نزديك است … 
    به اميد آزادي پيشوايمان ، مير حسين موسوي خامنه

  • علی

    میر حسین عزیز توبه کن …

  • ناشناس

    ایشا لاه خدا دشمنان میر حسین موسوی را ساقط کند

  • حسین هاشمی

    میرحسین ، حیف که سیدی ، وگرنه …….. ! بد کاری کردی دل امام خامنه ای رو آزار دادی ، از همین لحظه هم می تونی از ارباب انگلیسی و آمریکایی خودت دل بکنی و برگردی فعالیت خودت رو به صورت پاک ادامه بدی.

  • حسین

    خدایا قدرت تشخیص حق از باطل را به من عطا کن

  • حسین

    نباید آخرت خودمان رو با عقاید احمدی نژاد یا موسوی معلوم کنیم قرآن و عترت برای چه هستند

  • ناشناس

    خداخدایا شر ظالمان سبز را از سر مملکت ما کم کن

  • جواد رهجو

    پیش از آنکه آخرین نفس را برآرم، پیش از آنکه پرده فرو افتد ،پیش ازپژمردن آخرین گل …
    برآنم که زندگی کنم ،برآنم که عشق بورزم ،برآنم که باشم .نزد کسانی که نیازمند منند ،کسانی که نیازمند ایشانم ،کسانی که ستایش انگیزند
    باشی برای ما همیشه سید….

  • ر.ن

    اگه فكر مي‌كنيد خيلي از اون آدمها كه رفتند راهپيمايي 25 خرداد الان پشيمونند پس چرا حكومت جرآت نمي‌كنه اجازه راهپيمايي بده تامعلوم بشه چند نفر پشيمون نيستند معلومه چون مي‌ترسه بخاطرهمين بعد از اون راهپيمايي عظيم سركوب شروع شد.در ضمن خامنه‌اي درست گفت ملاك حال فعلي افراد است مخصوصآ اون افرادي كه حالا پست و مقام دارند.مي‌گويند اگه مي‌خواهي كسي رو بشناسي بهش قدرت بده.

  • ای جماعت منحرف سید واقعی رابشناسید نه سید دین فروش را

  • ناشناس

    جانم فدای سید علی

  • سردار جنگ

    طرفدارهای میر حسین.شما ها دلتون رو به چی خوش کردید وقتی کشور رو میخواست زیر سلطه ی امریکا ببره اگر میومد تا الان یک قرون هم پول نفت تو جیب منو تو نمیرفت واقعا ملت فقط ازادی میرحسین رو میپسندند ولی نمیدونید که کشور رو به باد فنا میداد اگه میومد

  • حسين

    صبر و استقامت بدون مبارزه مدني راه به جايي نمي بره.بايد مبارزه مدني توام با صبر داشت.