سفیران سبز امید: دلنگران هموطنانمان هستیم/ استبداد و بیکفایتی حاکمان، سفرههای مردم را کوچکتر کرده
چکیده :ما اکنون شرمسار از روی برادران و خواهرانی هستیم که فریادهای خودشان را حتی از پشت دیوارهای زندان بلند می کنند و ما اینجا از راه اندازی یک رسانه فراگیر ناتوان بوده ایم. وقتی دوستانمان در سختترین شرایط امنیتی از آزادی و زندگیشان برای زنده نگاه داشتن شعلههای امید مردم هزینه می کنند هیچ عذری برای شکست پروژه شبکه تلویزیونی رسا پذیرفتنی نیست. بیتردید این شکست از ضعف و بیمسئولیتی ما سبزهای مهاجر بود که به صراحت به خاطر این تقصیر به سهم خودمان از مردم عذر خواهی می کنیم....
در دومین نشست سالانه شورای سفیران سبز امید، هموطنان سبزمان از نقاط مختلف دنیا با انتشار پیامی تحلیلی در راستای دو هدف عمده ی این نشست که با نگاه به شرایط کنونی کشور، گذشته ی جنبش و فردای پیش روی آن بررسی شده بود کار خود را آغاز کردند.
به گزارش سایت دبیرخانه سفیران سبز امید، در اولین روز این نشست دو پنل به همراه پرسش و پاسخ با حضور تقی رحمانی فعال سیاسی و آسیه امینی روزنامه نگار برگزار شد.
گزارش آغاز به کار دومین نشست سفیران سبز امید در گوتنبرگ سوئد را در اینجا بخوانید
پیام شورای سفیران سبز امید: از امید همچون بذرهای هویت بخش در سینههای خود حفاظت می کنیم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
قرار بود ما ایرانیان هر جای جهان که هستیم گروههای خودمان را تقویت کنیم و “خانههایمان را قبله” قرار دهیم تا بتوانیم شبکه ای برای رساندن پیام مردم کشورمان به جهان و پیگیری و یاریگرشان برای ساختن کشوری آباد و آزاد و جهانی در صلح باشیم.
سبزهای مهاجر هر چند از خانههای خود دورند، اما همچنان فرزندان آن خانواده اند. دیدن فقر و رنج حاصل از رکود اقتصادی و بیاحترامی به مردم و ناتوانی حاکمیت در وصول حقوق ملی در عرصه جهانی دغدغه هر روز ماست.
از نظر ما بزرگترین دشمن این کشور و مادر مشکلات ما شجره خیبثه استبداد است. استبدادی که امکان نظارت مردمی بر شرایط را سلب کرده و باعث فساد و حیف و میل اموال عمومی کشور شده است. به سبب دلهره دائمیش، هر انتقاد و تفاوت را دشمنی با خودش تلقی کرده و بیمهابا کشورمان را از بهره مندی از منابع عظیم انسانیش محروم کرده است. نه تنها تمام منابع کشور را برای تثبت قدرت خود تسخیر کرده که دیانت مردم را نیز به خدمت مطامع خود گرفته است. استبداد با توهم استغنا، خود را مستقل از خرد جمعی می بیند و به سمت تصمیات خلق الساعه و فردی پیش می رود که حاصلی جز ناکارآمدی ندارد.
ما به عنوان بخش کوچکی از فرزندان ملت ایران که اکنون دور از خانه، نگران حال و آیندهی کشور و هموطنانمان در گذر تندباد استبداد دینی و زمامداری نابخردانهی حاکم بر کشوریم؛ برایمان دشوار است که ببینیم استبداد همچون غدهای سرطانی در کالبد این مرز و بوم ریشه میدواند و این چنین آینده کشورمان را با همه منابع سرشار معنوی و مادیش روز به روز تیره تر و تباه تر کرده و امکان هر نوع نقد و اصلاحی را از میان می برد. و در نهایت همهی منافع و منابع ملی را هزینهی دگردیسی جمهوری اسلامی به استبدادی دینی و نظامی میکند.
برای ما دردناک است این که می بینیم چطور ناکارآمدی استبداد هر روز سفرههای خانوادههایمان را کوچک تر و شرایط زندگی را برای هم وطنانمان دشوار تر می کند.
برای ما اندوهناک است که می بینیم هر روز جمع دیگری از هم کلاسیهایمان از تحصیل محروم می شوند، استادانمان اجباراً بازنشسته یا اخراج می شوند و دوستان معترضمان در ازای خیرخواهی و شجاعتشان داغ و درفش می بینند.
برای ما دلهره آور است که شاهد ریشه دواندن و نهادینه شدن عقبماندگی مادی و معنوی در کشورمان باشیم.
راه تامین منافع ملی کشورمان و حفظ حقوق و فراهم کردن حداقلهای زندگی شرافتمندانه برای هم وطنانمان را قطع شجره خبیثه استبداد و محدود کردن حاکمان به قانون می دانیم. یعنی همان راهی که از جنبش مشروطه شروع کرده ایم، با فتح تهران و سرنگونی استبداد صغیر، ملی کردن صنعت نفت، قیام ۱۵ خرداد، انقلاب سال ۵۷ فتح خرمشهر و دفاع از کشورمان در دوره جنگ تحمیلی، جنبش اصلاحات به سکانداری سید محمد خاتمی و اکنون جنبش سبز مردم کشورمان به رهبری میرحسین موسوی و مهدی کروبی ادامه می دهیم. از نظر ما منافع ملی کشورمان از طریق زندگی و حرکت در مسیر جنبش سبز ممکن است.
ما ایرانیانی که دور از وطن تحصیل یا زندگی میکنیم در یک سال اول بعد از جنبش حاملان خوبی برای پیام مردم کشور و یاری گرانی ارزشمند برای جنبش بودیم، اما بعد از آن نتوانستیم این رویه را ارتقا دهیم یا حتی حفظ کنیم.
به همین سبب از دو سال پیش، ما جمعی از سبزهای مهاجر که برای توانمند سازی خود به نیت یاری رساندن به جنبش، تشکیل شبکهای را از گروه هایی حول منشور جنبش سبز آغاز کردیم و اولین نشست مان را در روزهایی شبیه امروز در پاریس برگزار کردیم. اکنون بعد از گذشت یک سال از آن روزها و آن نشست وقتی به کارنامه خود مینگریم موارد زیادی برای فرا گرفتن از آن می یابیم.
ما در شرایط سختی سعی می کنیم وظیفه پیام رسانی حداقل بخش هایی از مردم کشورمان را به دوش بکشیم. اکنون جهان در شرایطی است که قدرت های جهانی با وجود دخالت خارجی برای سرکوب مردم معترض بحرین در برابر آن سکوت کرده اند. حاکمیت کشور خودمان در کنار روسیه و چین از جنایتهای بشار اسد در سوریه حمایت می کنند و همه اینها در حالیست که دولتهای جهان چشمانشان را به ظلمی که در حق مردم مظلوم فلسطین می شود، بسته اند و مردم غزه سالهای سال است که در پشت دیوارهای بزرگ این شهر همچون زندانیانی هستند که بدون برگزاری دادگاهی دوران اسارتشان را می گذارانند. گرچه تلاشهای فراوانی برای پیوند بین جنبشهای آزادی خواه منطقه به خرج داده ایم اما همچنان نتوانسته ایم شبکه فعالی از گروهای مختلف آزادی خواه در منتطقه برای پیوند ملتها به منظور تقویت مردم برای رهایی از دست دولتهای ظالم تشکیل دهیم. درک فضای بین الملی به ما می گوید که دولتها نه نمایندگان خوبی برای گفتگو بین ملتهای مختلف هستند و نه ساختارشان اجازه می دهد که یاری گر مردم کشورهای مختلف باشند ؛ این مردم هستند که بدون واسطه باید دست به گفتگو بزنند و ارتباط با جامعه مدنی کشورها ست که می تواند ما را از تنهایی در بیاورد وگرنه توسل به دولتهایی که کارنامههای روشنی در مواجهها با کشورمان ندارند تجربه شکست خورده ایست که آزمودن دوباره ان خطاست. پیوند بین مردم نه تنها ما را در مقال دولتهای جبار تقویت خواهد کرد که تضمین کننده صلح پایدار بین ما در سالها آینده خواهد بود.
مناسبات اقتصادی جهانی، رکودی را رقم زده است که متضرران اصلی آن مردم هستند. بیکفایتی حاکمان کشورمان فشار مضاعف اقتصادی و مشکلات شدید معیشتی را برای خانواده ها، دوستان و هموطنانمان وارد کرده است. ما علی رغم تلاش هایمان نتوانسته ایم مانع اعمال تحریمهای قدرتهای جهانی بر مردم کشورمان شویم. تحریم هایی که بیش از آنکه تاثیری بر دولت داشته باشه مستقیمترین تاثیر را بر بر خانوادهها و مردم عادی کشورمان می گذارد. گویی همه جهان، چه دولت مستقر کشور خودمان چه سایر دولتها که ظاهرا در مقابل آن هستند، همه حول اعمال فشار بر مردم مظلوم کشورمان توافق نظر دارند.
ما خودمان را نه کنشگران مستقل که تنها صدای جنبش مردم کشورمان می دانیم، وبه همین دلیل هم عنوان سفیران سبز امید را برای خود برگزیده ایم. در شرایطی که رسانههای مستقل اجازه فعالیت ندارند، کتابها اسیر ممیزی سلیقهای و سانسور هستند و مردم کشورماست زیر سنگینترین فضای امنیتی زندگی می کنند، وظیفه ما که دسترسی آزاد تر به رسانهها داریم این است که صدای رها از سانسورِ آنها باشیم. در شرایطی که دوستانمان در سخترین شرایط فعالیت می کنند مایی که در کشورهای توسعه یافته زندگی می کنیم وظیفه خود میدانیم که امکانات بیشتری را برای فعالین کشورمان فراهم کنیم تا مسیر نیل آنان به سمت آزادی هموارتر شود. برای نیل به همین اهداف تشکیل گروههای سبز در شهرهای مختلف را در دستور کارمان قرار دادیم، اما در این راه کامیابی مطلبی نداشته ایم. ما اکنون شرمسار از روی برادران و خواهرانی هستیم که فریادهای خودشان را حتی از پشت دیوارهای زندان بلند می کنند و ما اینجا از راه اندازی یک رسانه فراگیر ناتوان بوده ایم. وقتی دوستانمان در سختترین شرایط امنیتی از آزادی و زندگیشان برای زنده نگاه داشتن شعلههای امید مردم هزینه می کنند هیچ عذری برای شکست پروژه شبکه تلویزیونی رسا پذیرفتنی نیست. بیتردید این شکست از ضعف و بیمسئولیتی ما سبزهای مهاجر بود که به صراحت به خاطر این تقصیر به سهم خودمان از مردم عذر خواهی می کنیم.
در شرایطی که گروهها و احزاب سیاسی منحل شده اند و امکان برگزاری جلسات و گفتگوهای و سمینارهای دانشگاهی برای روش تر کردن مسیر پیشرفت کشورمان به سختی فراهم است، استفاده از حضور اساتید فراوان ایرانی در دانشگاههای سرتاسر جهان، همفکری با چهرهها و افراد با تجربه در کشورها مختلف و بهره گرفتن از تجربههای فروان جنبشهای آزادی خواه سرتاسر جهان مخصوصا کشورهای منطقه و تهیه سندهای راهبردی شاید سادهترین ابزارهایی است که می تواند کمکهای موثری به جنبش سبز مردم کشورمان باشد. در این میان گرچه سفیران سبز امید سعی کرده اند قدم هایی در این جهت بردارند، اما کتمان واقعیت است اگر نگوییم که این فرصتها در بسیاری از موارد صرف بگو مگوهای زائد و بی حاصل شده است و یا همت کافی برای به ثمر رساندن طرح هایی که نیاز به وقت و پیگری طولانی تری داشته صرف نشده است. گفتن از شرایط و مشکلات سخت زندگی در هجرت ، وقتی کمر مردم کشورمان زیر چرخهای مشکلات اقتصادی در حال خرد شدن و شانههایشان زیر اثرات تحریمها در حال له شدن است و صورتهایشان زخمی پنجههای نیروهای امنیتی استبداد است، بیانصافی بزرگی است.
ما راه سختی در پیش و وظایف سنگینی بر دوش داریم. به ضعفها و ناکامیهایمان آگاهیم، اما همچنان دلمان برای کشورمان می تپد. گرچه کارنامه خود را موفق ارزیابی نمی کنیم اما اکنون تجربه فروانی برای ادامه راه در اختیار داریم. کاستیهایمان ذرهای از انگیزه مان برای تلاش کم نمی کند که هیچ، عزممان برای فعالیت را بیشتر می کند. ما به آینده امید داریم و از امید همچون بذرهای هویت بخش در سینههای خود حفاظت می کنیم. ما مانند همیشه دل نگران خانوادهها دوستان و هموطنانمان هستیم. ما همچنان خود را در خدمت جنبش سبز مردم ایران برای تامین منافع ملی کشورمان می دانیم.
دومین نشست سفیران سبز امید فرصتی است برای این که بیشتر یاد بگیریم، ضعفهایمان را بررسی کنیم، هم اندیشی کنیم و راههای جدیدی برای گسترش شبکه سفیران سبز امید بیابیم. فرصتی هست تا همراهان بیشتری در سرتاسر جهان پیدا کنیم و مهارتهای لازم برای تقویت کارگروهی را کسب کنیم تا بتوانیم راههای جدید و موثر تری برای کمک به جنبش مردم کشورمان بیابیم. ما سفیران سبز امید به عنوان گروههایی که منشور جنبش سبز را مبنای عمل خود قرار داده ایم در این راه خود را محتاح یاری و همراهی همه کسانی می دانیم که دل مشغول ایرانی یکپارچه، مستقل، آزاد، پیشرفته و مردمسالار هستند. همه کسانی که تنوع و تکثرهای موجود در جامعه مان را به رسمیت می شناسند و دنبال بازتولید استبداد نیستند، و همه کسانی که در استفاده از روشهای مسالمات آمیز توافق نظر دارند و دستشان به خون مردم بیگناه آغشته نیست.
در پایان تشکر می کنیم از دوستانمان در راه سبز امید گوتنبرگ (رساگ) و همه دوستان دیگری که یاری گر ما برای فراهم کردن این فرصت بوده اند.
دموکراسی ملی در گرو حل مساله اقوام هم است
تقی رحمانی، فعال ملی مذهبی در پنل دوم از اولین روز دومین نشست سالانه سفیران سبز امید با بیان اینکه صورت مسئله ما ایران مدنی است، گفت: ایران مدنی ترکیبی از اقوام، اصناف و زنان و مردان است. دموکراسی ملی در گرو حل مساله اقوام هم است. ولی دموکراسی ملی و حل مسئله اقوام ایرانی نیاز به اعتماد سازی میان همه ی اقوام ایرانی میان دولت مرکزی و مناطق دیگر است.
این فعال سیاسی همچنین با تاکید بر اینکه کشور ما دارای تنوع زبانی، مذهبی، فرهنگی و قومی است تشریح کرد: می توان به طور کلی اصولی را برای تفاهم ملی پیشنهاد کرد؛ حکومت غیر متمرکز ملی،
تمامیت ارضی، طرح توسعه ی ملی، سیاست خارجی قوی، ارتش ملی، برابری حقوقی همه ی ایرانیان در برابر قانون، تدریس زبان محلی در کنار زبان فارسی، رعایت آداب و رسوم و سنن محلی، حمایت از فرهنگ های خاص در غالب فرهنگ ایرانی و همچنین قدرت قانون گذاری و ساختار مدیریتی محلی.
به گفته ی وی بی گمان اقوام ایرانی برای زیستن در غالب ایران ملی نیاز به تفاهم و گفتگویی دارند که بتواند مورد رضایت همگان با توجه به شرایط ذکر شده، باشد.
رحمانی در ادامه افزود: در عرصه قدرت سیاسی و موازنه ی قوا صرفا خواسته ها ملاک نیست بلکه هر جریان به تناسب قدرت خود باید بتواند سهم خود را دریافت کند. اما باید توجه داشت در پارادایم دولت ملت مدرن باید به فکر برپایی نوعی از دموکراسی ملی بود که بتواند متناسب با ایرانی که کثیر الاقوام است رعایت حقوق برابر همه ی شهروندان را تدارک ببیند و در عین حال هویت و اداب و رسوم و مدیریت محلی آنان را در نظر داشته باشد.
این مبارز سیاسی در بخشی دیگر از سخنان خود خاطر نشان ساخت: آموختن تجربیات دیگران به معنی تکرار موفق آنها در ایران نیست. اگر ما به حکومت غیرمتمرکز اعتقاد وجود دارد و دموکراسی نیز طلب می شود باید بتوان مدلی را تدارک دید که تقسیم منابع ثروت و قدرت در سراسر ایران و برای همه ی اقوام ایرانی منجر به تضعیف قدرت منطقه ای ایران نشود.
به گفته ی تقی رحمانی، در این مورد دولت مرکزی که طرفدار دموکراسی باشد در اعتماد سازی میان اقوام ایرانی مسئولیت اصلی را به عهده دارد، اما تعامل میان جریان های قومی با دولت مرکزی و روشنفکران باید دو سویه باشد تا به دستاورد عملی و پایدار برسد.
وی در پایان با تاکید بر اینکه باید توجه داشت مردم زمانی راضی میشوند که بتوانند دستاوردهای مبازاتی خود را تجربه کنند، گفت: جریان های گوناگون سیاسی که طرفدار دموکراسی هستند باید بتوانند تیزهوشانه عمل کنند.
جنبش سبز بر حقگویی و حقوق شهروندان شکل گرفته و رشد کرده است
“ریشه های مشترک جنبش زنان و جنبش سبز” به عنوان نخستین پنل پس از مراسم آغاز به کار رسمی دومین نشست سفیران سبز امید برگزار شد.
آسیه امینی، فعال زنان و روزنامه نگار، در نخستین پنل روز اول با اشاره به آنکه بعد از دوم خرداد دولت اصلاح طلب از گروه های سیاسی اجتماعی حمایت کرد، گفت: “یکی از گروه هایی که فرصت کرد از محافل زیر زمینی بیرون بیاید و فعال شود، جنبش زنان بود. جنبش زنان تحرکات آرامی داشت که در جنبش اصلاحات فرصت رشد برای آن فراهم شد.”
این روزنامه نگار با بیان اینکه مهمتر از تغییر قانون، تغییر در گفتمان و فکر عمومی بود تصریح کرد: “پس از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد و از روزی که محسنی اژه ای گفت دشمن ما جامعه مدنی است، جنبش زنان احساس نیاز کرد که به جنبش های دیگر نزدیک شود”.
وی در آسیب شناسی جنبش های زنان و سبز گفت:” جنبش زنان، مبارزه بدون خشونت را انتخاب کرده اند اما برای آن برنامه ندارند، همانطور که جنبش سبز هم برای این شیوه مبارزه برنامه ندارد”.
آسیه امینی همچنین در ادامه تاکید کرد که همگرایی اگر به برنامه عملی منجر نشود نتیجه نمی دهد و در جنبش سبز هم همین مشکل وجود دارد.
وی با اشاره به اینکه جنبش سبز بر حقگویی و حقوق شهروندان شکل گرفته و رشد کرده و سعی داشته است که فاصله اش را با قدرت حفظ کند، گفت: ”جنبش زنان سعی کرده، با حفظ فاصله با قدرت، آلوده قدرت سیاسی نشود. اما من فکر می کنم جنبش زنان این نیاز را دارد که با قدرت سیاسی گفتگو کند. در جنبش زنان و جنبش سبز مشکل آموزش و نهاد سازی داریم و برای قدرتمند شدن نیاز داریم نهاد داشته باشیم”.














امیدوارم شبکه ی رسا دوباره راه اندازی شود جنبشی با این وسعت و عمق جای بسی تاسف است که رسانه ی فراگیر ندارد سبزها با اعتماد به نفس و اتکال بر خداوند با کمک های مردمی میتوانند نه یک رسانه بلکه چندین رسانه داشته باشند!
کلمه جان آبرومون رفت انقدر غلط نگارشی داره. بی سوادیم حدی داره آخه، البته محتواش خوبه و خسته نباشید ولی بابا آتو ندید دست این ارزشی چی ها.
بجايش سفره ديگران بزرگتر شده …
جي بكم؟ازكدوم بدبختي بكم؟؟ازقراركاه خاتم كه شده جايه غارتكران.ازنيروكستربخش خط ولوله قراركاه كه سردارعدل هاشمي فاميل بازيش مملكتوبه كندكشونده.ازاين سردارهرجي بكم كمه….
نظر من این است که دشمن اصلی امریکاست و بازوان انها در راس حکومت انددر خارج هم همینطور در مجموع اگر بضررش باشد فورا مانع میشوند درست مثل بعضی از مهاجر های امریکا دوست.با جنبش و ضد جنبش عمل کردنند و میکنند
خواهشا یک فکر اساسی برای شبکه رسا بکنید
پر از غلط های نگارشی و تایپی است
یکی از اساسی ترین نقاط ضعف جریان اصلاح طلب بی توجهی به حقوق اقوام بوده است که این بی توجهی و حق کشی آشکار ریشه های فکری در این جریان داشته و میراث پان فارسیسم حاکم بر آن است . این پدیده که مانند یکی از ابعاد بدیهی اصلاح طلبی محسوب می شود در دولت اصلاحات نمودهای فراوان داشته و مثلا در سخنرانی های آقای خاتمی و بحث قوم ایرانی !!! خود را نشان می دهد یا در توهین آشکار روزنامه ایران در دوره اصلاحات به ترکها نیز می توان نشانه هایی از آن را یافت . حال نمی دانم دوستان چگونه می توانند این تناقض را حل کنند . با این امید که توجه به حقوق اقوام فقط در حد شعارهای سیاسی نباشد .
شبكه رسا بايد بياد به فكر يك شبكه باشيد از اين مهم تر
با سلام وخسته نباشید. من نیز مثل میلیونها ایرانی در اولین دقایق روز انتخابات سال 88 برای رای دادن به آقای موسوی سراز پا نمی شناختم .من به همراه تمامی اعضای خانواده به نزدیکترین حوزه اخذ رای رفته و رای دادیم.البته آدمی به سن وسال من بارها شاهد حرکت های شگرف وبزرگی توسط مردم بوده . ولی متاسفانه تمامی این خیزش ها بعد از مدتی به ضد خودش تبدیل شده.انقلاب 57 که اکثر هم سن وسالهای من در آن سهیم بودند و راه به خطا برد . دوم خرداد با آن حرکت بی نظیر دانشجویان ومردم که لرزه به تن حاکمان نشاند. پیروزی بی نظیر اصلاح طلبان ،در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری و یک دوره انتخابات مجلس و… مجددا انتخابات پرشور سال 88 که خود بهتر می دانید.دلائل عدم توفیق مردم و دمکراسی خواهان را چگونه تفسیبر بایدکرد؟چراوبرای چه مردمی که این همه شور وهیجان داشتند اینگونه بعد از این همه مشقت ، خاموش مانده اند؟ بیرون گود ماندن ونسخه های گوناگون پیچیدن کار دشواری نیست . فکر می کنم عدم توفیق جنبش دمکراسی خواهی ایران اولادر متوهم بودن عنصر روشنفکری آن ودر مرحله بعد عدم تشکل وسازماندهی مردم در زمان هائیکه فرصت آن را داشته ایم واز آن فرصت ها به هیچ وجه استفاده صحیح نکرده ایم.جنبش سبز به عنوان یک جنبش متکثر از تمامی ظرفیت های خود چه در قبل وچه در بعداز انتخابات سال 88 استفاده نکرد.دولت اصلاحات آقای خاتمی ودر پی آن مجلس ، از این فرصت های بی نظیر در جهت ارتقا وساماندهی نیروهای مدنی وسیاسی جامعه بهره نبرد.به ظرفیت های جامعه کارگری ، توان اقوام واقلیت های مذهبی دراکثر موارد بی تفاوت بود …………
شبکه رسا به دلیل آنکه پول نداشتند چون مستقل بودند وبه هیچ جا وابستگی نداشتند نتوانستند از پس هزینه آن بربیایند چند بار هم بیانیه دادند و از مردم تقاضای کمک کردند و از طرفی آن قسمت از اپوزیسیون خارج از کشور ( سلطنت طلبها و مجاهدین خلق ) که با جنبش سبز مخالف بودند شروع کردند به سمپاشی بر علیه شبکه رسا در فضاهای مجازی ، که مثلا چرا گوینده اخبار روسری سرش میکند!!؟ باید بی حجاب کامل باشد! و یا چرا در مقابل اسلام طالبانی از اسلام رحمانی دم میزند باید کلا اسلام را بایکوت کند! و این انتقادات تخریبی در شرایطی بود که خودشان دهها شبکه ماهواره ای دارند که هم اسلام را بایکوت میکنند و هم گویندگانش بی حجاب کامل هستند ولی مردم اصلا آنها را نگاه نمی کنند!! وهیچ برد و نفوذی در جامعه ایران ندارند اینگونه بود که هموطنانمان در شبکه رسا روزانه هم فحش می خوردند!! وهم پول نداشتند و در آخر عطایش را به لقایش بخشیدند و شبکه رسا را تعطیل کردند و اپوزیسیون بی خاصیت سی ساله خارج از کشور با تعطیلی رسا خنده را بر لبان خامنه ای دید و کیف!!!!!! کرد! بقول بابا بزرگ توکا نیستانی ، ای تف!!!!!!!!
حداقل دستاورد این نشست باید بازگشایی شبکه رسا باشه
من کارمند اجاره نشین واله حاضرم از حقوق ناچیزم به تلویزیون رسا کمک کنم اما راهش را نمی دانم لطفا ما را راهنمایی کنید بنظرم روحانیون معتمد ایت اله شهید منتظری بهترین امینان میتوانند باشند لطفا راهنمایی فرمایید
تا زماني كه جنبش نتواند به طور صحيح امور را رهبري كند همين طور مي ماند پس بايد به فكر يه رهبر قوي مثل موسوي بود تا زمان آزادي رهبران از بند كفار و خائنين به كشور – مگر ما از عربها چي كم داريم ؟ از مردم ليبي از مردم مصر از مردم سوريه و … پس غيرت ايراني ما چه شده ؟ واي بر ما .. واي برما كه هرچه كرديم خود كرديم
به نظر من ایرادی که در این نشست و نشست های مشابه و نیز در سخنان و یادداشت های مخالفان و منتقدان حکومت وجود دارد آن است که فاقد راهبرد، فاقد هدف گذاری و در کل بدون هدف است. به عنوان نمونه من درک نکردم که سخنان تقی رحمانی چه ارتباطی به نیاز امروز سبزها دارد؟ یا سخنان خانم امینی چه کمکی به جنبش سبز می کند؟ اصولا اگر در سایتهای منتقد و مخالف حاکمیت مانند جرس نیز بگردید می بینید که یک مشت بحث نظری و بی سرانجام است که هیچ تاثیری در جنبش سبز ندارد به جز آن که انرژی این جنبش را مستهلک می کند.
من فکر می کنم آنچه که در این جنبش کم است انسانهای پراگماتیک هستند که درگیر بحث های نظری و متهم کردن دیگران نمی شوند و تنها به اصل موضوع می پردازند. در این زمینه سایت کلمه یک سر و گردن از دیگران برتر است اما نتوانسته است گفتمان و رویکرد خود را عمومیت دهد. من فکر می کنم یک راه مناسب آن است که سایت کلمه روند خویش را گسترش دهد و در گام دوم اقدام به برگزاری یک نشست کند. برای مثال اگر هنوز هم ما دنبال به اجرای بی تنازل قانون اساسی هستیم و هدف خود را آن تعریف کرده ایم، پس مناسب است نشستی برگزار کنیم و در آن به بررسی انحرافات نظام کنونی از قانون اساسی بپردازیم. یا می توانیم نشستی برگزار کنیم و در آن به بررسی راهکارهای اجرای بی تنازل قانون اساسی بپردازیم.
نکته دیگری که من می خواهم به آن اشاره کنم آن است که ما باید ایجابی صحبت کنیم و نه سلبی. یعنی نگوییم چه چیزی بد است، بلکه بگوییم چه چیزی خوب است. این که جامعه جهانی را به خاطر بحرین یا سوریه محکوم کنیم و از جامعه جهانی سلب اعتماد کنیم کمکی به ما نمی کند. ما باید به بررسی این موضوع بپردازیم که چگونه می توان از امکانات جامعه جهانی سود جست تا دموکراسی را در ایران پیش برد. این که بگوییم تحریم ها بد است کمکی نمی کند، بلکه به این موضوع بپردازیم که چگونه می توان جامعه جهانی را واداشت که به کمک دموکراسی خواهان در ایران بیایند.
واقعا وقتی انسان نگاه می کند می بیند که آنقدر روش های عملیاتی و کارهای واقعی قابل انجام وجود دارد که دیگر فرصتی به این سخنان نظری و بی سرانجام نمی رسد. برای مثال باز هم به همین اجرای بی تنازل قانون اساسی بپردازیم. ما چرا تلاشی برای تبیین این موضوع و نشان دادن برتری آن نسبت به دیگر راه حل ها نمی کنیم. برای نمونه می شود در مورد برابری رهبری با دیگران در برابر قانون سخن راند و به این موضوع پرداخت که پیاده سازی این اصل قانون اساسی چه الزاماتی دارد؟ … از طرف دیگر، ما چرا خود را در یک دایره بسته قرار داده ایم و تلاش نمی کنیم تا دیگران را نیز به بازی بگیریم. برای مثال، ما چرا از دیگر مخالفان و منتقدان جمهوری اسلامی مانند همین اقوام که دم از آنها می زنیم دعوت نمی کنیم تا بیایند و در گردهمایی ما شرکت کنند و نظرات خویش را بگویند؟ اگر هدف ما ایجاد شبکه های اجتماعی و ایجاد آگاهی است چرا در زمینه راهکارهای آن سخن نمی گوییم و صرفا به کلی گویی بسنده می کنیم؟ …