سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » گسترش آگاهی؛ چشم اسفندیار خودکامگان و اقتدارگرایان...
» / به مناسبت انتشار دویستمین شماره روزنامه تک برگی کلمه /

گسترش آگاهی؛ چشم اسفندیار خودکامگان و اقتدارگرایان

چکیده :میرحسین موسوی معتقد است که همین کارهای به ظاهر ساده ای مثل “تکثیر روزنامه ها و نامه ها و بیانیه ها، تکثیر سی دی از عکس ها و فیلم های وقایع پس از انتخابات” می تواند آگاهی بخش باشد و مردم را به هم پیوند بیشتری دهد. میرحسین بر این باور است که “لشگر پرشمار آگاهی بخشی و اطلاع رسانی” از دل وسایل ساده ای که عصر اطلاعات در اختیار آنها گذاشته، به دست می آید و موثرترین شیوه ها را با خلاقیت خود برای رساندن پیام حقیقت پیدا کرده و می کند....


کلمه – نسیم بهشتی:

زمینه هر تغییر اساسی در جهت اصلاح گری، گسترش آگاهی است. بدون آگاهی گسترده در سطح جامعه، امکان تغییر وجود ندارد. افشاندن بذر آگاهی و گسترش آن به همه اقشار و همه نقاط کشور… مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، یک رسانه»، هر علاقه مند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و به ویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند. گسترش آگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است.

این بخشی از سخنان میرحسین موسوی است، بعد از آنکه موج بیداری همه ایران را فرا گرفته بود و حکومت به خیال خود با سرکوب خشن و بی رحمانه صداها را خاموش کرده بود. همانگونه که موسوی تاکید کرده است، گسترش شبکه گسترده اجتماعی و بسط آگاهی راهکار پیش روی مردم برای هرگونه تغییر و حرکت به جلوست. همان چیزی که حاکمان و مستبدان از آن وحشت دارند.

موسوی در مقابل گفتمان حاکمان که همه چیز را با عینک توطئه و براندازی و جنگ می نگرند و همواره از سلاح و ارتش و تجهییزات سخن می گویند، بر مساله گسترش آگاهی تاکید می کند و می خواهد که سبزها هم با “ارتش” خود به میدان بیایند. ارتشی که هر شهروند یک سرباز آن است و سلاح این ارتش، اطلاعات و آگاهی است.

نخست وزیر دفاع مقدس بر این باور است که این فیلمها، این عکس ها،این کلیپ ها، این فیلمهایی که توسط دوربین های موبایل گرفته می شود، این سایتها و پوسترها باید گسترش پیدا کند. این ها بهترین وسیله ست که در اختیار سبزها قرار گرفته است. او می گوید که اینها مثل یک ارتش عمل می کند. تعبیر زیبای موسوی موید این نکته است که وقتی که نیروی نظامی در برابر ما قرار می دهند در واقع این سپاه ماست که می تواند پیام جنبش را به همه مردم برساند.

وی که همواره بر حضور گسترده مردم از همه اقشار و گروه ها تاکید دارد در خصوص آگاهی بخشی نیز بار دیگر به این مساله می پردازد که این لشکر فقط مخاطبانشان را روشنفکران در نظر نگیرند، بلکه معلمان، کارگران، کشاورزان و همه قشرهای مردم را مخاطب آگاهی قرار بدهند. موسوی معتقد است که در چنین حالتی احساس تنگنا نخواهیم کرد بلکه خود این تنگناها باعث می شوند که بتوانیم فرصت های جدیدی را کشف کنیم.

میرحسین موسوی سالها پیش از آنکه راهبر جنبش سبز شود، در سالهایی که نظام اجتماعی به واسطه نابسامانی های سیاسی و اقتصادی به ناهنجاری های اجتماعی مبتلا شده بود، نیز از جامعه ای سخن می گوید که “فسق” آن را به “بلا” مبتلا می کند. جامعه ای که رهبانان و روحانیان لباس قدرت می پوشند و قلب واقعیت می کنند. در باور این نخست وزیر محبوب امام، در جامعه‌ای که هنوز آگاهی پراکنده نشده، افراد دارای تضاد بالقوه هستند و ارتباط ارگانیکی بین آنها وجود ندارد و تنها در زمانی این تضاد به فعلیت می رسد که مردم به آگاهی برسند.

میرحسین موسوی در جریان جنبش سبز هم، در زمانی که جامعه دلسرد از سرکوب های خیابانی و برخوردهای امنیتی به لاک انزوا و سکوت می رفت، با تاکید بر خرد جمعی و لزوم گسترش آگاهی در جامعه، آن را “چشم اسفندیار خودکامگان” می داند و گسترش آگاهی را استراتژی و تاکتیک همزمان راهیان جنبش ذکر می کند.

استراتژی اصلی باید همان آگاهی بخشی و راهکار اصلی همان هر شهروند یک رسانه باشد. نخست وزیر هشت سال جنگ می داند که “آگاهی” همان چیزی است که اقتدارگرایان از آن می ترسند. مثل اسفندیار رویین تن که تنها از نقطه چشمانش آسیب پذیر است، و از همان نقطه رستم به او حمله می کند، این تنها نقطه ای است که استبداد و کسانی که دنبالش هستند، از آن آسیب پذیرند.

در واقع اهمیتی که میرحسین موسوی به آگاهی می دهد، برای تبیین کردن ناهنجاری های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است که در قالبی مشروع ولی با محتوایی واژگونه در جامعه حاکم شده است. او می خواهد با آگاهی رساندن به مردم، شک و تردید و دودلی کنار گذاشته و سره از ناسره بازشناخته شود. وی باور دارد “آگاهی” خواهد توانست “تغییرات بنیادی” در جامعه ایجاد کند. از منظر این سیاستمدار دیندار، نقش هر شهروند پراکندن آگاهی و دعوت انسان‌ها برای در پیش گرفتن موضعی مناسب در برابر شرایط بحرانی است.

تاکید میرحسین موسوی به گسترش آگاهی در جامعه برای به فعلیت رساندن تضادهای موجود بین فاسقان و صالحان به شرایط و امکانات جامعه و زمانه بستگی دارد. بر اساس این باور، او می داند که همین کارهای به ظاهر ساده ای مثل “تکثیر روزنامه ها و نامه ها و بیانیه ها، تکثیر سی دی از عکس ها و فیلم های وقایع پس از انتخابات” می تواند آگاهی بخش باشد و مردم را به هم پیوند بیشتری دهد. میرحسین بر این باور است که “لشگر پرشمار آگاهی بخشی و اطلاع رسانی” از دل وسایل ساده ای که عصر اطلاعات در اختیار آنها گذاشته، به دست می آید و موثرترین شیوه ها را با خلاقیت خود برای رساندن پیام حقیقت پیدا کرده و می کند.

در زمانه ای که همه امکانات رسانه ای و تریبون ها در اختیار حاکمیت است، وظیفه هر شهروند استفاده از امکانات موجود برای گستراندن بذر آگاهی در فضایی است که خفقان آن را فرا گرفته است. آگاهی بخشی تنها اکسیر حیات بخشی است که اقتدارگرایان و مستبدان از آن ترس دارند. انحصار رسانه ها برای تسخیر افکار عمومی از سوی حاکمان صورت می گیرد، غافل از آنکه در زمانه ای که هر شهروند می تواند با دسترسی به شبکه های اجتماعی پیام رسان باشد و تغییرات و حرکت های بزرگ در کشوری چون مصر با استفاده از شبکه های اجتماعی شکل می گیرد، سخن گفتن از انحصار آگاهی و به بند کشیدن اطلاعات توهم باطلی است که تنها کسانی از آن خشنودند که چشم بر تغییرات جهانی بسته اند و در پیله خود تنیده فرو رفته اند و همه دنیا را از دریچه تنگ نظرانه خود می بینند.

* * *

مجموعه مطالب ویژه دویستمین شماره روزنامه تک‌برگی کلمه:

دانلود ویژه‌نامه شماره 200 روزنامه تک برگی کلمه در سه صفحه
آرشیو کامل 200 شماره روزنامه تک‌برگی کلمه
گزارش تصویری/ تکثیر و توزیع روزنامه کلمه در مترو و تاکسی، خانه و محل کار، شهر و روستا
رسانه قابل اطمینان/ حسین زمان
به پاس سه سال همراهی/ مریم شربتدار قدس
آرزوهای من برای کلمه/ محمد نوری‌زاد
دانستن باطل‌السحر خفقان است/ فخرالسادات محتشمی‌پور
شبنامه‌ها علیه تاریکی و استبداد/ علی مزروعی
روزنامه‌ی بی‌روزنامه‌ها و رسانه‌ای برای هر شهروند/ سید مهرداد طباطبایی
آقای میرحسین! این امانت توست/ حسین ناصری نیا
گسترش آگاهی؛ چشم اسفندیار خودکامگان و اقتدارگرایان/ نسیم بهشتی
نماد ِ بودن و سبز ماندن‎/ بیتا موحد
انتخاب سبز بودن/ صحرا عابدی
نهضت آگاهی‌بخشی با دست خالی/ زهره نقیبی

* * *

مجموعه مطالب ویژه دویستمین شماره روزنامه تک‌برگی کلمه:

دانلود ویژه‌نامه شماره 200 روزنامه تک برگی کلمه در سه صفحه
آرشیو کامل 200 شماره روزنامه تک‌برگی کلمه
گزارش تصویری/ تکثیر و توزیع روزنامه کلمه در مترو و تاکسی، خانه و محل کار، شهر و روستا
رسانه قابل اطمینان/ حسین زمان
به پاس سه سال همراهی/ مریم شربتدار قدس
آرزوهای من برای کلمه/ محمد نوری‌زاد
دانستن باطل‌السحر خفقان است/ فخرالسادات محتشمی‌پور
شبنامه‌ها علیه تاریکی و استبداد/ علی مزروعی
روزنامه‌ی بی‌روزنامه‌ها و رسانه‌ای برای هر شهروند/ سید مهرداد طباطبایی
آقای میرحسین! این امانت توست/ حسین ناصری نیا
گسترش آگاهی؛ چشم اسفندیار خودکامگان و اقتدارگرایان/ نسیم بهشتی
نماد ِ بودن و سبز ماندن‎/ بیتا موحد
چالش‌های خبرنویسی درباره زندانیان سیاسی/ مانی حقیقی
انتخاب سبز بودن/ صحرا عابدی
نهضت آگاهی‌بخشی با دست خالی/ زهره نقیبی
گفت و گو با خانواده‌های زندانیان سیاسی درباره آگاهی‌بخشی و عملکرد کلمه/ زهرا صدر


  • ناشناس

    در راستای اگاهی دادن به ملت دوست دارم این مطلب رو اینجا بگذارم…….
    یک استاد ایران دوست آلمانی: شما ایرانی ها همیشه به تاریخ تان می نازید بی آنکه پاسخگوی امروزتان باشید!

    امروز یک استاد آلمانی ام که بیش از ۷۰ سال عمر دارد مرا زیادی به فکر انداخت. می گوید پیش از انقلاب بسیار به ایران سفر کرده است و بعد از انقلاب یک بار که برای همیشه اش بس بوده! شیفته ی عمر خیام و حافظ و اصفهان و طبیعت کردستان است.امروز بعد از ساعتی حرف از خاورمیانه و اعراب و تاریخ و پرسپولیس گفت و گو شد و بالاخره رو به من وعصبانیتهایم نسبت به اعراب گفت:شما ایرانی ها همیشه به تاریخ تان می بالید و این واقعا” حق شماست اما هرگز با هیچ کدام از شما آشنا نشده ام که برای یک بار هم که شده از خودتان حرف بزنید و بگویید حداقل در همین ۱۰۰ سال اخیر چه کرده اید؟ همیشه ناراضی هستید و همیشه می نالید. همیشه مقصرهایی وجود دارند که شما را از پیشرفت بازداشته اند و همیشه اعراب ۱۴۰۰ سال پیش مقصرهای اصلی این بازی هستند. اگر تمام این ۱۴۰۰ سال شما به این حال گذشته باشد دلیل حال و روز امروزتان را می فهمم.با هر کدام از شما ایرانی ها که آشنا می شوم از تاریخ تان حرف می زنید بی آنکه پاسخگوی امروزتان باشید و همیشه می اندازید گردن دیگران یا پدرانتان. همیشه از حمله اعراب حرف می زنید و گویی همین دیروز اتفاق افتاده است و طی این ۱۴۰۰ سال دست و پای شمابرای تغییر بسته بوده است اگرچه یادتان می رود اینطور نبوده و حتی بعد از اسلام شما هنرمند و دانشمند و فیلسوف هایی که می بایست باشید بوده اید. کمی به اوضاع خودتان چه قبل از انقلاب رضا خان چه قبل از انقلاب خمینی و چه حالا نگاه کنید .. هرگز راضی نیستید .
    بالاخره کی می خواهید از خودتان حرفی بزنید؟ می گفت: پیش از انقلاب که به ایران می آمدم همه به نظر خوشبخت می ر سیدند و این را می شد حداقل از سر و وضع و خانه و زندگی ها و رقص و پایکوبی ها فهمید.ولی باز هم همه ناراضی از شاه بد می گفتند.بعد از انقلاب که آمدم اثرات مخرب جنگ را دیدم و نمی توانستم درک کنم چرا دست به کار ساختن نمی شوید. برایت متاسفم پریسای عزیز که نمی توانم در این زمینه همراهت شوم!! تو را نمی گویم ولی این عقاید نژاد پرستانه درباره ی اعراب را بسیار شنیده ام. اعراب امروز در دنیا پیشرفته تر، آبرودارتر، دوست تر، همراه تر و موفق تر هستند و من برای آن بیشتر ارزش قائل هستم تا برای مردمانی که همیشه شاکی از همگان و مغرور به آنچه که دیگر نیست یعنی تاریخ. من خوب می دانم حکومت شما هر چه باشد متعلق به یک کشور دیگر نیست و جزئی از کل همان مردمان هستند. در آن کشور هیچکس به فکر ساختن نیست.شما اگر نخبه باشید فراری ،اگر بی پول باشید جنایتکار،اگر معمولی باشید سکوت کنندگان بزرگ،اگر بی سواد باشید دین دار و انقلابی و اگر ثروتمند باشید فراری از هویت واقعی تان هستید. وقتی از اینکه اعراب پر رویی می کنند و سن کشورشان که به سن پدربزرگ من قد نمی دهد حرف زدم،گفت:در جلسه ای بودم که استاد جغرافیای اهل پرتغال می خواست درباره ی هویت اصلی اعراب حوزه خلیج فارس صحبت کند.در میان حرفهایش گفت: آنها ۷۰ سال پیش وجود نداشتند! ناگهان همه اعضای جلسه استاد جغرافیا را به سکوت وا می دارند و می گویند: اتفاقا” همین نقطه ی قوت است و نشان دهنده ی اینکه:اعرابی که وجود نداشتند امروز سرمایه های غرب را به هر شکل ممکن به سمت خودشان جذب می کنند و در حال سازندگی و کسب رضایت بیشتر مردمشان هستند این اتفاقا” می تواند مایه ی افتخارشان باشد. یادتان نرود که بشر همیشه در حال فتح کردن است.اگر نتوانید دفاع کنید و خودتان را نشان بدهید دیگرانی هستند که داشته های شما را ببرند و این قانون طبیعت است که حالا با پروتکل ها و قوانین بین المللی رنگ و لعاب شده است! ربطی به ایرانی یا عرب و غربی ندارد.

  • سبز راست قامت

    فقط با علم و آگاهی میتوان به جنگ جهل و نادانی و خرافات رفت . هر چه علم و آگاهی مردم بیشتر شود ،دایره حکومت ظالمان تنگتر میشود.
    و این دقیقا همان چیزی است که حاکمان جور و ظلم و ستم از آن وحشت دارند . نمیبینید که سعی میکنند دانشجویان را در تنگنا قرار دهند ولی حوزه ها را گسترش میدهند تا با استفاده از تریبون منابر مردم را به خرافه سوق دهند!! نمیبینید آقای سعیدی نماینده رهبری در منبر نماز جمعه اعلام میکند که برای ظهور امام زمان به 100 هزار نیروی سپاهی لازم داریم!!!! آیا در مورد حدیث و روایت جدیدی رسیده که علمای ما قبل از آن اطلاعی نداشتند؟ سند حرف ایشان در کجاست؟ در بیت(کاخ) معاویه؟ آیا این از آن حرفهای عمروعاصی نیست؟ اگر تعدادی فریب خورده اند، نباید دور و بریهای معاویه را ملامت کنند و بهتر است شعار خود را عوض کنند و اعلام دارندکه:
    ما اهل کوفه هستیم / با معاویه نشستیم

  • محمد

    1) این دوست عزیز ناشناس حرف قشنگی از استاد المانیشان نقل کردند! و جای تقدیر دارد! صحیح است! ما باید پاسخگوی امروزمان با شیم و مسئولیت امروزمان را به عهده گیریم! و این اموزه ی قرانی ماست که: ” خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر انکه خود تغییر دهند!”. 2) باید استینها را بالا بزنیم و امید وارانه قدم در راه تغییر برداریم! سرنوشت ما در دستان خود ماست! هر کسی به جای ما تصمیم بگیرد! ما را نگون بخت میکند! ولایت جائره باشد یا بیگانه ! فرقی نمیکند!

  • حسین جعفری

    همینگونه است که دراین نوشته آمده است. باید با آگاهیهای درست مردم و حاکمیت را مطلع کرد. به هروسیله، نشریه، رسانه دیداری و شنیداری وحتی شب نامه ها. همین اظهار نظر خوانندگان که “کلمه” مبادرت به انتشار آن کرده است، یکی از بهترین شیوه ها برای هم مردم و هم رهبران و سردمداران حاکمیت است که بدانند واقعا مردم ازچه مسائلی ناراضی هستند ورنج می برند و منشاء ناراحتی کجاست، تا اگر حسن نیت دارند این نواقص را برطرف کنند. این مسئولین حتی اگر حسن نیت هم نداشته باشند حتی برای بقای خود نیز باید به شکایات مردم رسیدگی کرده رفع نواقص کنند. مگر تاکی می توان با توپ و تفنگ و خمپاره و گلوله و سرنیزه حکومت کرد. مگر می توان برای هر شهروندی یک مامور گذاشت؟ درآخر کار بالاخره مردم پیروز هستند. نمونه آشکار آن این کشورهایی است که بالاخره حکام دیکتاتور خود را سرنگون کردند. در سوریه هم اطمینان دارم که بالاخر مردم پیروز خواهند شد. اما تمام این دیکتاور های نادان می توانستند همین خواست های مردم خود را خود پیاده کنند که نه این اندازه خونریزی پیش بیاید و نه نتیجه آن این هرج و مرج ها باشد که سال ها طول خواهد کشید تا مردم روی آرامش به بینند. اما بالاخره کورسویی در پایان راه دیده می شود و مردم امیدوارند بالاخره روزی از همین راه به نظام دلخواه خود خواهند رسید. اما درباره دیکتاتور های غافل مردم هیچ امیدی ندارند. میدانند که دیکتاتور رفته رفته دیکتاتورتر خواهد شد. مگر دیکتاتور هایی مثل آتاتورک در ترکیه یا ژنرال فرانکو در اسپانی که مملکت را با دیکتاتوری صالح خود، به دموکراسی رساندند، بدون خونریزی. شاه نگون بخت هم اگر عاشق افکار خود نبود، می توانست این مملکت را به همانجا ها برساند، البته اگر به موقع عمل می کرد و دست به اصلاحات میزد، نه آن هنگامی که از سر ناچاری و ضعف صدایش برخاست که “صدای انقلاب شما را شنیدم” . حال به عهده دیکتاتور های فعلی است که از این دو راه یعنی:
    یک- ادامه دیکتاتوری تا پایان خط و سرنگونی رژیم در زمان خود یا جانشینانشان، یا:
    دو- آغاز اصلاحات جدی و اساسی و به دست آوردن رضایت مردم البته با حسن نیت نه صرفا برای حقه بازی و فریب مردم
    یکی را انتخاب کنند. امیدوارم یکی از ندیمان آقای رهبری این نوشته مرا که از صمیم قلب برخواسته است به نظر ایشان برساند وایشان بدون پیش داوری و قضاوت بیجهت درک کنند که مخالفان همه از نوع “دشمن دشمنی” که ایشان می کنند یا “جاسوس و اجامر و حقوق بگیران کشورهای غربی و سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی” که این آقای حیدر مصلحی صفحه شکسته اش را بارها پخش کرده اند نیستند. اینها حسن نیت دارند و دلشان نیز، هم برای این مردم و هم برای مملکتشان عمیقا می سوزد و نگران است. ما به این در نه پی حشمت و جاه آمده ایم. مگر من بیمارم که با نوشتن این گونه مطالب خطر را به جان بخرم. اگر بی تفاوت بودم یا پاچه خوار مانند بسیاری که دور و بر ایشان را گرفته اند، یا ساکت می ماندم یا با هزاران آفرین صد باریکلاهی به ناف ایشان می بستم همچنان به پرکردن جیب های خود مشغول بودم. اما اگر این حرفها را مینویسم صرفا به خاطر علاقه و دلسوزی به وطنم ایران و مردم ایران است وبس. وگرنه باور کنید ایران اگر تبدیل به بهشت هم شود، سهم من غیر ازخوشحالی چیز دیگری نخواهد بود

  • عنایت

    دوستان عزیز لطفا موضوع شب نامه ها را بیشتر دنبال کنید تا اقشار بیشتری از مردم در جریان امور قرار بگیرند

  • امروز بهتر از دیروز

    دقیقا با اقای موسوی هم عقیده هستم به یاد دارید که در زمان خفقان حکومت شاه نیز ما با پخش روزنامه ها و اعلامیه های امام به مبارزه خواسته بودیو امروز نیز باید راه ان زمان را ادامه دهیم و دست به پخش اعلامیه و سی دی کنیم در فضاهای مجازی رخنه کنیم و با تمتم قوا اطلاع رسانی کنیم هدف ما باید اگاهی مردم باشد و در این راه از تمام حرفه ها و مشاغل سود جویی بکنیم البته مردم خود نیز تا حدودی اگاهی دارند اما باید به جنگ خرافات برویم همرزمان به امید پیروزی و ازادی در ایران مان.

  • ناشناس

    کلمه:گسترش آگاهی؛ چشم اسفندیار خودکامگان و اقتدارگرایان
    انگولکچی: گسترش سرویس، دهان خودکامگان و اقتدار گرایان و انحصار طلبان و….