سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » از خرداد تا خرداد/ شبکه های اجتماعی؛ راه سبز امید...
» جنبش سبز به روایت میرحسین موسوی/ قسمت پنجم

از خرداد تا خرداد/ شبکه های اجتماعی؛ راه سبز امید

چکیده :اکسیر حیات بخش موسوی برای حل معضلات پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است. او می داند که تنوع قومی و فرهنگی در ایران آنقدر گسترده است که چاره ای نیست همچون شیوه پیامبران الهی بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود فراهم شود. موسوی باز توجه همگان را به تاریخ معطوف می کند سرنوشت حکومتهایی که تعرض کردند به تنوع ملتها و و به دامن استبداد افتادند و منجر به بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم شدند. ...


کلمه – بیتا موحد:

سه ماه بعد از انتخابات مهندسی شده دهمین دوره ریاست جمهوری میرحسین موسوی در بیانیه تفصیلی به آنچه گذشت می پردازد و راهکارهایش را ارائه می دهد. او باز یادآوری می کند از رویدادی که بنا بود سرمایه‌ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. می گوید مشکلی که بعد از انتخابات ایجاد شد در یک ” فرآیندی منصفانه و بی‌طرفانه” قابل پیشگیری و کنترل بود ولی با “بی‌تدبیری ،یورش تبلیغاتی رسانه‌های دولتی و حمله نیروهای امنیتی رسمی و غیررسمی به تجمعات آرام و مسالمت‌آمیز مردم” به انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد. موسوی پیامد بلافصل وضعیت ایجاد شده را گسسته شدن رشته‌های اعتماد میان مردم و حکومت می داند که مشروعیت یک نظام سی ساله را هدف قرار داده است.

او در این بیانیه به واکنش جمع کثیری از دلسوزان حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزه‌های علمیه نسبت به افسانه‌پردازی‌های رسانه‌های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه‌های نمایشی فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشت‌شدگان و افشای وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی اشاره می کند. و نگرانی همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی را صریحا اعلام می کند. از نظر میرحسین موسوی جمهوری اسلامی دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری است و نمی خواهد این میراث گرانقدر به خاطر منافع گروهی که به قیمتی می خواهند در قدرت باشند از دست برود.

چون مدیری دلسوز و خیرخواه خروج از بحران را یاد آور می شود که حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی در روند شتاب‌زده حوادثی که پی‌در پی رخ می‌دهند چاره‌چویی برای خروج از شرایط موجود را بیش از پیش ضروری ساخته است. او می داند که عده ای تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهاب‌آفرینی و بحران‌زایی‌های پیاپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانی‌هایی می‌دانند. کسانی که بدون توجه به مصالح ملی همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران های موجود با بحران های بزرگ تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهایی خطرناک‌ترند.

وی بار دیگر بر ضرورت “اتخاذ رویکردی اجتماعی” با بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی نظام جمهوری اسلامی برای حل مسئله تاکید می کند.

اکسیر حیات بخش موسوی برای حل معضلات پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است. او می داند که تنوع قومی و فرهنگی در ایران آنقدر گسترده است که چاره ای نیست همچون شیوه پیامبران الهی بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود فراهم شود. موسوی باز توجه همگان را به تاریخ معطوف می کند سرنوشت حکومتهایی که تعرض کردند به تنوع ملتها و و به دامن استبداد افتادند و منجر به بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم شدند.

موسوی با نگاهی به آنچه در این سه ماه گذشت، آن را حاصل استیلای تفکر اشتباهی می داند که بر تصمیم‌گیری‌های کلان کشور سایه افکنده است و می خواهد همه چیز را یکدست کند. او ” دستیابی به وجدان عمومی” را دستاورد بزرگی می داند که مردم ما بدست آورده اند و باور دارند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه ها و گرایش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند. او در پس همه حوادث تلخی که بر مردم گذشت به نتیجه ارزشمند و ماندگار آن می نگرد که برای همگان دلگرم کننده است.

موسوی باور دارد که مردم می دانند چه می خواهند و حال می پرسد برای تحقق این خواسته چه باید کرد؟ او می داند که نیروی عظیمی که ملت ما فراهم آورده توان آن را دارد که کشور را به سکویی بلند برای جهش به سوی پیشرفت‌های مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و یا در یک آنارشی درازمدت فرو برد.

استیفای حقوق ملت؛ خواسته ای روشن و منطقی

برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی القا می کنند میرحسین موسوی از همان ابتدا صریحا بارها اعلام کرده است این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. موسوی خواسته های جنبش سبز را “روشن و منطقی” می داند. او باور دارد که حفظ جمهوری اسلامی، تقویت وحدت ملی، احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست.

این رهبر جنبش سبز خواسته های جنبش را در یک جمله خلاصه می کند ” استیفای حقوق از دست رفته ملت” و این حقوق چیزی نیست مگر آنکه در قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است

وقتی موسوی از اجرای بی تنازل قانون اساسی سخن می گوید برخی بر او خرده می گیرند. اما آنچه او می بیند قانونی است “روشن اصلاح” هم در آن پیش‌بینی شده است. در قانون اساسی که میرحسین از آن می گوید مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است. او باور دارد اگر تنها اصل برپایی تجمعات مردم به درستی اجرا شود هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کند.

میرحسین قانون اساسی را پر از ظرفیت‌هایی می داند که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند و این وظیفه مسئولان است که آنها را به فعلیت برسانند. از نظر این سیاستمدار قانون اساسی مجموعه‌ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش‌هایی از آن که منافع اشخاص و یا گروه‌هایی خاص را تامین می‌کند به صورت اغراق‌آمیز تاکید شود و بخش‌هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید.

تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک‌ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی‌طرفی آن اصولی از قانون اساسی است که میرحسین موسوی بر اجرای آن پامی فشارد.

این مدیر سیاسی دوران جنگ از برخورد گزینشی با قانون اساسی بعنوان میثاق ملی و آرمانهای انقلاب اسلامی توامان انتقاد دارد. آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی از منظر میرحسین موسوی اهداف اصلی انقلاب بود به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان بوده است.

تحجر، دولت سازی می کند

میرحسین موسوی اسلام را از قانون اساسی و انقلاب اسلامی مظلوم تر می داند و باور دارد که فاصله ای که بین جامعه و زندگی ایمانی رخ داده است میراث انقلاب نیست. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت. میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود. موسوی فقط می خواهد میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعه‌ای سودازده که در آن تحجر دولت‌سازی می‌کند؛ جامعه‌ای تقلب‌زده، دروغ‌زده.

او دلتنگ همان اسلام ناب محمدی است که نسبتی نداشت با تحجر ی که با برخورد گزینشی با پیام دین آن را مناسب سلیقه و منافع خود در می آورد است. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم.

راه سبز امید تنها راه پیش رو

میرحسین موسوی بر می شمارد همه آنچه در این سه ماه بر مردم رفته است. اما باز هم توصیه می کند که از ملامت نترسیم و از شجاعت دریغ نورزیم. او راه سبز امید را برای رسیدن به سرمنزل مقصود پیشنهاد می کند. راه سبز امید. راهی که از پیش از انتخابات آغاز کردید و همچنان با عزم های استوار در آن گام می زنید. راهی که با دعا و ندا و تکبیر، با گردهمایی های بزرگ و کوچک، با کوشش ها و جوشش ها و گفتگوها و پرس و جوهای خود همچنان در آن قرار دارید. امیدی که حاکی از هویت ایرانی‌مان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه‌های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ‌ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید.

او از “راه” می گوید نه “مقصد” تا توفیق‌‎هایی که در هر مرحله به دست می‌آوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم. او مثل همیشه امید به فضل و هدایت خداوند دارد که راههایی را بگشاید و این نماد سبز را پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی می داند.

تجدید و تقویت هویت ملی

موسوی بدنبال حزب و جبهه و تشکل سیاسی نیست. هر چند ضرورت آن را نفی نمی کند بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه دار برای ترمیم و ایجاد برخی از بنیادین ترین زیرساخت‌های سیاسی است. او می داند که همه شئونات کشور و از جمله تشکل‌ها و احزاب برای فعالیت ثمربخش خود نیازمند یک جامعه مدنی قوی هستند. موسوی بر راهی تاکید دارد که هدفش “تجدید و تقویت هویت ملی” است.

موسوی واقعیت امروز جامعه را خوب می داند. او واقف است با ترکیب جمعیتی جدید و تغییرات شگرفی که ایجاد شده است در حال حاضر شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. او این شبکه را منحصر به فرد می داند و معتقد است اینها باید تقویت و تحکیم شود تا به هنگام تصمیم‌گیری در مورد راه‌حل‌ها و اقدامات آتی، به کار آیند.

تشکیل هسته های شبکه های اجتماعی

میرحسین می داند که وجود جامعه ای فعال و پویا امکان استبداد و تخطی ساختارهای قدرت از خواست‌خود را از میان می‌برد. از نظر این سیاستمدار دور اندیش وظیفه امروز همه این است که به صورتی فطری از جمع‌های کوچک و بزرگ و حتی احزاب و تشکل‌های سیاسی ما سر می‌زند آن است که به صورت هسته‌های معین برای چنین شبکه‌ای عمل کنیم.

او می داند که این واحدهای بی شمار و متکثر قابل انحلال نیستند و این واحدهای خانوادگی و دوستان واحدها همواره وجود دارند. میرحسین اما صرف وجود این واحدها را برای تشکیل شبکه اجتماعی موثری کافی نمی داند و پیشنهاد می دهد که ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‎های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. او با استناد به آیه قرانی می خواهد که خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم. میرحسین باور دارد که این شبکه های اجتماعی “قدرت‌های نهفته ای” دارند که برای ما ظاهر خواهد شد.

شاید اولین سوالی که به ذهن متبادر شود این است که “گرد هم جمع شویم تا چه کنیم؟” وی می خواهد که این اجتماعات محوری برای فعالیت‌های ثمربخش باشد. موسوی معتقد است اگر در این تجمعات تلاش‌های اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عام‌المنفعه و دیگر فعالیت‌های مدنی مشابه قرار نگیرد، به‌مانند درختانی که میوه‌هایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست می‌دهند.

این تئوری پرداز جنبش سبز با برنامه ریزی برای آینده باور دارد که این شبکه های کوچگ اما گسترده و مداوم اجتماعی در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخ‌سازی که از آنها انتظار داریم خواهند پرداخت.

جمع‌های خویشاوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته‌اند، گروههای مورد نظر میرحسین موسوی هستند و او باور دارد “خرده‌رسانه‌ها” یی که از این روابط زاده می‌شوند به شرطی که به روی یک هدف مشتر باشد می‌توانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد.

موسوی “شعار مشترک” را شرط برقراری یک “ارتباط موثر” می داند. شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواسته‌های ما باشد. او باور دارد که در شرایط فعلی این بزرگترین سرمایه ماست که باید در پالایش و پاسداری از آن بیشترین دقت و همت را به کار بگیریم.

آزادی و عدالت توامان

برای این رهبر جنبش سبز شرکت در انتخابات هدف نیست. بلکه او به “حرکت عظیم اجتماعی” می اندیشد که نیازمند “اجماع” است. او که به واقعیت های جامعه آگاهی دارد می داند که نمی‌توان از جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تأمین نیازها اولیه خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآیند توسعه سیاسی را داشت. در عین حال توجه دارد جامعه‌ای که از آزادی‌ها و آگاهی‌های اساسی محروم شود در تأمین معیشتی به آنچه که لیاقت آن را دارد نمی رسد و حتی در عهد درآمدهای افسانه‌ای، به پیشرفتی بیشتر از صدقه‌پروری و واگذار کردن اختیار بازار و اقتصاد ملی خود به بیگانگان نائل نمی‌شود.

موسوی با این شناخت عمیق از بنیانهای تشکیل یک جامعه مدنی آزادی و عدالت را در کنار هم پیش می برد و باور دارد آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توأم باشد. او می داند به همان اندازه که محدودیت‌ها برای آزادی بیان و امکان برگزاری اجتماعات نگران‌کننده است، وجود فقر، فساد و تبعیض در سطحی گسترده چشم‌انداز دسترسی به جامعه‌ای آرمانی مبتنی بر قانون اساسی را تیره می‌کند.

این مدیرسیاسی که تکثر و تنوع در آرا و اندیشه ها را ضرورت یک جامعه مدنی می داند از آموزه تکثر راههای رسیدن به خدا استفاده می کند و تاکید دارد که برای دفع ظلم و استبداد و تحقق ایرانی پیشرفته، ما نباید به قدم گذاشتن در یکی از آنها یا همراهی با یکی از همفکران خود اکتفا کنیم. برای او پیوستن به شبکه های اجتماعی متنوع یک راهکار حیاتی در مبارزه است و برای پیشگیری از تطاول و ظلم ویرانی به این شبکه ها توصیه می کند که در پیوندهای خود به نظمی نیاز داریم تا اگر دست تطاول و ظلم فردی یا افرادی از همراهانمان را ربود و واحد یا واحدهایی از این شبکه اجتماعی گسترده را ویران کرد، لطمه‌ای به حیات و پویایی آن وارد نشود. او که باور دارد به “خرد جمعی” در حل همه معضلات اجتماعی مردم را سفارش می کند که بر مبنای این خرد اهداف خود را پیش گیرند.

موسوی در کنار ضروت تشکیل هسته های شبکه های اجتماعی برای ساختن آینده ایران به جناحی که برای ماندن در قدرت متوهم شده است هم راهکارهایی ارائه می دهد و می گوید اگر خواستی برای برون رفت از بحران می طلبید به این اقدامات توجه کنید. اقدامات و راه حلهایی که از سوی علاقه مندان به انقلاب و نظام بارها گفته شد و با بی مهری پاسخ گرفت.

۱- تشکیل گروه حقیقت‌یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان

۲- اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.

۳- شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای

۴- رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.

۵- اعمال اصل ۱۶۸ قانون اساسی در خصوص تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به جرایم سیاسی با حضور هیئت منصفه

۶- تضمین آزادی مطبوعات، تغییر رفتار جانبدارانه صدا و سیما، رفع محدودیتهای اعمال شده برای برخورداری احزاب، گروههای سیاسی و نگرشهای مختلف از ارائه دیدگاههای خود در رسانه‌ها، به ویژه صدا و سیما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.

۷- به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل ۴۴ قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی

۸- تضمین حق اساسی مردم در تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها با اعمال اصل ۲۷ قانون اساسی ۹٫ تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت‌های اقتصادی ما در راهی پر از نورانیت وارد شده‌ایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است. برای خود و شما در این مسیر از خداوند یاری می‌طلبم و امیدوارم با همکاری و همراهی همه دلسوزان نظام و انقلاب اهداف ملت در هر مرحله از این مسیر روشن و محقق شود.

بازداشت فرزند شهید بهشتی؛ نشانه ای از یک حادثه سهمیگین

به دنبال دستگیری فرزند شهید بهشتی، سید علیرضا بهشتی و مهندس مرتضی الویری مسئولان کمیته پیگیری امور آسیب دیدگان حوادث ایام اخیر و سردار مقدم مسئول کمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی، این رهبر جنبش سبز با شگفتی و ابهامی که در میان دلبستگان به نظام ایجاد شده به تضادی که در رفتار دولتمردان است می پردازد. حبس و بازداشت انقلابیون و خادمان به مردم و آزاد گذاشتن کسانی که فاجعه آفرینی کردند برای این کشور آنان به بند کشیده شده اند در حالی که جرمی جز پیروی از راه انقلاب و دفاع از اجرای عدالت در مورد خون‌های به‌ناحق ریخته شده و کمک به خانواده بی گناهانی که پس از انتخابات به زندان افتاده اند ندارند. آنان اینک در زندان به سر می‌برند در حالی که عاملان فجایع اخیر آزادند.

همراه شهید بهشتی با استناد به “حرمت انسان‌ها در فرزندانشان پاسداری می‌شود” از زبان مردم می پرسد مردم اینک از مدعیان پرچمداری انقلاب اسلامی می پرسند حرمت شهید مظلوم انقلاب آیت الله دکتر بهشتی را در خاندان او چگونه رعایت کرده‌اید؟

میرحسین از این برخوردهای غیرمنطقی در می یابد که قرار نیست با پاسخی خردمندانه روبرو شود. و پیش بینی می کند که روزهایی خطیر در پیش‌رو قرار گرفته است. او دستگیری کسانی چون علیرضا بهشتی را “یک نشانه” می داند که از حوادثی سهمگین‌تر خبر می‌دهد. نشانه ای که درست بود و حوادث سهمگین تری که یکی پس از دیگری از راه رسید. اما او نوید هم می دهد که باطل رفتنی است و آن چیزی که به مردم سود می‌رساند باقی می‌ماند. موسوی به رغم همه این نامهری ها به نزدیکانش باز مردم را به ” آرامش و هوشیاری” دعوت می کند و به آنان بشارت می دهد سلسله حوادث جدیدی که آغاز شده است به مانند دیگر تحرکات کور این ایام برای مخالفان شما جز خسارت باقی نخواهد گذاشت. موسوی مثل همیشه مراقب است که این تحریکات که از سوی حکومتگران بی خرد انجام می شود به کاشانه و کشور لطمه نزنند.

این شاگرد شهید مظلوم بهشتی که خود را وامدار خدمات خاندان بهشتی به انقلاب و نظام می داند نسبت به “هتک حرمتی” که به این خاندان شده، به فرزندان آن شهید و شاگردان و پیروان و دوستداران او و تمامی دلبستگان به انقلاب و اسلام تسلیت می‌گوید و از خداوند می خواهد ضایعه‌ای که با این عمل در قلب مردم ما ایجاد شده است با جاودانه کردن آبروی این خاندان جبران شود.

قسمت‌های پیشین سلسله مطالب «جنبش سبز به روایت میرحسین موسوی»:

قسمت اول؛ تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نمی‌شوم

قسمت دوم؛ تجمع ۲۵ خرداد، صیانت از رأی و دفاع از جمهوریت و اسلامیت

قسمت سوم؛ پیگیری تقلب انتخاباتی، وظیفه ملی و دینی

قسمت چهارم؛ امید بذر هویت ماست


  • هوادار سبز محمد

    ای حکو مت گران نادان و متحجر و مستبد کشور را نابود کردید .دست از لجبازی بر دارید تا دیر نشده است . رهبران جنبش سبز و همه زندانیان سیاسی را ازاد کنید .بخدا فردا مانند ضدام و قذافی و همین بشار اسد وبد تر از مبارک خواهید شد و مردم دیگر شمارا ان گاه نخواهند بخشید