آیا قرار است پرونده اتهام جاسوسی مشاور احمدی نژاد هم «کش» پیدا نکند؟
چکیده :سکوت وزارت اطلاعات و دیگر نهادها و مسئولان درباره خبر بازداشت مشاور احمدی نژاد به اتهام جاسوسی، این ابهام را تقویت می کند که نه فقط خبر مذکور واقعیت داشته، بلکه اتهام منتسب به او هم دور از حقیقت نیست، اما قرار نیست با این پرونده ملی، برخورد مسئولانه ای صورت گیرد. پرسش هایی که در این یادداشت مطرح شده، جواب هایی در خور برای ملت و تاریخ ایران می طلبد. پاسخ سران کشور و مردان امنیتی آنها به این سوالات چیست؟...
کلمه – سید مهرداد طباطبایی:
هفته پیش خبری در رسانه های مجازی منتشر شد که ماه ها قبل در محافل سیاسی به عنوان صحبت های در گوشی شنیده می شد و زمزمه های آن در میان مطلعان و مسئولان سابق و فعلی نظام مطرح بود. این خبر که هفته پیش بالاخره به شکلی اجمالی و ناقص به رسانه های غیر رسمی درز کرد، چیزی نبود جز بازداشت محمدعلی رامین به اتهام جاسوسی.
اما سکوت وزارت اطلاعات و دیگر نهادها و مسئولان امنیتی و سیاسی کشور در این باره، به شکلی سوال برانگیز این ابهام را تقویت می کند که نه فقط خبر مذکور واقعیت داشته، بلکه اتهام منتسب به مشاور احمدی نژاد هم دور از حقیقت نیست و با منوال پیش گرفته شده قرار نیست با این پرونده حساس و ملی، برخورد مسئولانه ای صورت گیرد.
به گزارش کلمه، اگر چه این خبر، از چند ماه پیش، با مختصری از جزئیات در بین برخی سیاسیون منتشر شده بود اما به رغم تلاش های ما و بررسی های صورت گرفته، در نهایت این نتیجه عاید نشد که انتشار این خبر مطابق با معیارهای اخلاقی است و البته نگاه ملی و مسئولیت شناسی درباره موضوعی در این حد سرنوشت ساز هم مزید بر علت شد که ماجرا تا اطلاع ثانوی و برای تعمق و بررسی بیشتر، مسکوت بماند.
با این حال، اکنون که این خبر به هر صورت علاوه بر محافل محدود و خاص، در فضای اینترنت نیز منتشر شده و دلیلی برای صحبت نکردن از این موضوع باقی نمانده، و در شرایطی که ظاهرا نهادهای امنیتی نظام حاضر نیستند مسئولانه با این ماجرا برخورد کنند و به حداقل شفاف سازی و ارائه توضیح مورد نیاز تن دهند؛ جا دارد چند پرسش را پیش روی مسئولان عالی نظام و بازوهای امنیتی آنها قرار دهیم تا لااقل این هشدار به حاکمان فعلی رسیده باشد که سرپوش گذاشتن بر چنین اتهامی تا چه حد می تواند برای سرنوشت کشور و انقلاب خطرناک باشد و سکوت درباره چنین ابهامی چقدر می تواند فاجعه بارتر از اعلام موضع صریح نهادهای امنیتی درباره آن، ولو به بهای اعتراف به فریب خوردن سران نظام در چند سال اخیر، باشد.
جمهوری اسلامی این تجربه را چند بار، و در علنی ترین مورد در زمان قتل های زنجیره ای، از سر گذراند. دولت خاتمی شجاعانه ایستاد و جرات کرد مسئولیت کار نیروهای خودسر دولت خود را به عهده بگیرد، در مقابل تمام فشارهای بیرونی مقاومت کند و متخلفان و منحرفان را افشا و جراحی و اخراج کند، هرچند بعدا در مرحله رسیدگی قضایی بار دیگر سرپوش گذاشتن و کش ندادن، مانع ادامه مسیر صحیح شد. خیلی زودتر، خیلی اتفاقات می توانست بیفتد که کار به رسوایی قتل ها منتهی نشود، و اگر ایستادگی خاتمی برای افشای آن فجایع هم نبود، احتمالا اتفاقات به مراتب بدتری در آینده در کار بود.
ماجرای اتهام جاسوسی مشاور احمدی نژاد، به مانند بحث جریان انحرافی، دعوای سیاسی و جناحی نیست که یک روز وزارت اطلاعات و سپاه بخواهند بگیر و ببند کنند و روز دیگر با عفو پنهانی، فتیله ماجرا پایین کشیده شود؛ پرونده اختلاس هم نیست که از فرط رسوایی، دیگر ابایی از سرپوش گذاشتن بر آن با فرمان کش ندادن نباشد. از نوع پرونده های صوری و سطحی ضد جاسوسی وزارت اطلاعات هم نیست که تنها به کار یک اطلاعیه بیاید و بی نیاز از بررسی عمیق و جدی باشد… حداقل تجربه قتل های زنجیره ای می تواند نصب العین مسئولان نظام قرار گیرد که بدانند تدبیر نکردن به موقع در این باره، چه لطمات غیر قابل جبرانی در پی خواهد داشت. تدبیر هم سرپوش گذاشتن نیست؛ پیگیری صادقانه است. این پرسش ها، جواب هایی در خور برای ملت و تاریخ ایران می طلبد. پاسخ سران کشور و مردان امنیتی آنها به این سوالات چیست:
1 . گفته شده که محمدعلی رامین برای مدت زمان کوتاهی بازداشت بوده و سپس آزاد شده، اما همچنان پرونده اتهامی او باز است. بر اساس قانون، وزارت اطلاعات تنها نهادی است که مجاز به رسیدگی به اتهام جاسوسی است و این وزارتخانه هم با وجود اختلافاتی که پس از قهر یازده روزه احمدی نژاد به وجود آمده، همچنان در زیر مجموعه دولت فعالیت می کند. وزارت اطلاعات و اداره کل ضد جاسوسی باید پاسخ دهند که مدت زمان و علت واقعی بازداشت محمدعلی رامین چه بوده و آیا آزادی عجیب وی، ناشی از فشارهای احمدی نژاد و دولت بوده است؟ پاسخ این پرسش از آن رو اهمیت دارد که وزارت اطلاعات کوچکترین متهمان جاسوسی را ماه ها در سلول های انفرادی نگه می دارد؛ حال چطور ممکن است چنین متهم دانه درشتی در عرض چند روز یا به روایتی چند ساعت آزاد شود؟ و حالا که این فرد آزاد است و اجازه دارد تلفن خود را جواب دهد و به طور محدود در مجامع عمومی حضور یابد و به ساخت فیلم درباره “بیداری اسلامی” بپردازد، آیا وزارت اطلاعات هم پرونده اتهامی وی را بسته و او را به حال خود رها کرده است؟
2 . گفته می شود که خبر بازداشت محمدعلی رامین و اتهام جاسوسی وی زمانی به محافل درونی و سپس پیرامونی نظام راه یافته که رامین از وزارت ارشاد درخواست مجوز نشریه کرده و پاسخ وزارت اطلاعات به این استعلام، منفی اعلام می شود. این ماجرا مربوط به اواسط سال 1390 است؛ حال آنکه در ماه های بعد تا اسفندماه گذشته، در مجامع عمومی از او هیچ خبر و اثری نیست. حال این پرسش مطرح می شود که زمان دقیق بازداشت وی، کی بوده و در آن مقطع، چقدر از زمان مظنون شدن دستگاه امنیتی به احتمال جاسوسی این مشاور رئیس دولت گذشته است؟
3 . سوال بالا خصوصا به این علت اهمیت می یابد که توجه کنیم محمدعلی رامین در پاییز 1389 پس از یک سال حضور پرحاشیه در سمت معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد، به طور ناگهانی از سمت خود برکنار می شود. آیا این برکناری که زمزمه های آن از مهرماه همان سال مطرح بود و تحقق آن نهایتا به 29 آذرماه قد داد، با اتهام منتسب به وی ارتباطی دارد؟ و آیا به طول انجامیدن برکناری وی، با آنچه همان زمان در محافل رسانه ای گفته می شد که کشاکشی در این باره بین احمدی نژاد و وزیر ارشاد ایجاد شده و حتی به بگومگو بین آنها در حاشیه جلسه هیات دولت منجر انجامیده، مرتبط بوده است؟ به بیان واضح تر، آیا احمدی نژاد از متهم بودن رامین به جاسوسی اطلاع داشته و همچنان بر ابقای او در سمت معاون وزیر ارشاد اصرار می کرده؟
4 . محمدعلی رامین در شرایطی در دهم آبان 1388 به عنوان معاون مطبوعاتی منصوب شد که کشور در شرایط ملتهبی بود، حاکمیت به سرکوب مطبوعات نیاز داشت و یک سال عملکرد او در این سمت نیز نتیجه ای جز حرکت در مسیر همین هدف، نداشت. وزارت اطلاعاتی که در مهرماه 1390 صلاحیت این فرد برای داشتن نشریه را رد می کند، چگونه در مهرماه 1388 صلاحیت او را برای معاونت وزیر تایید کرده بود؟ و آیا این اشتباه بدفرجام، علتی جز تمرکز وزارت اطلاعات در آن زمان بر روی پروژه سرکوب معترضان در سال 88 داشته که به غفلت از وظایف اصلی خود در کنترل جاسوسان منجر شده است؟
5 . تصویری که از محمدعلی رامین در دوره یک ساله تصدی معاونت مطبوعاتی ارشاد برجای مانده، به سرکوب مطبوعات و برخوردهای موهن و تحریک آمیز با خبرنگاران و اهالی رسانه محدود نبود. او در همین دوره از ضرورت بازگشت روحانیت به مساجد سخن گفت؛ اظهاراتی که چندی بعد گویندگان سخنانی بسیار خفیف تر از آن با اتهام جریان انحرافی و داغ و درفش مواجه شدند. همچنین او تلاش و اصرار عجیبی برای جا انداختن اصطلاح “امام خامنه ای” داشته و این در حالی است که در زمان مسئولیت وی، رسانه های محافظه کار ادعا کردند رهبری در نمایشگاه کتاب حتی حاضر نشده با وی همصحبت شود. آیا رهبری در آن زمان، از اتهام جاسوسی رامین خبر داشته؟ مگر غیر از این است که در دو دهه اخیر، معاون مطبوعاتی ارشاد همواره با نظر مستقیم رهبری انتخاب می شده؟ همچنین آیا وزارت اطلاعات بررسی دقیقی درباره عملکرد رامین در این دوره و پیامدهای آن صورت داده و آیا اهدافی همچون اختلاف افکنی حتی بین جریان های داخل حاکمیت و نیز بسته کردن بیش از پیش فضای رسانه ای کشور، در پرونده او ذیل اتهام جاسوسی، و احتمالا تحت تاثیر سیاستهای دیکته شده از بیرون، مورد بررسی قرار گرفته است؟
6. محمدعلی رامین، خیلی قبل از آنکه به عنوان معاون مطبوعاتی معرفی شود، و در واقع در تمام دوره فعالیت دولت نهم، مشاور مطبوعاتی احمدی نژاد بود. اما فعالیت ها و نفوذ او در این دوره، به مراتب گسترده تر از یک مشاور مطبوعاتی بود. او طراح موضوع انکار هولوکاست بود که به تنهایی بار نیمی از فشارهای جهانی علیه ایران در چند سال اخیر را بر دوش کشید و آتش تهیه حملات بین المللی و انزوای ایران در محافل جهانی شد. رامین همچنین به عنوان رابط احمدی نژاد با خاخام های یهودی ظاهرا ضد صهیونیست عمل کرد که یک چشمه از روابط مشکوک اوست، و همو بود که تعبیر محو اسرائیل را در زبان احمدی نژاد انداخت که به اذعان همه تحلیلگران سیاسی و امنیتی، بهترین هدیه به اسرائیل بود. این هم بحث امروز نیست؛ از همان زمان دلسوزان کشور به رهبری و سران حاکمیت در این باره هشدار داده بودند و حلقه ای که منشأ این بحث ها بود را هم همه می شناختند. چرا سران نظام و دستگاه های امنیتی همان موقع به آن نگرانی ها ترتیب اثر ندادند؟ آیا کسی یادش رفته که میرحسین موسوی در مناظره های انتخاباتی صراحتا از این گفت که دولت نهم با افراط گری ها و شعارهای ظاهرا ضد صهیونیستی اش باعث شد اسرائیل به جای منزوی شدن پس از کشتار مردم غزه، در موضع مظلومیت قرار بگیرد؟ آیا فراموش کرده اند که میرحسین نسبت به افراط و تفریط هایی همچون انکار هولوکاست و سپس اظهار دوستی با مردم اسرائیل هشدار می داد؟ چگونه است که صاحب آن نگاه تیزبینانه و مدبرانه اکنون در حصر خانگی است و پرونده بانیان آن همه خدمات به اسرائیل، رفع و رجوع می شود؟ واقعا سران نظام و نیروهای امنیتی و اطلاعاتی چطور مسائل را تجزیه و تحلیل می کنند؟
7 . رامین همچنین پایهگذار “هستههای فداییان ولایت” بود که زمینه را برای تبلیغات گسترده ضد ایرانی در رسانه های غربی فراهم کرد. به علاوه، او به تاسیس سازمان هایی همچون “جمعیت دفاع از اقلیتهای مسلمان در غرب”، “سازمان امت اسلامی” و “اتحادیه راه اسلام در اروپا” پرداخت که هیچ کارکردی برای آنها معلوم نیست و البته هر یک می توانند پوششی برای برقراری روابط خارجی باشند که ممکن است محملی برای فعالیت های جاسوسی باشد. آیا این نوع فعالیت های رامین در پرونده وی مورد بررسی قرار گرفته است؟ و آیا وزارت اطلاعات سابقه فعالیت های این تلاشگر کهنه کار عرصه بیداری اسلامی و رابطه آن با اتهام جاسوسی او را بررسی کرده است؟
8 . وی در عین حال در محافل سیاسی اصولگرا نیز نفوذ زیادی داشت، از جمله افراد خط دهنده به بسیج دانشجویی در آن سال ها بود، در ائتلاف “رایحه خوش خدمت” مسئولیت کلیدی کمیته سیاسی را بر عهده گرفت و مدتی هم مشاور رئیس سازمان صداوسیما بود. فردی با آن سابقه فعالیت های برون مرزی و آن حجم از تاثیرگذاری بر تحریف مواضع درباره اسرائیل، وقتی که چنین شبکه ای از روابط را هم در محافل سیاسی داخلی برقرار می کند و خودش را در مرکزیت آنها قرار می دهد، آن هم با عملکردی تا آن حد مشکوک که حتی مسئولان مهم نظام در مجامع خصوصی درباره وی اظهار سوء ظن می کردند، چگونه در سال های قبل موجب سوء ظن دستگاه امنیتی نشده بود؟ و حالا که این سوء ظن در حد طرح اتهام و بازداشت موقت ایجاد شده، آیا نقش مخربی که او در این سال ها در جنبه های سیاسی داخلی و خارجی جریان مدعی اصولگرایی و دولت فعلی داشته، بررسی و میزان تخریب های وارده ارزیابی شده است؟
9 . غیر از این همه ابهامات، وزارت اطلاعات به این پرسش هم باید پاسخ دهد که رامین به جاسوسی برای کدام کشور متهم است. در شایعات مطرح شده، از آلمان و اسرائیل سخن به میان آمده است. سابقه تحصیل و همچنین سابقه بازداشت او در آلمان، و نیز حرف و حدیث هایی که درباره منافع اسرائیل در طرح موضوع هولوکاست و مباحث دیگر از سوی ایران داشته، ممکن است با احتمال ارتباط او با این دو ربط داشته باشد. از سویی فرزند وی، یاسین رامین که تابعیت دوگانه آلمانی- ایرانی دارد، نیز چندی قبل در پرونده اختلاس سه هزار میلیاردی به عنوان “رابط مه آفرید امیرخسروی با محمودرضا خاوری” مورد بازجویی قرار گرفته و البته دستگاه قضایی در رفتاری سوال برانگیز، کیفرخواستی برای او صادر نکرده و در نتیجه پای وی به دادگاه باز نشده است. گفته می شود که اتهام فرزند مشاور سابق احمدی نژاد، خرید کالاهای تحریمی برای ایران بوده است. اداره کل ضد جاسوسی وزارت اطلاعات باید توضیح دهد که این اتهام، آن روابط و آن سوابق چگونه با هم پیوند می خورند؟
10 . علاوه بر اتهام جاسوسی و شایعه بازداشت، شایعات دیگری هم درباره محمدعلی رامین مطرح است؛ از جمله اینکه برخی بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 گفته اند رامین را با همان چهره متمایز، موهای سرخ و لهجه متفاوتش در بازداشتگاه وزارت اطلاعات دیده اند. بنا به این گفته ها، رامین در اتاق بازجویی آنها در بندهای 209 و 240 زندان اوین حاضر شده، با آنها به بحث سیاسی یا به تعبیر خودش توجیه ایدئولوژیک پرداخته و در نهایت به آنها کتاب “ولایت فقیه” امام را داده تا بخوانند و هدایت شوند. آیا وزارت اطلاعات این موضوع را تایید می کند؟ و در صورت صحت، دایره ارتباطات این فرد و نفوذ او در دستگاه امنیتی تا چه حد بوده و چگونه او اجازه یافته وارد بازداشتگاه های امنیتی شده و با متهمان – به تعبیر بازجویان – امنیتی صحبت کند، به تهدید آنها بپردازد و سپس آنها را توجیه ایدئولوژیک کند؟ و آیا رابطه او با وزارت اطلاعات در همین حد و به همکاری در بازجویی ها منحصر بوده یا آنکه وی از پرونده های اطلاعاتی و دارای طبقه بندی هم خبری داشته؟ و آیا اتهام فعلی وی، به روابط او با مهمترین نهاد اطلاعاتی کشور مرتبط است؟
* * *
درست دو سال قبل، میرحسین موسوی در دیدار با گروهی از رزمندگان دفاع مقدس گفت: “سیاست های ماجراجویانه سالهای گذشته ، گزافه گویی ها و رجز خوانی ها کشور را در موقعیت خطیری قرار داده است. امروز در سطح جهان بدخواهان ملت ما بر طبل خشونت و تجاوز می کوبند و مشخص است که در پیشبرد این دغدغه شوم رژیم صهیونیستی نقش بارزی دارد. آنها برای عملی کردن تصمیم های شوم خود احتیاج به برانگیختن افکار عمومی در جهان دارند. متاسفانه لفاظی های داخلی که در آن تمام کره زمین مورد تهدید قرار می گیرد بهانه لازم را برای تبلیغات لازم در این زمینه فراهم می سازد.”
چندین و چند بار قبل و بعد از آن و حتی قبل و بعد از انتخابات هم این نخست وزیر دوران دفاع مقدس از ضرورت شفافیت و صداقت با مردم گفت و باز گفت و البته هیچ گاه شنیده نشد. این سخن او، پرسش پایانی مطلب حاضر و سوال همه مردم است: “شفافیت در مقابل ملت چه مشکلی ایجاد می کند که به پنهانکاری از ملت پناه برده ایم؟”














saddam ham adami bood ke mishod behesh shak kard ba oon sarsakhtihash aragho be bad dad ke khasteye gharb bood
دوستان! حواستون باشه که آقایان مصباح و مهدوی باز رفته اند پشت پرده و دوست دارند تمام این نارسایی ها گردن آقای خامنه ای بیفته. ما یادمان نمی رود که احمدی نژاد و همراهان جاسوس و منحرفش دستپخت این دو بزرگوار هستند. مواظب باشید که سنگ را به سمت اشتباه پرتاب نکنید.
از برکات این 7 ساله مشخصتر شدن سر منشاء فساد است در سال 76 چه کسی فریاد مرگ بر دیکتاتور میداد و یا در سال 84 ولی درسال 88 و پس از حجاب دیکتاتور کنار رفت. حمایت از تیم وابسته و خدمتگزار غرب پرده از گریه مکارانه اش در جنگ با ملت در خطبه پس از انتخابات برداشت. یکسال قبل نوشتم ما خدا را نمی بینیم ولی بر اساس قرائن و شواهد ایمان بر وجودش داریم حال چگونه است که تمام حرکتها و سیاستگذاریها دستگاه رهبری ما در طول این سالها به نفع غرب و شرق است؟ پافشاری بر حقوق هسته ای کنجر به فروشهای تاریخی اسله امریکائی و انگلیسی به کشورهای حوزه خلیج فارس میشود. کارخانجات یکی پس از دیگری تعطیل و کالاهای چینی جایگرین میشد؟میراث فرهنگی نابود و یا به تاراج رفته هیچ اثری صرف 700 میلیارد دلار فروش نفت در زندگی روز مره مردم و یا ذخائر ارزی نیست و………..آیا خود اقا هم بله؟
ooح خودتان می برید خودتان هم می دوزید آن وقت به جمهوری اسلامی ایراد می گیرید آیا این اتهام ثابت شده ؟
فقط خواستم بگم : دلمان خیلی واسه موسوی تنگ شده
ایشان نوچه ای بیش نیستند اما احمدی نژاد خوب داره ماموریتشو انجام می ده!
از همین جا درود می فرستم به شرافت عبدالله شهبازی که سال 88 با تحلیلی دقیق احمدی نژاد و همپالکی هایش را عوان وانصار اسرائیل دانست اما سریع زندانیش کردند.
حکومت فاسد است پرداختن به دولت فایدهاش چیست
http://freemasonsecret.wordpress.com
یادمون نره کلمه موهون «غدیر قم» از دهن ر امین در اومد!
نگاهی به تاسیس انجمن حجتیه وفعالیت انان در دوره پهلوی از یک سو وحمایت غیبی انان درابتای انقلاب که پروش را از یک سو کاندیدای نخست وزیری در مقابل موسوی کردند بعد به عنوان وزیر اموزش وپروشتحمیل کردند ودر نهایت اتحاد حجتیه با حزب کودتاگر 28 مرداد یعنی حزب زحمتکشان بقایی کهاقای جلالالدین فارسی که ایشان هم کاندیدای نخست وزیری بودازسوی دیگر وصعود پرورش به نفر دومی حزب مئو تلفه اغاز نفوذ عوامل غرب که قصد شکست انقلاب را داشتند وتشکیل اداره گزینش توسط حجتیه پایه های یارگیری ونفوذ دربرابر خط امام بود که عدم انتشار لیست حقوق بگیران ساواک وفرماسونری نفوذی درکسوت مذهب را هم باید افزود . بنابر این وزارت اطلاعا ت وظیفه دارد که این سلسله زنجیر تکاملی را پیگیری تا به سر نخ اصلی برسد ونگویند اصلاح طلبان حقوق بگیر وعوامل غرب هستند البته اگر شوروی میبود حتما موسوی وکروبی عامل شوروی بود اما می گفت شوروی را مطرح می کنند تا امریکا منسی شود . پیدا کنید پرتقال فروش را
چند وقت پیش مطلبی خوندم راجع به تحصیل آقای خامنه ای در دانشگاه پاتریس لومومبا مسکو ،جایی که دولت کمونیستی شوروی سابق جاسوسان خود را تربیت میکرد ،خوبه دوستان تحقیق کنند ببینند تا چه حد صحت داره،صحبتها ورفتارهای آقایان امروز بوی خیانت به وطن میدهد.
زماني كه احمدي نژاد در آغاز كار سازمان مديريت و برنامه ريزي را منحل كرد و كمر به انحلال تمام مراكزي كرد كه به طريقي با قدرت براي پيشرفت اين مملكت تلاش مي كردند؛ بايد بوي خيانت به مشام مقامات مي رسيد كه متاسفانه سرشان جاهاي ديگري مشغول است. حماقت و سوء مديريت نميتواند اين چنين سيستماتيك به خراب كردن زير ساخت هاي يك مملكت اقدام كند و چنين شرايطي فقط در صورت ماموريت حساب شده از طرف كشوري كه آرزوي در هم شكستن ايران را دارد، مي تواند برنامه ريزي و اجرا شود. برنامه ي موذيانه اي كه در طي هشت سال ايران را به وضعيتي رسانده است كه شاهد آن هستيم.
بندگان قدرت را تملق خوشاید چون کعبه که درپایش دمی فربه نماید
نخست وزیر محبوب امام در زندان آقایان آزاد آزاد
این موقرمزه پس از مدتها یللی و تللی و بیعاری و خیابان گردی در آلمان درحالیکه نه مدرکی گرفته بود و نه حتی زبان آلمانی را خوب یاد گرفته بود، درحالیکه با فقر و گرسنگی دست و پنجه نرم میکرد آمد ایران که زود، فوری، تند ، سریع با سیستم نایب تیمورخانی بار خود را ببندد و راهی آلمان که تابعیت آنرا داشت برگردد و … برای همین چون آتشش تند بود آن بازی ها را بر سرمطبوعات درآورد که سلبیلهای قرمزش را چرب کنند، اما خوب دزد ناشی بود و از قرار بالادستی ها را ندیده بود یا کم دیده و کم سبیل آنان را بله و اینا اینست که کنارش گذاشتند و بعد که به سراغش رفتند که خوب حالا سهم ما را میدهی یا…. اینست که جاسوس ازآب درآمد. آلمان در جمهوری اسلامی جاسوس هایت مثل این بدبخت مادر مرده که نیست. جای آنها امن و امان است.
چه عجب! بالاخره بخش نظرات باز شد؛ فعلا همين! وگرنه حرف جديدي در اين زمينه مطرح نيست. فقط يادآوري يه نكته شايد بد نباشه:
حاكميت آنچنان در فساد فرو رفته و در دولت 8 سالهي احمدي نژاد و سركوب جنبش حق طلبانهي مردم در سال 88 آنچنان راه تبهكاري رو پيموده كه جرات عذرخواهي از مردم رو نداره؛ به عبارت ديگر خطاها و خودخواهي هاي رهبر و فساد سيستماتيك حكومتي كه منجر به استفاده از افراد فاسد شده تا مردم و صداي مردم رو خفه كنند چنان ريشه دار شده كه رهبري يا بايد از 60 – 70 ميليون ايراني بابت اينهمه بي كفايتي و ستمگري عذرخواهي كنه يا بايد مداوما به نوكران و جيره خوارانش باج بده. كدوم راحت تره؟ بدا كه رهبري دومي رو برگزيده! يك روز اختلاس رو نبايد كش داد، يك روز پروندهي فساد رحيمي رو لاپوشاني كنند و روز ديگر ….
بدبختي اينه كه انگار ايشون حاليش نيست كه ادامهي اين رفتار مثل فرورفتن در باتلاقه؛ چراكه فردا روز نه تنها بايد بابت كودتاي سال 88 و سركوب مردم پاسحگو باشه كه بايد در مقابل «كش ندادن» رسيدگي به فسادها هم به مردم پاسخ بده و اون روز نميتونه بگه من نميدونستم و من هم او را نخواهم بخشيد.
ايشون مثل يه توپي كه از بالاي بلندي سقوط كنه هر روز در حال قل خوردنه و واي از لحظهي برخورد به زمين…….