سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » از خرداد تا خرداد/ تجمع 25 خرداد؛ صیانت از رأی و دفاع از جمهوریت و اسلامیت...
» جنبش سبز به روایت میرحسین موسوی/ قسمت دوم

از خرداد تا خرداد/ تجمع 25 خرداد؛ صیانت از رأی و دفاع از جمهوریت و اسلامیت

چکیده :برخلاف آنان که سعی داشتند حرکت عظیم جنبش سبز مردم ایران را اقدامی علیه نظام جلوه دهند، میرحسین موسوی پس از تجمع عظیم و بی سابقه روز 25 خرداد صراحتا گفت که این تجمع "در دفاع از حق و صیانت از رأی و دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام " انجام گرفت و برای همین بود که اصحاب دروغ را آن چنان به خشم آورد که تحمل نیاوردند و کوشیدند شیرینی این همایش پرشکوه را با برخورد سبعانه به کام دوستداران ایران تلخ کنند. ...


کلمه – بیتا موحد:

برخلاف آنان که سعی داشتند حرکت عظیم جنبش سبز مردم ایران را اقدامی علیه نظام جلوه دهند، میرحسین موسوی پس از تجمع عظیم و بی سابقه روز 25 خرداد صراحتا گفت که این تجمع “در دفاع از حق و صیانت از رأی و دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام ” انجام گرفت و برای همین بود که اصحاب دروغ را آن چنان به خشم آورد که تحمل نیاوردند و کوشیدند شیرینی این همایش پرشکوه را با برخورد سبعانه به کام دوستداران ایران تلخ کنند.

او با دعوت مردم به آرامش، به کسانی که تظاهرات آرام را به خشونت می کشاند می گوید که مردم می دانند چه کسانی خوابگاه دانشجویان را ویران کردند و دانشجویان پسر و دختر را کتک زدند یا در شمال میدان آزادی مردم را به شهادت رساندند. موسوی تلاش مردم برای برپایی این تظاهرات را نشانه روشنی می داند که مردم در پی اعتراض آرام به روند ناسالم برگزاری انتخابات و تحقق هدف ابطال انتخابات و تجدید آن بر اساس راهکارهایی هستیم که عدم تکرار تقلب های فضاحت بار انتخاب پیشین را تضمین کند.

نخست وزیر محبوب امام از همان روز حساب مردم را “از کسانی که با آشوب و تخریب اموال خصوصی و عمومی فضای جامعه را متشنج کنند و آن را به سوی هرج و مرج ببرند” جدا می کند. او می داند که همان ” اصحاب تقلب و دروغ” هستند که برای تکمیل طرح خود به بانک ها و ادارات و اموال مردم حمله می کنند و آنها را تخریب می نمایند.

میرحسین موسوی به تلاش دولت و سازمان صدا و سیما اشاره دارد که چگونه می خواهند موج سبز مردمی را وابسته به بیگانگان جلوه دهد. او آسیب شناسی می کند دلیل اصلی اقبال مردم به رسانه های خارجی را و آن را ناشی از “بی تدبیری و فضای بسته رسانه ای موجود ” می داند. او واقف است دولتی که رسیدن صدای مخالفانش را از طریق چند روزنامه و پایگاه خبری طاقت نمی آورد لاجرم به دست خود، نگاه جامعه را به رسانه های بیرون از مرزها معطوف می کند؛ موج سبز اعتراض های ما تنها منعکس کننده یک خواست مستقل و به حق داخلی است که به مداخله دیگران، خوش آمد نمی گوید.

نخست وزیر هشت سال جنگ تحمیلی دستگیری های گسترده فرزندان انقلاب را نشان از آن می داند که عاملان تقلب و سپس بلوا کمترین شناختی نسبت به حقیقت اعتراضات مردم ندارند و با توهم اینکه سازماندهی تشکیلاتی عظیمی در ورای حرکت های مردم قرار دارد، خود را تسلی می دهند تا باور نکنند که طبیعت خودجوش واکنش های مردم خبر از ادامه دار بودن آن تا رسیدن به نتیجه می دهد

همدردی با بازماندگان؛ همه جا

بعد از اینکه تعدادی از مردم معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در نتیجه اقدامات غیرقانونی حاکمیت به شهادت رسیدند میرحسین موسوی که خود صاحب عزا و همدرد این مردم است با عرض تسلیت به خانواده های شهدا و همدردی با مصدومان و مجروحان از همگان خواست به هرصورت ممکن، اعم از اجتماع در مساجد و تکایا با استفاده از نمادهای سوگواری همدردی خود را با بازماندگان اعلام کنند.

نقطه عطف تاریخ ایران

میرحسین موسوی از همان هفته اول اعتراضات مردمی دریافته بود که این روزها و شب‌ها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. او که در برابر این پرسش همگانی قرار گرفته که “چه باید کرد و به چه سو باید رفت” بعنوان شاگرد این مدرسه بزرگ که به وسعت همه ایران است “رسالت تاریخی” را یاد آوری می کند و می خواهد که شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسل‌ها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.

او برای این نسل سومی هایی که همیشه از انقلاب می پرسند و نمی دانند چرا پدرانشان به خیابانها رفتند و به رهبری عالمی فرزانه بساط دیکتاتوری را برچیدند، داستان انقلاب را بازمی گوید. سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛از انقلابی می گوید که برای آزادی، انقلابی برای احیای کرامت انسان‌ها، انقلابی برای راستی و درستی بر پا شده بود. از ” سرمایه‌های عظیمی از جان و مال و آبرو” یی یاد می کند که در “زمان امام روشن ضمیر” در پای تحکیم این “بنای مبارک” گذارده شد و دست‌آوردهای ارزشمندی را به ارمغان آورد. از “نورانیتی” می گوید که تا پیش از آن جامعه تجربه نکرده بود و از “حیاتی نو ” می گوید که به‌رغم سخت‌ترین شداید برای مردم شیرین بود. او که خود یکی از میلیونها شاهد آن صحنه هاست می داند که آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طلیعه‌هایی از حیات طیبه بود. اطمینان دارم کسانی که آن روزها را دیده‌اند به چیزی کمتر از آن راضی نمی‌شوند.

حیات طیبه؛ کرامت و آزادی

او اینک خود بدنبال گمشده “حیات طیبه” است. او باور دارد که مردم آن را دارند که بار دیگر آن “فضای روح انگیز” را تجربه کنند. او می گوید برای چه بعد از بیست سال باز از آن خانه کوچه اختر به میان مردم بازگشته است. دلتنگ آرمانهای انقلاب بود. “کرامت و آزادی” را که گم شده بود در میان تزویر و دروغ اقتدارگرایان را می جست. او آمده بود که باز بگوید هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست.

او همه آنچه او را باز به صحنه سیاست باز گرداند برای مردم باز می گوید. صادقانه می گوید که آمده بودم تا نشان دهم می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می‌انجامد؛ تا به یاد آورم که اعتنا به کرامت انسان‌ها پایه‌های نظام را تضعیف نمی‌کند، بلکه استحکام می‌بخشد.

او که به تنگ آمده بود از این همه دروغ و ریا می خواست بگوید مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستی می‌خواهند و بسیاری از گرفتاری‌های ما از دروغ برخاسته است. موسوی که باور داشت به منابع غنی ملی و می دانست که این ملت متمدن می تواند دستاوردهای عظیمی به ارمغان بیاورد می خواست بگوید که عقب‌ماندگی، فقر، فساد و بی‌عدالتی سرنوشت ما نیست. این یارانقلاب می خواست بار دیگر مردم را به پیام انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت کند.

موسوی آنقدر باور دارد به گستردگی و گیرایی پیام های انقلاب که هر چند خود را “بلیغ” نمی داند اما می داند که این پیام آنقدر “دلنشین” است که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله می‌کرد، به هیجان آورد و صحنه‌هایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد.

نخست وزیر محبوب امام خود را پیرو مردمی می داند که در حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزید. موسوی باور دارد که هویت ملی پیوند عمیق دارد با باورهای دینی و برای اثبات این باور قلبی اش چه چیزی بهتر از صحنه هایی که باز خلق شد در خرداد. نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم می‌شد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قریب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می‌نشیند میوه‌هایش شبیه به هم است. موسوی می داند که سرشت پاک انسانها جایگاه کبریایی خداست و این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. و چقدر دلتنگ است از آنان که منافع کوچکشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ‌ساخته و پرداخته بیگانگان و «انقلاب مخملین» بنامند.

او “استقبال عظیم” مردم از انتخابات را مرهون تلاش‌هایی می داند که برای ایجاد امید و اعتماد در مردم صورت گرفت تا برای بحران‌های مدیریتی موجود و نارضایتی‌های گسترده‌اجتماعی، که انباشت‌شان می‌تواند کیان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخی شایسته فراهم شود. او باور دارد که اگر به این حسن‌ظن و اعتماد مردم از طریق صیانت از آرای آنها پاسخ داده نشود و یا آنها نتوانند برای دفاع از حقوقشان به نحوی مدنی و آرام واکنش نشان دهند مسیرهای خطرناکی در پیش خواهد بود که مسئولیت قرار گرفتن در آنها بر عهده کسانی است که رفتارهای مسالمت‌آمیز را تحمل نمی‌کنند.


باطل کردن سحر دوگانگی اسلام و جمهوریت

موسوی “حجم عظیم تقلب و جابه‌جایی آرا” را آتشی می داند که به “خرمن اعتماد مردم” زده شده است و باور دارد که در این میانه آنجه به مسلخ رفته است “جمهوریت نظام ” است چرا که او می داند آنها که سالها نشسته بودند تا به این باور جامه عمل بپوشانند که “اسلام و جمهوریخود رسیدند. او که از ابتدای انقلاب این دو گروه را خوب می شناسد برای مردم می گوید از آن دسته ای که خون به دل امام کردند و از ابتدای انقلاب در مقابل امام صف‌آرایی کردند و حکومت اسلامی را همان استبداد صالحان ‌دانستند و به گمان باطل خود می‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته دیگری که با ادعای دفاع از حقوق مردم اساسا دیانت و اسلام را مانع تحقق جمهوریت می‌دانند. موسوی “هنر شگرف امام” را “باطل کردن سحر این دوگانه‌‌انگاری‌ها” می داند و خود را شاگرد این امام می داند که آمده بود تا با تکیه بر راه امام تلاش ساحرانی را که دوباره جان گرفته‌اند خنثی کنم.

وی متاسف است که مقامات کشور با همه آنچه گذشت بر انتخابات صحه می گذارند و می گوید که از وی خواسته می‌شود که در این شرایط شکایت خود را از طریق شورای نگهبان پیگیری کنیم، اما این کاندیدای معترض به نتیجه آرا به خود عملکرد این شورا هم اعتراض دارد. شورایی که چه قبل، چه حین و چه بعد از انتخابات عدم بی‌طرفی خود را به اثبات رسانده است. موسوی می داند که نخستین اصل در هر داوری رعایت بی‌طرفی است.حال چگونه می توان به شورایی شکایت برد که اصل اولیه داوری را ندارد؟

هیئت مورد اعتماد ملی و ابطال انتخابات

او که خود مدیریت سیاسی کشور را سالها در دست داشته است می داند که مکانیسم های قانونی برای حل این مشکل وجود دارد در نیتجه پیشنهاد می دهد که ” یک هیئت مورد اعتماد ملی ” ” ابطال انتخابات و تجدید آن” را بعنوان حق مسلم مردم مورد بررسی قرار دهد. پیشنهادی که هیچگاه شنیده نشد.
میرحسین موسوی که از ابتدا گفته بود تسلیم این صحنه آرایی ها نمی شود، این بار به مردم اعلام می کند که آنچه در این مدت در صحنه سیاسی کشور به نمایش گذاشته شد برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور است. چیزی که در کمتر از دوسال خود را نشان داد.

او به عنوان همراهی که “زیبایی‌های موج سبز” حضور مردم را دیده است هرگز به خود اجازه نمی دهد که بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گیرد. اما همزمان بر اعتقاد راسخ خود مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استیفای حقوق مردم پای می فشارد. او توانایی و کنترلی بر آنچه می گذرد ندارد اما چون مردم را باور دارد می داند که انگیزه و خلاقیت مردم همچنان می‌تواند حقوق مشروع تان را در چهره‌های مدنی جدید مورد پیگیری قرار دهد و محقق کند.

موسوی خود را همراه این مردم می داند و اطمینان می دهد که “همواره” در کنار آنان خواهد ماند و همراهی و استقامش به رغم همه تلاشها یی که از سوی اقتدارگرایان صورت گرفت در این مدت به مردم نشان داد که این همراه جنبش سبز بر پیمانش ایستادگی می کند.

او نگران است. می داند که صحنه گردانان این بازی خطرناک به دنبال چه چیزی هستند فلذا بردارانه از همه خصوصا جوانان می خواهد که نگذارید دروغگویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. برای موسوی این انقلاب و نظام میراث شهیدانی است که با خون خود در برپایی و برقراری جمهوری اسلامی دفاع کردند. او می خواهد که با توکل به خداوند و امید به آینده و تکیه بر توانمندی‌هایتان حرکات اجتماعی خود را پس از این نیز براساس آزادی‌های مصرح در قانون اساسی و اصل امتناع از خشونت پیگیری کنید.

برای موسوی بسیج و سپاه و ارتش همان مفاهیمی را دارد که تضمیین کننده بقا و عزت نیروهای نظامی ماست. او تعریفش از این نهادها به قشری گری و تعصبات قبیله ای برنمی گردد. او این نهادهای مردمی را در خدمت قدرت نمی بیند بلکه آنان را برخاسته از مردم و برای خدمت به مردم می داند. فلذا ست که محور توجه اش را روی آن می گذرد و به مردم یاد آوری می کند که ما در این راه با بسیجی روبرو نیستیم؛ بسیجی برادر ماست. ما در این راه با سپاهی روبرو نیستیم؛ سپاهی حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نیستیم؛ ارتش حافظ مرزهای ماست.

میرحسین موسوی نظام جمهوری اسلامی و ساختارهای آن را هم بری از این همه تقلب و تزویر و ریا می داند و باور دارد که چنین نظامی “حافظ استقلال و آزادی” ماست. او باز محور مبارزه را پررنگ می کند و اراده راسخ برای مبارزه با این کژی و پلشتی را یاد آور می شود ما با کجروی ها و دروغ گویی ها روبرو هستیم و در پی اصلاح آنیم؛ ا صلاحی با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامی .

این آخرین نخست وزیر برای درمان همه تنش و بحرانی که بر اثر بی کفایتی مدیریت سیاسی کشور حاصل شده باز به قانون برمی گردد و توصیه می کند برای برقراری آرامش در خیابان ها مطابق اصل ۲۷ قانون اساسی امکان تجمع های مسالمت آمیز را نه تنها فراهم کنند. مشفقانه می خواهد که چنین گردهم آیی هایی را تشویق کنند. به نقش کلیدی صدا و سیما می پردازد و می خواهد که خود را از قید بدگویی ها و یک طرفه عمل کردن ها رها سازند.

موسوی همه هشدارهایش را می دهد. او جامعه را خوب می شناسد و نیازهایشان را می داند. توصیه می کند بگذارند صداها قبل از آن که به فریاد تبدیل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در این رسانه جاری، تصحیح و تعدیل گردد. بگذارند جراید نقد کنند، خبرها را آنچنان که هست بنویسند و در یک کلام فضایی آزاد برای مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت های خود آماده سازند. او که باور دارد به اصل آزادی مردم می خواهد اجازه داده شود آنهایی که علاقه دارند تکبیر بگویند و آن را مخالفت با خود تلقی نکینم.

او می داند که اگر هر گره ای با انگشت تدبیر و تعقل گشوده شود نیازی به حضور نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان ها نخواهد بود. نگرانی که موسوی ترسیم می کند آن چیزی است که دل هر علاقمند به انقلاب و کشور را به درد می آورد.

قسمت‌های پیشین:

قسمت اول؛ تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نمی‌شوم


  • ایرانی

    این بزرگ مرد، آن روزها چیزهایی در خشت خام می دید که کسانی چون من هرگز در آیینه نیز نمی توانستند آنها را ببینند.

    به امید ایرانی آباد و آزاد
    یا حسین میرحسین

  • آزادی

    موسوی نشان داد که بر سر وعده ها و حرفهایش می ایستد تا مرز جان !!!!
    درود بر آزادی

  • رحمان

    خانم موحد چشم حتمن بنده شرکت می کنم مثل هر دفعه ای که اعلام شده و شرکت کرده ام. اما دروغ چرا، باور بفرماید بنده برای دفاع از مفهوم جمهور شرکت می کنم نه اسلامیت نظام. اما باز ما سپاسگذار مرد بزرگی چون موسوی هستیم.

  • امیدسبز

    یا حسین میرحسین

  • حقير

    براي اثبات قدرت پنهان جنبش كافيست با خود و تك تك اعضاي بزرگش “صادق” بود و به اين توانايي “اعتماد” كرد. سر خوردگي هاي موجود دليل بر بريدگي نيست. جسارتا “هوشمندي” كافي در تصميمات وجود نداشته است. براي فهم ترس كسي نيازي به ديدن دستان لرزانش نيست! حال اين ترس از هر چيز باشد! بارها گفته شده كه نياز به تحول است ولي گويا صدا ضعيف بوده است! تصميمات (حتي اگر بي عملي باشد) با آينده همه ما تاثير مستقيم دارد.